به روز بودن دانشجویان حقوق و پاسخگویی به سوالات هموطنانم.

۱۶۵ مطلب با موضوع «انواع لایحه» ثبت شده است

لایحه دفاعیه ادعای زنا بر اساس فیلم و عکس

بسمه تعالی

ریاست محترم و مستشاران گرامی شعبه ........ دادگاه کیفری یک

با سلام و عرض احترام

بدینوسیله به وکالت از آقای ........... و در دفاع از ادعاهای متعدد و بلاوجه شاکی پرونده کلاسه ..... مطالب ذیل را یه استحضار آن عالیجنابان می رساند:

1- به نظر میرسد قانونگذار به شرح ذیل، در جای جای قانون مجازات اسلامی جدید (بر خلاف قانونگذار سابق)، به عمد و در جهت توصیه های شارع مقدس، در تلاش بوده که مسیر دادرسی را به نوعی هدایت نماید که رسیدگی به جرایم منافی عفت، دستاویزی برای تسویه حساب های شخصی نشده و کسی به خود جسارت اعلام آن را ندهد و ارتکاب آن در جامعه بر افواه و زبانها جاری نگردد:

الف) طبق ماده ۲۴۱ قانون مجازات اسلامی:"در صورت نبودادله اثباتقانونی بر وقوع جرم در جرائم منافی عفت و انکار متهم، هرگونه تحقیق و بازجویی جهت کشف امور پنهان و مستور ممنوع است."

ب) مطابق مفهوم ماده ۱۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری امکان ارجاع تحقیق در مورد جرائم منافی عفت به ضابطین وجود ندارد و تحقیقات باید توسط خود مقام قضایی انجام شود.

ج) راههای اثبات قانونی جرم زنا محدود است به چهار بار اقرار( بند الف ماده ۱۷۲ قانون مجازات اسلامی) و شهادت چهار مرد( ماده ۱۹۹ قانون مجازات اسلامی) و لذا به جز این دو مورد، هیچ دلیل دیگری نمی تواند اثبات کننده جرم زنا باشد.

د) حتی در صورت اقرار مرتکب هم که دلیل قانونی و قطعی اثبات دعوی یا به تعبیر فقها سلطان ادله یا مطابق حکم ماده ۲۱۳ قانون مجازات اسلامی، مقدم بر همه دلائل است، نیز انکار پس ازاقرار نیز مطابق ماده ۱۷۳ قانون مجازات اسلامی

مسقط مجازات است چه رسد به دلیلی که متهم از اساس آن را نفی می کند و یا فرضی که هیچ دلیل اثبات قانونی( اقرار و شهادت) وجود ندارد.

ه) از نظر مبنایی و علت سنجی و بررسی سلسله علل، وقتی که قاضی امری را به ضابطین و کارشناسان ارجاع می دهد و ضابط پس از بررسی اظهار نظر می نماید، این به نوعی شهادت است، که مطابق ماده ۲۰۰ قانون مجازات اسلامی مبتنی بر مشاهده مسستقیم و عینی نیست و مطابق همین ماده، نمی تواند مستند جرم زنا باشد.

و) مطابق ماده ۱۲۱ قانون مجازات اسلامی به صرف وجود شبهه یا تردید، نیازی به تحصیل دلیل جدیدتر و تلاش جهت ایجاد قطع و یقین نیست و به حکم همین ماده جرم ثابت نمی شود.

ز) مطابق ماده ۲۱۸ قانون مجازات اسلامی انکار بعد از اقرار موجب سقوط مجازات قانونی است.

ح) مطابق ماده ۲۲۷ قانون مجازات اسلامی دایرهاحصان به قدری از سوی قانونگذار توسعه داده شده که شاید بتوان گفت اکثریت قریب به اتفاق مردهای متاهل محصن نیستند!

ط) مطابق ماده ۲۳۲ قانون مجازات اسلامی، دلائل قانونی آنقدر خصوصیت دارد که در صورت عدم وجود آنها حد مجازات قانونی ساقط می شود.

ی) تبصره ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی، نسبت دادن جرائم منافی عفت را حتی اگر صحت داشته باشد و به اثبات برسد نیز، خود جرمی مستقل می داند.

2- در ادامه و در دفاع از موکل لازم به توضیح است که شاکی آنطور که قبلا نیز اظهار شده است با موکل خصومت شخصی قبلی داشته اند که منتهی به درگیری فیزیکی و نهایتا صدور حکم به پرداختدیه از جانب موکل به ایشان شده است که همه این خصومت ها در حقیقت نشات گرفته از اختلافات خانوادگی شاکی با همسرش(مشتکی عنها) می باشد که متاسفانه به حیطه کاری مشترک ایشان با موکل سرایت یافته است. نهایتا اینکه این اختلافات خانوادگی، حیثیت و آبروی موکل اینجانب را نیز به بازی گرفته و وی را درگیر اتهامی سنگین که به هیچ وجه به ایشان منتسب نمی باشد، نموده است. شاکی با ارائه فیلم درصدد اثبات اتهام وارده به موکل می باشد که هم از دید صریح قانونی و فقهی، فیلم و عکس و سایر دلایل این چنینی به خودی خود، کافی و وافی و مثبت جرم زنا نمی باشد و هم علاوه بر آن همانطور که قصات محترم استحضار دارند امروزه نرم افزارهای خطرناکی با عنوان "دیپ فیک" فراگیر شده اند که مخصوصا جهت جعل فیلم های ساختگی به کار گرفته می شود. این امر بیش از پیش قابل استناد بودن فیلم را به عنوان دلیل و مدرک هر نوع دعوایی از قابلیت استناد خارج می نماید.

3- با این حال ورود چنین اتهامی از سوی موکل انکار شده و اذعان داشته است که هیچ رابطه ای به جز در حیطه کاری (آن هم در گذشته و نه اکنون) فی ما بین ایشان و متهمه وجود نداشته و ندارد.

در حالیکه این امر کاملا مشهود و واضح است که تا کنون از سوی شاکی و وکیل ایشان هیچ گونه دلیل قانونی و قطعی دال بر وقوع جرم و انتساب آن به موکل ارائه نشده است، علاوه بر این ایشان بر خلاف متن صریح قانون از جمله مواد ۱۲۱ و ۲۴۱ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری عمل نموده و درصدد سوق دادن قضات محترم و دادرسی جهت تحقیق و تفحص پیرامون وقوع یا عدم وقوع جرم نموده و اصرار در انتساب جرم به موکل اینجانب را دارند.

لذا با عنایت به دلایل قانونی و فقهی مذکور و همچنین دفاعیات استنادی مندرج در این لایحه و انکار قطعی و بی شائبه موکل در قبال جرم انتسابی، از عالیجنابان محترم صدور رای به برائت ایشان و همچنین محکوم نمودن شاکی پرونده بهقذف و اشاعه فحشا مستند به ماده 200 قانون مجازات اسلامی، مورد استدعاست.

با سپاس فراوان و تجدید احترام

۳۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۰:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تبادل لوایح تجدید نظر

احتراماً اینجانب ------- تجدیدنظرخوانده دعوای حضانت فرزند مشترک در خصوص پرونده به شماره 9------ و دادنامه صادره به شمار ----- مورخ 31/2/99 از شعبه ...........دادگاه ......دو ....مبنی بر صدور حکم حضانت به نفع اینجانب در دفاع از خود و لایحه ی وکیل تجدیدنظرخواه به استحضار می رساند:

1- در ابتدا خلاصه ی ماوقع به این شرح است که اینجانب با تجدیدنظرخواه به دلایل مختلفی حدود یک سال می باشد که  اختلافات خانوادگی داریم و در حال حاضر از یکدیگر جدا زندگی می کنند و دارای دو فرزند مشترک می باشیم که یکی از آنها از حضانت خارج است و دیگری دختر 3ساله می باشد که طبق قانون تحت حضانت مادر می باشد،تا اینکه در تاریخ 28/12/98 همسرم به بهانه ی ملاقات فرزند ،دخترم را برای گردش به بیرون از خانه می برد و از آن زمان تا به حال دخترم را بر نگردانده و هیچ اطلاعاتی از مکان زندگی و وضعیت جسمی و روحی فرزند خود ندارم.در این خصوص گزارش کلانتری تهیه شده که ضمیمه می باشد.

2-لازم به ذکر است تجدیدنظرخواه دارای شرایط روحی مناسبی جهت نگهداری کودک نمی باشد زیرا بارها اینجانب را مورد ضرب و جرح شدید قرار داده است  و من به خاطر حفظ آبرو و زندگی خود هیچ حرفی نزده و شکایتی نکرده ام و در آخرین دعوایی که داشتیم و همسرم من را مورد ضرب و جرح شدید قرار داد ،از ایشان شکایت نمودم که در این مورد پرونده ای به شماره ---------------- در شعبه ...بازپرسی دادسرای ......... مطرح و درحال رسیدگی می باشد.و با این شرایط روحی و روانی تجدیدنظرخواه ممکن است کودک را هم مورد آزار و اذیت جسمی و روحی و ضرب و جرح قرار دهد.

3-در دفاع از بند اول لایحه ی وکیل تجدیدنظرخواه باید به عرض برسانم همانطور که مستحضرید طبق ماده 1169 قانون مدنی صراحتاً بیان نموده حضانت فرزند تا 7سالگی با مادر می باشد و در این خصوص و تا این سن کودک،هیچ حرفی از اختلاف و قصد متارکه بین والدین بیان نشده است و در خصوص بعد از سن 7سالگی اگر اختلافی وجود داشته باشد،حضانت فرزند با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد.و همچنین لازم به ذکر است با توجه به دفاع وکیل تجدیدنظرخواه که بیان می دارد تا کنون هیچ اختلاف و قصد متارکه ای بین والدین نمی باشد باید به عرض برسانم من و همسرم چندین سال است که باهم اختلاف و مشکلات زیادی داریم و در حال حاضر حدود یک سال است که جدای از هم زندگی می کنیم ،اگر از نظر ایشان این به معنای اختلاف و جدایی نیست پس چه معنای دیگری دارد؟!

4-در دفاع از بند چهارم لایحه ی وکیل تجدیدنظرخواه باید به عرض برسانم طبق ماده ی 1173 قانون مدنی در صورتی حضانت سلب می شود که فرد دارای انحطاط اخلاقی باشد و طبق بند دو همان ماده فرد اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء باشد به عبارتی به کار فساد و فحشاء مشغول باشد و با این صفات مشهور باشد که در اینصورت صلاحیت نگهداری فرزند را ندارد ،اما در خصوص ادعای ایشان باید بیان نمایم همسرم از اینجانب بابت رابطه نامشروعی که هیچ دلیل و اماره ای ندارد و تنها تهمت و افترایی بیش نیست شکایت نموده که پرونده همچنان در مرحله ی دادسرا می باشد و تا کنون هیچ جرمی اثبات نگشته و حتی قرار نهایی دادسرا نیز صادر نگردیده است که قابل استعلام می باشد.بنابراین تنها یک تهمت بی اساس نمی تواند باعث سلب حضانت اینجانب گردد!

5-لازم به ذکر است با توجه به اینکه تا کنون حدود 3ماه است که اینجانب فرزند خود را ندیده ام و با توجه به پیگیری های مکررم ،همسرم اجازه ی ملاقات فرزندم را به من نمی دهد و بیان نمی کند فرزندم در حال حاضر کجا زندگی می کند و من نمیدانم دختر 3ساله ام در چه شرایط روحی و روانی و جسمی قراردارد و مطمئناً دختر 3ساله بیش از هرچیزی ،فقط آغوش گرم و پرمهر و مراقبت های ویژه ی مادرش را می خواهد و معلوم نیست در این مدت چه به حال فرزندم آمده است و ممکن است خسارات روحی و روانی جبران ناپذیری به فرزندم وارد شود لذا طبق ماده 40 و 41 و 42 و 54 قانون حمایت خانواده در صورتی که پدر مانع ملاقات و استرداد طفل تحت حضانت مادر شود قاضی دادگاه می تواند رأساً آن شخص متخلف را تا زمان اجرای حکم بازداشت و یا به جزای نقدی و حداکثر مجازات محکوم نماید.

6-در نهایت با توجه به اینکه کودک در سن 3سالگی طبق قانون تحت حضانت مادر می باشد اما تجدیدنظرخواه جهت اذیت و آزار اینجانب از اجرای قانون ممانعت می نماید و فرزندم را جهت آزار اینجانب وسیله ای قرار داده است تا به اهدافش برسد و هیچ احساس و آگاهی از عواطف مادری و نیازهای فرزند دختر ندارد و تنها دخترم مورد آسیب های جدی روحی قرار می گیرد،لذا از آن عالی مقامان محترم درخواست رد اعتراض تجدیدنظرخواهی و تأیید حکم شایسته ی بدوی مبنی بر محکومیت تجدیدنظرخواه به استرداد فرزند و حکم حضانت اینجانب جهت احقاق حق اینجانب و اتمام این دوران سخت را دارم.

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۲:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه درخواست اعاده دادرسی خلاف بین قانون و شرع

دادستان محترم کل کشور

 با سلام احتراما در خصوص دادنامه های شماره   مورخ     شعبه دادگاه محترم عمومی و مورخ   (شعبه  دادگاه محترم تجدید نظر استان و مورخ (شعبه دیوانعالی کشور به شرح دلایل ذیل الذکر با پذیرش درخواست نقض دادنامه های فوق الذکر صدور دستور رسیدگی مجلد عادلانه براساس ماده ۱۸ قانون اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مورد استدعاست.

باتشکر و سپاس فراوان

نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۰:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه اعاده دادرسی طاری به جهت صدور حکم زاید بر میزان خواسته

ریاست محترم شعبه    دادگاه عمومی تجدید نظر "نام شهرستان محل رسیدگی به پرونده به استناد رای موضوع اعاده دادرسی"

با سلام احتراما نظر به این که مستند پرونده تحت رسیدگی جنابعالی دادنامه شماره صادره از شعبه دادگاه علوم تجدید نظر است که در آن از خواسته مذکور خواهان درمتن دادخواست کلاسة | یالایحة شمارة تجاوز شده است. فلذا با تقدیم لایحه نسبت به دادنامه شماره صادره از ان شعبة دادگاه عمومی تجدیدنظر "نام شهرستان استان محل طرح پرونده معترض عنه" در پرونده کلاسه با جهت تجاوز از خواسته مورد ادعای خواهان در حکم صادره و تقاضای اعاده دادرسی طاری می نماید لذا انجام اقدام قانونی در متوقف ساختن رسیدگی برای تقدیم دادخواست اعاده دادرسی مورد استدعاست.

باتشکر و سپاس فراوان نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۰:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه اعاده دادرسی طاری به جهت تحصیل حکم در اثرحیله و تقلب

ریاست محترم شعبه     دادگاه عمومی تجدید نظر "نام شهرستان محل رسیدگی به پرونده به استناد رأی موضوع اعاده دادرسی "

با سلام احتراما به استحضار می رساند نظر به این که مستند پرونده تحت رسیدگی جنابعالی دادنامه شماره صادره از شعبه      دادگاه عمومی تجدید نظر است که تحصیل آن از طریق حیله و تقلب بوده است ران با تقدیم این لایحه نسبت به دادنامه شماره صادره از شعبه دادگاه عمومی تجدیدنظر "نام شهرستان استان محل طرح پرونده معترض عنه" در پرونده کلاسه به جهت تحصیل حکم در اثر حیله وتقلب بکاربرده شده تقاضای اعاده دادرسی طاری می نماید . بنابراین انجام اقدام قانونی در متوقف ساختن رسیدگی برای تغم دادخواست اعاده دادرسی مورد استدعاست.

باتشکر و سپاس فراوان نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۹:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه اعاده دادرسی طاری به جهت دسترسی به اسناد مکتوم دلیل حقانیت خواهان

ریاست محترم شعبه   دادگاه عمومی تجدید نظر "نام شهرستان محل رسیدگی به پرونده به استناد رأی موضوع اعاده دادرسی"

با سلام احتراما به استحضار می رساند نظر به این که مستند پرونده تحت رسیدگی جنابعالی دادنامه شماره صادره از شعبه بارگاه عمومی تجدید نظر است که تحصیل آن به دلیل مکتوم بودن سند شمارة مورخ بدست آمده از ای که بلبل حقانیت اینجانب بوده و در اثر مکتوم ماندن آن دادنامه شماره   دادگاه محترم مذکور علیه اینجانب صادر گردیده است به طوری که اگر سند یاد شده در اختیار بود چنین حتمی صادر نمی شود، با تقدیم این لایحه تقاضای اعاده دادرسی طاری به دلیل بدست آمدن سند مکتوم استنادی می نماید بنابراین انجام اقدام قانونی در متوقف ساختن رسیدگی برای تقدیم دادخواست اعاده دادرسی مورد استدعاست

باتشکر وسپاس فراوان نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۹:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه اعاده دادرسی طاری به جهت صدور حکم با اسناد جعلی

 ریاست محترم شعبه    دادگاه عمومی تجدید نظر "نام شهرستان محل رسیدگی به پرونده به استناد رأی موضوع اعاده دادرسی"

با سلام احتراما به استحضار می رساند نظر به این که مستند پرونده تحت رسیدگی جنابعالی دادنامه شماره صادره از شعبه دادگاه عمومی تجدید نظر است که تحصیل آن به دلیل سند مجعول شماره مورخ بوده و جعلیت آن طی دادنامه شماره   صادره از شعبه   دادگاه محترم "نام شهرستان به اثبات رسیده است. لذا با تقدیم این لایحه تقاضای اعاده دادرسی طاری به دلیل ثبوت جعلیت سند هستند حکم دلیل ادعای خواهان در این پرونده می نماید بنابراین انجام اقدام قانونی در متوقف ساختن رسیدگی برای تقدیم دادخواست اعاده دادرسی مورد استدعاست

باتشکر وسپاس فراوان "نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۹:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه متن لایحه حضانت فرزند، در مزاحمت پدر برای حضانت

بسمه تعالی

ریاست محترم دادسرای عمومی و انقلاب ………….. (مجتمع قضایی)

با سلام،

احتراماً، به استحضار عالی می رساند:

۱- اینجانبه………… فرزند …….. به موجب دادنامه شماره ………… مورخ ……….. به موضوعیت گواهی عدم امکان سازش زوجین صادره توسط آن شعبه محترم از آقای ………. طلاق گرفته ام.

۲- مطابق گواهی یاد شده حضانت فرزند مشترکمان به نام ……… (سن ……… ساله ) درمقابل دریافت ماهیانه مبلغ ناچیزی به اینجانب واگذارشده است .

۳- ولی،متاسفانه شخص مشتکی عنه آقای ………… با دست یازیدن به انواع اعمال غیر قانونی و غیراخلاقی عامداً و عاملاً سعی در ایجاد اشکال و مانع جهت اجرای حکم دادگاه وحضانت فرزند مشترک می نماید.

۴- از آنجایی که، اینجانب زنی بی پناه بوده که تمامی سعی خود را مصروف تربیت ونگهداری تنهافرزندم نموده ام.

۵ –  لذا، به استناد ماده واحده مصوب ۲۲/۴/۱۳۶۵ در خصوص حضانت اطفال، تقاضای رسیدگی و صدورحکم مبنی بر رفع مزاحمت و مجازات شخص مشتکی عنه را دارم.

با تشکر و تجدید احترام

نام و نام خانوادگی (شاکیه)

امضاء

۲۸ فروردين ۰۰ ، ۲۳:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه متن لایحه حضانت برای مادر

بسمه تعالی

ریاست محترم دادگاه خانواده….

با عرض سلام،

احتراما به استحضار می رسانم اینجانب ….فرزند…..به شماره ملی…… در تاریخ ….. از همسر خود به نام آقای …… فرزند ……طلاق گرفته و طبق قانون هم حضانت فرزند دختر به بنده سپرده شده با توجه به این که بعد از ۷ سالگی حضانت با مدر خواهد بود و مستند به اینکه طبق ماده ۴۵ قانون حمایت خانواده مصلحت کودک ملاک اصلی تعیین حضانت است ‌و نظر به این که فرزند دختر بنده در سنی حساس قرار دارد و نیازمند مراقبت های ویژه از لحاظ احساسی و معنوی است. و پدر ایشان هم ساعات زیادی در روز را سر کار سپری می کنند و توان پشتیبانی و نگهداری فرزند دختر برای ایشان دشوار است خواهشمندم در این زمینه با توجه به احکام قانونی و مصلحت فرزند دختر مراتب قانونی جهت ادامه حضانت بنده و سلب حضانت آقای…. را لحاظ بفرمایید.

با تشکر…

نام و نام خانوادگی امضا…

۲۸ فروردين ۰۰ ، ۲۳:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه دفاعیه مطالبه نفقه زوجه

بسمه تعالی

با عرض سلام

قضات محترم دادگاه …

اینجانب…. همسر …. عطف به دادنامه شماره… صادره از شعبه….. دادگاه عمومی……

اعاده دادرسی خود را به این شرح به عرض می رسانم.

با توجه به این که دادنامه صادره دادگاه بدوی به شماره… بدون توجه به نشوز زوجه بوده و با توجه به این که این امر لحاظ نشده با پیوست حکم اثبات نشوز زوجه خواستار نقض این دادنامه هستم.

 

۲۵ فروردين ۰۰ ، ۲۰:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه دفاعیه نفقه =2

با عرض سلام

احتراما به استحضار می رساند. عطف به پرونده شماره ….در خصوص تجدید نظر خواهی ….. از دادنامه شماره….. صادر از شعبه…. دادگاه عمومی حقوقی…. .به استحضار می رساند:

اینجانب خوانده دعوا در خصوص ادعای زوجه به نام …. برای مطالبه نفقه لازم به دکر است که عرض کنم، بنده تمام هزینه ها و خرجی ایشان را پرداخت کرده ام و در این باره از زندگی مشترکی که ایشان با حقیر داشته می توان متوجه این امر شد. اما دادنامه بدوی و جلسه واخواهی بدون حضور بنده برگزار شده لذا خواهشمندم نسبت به نقض رای دادگاه بدوی اقدام فرمایید.

با تشکر

نام….

۲۵ فروردين ۰۰ ، ۲۰:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه دفاعیه مطالبه نفقه

بسمه تعالی

قضات محترم دادگاه خانواده

با سلام و عرض خسته نباشید.

احتراما به اطلاع می رساند اینجانب ….. همسر خانم ….

خواهان دعوای مطالبه نفقه که دادخواستی با این عنوان تقدیم دادگاه خانواده کرده اند. ازدواج ایشان با بنده در قالب نکاح دائم نبوده و شرطی هم در زمینه تعهد بنده به نفقه ایشان وجود ندارد.

و طبق قانون هم نفقه مختص نکاح دائم است.

با تشکر..

۲۵ فروردين ۰۰ ، ۲۰:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه دفاعیه مطالبه نفقه به دلیل عدم تمکین/ ناشزه بودن

بسمه تعالی

قصات محترم دادگاه خانواده

با عرض سلام و خسته نباشید.

احتراما به استحضار می رساند که در پی حکم صادره از دادگاه بدوی، دادنامه شماره……. از دادگاه بدوی……

در پی دادخواست خانم …. زوجه مبنی بر مطالبه نفقه دلایل خود را برای رد این ادعا بدین شرح محضرتان ارائه می گردد.

در دادنامه مذکور حکم به پرداخت نفقه زوجه خانم….. شده است، در حالی که ایشان مدت هاست نسبت به همسر خود تمکین نمی کنند و در خانه همسر خود هم‌ حضور ندارند. شرایط حضور ایشان و زندگی مشترک فراهم است با وجود خانه مناسب و اسباب و اثاثیه لازم که مدارک آن پیوست می شود.

لذا طبق قانون، زنی که ناشزه باشد مستحق نفقه نخواهد بود. دلیل بر این ادعا گفته های ضمنی خود ایشان در دادنامه و صورت جلسه و شهادت شهود است که ایشان با قهر منزل را به دلیل دعوایی لفظی ترک کرده و به آنجا بازنگشته اند.

لذا از دادگاه تجدید نظر تقاضای نقض دادنامه بدوی را دارم.

۲۵ فروردين ۰۰ ، ۲۰:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه دفاعیه صدور حکم حجر

بسمه تعالی

ریاست محترم شعبه 00دادگاه عمومی 00

با سلام و احترام

اینجانب x.... به وکالت از خانم y..... در مقام دفاع از موکل در پرونده ورود ثالث آقایان الف..... و ب..... با تقدیم این لایحه موارد زیر را به استحضار عالی می رساند:

 

1- خانم y.... (موکل) تنها همسر دائمی مرحوم f...... بوده و از تمامی مسائل و مشکلات مربوط به ایشان آگاه بودند و در سال 91 که مرحوم با طلبکاران متعددی مواجه شده و انواع دعاوی حقوقی و کیفری علیه متوفی طرح شد، موکل با از خودگذشتگی، مرحوم را تا تصفیه کامل بدهیشان یاری کردند. این در حالی است که آقای f...... که ادعا می کنند فرزند مرحوم هستند و مادر ایشان خانم 00.... (که تنها چند ماه همسر صیغه ای مرحوم بوده) از سال 89 تا پس از فوت مرحوم f..... در تیرماه 92 نه تنها هیچ ارتباطی با متوفی نداشته اند بلکه حتی تا پس از فوت وی نیز هیچ خبری هم از ایشان نداشته اند تا جایی که مادر f.... در لایحه خود بیان می نماید: "بعد از چند وقت که از فوت متوفی آگاه شدیم.....".حال ایشان در اقدامی عجیب، دادخواست حجر متوفایی که چندین سال از وی بی اطلاع بودند را تقدیم دادگاه نموده و با اینکه دعوای قبلی شان در شعبه 00 به علت عدم پیگیری رد شده، مجددا طرح دعوی نموده اند.

 

2- طبق اظهارات موکل، مرحوم f..... در سلامت کامل جسمی و ذهنی به سر می بردند تا اینکه متاسفانه اواخر سال 91 به بیماری سرطان پروستات مبتلا می شوند و با تشکیل پرونده در بیمارستان ....، جهت انجام شیمی درمانی به آن بیمارستان مراجعه کرده اند. همانطور که مستحضرید روال عادی جهت تزریق داروی شیمی درمانی، بستری شدن دو الی سه روزه بیمار در بیمارستان می باشد تا از بیمار در مقابل عوارض موقت تزریق، محافظت شود لذا مرحوم نیز در تاریخ 16/12/91 صرفا جهت شیمی درمانی به بیمارستان مراجعه و سپس به منزل بازگشته اند- چنانکه در عید نوروز در منزل شخصی خود بودند که این موضوع در پرونده پزشکی ایشان درج شده است در نتیجه مرحوم هنگام شیمی درمانی صرفا به لحاظ جسمانی مشکل داشته و به نظر ذهنی در سلامت کامل به سر می بردند.

 

3- با عنایت به علاقه وافر مرحوم f.... به موکل، ایشان طی دو سند رسمی وکالت و وصیت نامه (پیوست1) تمامی اسباب و اثاثیه منزل مشترک و نیز 1.5 دانگ از مغازه مذکور در صلحنامه تنظیمی فی مابین خود مرحوم و وکلای محترم آقایان الف.... و ب...... را به موکل واگذار نموده بودند اما با توجه به اینکه تنها دارائی مرحوم صرفا مغازه ایشان بوده که کفاف دیونش را نمی داد لذا موکل با از خودگذشتگی چند قطعه فرش نفیس دستباف خود را جهت تصفیه بدهی یکی از طلبکاران به ایشان تقدیم نموده و 1.5 دانگ متعلق به خود از مغازه را نیز مطالبه ننموده و با صلح آن جهت تصفیه دیون مرحوم موافقت نموده است.

 

4- در خصوص صلحنامه تنظیمی بین مرحوم f.... و آقایان الف..... و ب..... چند نکته مهم وجود دارد که موکل و مرحوم از آن آگاه بوده اند:

1-4- با اینکه در صلحنامه مورد اشاره 6 دانگ سرقفلی به آقایان الف..... و ب...... صلح و وجه آن اخذ شده اما در حقیقت 1.5 دانگ سرقفلی آن متعلق به شخص دیگری به نام آقای الف.... بوده که متصالحین محترم پس از آگاهی از این موضوع به ایشان مراجعه و با پرداخت مبلغ 600 میلیون تومان رضایت ایشان را اخذ و حتی آن را مطالبه نکردند که این امر بیانگر هشیاری مرحوم می باشد.

2-4- مغازه موصوف در صلحنامه به خاطر اعمال اصل 49 قانون اساسی از طرف دادگاه انقلاب توقیف شده بود که آقای dوکیل مرحوم، با مراجعه به دادگاه و طی یک روند پیچیده قانونی آن را رفع توقیف نمودند. با اینکه مرحوم از این امر آگاه بودند ولی به متصالحین آن را اعلام نکرده بودند که این امر نیز بیانگر هشیار بودن ایشان می باشد.

3-4- به ملک موصوف حدودا مبلغ 500 میلیون تومان نیز مالیات تعلق گرفته بود که مرحوم با وجود آگاهی از آن، در صلحنامه به آن اشاره نکرده بودند که متصالحین پس از عقد صلح متوجه آن شده و اقدام به پرداخت نمودند ولی باز هم از مرحوم  مطالبه ننمودند که این امر نیز بیانگر هشیاری مرحوم می باشد.

 

5- طبق مدارک پیوست، مرحوم در سال 91 اعمالی انجام داده اند که بیانگر سلامت ذهنی ایشان می باشد از جمله:

1-5- در زمستان 91 با مراجعه به چند به بانک اقدام به افتتاح حساب نموده اند(پیوست2).

2-5- دادنامه های متعددی از سوی دادگاه های حقوقی 0000واقع در مجتمع شهید 00به صورت حضوری علیه مرحوم صادر شده و حتی تا مرحله اجرا نیز پیش رفته اند. قطعا قضات محترم دادگاه سلامت ذهنی مرحوم را احراز نموده و سپس اقدام به صدور دادنامه نموده اند.

3-5- مرحوم با مراجعه به دفتر اسناد شماره .... اقدام به تنظیم چندین سند رسمی نموده اند.

4-5- بنده که اکنون وکالت خانم y..... را به عهده گرفته ام، در طی سالهای 91 الی 92 در دعاوی متعددی که در دادگاه های حقوقی و کیفری بابت صدورچک بلامحل علیه همسرشان مرحوم f ...... طرح شده بود وکیل خود مرحوم بودم.  و مرحوم در طی این دو سال چندین بار برای دادن وکالت دادگستری به دفتر من مراجعه نمود که آخرین مراجعه ایشان به بنده جهت اعطای وکالت برای پیگیری دعاوی ایشان در بهار 92 بود.

 

6- در پی محکومیت های متعدد مرحوم f...... و بیش از یازده مورد توقیفی بر روی مغازه ایشان، به موجب دستور شعبه ....دادگاه حقوقی ....مبنی بر مزایده مغازه،  از آنجائی که ارزش مغازه مرحوم از طرف کارشناسان محترم دادگستری 1 میلیارد و 400 میلیون و در پرونده دیگری 2 میلیارد تومان برآورد شده و کفاف دیون ایشان را نمی داد  لذا مرحوم  با مراجعه به آقای الف..... درخواست فروش مغازه به قیمت مناسب را نمودند و ایشان نیز با معرفی آقای ب.... که وکیل معتمدی بوده اقدام به تنظیم صلحنامه نموده و تمامی دیون مرحوم را پرداخت کرده اند که رفع توقیف های صورت گرفته از مغازه و مختومه شدن پرونده های دادگاه و نیز رسیدهای پرداخت وجه طلبکاران موید این امر می باشد. لذا ادعای خواهان محترم مبنی بر پرداخت نشدن دیون مرحوم، کاملا واهی و کذب می باشد.

 

7- آقای امیر f.... و مادر ایشان خانم eeبخش بدون این که هیچ ارتباطی در زمان حیات متوفی با وی داشته باشند ، چندین سال پس از فوت متوفی با تصور این که با گرفتن حکم حجر متوفی می توانند به مالی از ایشان برسند اقدام به طرح دعوای حجر متوفی نموده اند غافل از این که دیون متوفی مستغرق ترکه وی می باشد و متوفی به میزان چند برابر قیمت مغازه بدهکار بوده است و در صورتی هم که حکم حجر وی صادر شود.

 

8- از آن جا که متصالحین محترم اقدام به پرداخت کلیه دیون مرحوم f...... نموده و چک های مربوط به طلبکاران در دست آن ها می باشد،  در صورت صدور حکم حجر متوفی و ابطال صلحنامه، متصالحین می توانند اقدام به اجرای چک ها و مطالبه مطلب خود نمایند و باز هم تمامی قیمت مغازه بابت بدهی ها و چک های متوفی به آقای ب..... و  الف ...... می رسد.همچنین مغازه مذکور قطعا در این سال ها به ایادی مختلف منتقل شده که بازگرداندن آن بسیار پیچیده بوده و حقوق افراد متعددی را ضایع خواهد نمود.

 

 9- بنا به اظهار موکل، آقای f..... و مادرش که در دعوای اصلی مدعی حجر متوفی می باشند و خواهر وی، طبق مدارک موجود،  پس از فوت متوفی همین که آگاه شدند آقای اسداله ..... در حال پرداخت چک های برگشتی متوفی می باشند به آقای ب..... مراجعه و با تحویل چک هایی که از مرحوم در دست داشتند، اقدام به وصول طلب خود کرده اند. آیا این امر بیانگر کذب بودن ادعای آن ها نمی باشد؟

 

ریاست محترم دادگاه، همانطور که قبلا نیز عنوان شد، با توجه به اینکه موکل تنها همسر دائمی متوفی بوده است و یک هشتم به عنوا سهم الارث می برد و  1.5 دانگ از مغازه موصوف طبق وصیت نامه رسمی به موکل واگذار شده، لذا در صورت ابطال معامله، موکل بیشترین نفع را خواهد برد اما از آنجائی که تمامی دیون مرحوم f..... توسط متصالحین محترم( آقایان الف.... و ب....) که در دعوای اصلی ورودثالث نموده اند، تصفیه شده و موکل نیز در جریان تنظیم این صلحنامه میان مرحوم و متصالحین بوده و واقف است که مرحوم با هشیاری کامل اقدام به انعقاد آن کرده بنابراین وجدان خود را به مادیات ترجیح داده و اعلام می نماید همسرشان مرحوم f...... به جز چند روز آخر حیاتشان، از نظر ذهنی و عقلی کاملا هوشیار و آگاه بوده است و صرفا در روزهای پایانی عمرشان حالشان وخیم شده بود. لذا با عنایت به مراتب فوق، رد ادعای واهی خواهان اصلی ( آقای f ...... ) مستدعی است.

با تشکر و تجدید احترام

۲۷ اسفند ۹۹ ، ۱۹:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

...لایحه خیانت در امانت...

ریاست و مستشاران عالیقدر دادگاه تجدیدنظر

احتراماً عطف پرونده کلاسه ……… که منجر به صدور دادنامه از شعبه محترم ………… دادگاه کیفری دو شهرستان …………. گردیده و در مورخ ………….. به اینجانب ابلاغ شده مراتب اعتراض و تجدید نظر خواهی خود را به استناد مواد ۴۲۶ و ۴۲۷ قانون آیین دادرسی کیفری بدین شرح معروض می داریم؛

الف) شرح اختصاری

  1. شاکی پرونده (………..) مالکیت مشاعی سه دانگ سه دانگ از دو باب مغازه جزء پلاکهای ……… و ……….. را با اداره اوقاف شهرستان ……….. داشته است.
  2. طی توافق صورت پذیرفته با اینجانب که وکیل دادگستری می‌باشم مقرر شد مشکلات حقوقی و قانونی سهم شاکی حل و فصل و سند نقل و انتقال و امکان افراز و فروش فراهم گردد.
  3. شاکی (تجدیدنظرخوانده) از بابت این موضوع دو فقره وکالتنامه بلاعزل با تمامی اختیارات از جمله « … هرگونه ناقله و فروش و انتقال و واگذاری و رهن و اجاره و اقرار و تغییر به عقد از عقود توابع شرعیه و عرضیه به هر کس و هر مبلغی تحت هر شرایط هر شخص حتی خود و هر قید و شرط دیگر- صلح و القاط کافه خیارات خصوصاً خیار غبن- دریافت وجه و سپردن هر گونه تعهد(تام و مطلق)…» را به اینجانب اعطا نموده و مقرر شد بعد از رفع موانع، زمانی که امکان انتقال سند فراهم شد، خانم ………… هزینه های نقل و انتقال را پرداخت و هر دو ملک به نام اینجانب گردد که این موضوع بعد از رفع موانع قانونی و حل مشکلات مستاجرین مغازه ( از بابت ادعای سرقفلی و حق کسب و پیشه) صورت پذیرفت.
  4. بعد از این قرار بوده است که مغازه ها فروخته شده و ثمن آن جهت سرمایه‌گذاری در یک پروژه ساخت و ساز به اختیار اینجانب هزینه شود.

 

ب) ایرادات دادنامه

  1. بر اساس ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی برای تحقق جرم خیانت درامانت باید ارکان قانونی و لازمه ذیل احراز گردد بدیهی است در صورت وجود شبهه در هر یک از ارکان یا عدم حادث شدن آن محکومیت اشخاص به مجازات، در تعارض با مستندات قانونی و اصول حقوقی از جمله اصل برائت می باشد که در ذیل به آن می پردازیم؛

۱٫۱- شرط سپرده شدن مال

متاسفانه دادگاه محترم بدوی توجه ننمودند که اینجانب با استفاده از وکالتنامه های بلاعزل اخذ شده در حدود اختیارات موجود در متن وکالتنامه های رسمی و با رعایت مواد۶۵۶ و ۶۶۷ قانون مدنی همان طور که توافق شده بود سه دانگ هر دو باب مغازه را به نام خودم منتقل نموده ام و از این باب  هیچ ثمنی وجود نداشته تا عدم استرداد آن مشمول عنوان مجرمانه خیانت در امانت باشد. به عبارت ساده‌تر رابطه وکالتی فیمابین اینجانب با تجدید نظر خوانده بعد از انجام موضوع وکالت( انتقال پلاک به نام خود) به استناد ماده۶۸۳ قانون مدنی پایان پذیرفته است و از آن تاریخ هیچ رابطه امانی وجود ندارد در واقع از این تاریخ اینجانب مالک دو پلاک ثبتی هستم البته اگر شاکی مدعی عدم رعایت مصلحت یا معتقد بر آن است که بنده از حدود اختیارات وکالتی خود تجاوز نموده ام می تواند مطابق مواد فوق الذکر و همچنین مواد۶۶۶و۶۶۷ قانون مدنی حسب مورد دادخواست جبران خسارت یا ابطال نقل و انتقالات ناشی از وکالت به جهت فضولی بودن را مطرح کند ولی آنچه محرز و مسلم است « عدم وجود عنصر سپردن در اخذ ثمن» بوده است.

به عبارت ساده‌تر وقتی که اینجانب طبق وکالتنامه رسمی و قانونی ملک را به نام خود منتقل نموده ام مالک ملک می باشم و فروش بعدی اینجانب فروش وکالتی نیست بلکه اصالتاً فروختم و تجدید نظر خوانده (……………) در فروش بعدی اینجانب هیچ نوع سمت  قانونی و حقوقی ندارد بدین‌ترتیب نمی‌تواند مدعی خیانت در امانت اینجانب نسبت به ثمن اخذ شده باشد. چرا که اولاً: نه ثمن موضوع معامله ناشی از وکالت بوده ثانیاً: نه این ثمن معامله امانی بوده و ثالثاً: نه ثمن معامله سپرده شده که عدم استرداد آن مشمول عنوان کیفری سنگینی چون «خیانت در امانت» باشد.

۲٫۱- رفتار مجرمانه تصاحب یا استعمال مال امانی

دومین رکن جرم خیانت در امانت در صورتی تحقق می‌یابد که مشتکی عنهم  پرونده با یکی از« افعال مجرمانه محصور» در ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی در اموال امانی دخالت داشته باشد با تدقیق در پرونده حاضر با فرض محال که قبول کنیم « ثمن معامله دوم نیز امانی بوده» سوال اینجاست: اینجانب چه رفتار مجرمانه نسبت به ثمن معامله انجام داده ام؟  آیا آن را به نفع خود استعمال نموده ام؟ آیا آن را به نفع خود تصاحب کرده‌ام؟؟؟؟ مسلماً پاسخ سوالات منفی است همانطوری که مکرراً در مراحل بازپرسی و دادرسی به عرض مقام محترم قضایی رساندم مبلغ ثمن در ید اینجانب بوده حاضرم آن را به صندوق دادگستری تودیع نمایم تا وضعیت حق و حقوق اینجانب نسبت به اقدامات وکالتی به شرح مواد ۶۷۵ و ۶۷۶ قانون مدنی مشخص گردد.

 

۳٫۱- شرط ورود ضرر به موکل به جهت  اقدامات وکیل

هرچند « نه رکن سپردن وجود دارد و نه رفتار مجرمانه که نشان از تصاحب تلف یا استعمال مال امانی باشد» ولی اگر محالاًهر دو را مفروض بدانیم باز هم شرط سوم جرم خیانت در امانت که صریحاً در ذیل ماده ۶۷۴ قانون مجازات اسلامی تحت عنوان « به ضرر مالکین یا متصرفین» آمده در پرونده وجود ندارد توضیحا اینکه بنا به « اقرار تمامی شکات و شهود تعرفه شده» از سوی آنها اینجانب بعد از رفع تمامی موانع و مشکلات قانونی و حقوقی ملک را به قیمت روز و با حفظ منافع مالک (……………) فروخته و قرار بود ثمن معامله به صورت سهم مالک در پروژه ساخت و ساز استفاده شود که این کار انجام نشد که بعد از این موضوع و اختلافات ورثه باهم اینجانب به مالک اعلام نمودم که حق و حقوق وکالتی بنده را پرداخت نماید تا ثمن را به شما مسترد نمایم .چرا که به موجب مواد ۳۵۸ و ۳۷۱ وکیل حق حبس نسبت به آنچه که وصول می کند یا به نسبت ثمنی که اخذ می کند را در مقابل حق الزحمه یا حق الوکاله خود دارد.

 در نتیجه اقدامات اینجانب در انتقال و فروش ملک علاوه بر اینکه به « ضرر مالک نبوده» چرا که مالک در طول چهل و پنج سال مالکیت به جهت اختلاف با اداره اوقاف حتی ریالی نیز دریافت ننموده و هیچ نوع انتفاعی نیز نبرده بلکه« به اذن و تقاضای وی و در حدود اختیارات اعطایی و در جهت انتفاع بیشتر ایشان بوده است» و عدم استرداد ثمن به جهت عدم توافق شکات در ادامه فعالیت پروژه ساخت و اختلافات آنها در نحوه پرداخت حق الزحمه اینجانب بوده است.

  1. دادگاه محترم با استناد به ماده ۵۳۶ قانون مجازات اسلامی ارائه کپی از یک سند را به احتمال اینکه اینجانب اصل آن را داشته ام و از ارائه آن امتناع نموده ام جاعل دانسته و حکم به محکومیت دو سال بنده صادر نموده است.
  • اولاً: همانطوری که مکرراً در اصول حقوقی از جمله اصل تفسیر به نفع متهم و همچنین اصل تفسیر مضیق قوانین جزایی و همچنین« قاعده دراء» در ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی صریحاً ذکر شده است نمی توانیم به دلیل احتمال و ظن اشخاص را مجازات کنیم حتی اگر تمام ارکان یک جرم ثابت شود لیکن شبهه ای در اقدامات مجرمانه وجود داشته باشد مرتکب بری از مجازات است چرا که فلسفه اصلی مقررات جزایی بر این مبنا استوار است که « نباید بی گناهی به خاطر استنباط نادرست قوانین مجازات شود هرچند این نوع استنباط منجر به آزادی بعضی از گناهکاران شود».
    متاسفانه در پرونده حاضر قاضی محترم بدوی عکس این موضوع را استدلال و استنباط نموده جالب آن که با احتمال و ظن حکم به مجازات اینجانب به جعل داده در حالی که « نه  اصل سندی وجود دارد نه نظریه کارشناسی مبنی بر مجعول بودن سند»
  • ثانیا: رکن اصلی برای تحقق جرم جعل « ورود ضرر» می باشد در حالی که مصالحه نامه مورد استناد صرفاً توافقی است مبنی بر سرمایه گذاری در پروژه ساخت و ساز حال سوال این است که اینجانب با اختیارات تام و کامل مگر نمی توانستم مبایعه نامه یا صلح نامه رسمی برای مبلغ ناچیز ثمن تنظیم کرده و از این طریق نفع ببرم؟ پس چه نیازی به جعل توافقنامه داشتم؟ از سوی دیگر این جانب که در تمامی مراحل دادرسی اعلام کرده ام که ثمن اخذ شده  از معامله در دست بنده بوده و حاضرم مبلغ را به صندوق دولت مسترد نمایم و یا اگر تجدید نظر خوانده حق و حقوق اینجانب را پرداخت کند این ثمن به وی مسترد شود.
  • ثالثآ: این صلح نامه در دو نسخه تنظیم گردیده که نسخه اصلی دیگر آن در ید شاکی پرونده می باشد اگر آنها مدعی جعل این سند هستند می‌توانند اصل سند را جهت کارشناسی به محکمه ارائه نمایند حال سوال این است که چرا خود شکات از ارائه اصل سند امتناع می ورزند؟!

 

علی هذا نظر به توضیحات معروضه

  •  اولاْ: ثمن مورد ادعای دادگاه محترم که منشعب از معامله دوم بوده به رسم امانت در دست اینجانب نبوده بلکه اصالتاً در دست اینجانب بوده است.
  • ثانیاْ: هیچ نوع رابطه امانی که نشان از سپرده شدن ثمن از سوی شاکی به اینجانب باشد وجود ندارد و این ثمن نیز از وکالت وی حاصل نشده است.
  • ثالثاْ: اقدام اینجانب در انتقال ملک به ضرر مالک نبوده بلکه به نفع ایشان و به دستورشان بوده است.
  • رابعاْ: هیچ اقدام مجرمانه مبنی بر تصاحب یا استعمال نسبت به ثمن اخذ شده اتفاق نیفتاده است.و در تمام مراحل دادرسی اینجانب اعلام نمودم که حاضرم عین ثمن معامله را به حساب دادگستری واریز نمایم.
  • خامساً: صرف ارائه کپی از یک توافقنامه که متن آن نشانه از توافق برای ساخت می باشد و استنباط جعل از این موضوع بدون وجود نظریه کارشناسی فاقد وجاهت قانونی است.
  • سادساً: تحقق جرم جعل منوط به وجود عنصر ضرر است که با توجه به متن توافق نامه چنین ضرری موضوعیت نداشته بلکه صلح نامه کاملاً به نفع مالک است.

علی هذا نظر به توضیحات معروضه از محضر دادگاه عالیقدر تجدید نظر صدور حکم برائت اینجانب به استناد ماده ۴ قانون آیین دادرسی کیفری و ۱۹۷ آیین دادرسی مدنی و اصل ۳۷ قانون اساسی مورد استدعاست.

با تجدید احترام

منبع: کتاب لوایح کیفری، به قلم توحید زینالی، انتشارات چراغ دانش

۰۵ بهمن ۹۹ ، ۲۰:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نکاتی که درباره تنظیم لایحه کیفری باید بدانید!

همواره در حوزه‌های قانونی شاهد برخی واژه‌ها هستیم که تکرار می‌شوند و مورداستفاده قرار می‌گیرند اما ما اطلاعاتی دراین‌باره نداریم. لایحه یکی از انواع این کلمات است که در موارد بسیار زیادی استفاده می‌شود اما ما شاید درک درستی دراین‌باره نداریم. به همین ترتیب برای اطلاع از چیستی یک لایحه کیفری نحوه تنظیم آن لازم است که بدانیم لایحه دقیقاً چیست و یک لایحه کیفری چه ویژگی‌هایی دارد. و درنهایت بدانیم که یک لایحه کیفری چگونه تنظیم می‌شود. معمولاً اکثر افراد در طول زندگی خود به‌نوعی با مضامین قانونی و حقوقی روبرو می‌شوند؛ به همین منظور ما در ادامه درباره نحوه تنظیم یک لایحه کیفری صحبت خواهیم کرد. پس با ما همراه باشید.

لایحه چیست؟

لایحه عبارت است از یک درخواست مکتوب که در درخواست دو طرف دعوا به دادگاه در قالب یک لایحه کیفری به دادگاه ارائه می‌شود. لایحه کیفری و یا لایحه حقوقی اثبات‌کننده ادعای هرکسی است که آن را به دادگاه ارائه می‌کند به همین ترتیب تنظیم لایحه کیفری لازم است که با رعایت تمامی نکات قانونی و حقوقی انجام گیرد. در یک پرونده حقوقی و کیفری افراد لازم است که برای پیشبرد کار خود برخی اسناد و نوشته‌ها را به دادگاه ارائه کنند به همین ترتیب علاوه بر طرح شکایات اولیه در دادگاه درروند قانونی یک دعوا لازم است که افراد نوشته‌ای مبنی بر تجدیدنظر در رأی، تجدیدنظر در دادرسی و برخی از مستندات و مدارک را نیز ارائه کنند.

 

به همین ترتیب با ارتباط با یک فرد آگاه از این مسائل می‌توان تمامی مستندات و مدارک را به همراه دادخواست و لایحه نویسی را با کمک نظرات تجربیات وی به دادگاه ارائه نمود. نکته‌ای باید در نظر داشت این است که تمامی مراحل قانونی رسیدگی به یک دعوا لازم است با حساسیت بسیار زیادی انجام گیرد و به همین ترتیب لایحه نویسی نیز یکی دیگر از بخش‌های حساس است که لازم است برای برخورداری از استانداردهای قانونی با توجه به اصول و شرایط خصوص به خود نوشته شود.

 

چرا لازم است که یک لایحه تنظیم کنیم؟

راه‌های زیادی وجود دارد که یک درخواست را در دادگاه و مراجع قانونی بیان کنیم اما آنچه اهمیت دارد این است که این درخواست می‌بایست جامعیت داشته باشد و تمامی نکات حقوقی و قانونی را در برداشته باشد. اما آنچه قابل‌انکار نیست این است که انسان می‌تواند باوجود خطاهای ناگزیر در روابط انسانی خود درخواست خود را به شکلی نادرست بیان کند به‌عنوان‌مثال با اظهارات شفاهی نمی‌توان استناد کافی را جلب کرد چراکه در شرایط دعوا ممکن است مسائل زیادی مانند اختلالات اضطرابی در افراد آن‌ها را از واقعیت امر تا حدودی دور نماید.

حتی وکلا و افرادی که تحصیلات حقوقی دارند ممکن است درروند توضیحات خود روبرو شوند. اما در صورت یکه یک درخواست به‌صورت مکتوب و با در نظر گرفتن تمامی مسائل قانونی شکل بگیرد قابل‌تغییر نبوده و تحت تأثیر عوامل مختلفی که ممکن است در لحظه برای افراد به وجود بیاید تغییر نمی‌کند. درنتیجه با رعایت اصول قانونی و حقوقی یک درخواست به‌صورت مکتوب به دادگاه ارائه می‌شود و به همین ترتیب بدون اینکه درروند کار با مشکلات روبرو شود درخواست به‌صورت جامع و کامل و با دربرگیری ملاحظات قانونی به دادگاه ارائه می‌شود.

 

چگونه می‌توانیم یک لایحه کیفری تنظیم کنیم؟

در ابتدا لازم است بدانیم که به چه اقداماتی در قانون و مراجع قانونی اقدامات کیفری گفته می‌شود. زمانی که در پی یک اقدامات غیرقانونی ازنظر قانون اقدامات کسی جرم تلقی می‌شود و به همین ترتیب دادگاه و قاضی دادگاه برای وی مجازاتی در نظر می‌گیرند وی مشمول مجازات‌های کیفری شد است و به همین ترتیب برای مجازات‌ها و پرونده‌های کیفری لازم است که درروند دادگاه وی لایحه درخواست‌های کیفری انجام گیرد.در اصل یک لایحه کیفری می‌بایست توسط طرفین دعوا به دادگاه ارائه شد اما آنچه وجود دارد و موردقبول واقع‌شده است لایحه کیفری درخواست مکتوبی است که توسط وکیل تنظیم می‌گردد. در ابتدا طرفین یک دعوا برای مورد خود درخواست و عرض حال به دادگاه ارائه می‌کنند و سپس لایحه برای تکمیل آن به دادگاه ارائه می‌شود.

 

از آنجایی که بسیاری از افراد درباره نحوه تنظیم لایحه کیفری اطلاعات در دست ندارند اگر این لایحه توسط وکیل انجام گیرد بیشتر موردقبول دادگاه قرا می‌گیرد. در اصل لازم است برای تنظیم لایحه کیفری تمامی اصول و قوانین مربوط به مورد پیش‌آمده موردتوجه قرار بگیرد. لایحه کیفری لازم است برای موارد تنظیم شود که جزو اقدامات کیفری به‌حساب می‌آید؛ مانند دعوی ازجمله قتل، سرقت، کلاه‌برداری، فحاشی و از این قبیل موارد که مورد پیگرد قانونی قرار می‌گیرد. نکته‌ای که لازم است موردتوجه قرار بگیرد این مسئله است که هرچند افراد خودشان هم می‌توانند لایحه را تنظیم کنند اما برای هموارتر شدن و نداشتن ایراداتی درروند دعوا افراد تنظیم لایحه کیفری را به یک وکیل حاذق بسپارد.

 

نکاتی که برای تنظیم لایحه کیفری لازم است در نظر داشته باشیم

اگر شما کسی هستید که تجربه زیادی در مکالمات و جلسات دادگاه دارید و از ادبیات قانونی و چندوچون قانون اطلاع کافی دارید می‌توانید با رعایت تمامی نکات و پرداختن به جزییات مورددعوا اقدام به تنظیم لایحه کیفری نمایید. نکته‌ای که باید در نظر داشته باشید این است که لایحه می‌بایست با قلم و ادبیات قانونی نوشته شود و تمامی قوانین موردنظر در یک مجازات کیفری با استناد بر قوانین مربوطه تنظیم گردد. اما اگر از قوانین و ادبیات قانونی اطلاعات کافی ندارید لازم است از یک وکیل که در این حوزه‌ها تجربه کافی دارد کمک بگیرید. برای این کار لازم است در ابتدا مطمئن شوید که وکیل موردنظر شما تمام پرونده شما را با جزییات مطالعه کرده است.

۰۳ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تفاوت لایحه و عریضه و نکات حقوقی مربوط به هر یک

لایحه و عریضه دو نوع مدرک قانونی هستند که برای برطرف کردن مسائل حقوقی می‌توان از آنها استفاده نمود. لایحه عبارتی با شمولیت بیشتری بوده و به نوعی عریضه را نیز شامل می‌شود اما بااین‌حال در معنی عام و در میان عموم این دو عبارت تفاوت‌هایی با هم دارند. در این مقاله قصد داریم به بررسی تفاوت لایحه و عریضه پرداخته و نکات مربوط به هر یک را نیز به‌صورت مجزا مرور کنیم. بررسی مسائل مربوط به هر یک از این دو باعث می‌شود تا علاوه بر اینکه کاربران با معنی هر یک آشنا می‌شوند، در استفاده از آنها نیز دقت بیشتری داشته باشند.

لایحه چیست؟

قبل از پرداختن به تفاوت لایحه و عریضه ابتدا باید به تعریف هر یک بپردازیم. یکی از مدارکی که قاضی در دادگاه به آن استناد کرده و بر اساس آن به بررسی پرونده می‌پردازد، دفاعیاتی است که هر یک از طرفین دعاوی در لایحه ثبت کرده‌اند. قاضی پرونده بعد از بررسی‌های به عمل آمده از طرفین می‌خواهد که دفاعیات خود را به‌صورت کتبی ارائه نمایند. این درخواست اصطلاحاً از نظر حقوقی لایحه خوانده می‌شود. ازاین‌رو می‌توان لایحه را یک درخواست حقوقی قلمداد کرد که طرفین دعاوی برای دفاع از خود تقدیم به قاضی می‌نمایند.

 

عریضه چیست؟

عریضه نیز نوعی درخواست است که از آن برای تسلیم درخواستی به دادگاه و یا دادگستری استفاده می‌شود. عریضه برای کارهای عمومی‌تر مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای مثال درصورتی‌که طرفین از استطاعت مالی لازم برای گرفتن وکیل و یا سایر موارد مربوط به پرونده برخوردار نباشند می‌توانند با استفاده از عریضه درخواست خود را به دادگاه و قاضی تسلیم نمایند. در مواردی مانند صدور رأی اعسار یا عدم توانایی در پرداخت هزینه دادرسی ازجمله مواردی است که در آنها می‌توان از عریضه استفاده نمود.

 

تخصص موردنیاز برای لایحه ‌نویسی

در تفاوت لایحه و عریضه بایستی به تخصص‌های لازم برای نگارش هر یک نیز بپردازیم. لایحه یک سند قانونی بسیار مهم برای دادگاه است که استناد بسیاری از رأی‌ها به آن بوده و ازاین‌رو در تهیه آن باید به مسائل حقوقی به‌صورت کاملاً تخصصی ویژه دقت شود. عدم دقت به این موضوع می‌تواند منجر به از بین رفتن فرصت‌ها برای طرفین دعوا شده و ضرر و زیان‌های حقوقی و‌ مالی را برای آنها به دنبال داشته باشد. ازاین‌رو لازمه تهیه و تنظیم آن استفاده از خدمات وکیل و مشاور حقوقی با تجربه و تحصیل کرده و آشنا به مسائل حقوقی است.

 

چه کسانی می‌توانند عرضه‌ نویسی کنند؟

یکی از مواردی که احتمالاً شما هم در خیابان‌های منتهی به دادگاه‌ها در شهرهای مختلف به آن برخورده‌اید، عریضه نویسان تجربی است که آماده ارائه این خدمات از روی تجربه به کاربران هستند. این افراد بدون تخصص و تحصیلات مرتبط و تنها با تجربه بالایی که دارند اقدام به ارائه خدمات عریضه‌نویسی برای کاربران می‌نمایند. در تجربه و سابقه این عزیزان در تنظیم عریضه هیچ شکی نیست اما در حال حاضر امکان عریضه‌نویسی آنلاین و اینترنتی موانع استفاده از خدمات افراد باتجربه و متخصص را برای کاربران برداشته است.

دادگستری با فراهم نمودن امکان ارائه خدمات عریضه‌نویسی آنلاین، این شرایط را برای کاربر فراهم آورده تا بدون نیاز به حضور فیزیکی در کنار افراد غیرمتخصص، از هر جایی و مکانی در چند دقیقه به این خدمات دسترسی پیدا کرده و نیازهای خود را برآورده سازند.

 

 

در انتها به خاطر داشته باشید

در انتهای این مقاله بایستی به چند نکته مهم اشاره کرده و اهم مطالب مرور شده در این مقاله را یادآوری نماییم. لایحه نویسی و عریضه‌نویسی با توجه به پیچیده‌تر شدن پرونده‌های حقوقی و کیفری امری بسیار حساس تلقی می‌شود که عدم دقت به آنها می‌تواند تفاوت یک فرد پیروز و یک فرد مال‌باخته در این پرونده‌ها را رقم بزند. از این گذشته با توجه به فراهم شدن امکانات اینترنتی و آنلاین برای دریافت این خدمات، دیگر هیچ بهانه‌ای برای عدم استفاده از این خدمات برای کاربران وجود نداشته و شما می‌توانید با خیال راحت در هر شهری از چنین خدمتی استفاده کنید.

۰۳ بهمن ۹۹ ، ۲۱:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

بهترین افرادی که می توانند لایحه دفاعیه شکایت کذب را تنظیم کنند، چه کسانی هستند؟

افرادی می توانند بهترین لایحه دفاعیه شکایت کذب را تنظیم کنند که مهارت لایحه نویسی را داشته باشند، به این معنا که علاوه بر داشتن علم حقوقی، مسلط به موضوع شکایت باشند.

لایحه نویس باید در رابطه با موضوع و دشواری پرونده اطلاعات زیادی را کسب کند تا فقط در چارچوب موضوع اظهارات خود را بیان نماید.

۱۹ آذر ۹۹ ، ۱۶:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

در نمونه لایحه دفاعیه شکایت کذب چه نکاتی موجود می باشد؟

در نمونه لایحه دفاعیه شکایت کذب مواردی که در زیر درج شده است، رعایت شده اند تا یک لایحه بدون عیب و نقص تنظیم شود.

  • کسی که لایحه دفاعی را تنظیم می کند ابتدا باید پرونده را مورد مطالعه قرار دهد تا در رابطه با موضوع اطلاعات زیادی را به دست آورد.
  • یادداشت برداری از قسمت هایی که بسیار مهم هستند، باید انجام شود.
  • یکی از مواردی که در نمونه لایحه دفاعیه شکایت کذب رعایت شده این است که بیانات متهم خوانده می شود و وکیل بر اساس وقایع لایحه را تنظیم می کند.
  • یکی از موارد رعایت شده در نمونه لایحه دفاعیه شکایت کذب این است که نویسنده از کش دادن به موضوع جلوگیری میکند و فقط طبق وقایع لایحه را تنظیم می کند، سپس از قاضی درخواست بررسی مجدد پرونده می‌نماید.
  • چهار روز پیش از جلسه باید توصیه ها و هشدارها کنترل شود.
  • یکی از نکات قابل توجه در نمونه لایحه دفاعیه شهادت کذب جلوگیری از کوتاه نویسی و خلاصه نویسی موضوع است، زیرا این گونه قاضی به چارچوب اصلی موضوع پی نمی‌برد و امکان دارد، سؤالاتی در ذهن داشته باشد.
  • خوانا نویسی لایحه بسیار مهم است، زیرا این گونه ابهاماتی برای خواننده به وجود نمی‌آید.
۱۹ آذر ۹۹ ، ۱۶:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه اعتراض به قرار عدم استماع دعوا

ریاست محترم دادگاه تجدید نظر استان -----

موضوع: لایحه تجدید نظر خواهی

با سلام و احترام، اینجانبان به وکالت از خانم ن ( تجدیدنظرخوانده ) حسب اظهارات و مستندات ایشان در خصوص تجدید نظرخواهی از رای شماره ....صادره از شعبه 2 دادگاه عمومی حقوقی بخش .... به استحضار عالی می رسانیم :

شرح ما وقع:

تجدیدنظر خوانده ( ردیف اول ) آقای س به شرح مبایعه نامه پیوست به شماره 31967 مورخ 25فروردین نود و شش اقدام به فروش یک دستگاه آپارتمان مسکونی با مشخصات مندرج در مبایعه نامه مذکور می‌نماید و ثمن معامله را نیز دریافت نموده و بر اساس بند ماده 5 قرارداد فی مابین مقرر گردید آپارتمان در تاریخ 25شهریور 1395تحویل گردد،

تاریخ تنظیم سند رسمی طبق بند 4 قرارداد مذکور 30 شهریور 1398 توافق و تعیین شده است، لذا با توجه به عدم تحویل ملک، تقاضای صدور حکم به محکومیت تجدید نظرخوانده به تحویل ملک گردید که منجر به صدور قرار عدم استماع دعوی از شعبه 2 دادگاه عمومی حقوقی بخش .......به استناد ماده22 قانون ثبت در خصوص رسمی نبودن سند تجدید نظر خواه ( موکل ) صادر گردید.

لذا طبق ماده 348 قانون آ د م جهات تجدید نظر خواهی از دادنامه مذکور عبارت است از عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی و مخالف بودن رأی با مو ازین شرعی و مقررات قانونی که در این خصوص نکات ذیل قابل ذکر است:

دلایل اعتراض:

اول:

با توجه به اصل لزوم قراردادها و استناد به ماده 219 قانون مدنی و اصل صحت ماده 223 قانون مدنی و اینکه انعقاد قرارداد بیع فی ما بین، بر اساس قرارداد عادی تنظیمی مورد انکار و تردید قرار نگرفته است و به موجب ماده 362 قانون مدنی از آثار بیع صحیح این است که بایع را به تحویل و تسلیم مبیع ملزم می‌نماید.

دوم:

از ماده 22 قانون ثبت و دیگر مواد قانون ثبت، عدم تحقق بیع را نمی توان استنتاج نمود با استناد به مواد 328 و 329 قانون مدنی سند عادی را نمی توان عدم تحقق بیع دانست و سند رسمی از ارکان تحقق بیع نمی‌باشد. تنظیم و انتقال سند رسمی صرفا به دلیل رعایت نظم عمومی و موضوعی تشریفاتی است و عقد بیع و شرایط ان نیز به نحو صحیح بین طرفین منعقد شده و در کلانتری آبعلی در پی بروز اختلاف در مالکیت، مالک رسمی ملک نیز بر مالکیت موکل صحه گذارده است.  لذا بیع، تحقق یافته است و بایع ملزم به تحویل مبیع در زمانی که بین طرفین مقرر شده است، می‌باشد.

 

سوم:

همچنین ثبتی بودن معاملات و اسناد مربوطه در ماده 22 قانون ثبت را نهایتا می توان در مقام اقامه دعوی علیه اشخاص ثالث لازم دانست و طبق تصریح ماده 231 قانون مدنی معاملات و عقود فقط درباره متعاملین و قائم مقام قانونی آن‌ها مؤثر دانسته است. لذا می توان نتیجه گرفت که قرارداد بیع مذکور بین طرفین صحیح و لازم الاتباع می‌باشد.

چهارم:

اصل حاکمیت اراده که از مواد قانونی من الجمله 191 و 339 قانون مدنی انعکاس یافته است اقتضا می‌نماید که هر ماهیت حقوقی که اراده دو طرف یک قرارداد انشا می کند، در عالم اعتبار و حقوق تحقق یابد و هیچ مانعی جلوی اراده و خلاقیت انسان را نگیرد. مگر اینکه مانع مذکور برخاسته از یک مصلحتی باشد که توان رو یارویی با اصل آزادی اراده را داشته باشد، لذا در پرونده مطروحه با توجه به اینکه موکل ( تجدیدنظر خواه ) کل ثمن معامله را پرداخت نموده است و طبق قرارداد فی مابین قرار تحویل ملک 25 شهریور 1395 تعیین شده و تاریخ تنظیم سند رسمی دو سال پس از تحویل مبیع می‌باشد.

حال به علت عدم ایفای تعهد تجدید نظرخوانده موکل در شرایط سختی به سر می برد  و دچار مشکلات عدیده ای گردیده است، لذا مصلحت و عدالت و انصاف قضایی حکم می کند در این خصوص، آزادی اراده طرفین مصلحت و انصاف قضایی لحاظ گردد. استناد و تفسیر قانونی قاضی محترم شعبه 2 دادگاه حقوقی ....، منجر به تضییع حقوق و مشکلات موکل نگردد، بلکه رأی باید در جهت حفظ حقوق و آرامش و مصلحت افراد و پایبندی طرفین به تعهدات صادر گردد.

پنجم:

همچنین علاوه بر موارد فوق قابل ذکر است که طبق عرف معاملات املاک زمانی که خریدار 80% از مبلغ ثمن معامله را پرداخت نماید، فروشنده ملزم به تحویل ملک می باشد و این درحالی است که همانطور که به استحضار رسید موکل ( تجدیدنظر خواه ) کل ثمن معامله را پرداخت نموده است ولی در تاریخ مقرر و تعهد شده توسط فروشنده مبیع به ایشان تحویل نگردیده است.

ششم:

ورود ضرر و زیان به موکل در جایی بیشتر به چشم خواهد آمد که فروشنده تعمدا یا بدون تقصیر از انجام امور اداری و پرداخت حقوق قانونی به شهرداری و دارایی طفره رفته و با داشتن خلاف در ساختمان موفق به دریافت گواهی پایان کار و صورت مجلس تفکیکی طی سالها نشود، آیا منصفانه است که موکل، آپارتمانی را که موعد تحویل ان شده و آماده می باشد، به دلیل سوء برداشت از قوانین، تا زمان آماده شدن سند مالکیت، نتواند به تصرف خود در اورد و از ان استیفای منفعت نماید؟؟

 

هفتم:

از آثار حقوقی و تبعات عقد بیع، مالکیت بایع بر ثمن است که محقق شده است اما مالکیت موکل بر مبیع با توافق طرفین و امکان استفاده از ان، چگونه با حکم قانونی که باید از قراردادها حمایت کند، معلق به داشتن سند مالکیت شده است؟؟

بنا به مراتب مذکور و با توجه به اینکه حکم شعبه دوم دادگاه حقوقی ........در تعارض با قوانین موجد حق و انصاف قضایی است، تقاضای رسیدگی و صدور حکم به نقض دادنامه مورد اشاره و صدور حکم طبق ستون خواسته را داریم. منوط به نظر عالیست.

با احترام مجدد اسم وکیل یااسم خودتجدیدنظرخواه.

۰۲ اسفند ۹۸ ، ۲۱:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر