به روز بودن دانشجویان حقوق و پاسخگویی به سوالات هموطنانم.

۱۷۲ مطلب با موضوع «انواع لایحه» ثبت شده است

لایحه جهت صدور آگهی مزایده

بسمه تعالی

 

ریاست محترم اجرای شعبۀ …

 

با سلام،

 

احتراماً، در خصوص پروندۀ اجرائی کلاسۀ … که نظریه کارشناسی ابلاغ شده و مهلت آن سپری (منقضی) گردیده است. با تقدیم قبض سپردۀ بانکی شمارۀ … مورخ … بابت درج آگهی، تقاضای مزایدۀ مال بازداشتی و درج آگهی مزایده را دارم.

 

با تشکر و تجدید احترام

 

نام و نام خانوادگی

 

امضاء و تاریخ

۰۳ آذر ۰۱ ، ۰۲:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه اعلام عزل وکیل به دادگاه

ریاست محترم شعبه … دادگاه عمومی حقوقی  …

با سلام و عرض ادب احتراما در رابطه با پرونده کلاسه …. مطروحه در آن شعبه محترم با موضوع طرح دعوی آقای …. به طرفیت اینجانب . به خواسته ….. که جلسه رسیدگی به آن برای امروز مورخ ….. ساعت ….. صبح تعیین شده به استحضار می رسانم

نظر به اینکه اینجانب قصد دارم خود از دعوای مطروحه دفاع نمایم لذا آقای …. وکیل محترم دادگستری را که در تاریخ ….. در این پرونده اعلام وکالت نموده است ، از وکالت خود در این پرونده عزل و شخصا دعوا را پیگیری می نمایم .

در ضمن مراتب عزل را به طور کتبی قبلا به وکیل اعلام نموده ام .

 

با احترام

۰۲ آذر ۰۱ ، ۲۱:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه دفاعیه برای جلسه اول پرونده تقسیم ماترک از سوی خوانده دعوی

ریاست محترم شعبه اول دادگاه بخش .....

 

با عرض سلام و ادب، احتراماً در خصوص پرونده کلاسه ....... که وقت رسیدگی آن به تاریخ ...... ساعت 9صبح مقرر گردیده، به وکالت از خانمها ....... و ........ دفاعا معروض می دارم.

 

 الف:درخواست تامین واهی موضوع ماده ۱۰۹ قانون ایین دادرسی مدنی

 

ریاست محترم دادگاه با توجه به اینکه خواهان، دعوی مطروحه را حسب ادعا موکله صرفا جهت غرض ورزی و ایذا و اذیت ایشان ( موکله خانم .....) مطرح نموده و توجها به فقدان ادله اثباتی در دعوی مطروحه مستندا به ماده ۱۰۹ قانون ایین دادرسی مدنی بعلت بی ربط بودن از این حیث که هیچ دلیلی خواهان ارائه نکرده است و مورد ادعای خواهان به هیچ وجه محقق نمی شود و دعوا مطروحه از منظر قانون از مصادیق دعوی واهی تلقی میگردد صدور قرار تامین واهی جهت جبران خسارت وارده به موکل از جهات متعدد که در امر دادرسی غیر قابل اجتناب میباشد را دارم.

ب:دفاع در ماهیت

 

۱-ریاست محترم دادگاه، موکله ..... لیست اموال اعلامی خواهان را بعنوان ماترک مرحوم ...... را قبول ندارد چرا که اولاً موکله اعلام داشته که مورث ایشان آقای ...... کل اموالی که داشته را طی اسناد رسمی و عادی (که پیوست این لایحه میباشد) به ایشان منتقل نمود لهذا ادعای خواهان دایر بر اینکه مورث موکل دارای قطعه زمین 15000هزار متری تحت عنوان لفور آیش ندارد.

 

۲-خواهان در برگه لیست اعلامی، ماترک مرحوم ........ اعلام داشته یک قطعه زمین به مساحت ۷۰۰۰ متر مربع پشت کارخانه...... در حالی که مورث موکله چنین زمینی ندارد در این خصوص از دادگاه محترم تقاضای تحقیق در اجرای ماده ۱۹۹ قانون آیین دادرسی مدنی دارم.

 

۳-در شقوق ۱۱،۱۰،۷،۶،۴،۳ لیست اموال، خواهان ادعا دارد که اموال مشروحه تحت مالکیت، مورث ایشان مرحوم ....... می باشد در حالی که این ادعای ایشان برابر سند صلح مورخه ...... مرحوم ...... که کپی مصدق آن پیوست این لایحه می باشد، کل اموال غیر منقول در سال 1392 طی صلح نامه پیوستی از سوی مرحوم ...... به موکله انتقال و تسلیم نموده است و از آن زمان تا اکنون تحت مالکیت و تصرف موکله می باشد.

 

۴- در خصوص ادعا خواهان در خصوص بند ۶ لیست اموال باید خدمت دادگاه عرض کنم که خانه سرای مرحوم طبق اسناد رسمی که کپی آن به پیوست تقدیم می باشد تحت مالکیت موکله خانم ....... می باشد که نظر دادگاه محترم را به ملاحظه این سند رسمی جلب می نمایم.

 

۵-در خصوص شقوق۱۰و۱۱ لیست اعلامی خواهان باید عرض کنم که زمین کشاورزی اعلامی از سوی خواهان باید عرض کنم مورث انها طی سند رسمی انتقال در دفترخانه شماره ۴۹ آمل به شماره ..... مورخه 1392/4/18کل رقبه مورد مالکیت خودش را به موکله .... انتقال داده و رقبه مذکور از ان تاریخ تا اکنون تحت تصرف موکله میباشد و حتی خواهان در پرونده کلاسه ..... شعبه دوم دادگاه ....... به اتهام مزاحمت از حق به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم که دادنامه موصوف در دادگاه تجدیدنظر به درج قطعیت رسیده است، (دادنامه بدوی و تجدید نظر پیوست لایحه میباشد) و نیز در خصوص بند ۱۱ لیست اموال خواهان، مورث ایشان طی بیع نامه مورخ ...... و صلح نامه مورخه ....... سه خویز زمین کشاورزی اعلامی خواهان واقع در ..... و تعداد ۸ باب مغازه تمام کار و نیمه کاره موجود و یک دستگاه منزل مسکونی کلنگی که که دارای ۴ خویز عرصه و اعیان می باشد و نیز یک دستگاه منزل مسکونی واقع در ....... را به موکله انتقال و به تصرف مشارالیها داده است.

۶- مورث خواهان، برای املاکی که داری سابقه ثبتی بوده صرف نظر از اینکه طی صلح نامه استنادی به موکله انتقال داده بلکه طی اسناد رسمی از نوع وکالت بلاعزل در دفتر خانه اسناد رسمی که پیوست این لایحه میباشد، به موکله وکالت داد، تا نسبت به تشریفات سند رسمی بنام خود اقدام نمایند لذا این اسناد وکالتی دلالت به اصالت صلح نامه مورخه ...... می باشد،حالیه با توجه به مراتب معنونه تقاضای رد دعوی خواهان را دارم.

 

با تشکرفراوان

۰۷ مهر ۰۱ ، ۱۷:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه تجدید نظر خواهی مطالبه وجه چک

قضات محترم دادگاه تجدیدنظر 

با سلام و عرض ادب در خصوص تجدید نظر خواهی از دادنامه شماره ……… مورخ ……. صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی ….. و مستند به بندهای ماده ۳۴۸ قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ و به جهات ۱ – عدم اعتبار مستندات دادگاه – ۲ – عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی و ۳ – مخالف بودن رای با موازین قانونی مطالب ذیل را به وکالت از آقای …..خواهان بدوی و تجدیدنظر خواه فعلی به عرض می رساند :

۱ – آنچه در دادخواست بدوی مورد خواسته موکل واقع گردیده مطالبه وجه سه فقره چک به شماره های :

۱ – …….. به مبلغ یکصد میلیون ریال – ۲ – …….. به مبلغ دویست میلیون ریال و ۳ – ………به مبلغ چهارصد میلیون ریال همگی عهده بانک ملت.... و ممضی به وسیله خوانده با احتساب کلیه خسارات قانونی بوده است .

۲ – خوانده محترم با حضور در جلسه دادرسی با ارائه یک برگ صورتجلسه به مورخ 92/4/25 اعلام نموده است که مدیونیت خود نسبت به وجه دو فقره چک ۱ و ۲ را قبول دارد لکن در مورد چک شماره ۳ ، چون در صورتجلسه مزبور تصریح گردیده که چک به عنوان ضمانت عدم پرداخت دو فقره چک دیگر است لذا مسئولیت و دینی بر عهده ندارد .

۳- قاضی محترم بدوی نیز با استناد به این مطلب که چون چک شماره ۳ ( چک شماره ۲ در دادنامه ) تضمینی بوده و منشاء آن دین نمی باشد موکل را در این خصوص محق ندانسته است . حال استدلالات ذیل در جهت رد نظر قاضی محترم بدوی ارائه می گردد :

۱/۳ – از بدیهیات بحث اسناد تجاری در حقوق تجارت همانا اصل عدم ایرادات نسبت به این اسناد و جدایی از قرارداد پایه می باشد .

به این معنا که وجود این اسناد در ید دارنده تقریباً در تمامی موارد ( بجز استثنائات خاص از جمله تحصیل نامشروع این اسناد ) مبین مدیونیت صادرکننده و دیگر مسئولین سند می باشد و این متعهدین نمی توانند جهت فرار از پرداخت دین به روابط بین دارندگان پیشین و یا قرارداد پایه ( که چک یا دیگر اسناد تجاری بر اساس معامله منعکس در آن صادر گردیده ) متوسل گردند .

۲/۳ – آنچه در صورتجلسه مورد ادعای خوانده – و ایضاً مورد استناد قاضی بدوی – ذکر گردیده به وضوح یک شرط است . شرطی با این مضمون که چنانچه هر یک از سه چک ( یکی از چکها وصول گردیده و ادعایی نسبت به آن نیست ) به هر دلیل وصول نگردد ، آنگاه آقای …… ( موکل ) حق وصول چک شماره …….. به مبلغ چهارصد میلیون تومان را خواهد داشت . جدا از بحث شرط نتیجه یا فعل بودن این شرط ، سوال اساسی این است که شرط مزبور با چه مانع و اشکال قانونی روبرو است که قاضی محترم بدوی آن را نادیده انگاشته است ؟؟ مستند به ماده ۲۳۲ قانون مدنی شروط ذیل باطل بوده ولی مفسد عقد نیستند :

۱ – شرطی که انجام آن غیر مقدور باشد . ۲ – شرطی که در آن نفع و فایده نباشد . ۳ – شرطی که نامشروع باشد .

شرط مذکور در صورتجلسه ، آیا بی فایده یا نامشروع است و یا آنکه انجام آن غیر مقدور است ؟؟ واضح است شخصی که حتی دوره لیسانس حقوق را به پایان رسانیده باشد به راحتی قادر به تشخیص این مطلب است که شرط موصوف نه غیر قابل انجام ( غیر مقدور ) است و نه بی نفع و فایده و نه البته نامشروع . ماده ۲۳۳ قانون مدنی شروط باطل و مبطل عقد را اینگونه محصور نموده : ۱- شرط خلاف مقتضای عقد – ۲ – شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود . شرط موصوف نه آن شرطی است که مقتضای ذات عقد ( ونه حتی خلاف اطلاق عقد ) باشد – به مانند شرط عدم انتقال مالکیت در بیع – و نه جهلی و ابهامی در آن وجود دارد که موجب به جهل عوضین گردد . چگونه است که قاضی محترم بدوی به چنین سهولت شرطی صحیح و قانونی را بی اعتبار می داند ؟

۳/۳ – قاضی محترم بدوی در دادنامه خود چک را فاقد منشاء دین دانسته است . ماهیت شرط مندرج در صورتجلسه را به ناچار یا باید ضمانت بدانیم ( نه به معنای خاص آن در قانون مدنی بلکه در معنای عام ) و یا وثیقه و رهن . در هر دو صورت بی شک منشاء آن دین است چرا که به قراردادی مربوط می گردد که منشاء صحیح مالی داشته و به دیگر سخن شرط یک قرارداد صحیح بوده است . با استدلال قاضی بدوی به ناچار باید به این نتیجه ناقص و کاملاً اشتباه تن داد که هر نوع ضمانت و وثیقه ای چون به شکل مستقیم ناشی از تعهدات طرفین نیستند لذا غیر قابل وصول و بی مصرف هستند . البته ممکن قاضی محترم بدوی ، صرفاً این بحث را در مورد اسناد تجاری ( منجمله چک ) آن هم به علت مزایای قانونی آنها ! مرعا بداند و چنین تبعیضی را قائل باشند !! به هر شکل آنچه به نظر می رسد عدم رعایت قانون و اصول بدیهی حقوقی در دادنامه صادره بدوی است و از قضات محترم تجدید نظر تقاضای مداقه بیشتر در شان آن مرجع گرامی نسبت به پرونده موصوف و رای صادره گردیده و النهایه نقض دادنامه بدوی و صدور رای بر اساس موازین قانونی مورد استدعا می باشد .

 

 با تجدید مراتب احترام

  امضاء 

۰۱ مهر ۰۱ ، ۱۵:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه برای طلاق و عسر و حرج

ریاست محترم شعبه ………….. دادگاه خانواده ……….. شهر…………

 

باسلام؛ احتراماً در خصوص پرونده کلاسه …………………. مطروحه در آن شعبه به استحضار می رساند:

 

اینجانب ……………… مطابق سند نکاحیه شماره ……………… در دفتر ازدواج شماره ……………… شهر …………… با آقای ………. (خوانده) ازدواج نمودم ولیکن پس از ازدواج و شروع زندگی مشترک متوجه شدم که ایشان به مواد مخدر صنعتی از نوع شیشه اعتیاد داشته و در طول این مدت بارها به کمپ های ترک اعتیاد مراجعه لیکن موفق به ترک اعتیاد نشده است همچنین بارها در کلینیک های پزشکی نیز بستری شده است ولیکن هر بار پس از ترخیص مجدداً به استعمال مواد مذکور مبادرت نموده است و اعتیاد ایشان به حدی رسیده است که دیگر توان کار کردن و تأمین مخارج زندگی مشترک و تأمین هزینه های زندگی و فرزندان را ندارد. لذا با توجه به این که اعتیاد ایشان به اساس زندگی مشترک خلل وارد نموده است تقاضای صدور حکم طلاق را از محضر دادگاه محترم دارم.

 

همچنین برای اثبات ادعای خود مبنی بر اعتیاد زوج تقاضای معرفی وی به  پزشکی قانونی را دارم.

۱۳ فروردين ۰۱ ، ۱۵:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه ضرب و جرح عمدی از طرف متهم

ریاست محترم شعبه …… بازپرسی دادسرای ناحیه ——-

 

ضمن عرض ادب و احترام فراوان خاطر عالی را تصریح گردیده و به عرض عالی می رساند در خصوص پرونده مطروحه به شماره بایگانی ————-بر علیه موکل مبنی بر سرقت مقرون به آزار یک دستگاه گوشی تلفن ،دفاعیات خویش را در چند موضوع به تفکیک تقدیم به حضوری می رساند:

 

قسمت اول- نحوه طرح شکایت و اظهارت شاکی:

شاکی در بیان شرح شکایت و اعلام اظهارات خویش بسیار اظهارات متناقض و متفاوت دارد و گویا در طرح شکایت هربار قصد بزرگ نمایی و جامع نمودن شکایت را داشته است به عنوان مثال شاکی در صورت جلسه ی مورخ …………….اعلام نموده است که راکب موتور به همراهی راننده به محل آمدند و با الفاظ رکیک و فحاشی به همراه چاقو وقمه به سمت من حمله ور شدند ودر طرح شکایت از فعل جمع استفاده می نماید و اعلام میدارد موکل ————–گوشی وی را گرفته وبه راننده موتور سوار می دهد و متواری می شود.

 

در صورت جلسه ی ۱۰/۷/۱۳۹۸ به فاصله ده روز اظهارات شاکی چهره ی دیگری به خود می گیرد و اعلام میکند متشاکی عنه موبایل من را گرفت و من مانع رفتن وی شدم و نامبرده مرا تهدید کرد که چاقو در شکم تو میکنم با ضربه ای به شانه شاکی رده و با چاقوی در دست فرار می کند و مردم او را دستگیر می کنند.

 

در صورت جلسه ۳/۷/۱۳۹۸ هم شاکی اذعان میدارد در شعبه که متشاکی عنه از ابتدا چاقو در دست داشته است.

نکته ایی که حائز اهمیت است:

 

در یک واقعه و اتفاق مسلما همه چیز واحد و تکرار نشدنی است بنابراین یک بار اتفاق افتاده و با حضور چندین نفر نمی توان تصاویر متفاوت از یک اتفاق را تصور نمود و نکته اینکه شاکی شخصی به هویت آقای———-را عنوان شاهد معرفی می نماید که ایشان در ادای شهادت اعلام میدارد که متشاکی عنه فرار نمود ودر آن سوی خیابان نزدیک بانک از شکم خود چاقو را خارج نمد و حمله ور شد ،شایان ذکر است شخص دیگری نیز به عنوان شاهد معرفی شده است تحت هویت آقای——–که اظهارات ایشان نیز با اظهارات شاکی و شاهد دیگر بسیار متناقص است و اعلام داشته که چاقو را ایشان از متشاکی عنه گرفته و تحویل ماموران داده است.

 

موضوع بازبینی و خارج نویسی فیلم ضبط شده از موضوع درگیری توسط ضابطین رسیده و فیلم واقعه بازبینی می گردد.

 

نکته اساسی :فیلم توسط فردی که دوستان شاکی بوده واز قبل جهت فیلم برداری با وی هماهنگ شده است ضبط شده است که تلویحا در این خصوص دفاعیات تقدیم به حضور میگردد.

 

در مواجهه حضوری مورخ ۲۰/۲/۱۳۹۹ در شعبه ی محترم و مشاده فیلم و اظهارات کلی شاکی وی از ابتدا اعلام نموده است که آقای———-را نمی شناسد ،اما در فیلم تهیه شده توسط خود شاکی کاملا مشخص است که آقای ———–به سمت موکل میرود وبا وی دست می دهد بنابراین وضوع عدم شناخت کاملا منتفی است و در فیلم هم کاملا مشخص است که نامبرده موکل را یک گوشه از خودرو می برد وبه نوعی قصد نگهداری موکل بدون رضایت وی را دارد وبنابر اظهارات موکل وقتی متوجه هجوم افراد متعدد می شود به قصد عدم آسیب شاکی را کنار زده و مبادرت به فرار می نماید.

چند نکته در قالب چند سوال:

۱)در موضوعات سرقت گوشی به صورت قاپیدن ویا مقرون به آزار یکی از دلایل اثبات سرقت می تواند دوربین های موجود در محل باشد (دوربین بانک ویا پاساژ)چطور شاکی از قبل یک شخص را با هماهنگی در محل هماهنگ می کند که فیلم تهیه کند؟؟؟

 

۱)چطور شخص مالباخته خود در اظهارات خویش در مورخ…………..اعلام می کند که از قبل با چند نفر هماهنگ کردم که در محل حضور داشته باشند که اگر موضوع جدی باشد حضور داشته باشند؟؟

 

۳)کدامین مالباخته از قبل با سارق خود قرار محل سرقت را با زمان و مکان مشخص می نماید؟؟؟

 

۴)چطور از قبل با شخص در محلی قرار می گذارد که فاقد دوربین های مداربسته دیگر باشد ولی شخصی را هماهنگ می نماید که از آنها فیلم تهیه نماید؟؟

 

با اندکی تامل میتوان متوجه شد که بر اساس اظهارات شاکی مخصوصا اظهارات مواجه حضوری مورخ ……………..موضوع اساسا سرقت نبوده و موضوع یک اختلاف دیگری است که سعی بر آن می رود با ایراد اتهام سرقت به شخص دیگر موضوع اصلی از دیده پنهان نماید.

 

لذا بر اساس آنچه تقدیم به حضور عالی گردید مخصوصا اعلام نیروهای ذی ربط صلاح در مبنی بر اینکه (سرقتی مشاده نگردید )در بازبینی فیلم ارائه شده توسط شاکی و اظهارات متناقض شاکی در دفعات متعدد با اظهارات قبلی خویش تناقض شدید اظهارات با شهود تعرفه شده و همچنین فقدان ادله کافی جهت اثبات موضوع سرقت بر اساس مواد ۱۲۰و۱۶۰ از قانون مجازات اسلامی و آئین دادرسی در امور کیفری و اصل ۳۷ از قانون اساسی درخواست قرار منع پیگرد موکل در خصوص اتهامات وارده را خواستار می باشد البته در صورت صلاحدید ریاست محترم.

در خصوص سلاح مورد ادعای شاکی در ید موکل نیز حسب دستور ریاست محترم جهت روشن تر موضوع درخواست ارسال به اداره تشخیص هویت را خواستار می باشد و همچنین آنچه مسلم و قدر به یقین است موکل اقرار می نماید که ان شی تلفن همراه مشخصی و متعلق به خودش می باشد که در دست دارد وبا فرض محال که محال نیست حتی اگر فرض کنیم شبی در ید موکل چاقو هم باشد که نیست موکل در حال فرار از دست جمعیتی است که از قبل هماهنگ شده اند .

 

جهت ضرب و شتم ویا هر امر دیگری که مسلما خیر نبوده و به نفع موکل نمی باشد و از آن جهت حمله ویا سو استفاده حتی مهلت استفاده هم پیدا نموده است.لذا با توجه به اینکه شاکی دارای پرونده های متعدد بود و موکل فاقد هرگونه پرونده حتی یک فقره می باشد و موکل فاقد هرگونه سابقه کیفری موثر ویا غیر موثر و مشابه می باشد و بر اساس آنچه گذشت در صورت صلاحدیددرخواست صدور قرار منع پیگرد قانونی از محضر عالی را خواستار می باشد.

۲۴ دی ۰۰ ، ۱۸:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه تجدید نظر خواهی اصلاح گواهی حصر ورثه

زعمای والامقام شعبه مرجوع الیه دادگاه تجدید نظر استان ..

( استیناف خواهی از طریق شعبه … دادگاه عمومی حقوقی …. )

سلام علیکم با احترام  اینجانب ……….. و در جایگاه وکیل تجدید نظر خواه و در مخالفت با استدلالات نمایان در رأی مکتوب شده در دادنامه شماره …. مورخ .. حایز :  رد دعوی اصلاح گواهی حصر ورثه با صدور حکم بر بی حقی ، طبع سریع الخاطر عالی جنابان را ، به آگاهی میرساند ، رأی استیناف خواسته بر پایه وجهات تعدیدی دامنه ماده 348 ق.آ.د.م. بشرح الف / ج / ه شایگان اقاله و سزاوار انهزام است :

 

شرح ماوقع:

موکل در دادخواست نخستین خود، چنین عنوان نمود:

مورث او  در اقامتگاه دائمی خود در … حیات ابدی خود را آغاز نموده است.

گواهی حصر ورثه از سوی آن دادگاه به وراثت موکل و همسر و خواندگان فرزندان آن متوفی صادر شده و در گواهی گفته شده که یک هشتم از اموال منقول و قیمت ابنیه و اشجار سهم همسر دائمی متوفی و بقیه به نسبت پسر دو برابر دختر به فرزندان متوفی تعلق دارد در این گواهی سهم‌الارث همسر متوفی بر اساس ماده ۹۴۶ سابق قانون مدنی تعیین شده است.

مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۱۳۸۸ مواد ۹۴۶ و ۹۴۸ قانون مدنی مصوب ۱۳۰۷ را اصلاح و ماده ۹۲۷ حذف شده است.

چون به حکم ماده ۳۷۴ قانون امور حسبی در صورتی که دیگری بخواهد ملک غیرمنقول که به نام مورث ثبت شده است به‌نام آنها ثبت گردد باید تصدیق انحصار ورثه صادره رونوشت آن را که مشتمل بر تعیین سهام باشد به اداره ثبت تسلیم نماید و گواهی حصر ورثه صادره به جهت صدور آن مقدم بر تاریخ اصلاح ماده ۹۴۶ قانون مدنی حصه زوجه کمتر از حصه مذکور در ماده ۹۴۶ نوشته شده است.

موکل نمی‌تواند به استناد گواهی انحصار ورثه مزبور تمام حقوق قانونی خود را استیفا نماید،

بنائا به مراتب و معنونه در فوق:

با اتکال به ماده ۴۱ و ۳۷۳ قانون امور حسبی تقاضای صدور حکم به شرح ستون خواسته را از دادگاه محترم‌نخستین تقاضا نموده است ..‌ (الخ )

محکمه نخستین با استدلال ذیل مبادرت به صدور قرار رد استماع دعوی موکل نموده که فراز اصلی آن بشرح ذیل تسوید میگردد:

…. دادگاه هیچ‌گونه سهو و خطایی در صدور آن مرتکب نشده است و مورد استثنای خواهان نیز موجب اصلاح و تغییر آن نیست، بنابراین خواسته خواهان را موجه ندانسته به استناد ماده ۲ از قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان صادر می‌گردد … (الخ )

عالی جنابان جلالت مآب، معتقدم استدلال محکمه بدوی ناقض تجلی اجرای عدالت و قانون بدلایل ذیل است:

زیرا حکم موضوع قانون الحاق یک تبصره به ماده ۹۴۶ قانون مدنی اصلاحی ۱۳۸۷ به شرطی‌که ماترک بین ورثه تقسیم نشده باشد، عطف‌ به ماسبق می‌گردد و استفاده ذی‌حق از قانون مزبور ملازمه با تغییر و اصلاح گواهی انحصار ورثه صادره از مصدر مربوطه دارد.

مضافاً اجابت خواسته به جهت‌ رسیدگی پیرامون تقسیم یا عدم تقسیم ماترک ضرورتی واجب دارد.

و سخن آخر‌‌ اینکه:

ظهور و صراحت أدله اقامه شده در مطلوب، جای تردیدی در درستی ادعای موکل باقی نمی گذارد و از زیغ أفهام و طغیان أقلام نفس خود به خداوند متعال پناه می برم.

بنائا به مراتب و معنونه در فوق:

نقض قرار تجدیدنظر خواسته و اعاده پرونده ، و الزام محکمه بدوی جهت رسیدگی ماهوی مورد استدعاست ‌.

با تشکر و تجدید احترام

۱۱ آبان ۰۰ ، ۱۸:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه دفاعیه ادعای زنا بر اساس فیلم و عکس

بسمه تعالی

ریاست محترم و مستشاران گرامی شعبه ........ دادگاه کیفری یک

با سلام و عرض احترام

بدینوسیله به وکالت از آقای ........... و در دفاع از ادعاهای متعدد و بلاوجه شاکی پرونده کلاسه ..... مطالب ذیل را یه استحضار آن عالیجنابان می رساند:

1- به نظر میرسد قانونگذار به شرح ذیل، در جای جای قانون مجازات اسلامی جدید (بر خلاف قانونگذار سابق)، به عمد و در جهت توصیه های شارع مقدس، در تلاش بوده که مسیر دادرسی را به نوعی هدایت نماید که رسیدگی به جرایم منافی عفت، دستاویزی برای تسویه حساب های شخصی نشده و کسی به خود جسارت اعلام آن را ندهد و ارتکاب آن در جامعه بر افواه و زبانها جاری نگردد:

الف) طبق ماده ۲۴۱ قانون مجازات اسلامی:"در صورت نبودادله اثباتقانونی بر وقوع جرم در جرائم منافی عفت و انکار متهم، هرگونه تحقیق و بازجویی جهت کشف امور پنهان و مستور ممنوع است."

ب) مطابق مفهوم ماده ۱۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری امکان ارجاع تحقیق در مورد جرائم منافی عفت به ضابطین وجود ندارد و تحقیقات باید توسط خود مقام قضایی انجام شود.

ج) راههای اثبات قانونی جرم زنا محدود است به چهار بار اقرار( بند الف ماده ۱۷۲ قانون مجازات اسلامی) و شهادت چهار مرد( ماده ۱۹۹ قانون مجازات اسلامی) و لذا به جز این دو مورد، هیچ دلیل دیگری نمی تواند اثبات کننده جرم زنا باشد.

د) حتی در صورت اقرار مرتکب هم که دلیل قانونی و قطعی اثبات دعوی یا به تعبیر فقها سلطان ادله یا مطابق حکم ماده ۲۱۳ قانون مجازات اسلامی، مقدم بر همه دلائل است، نیز انکار پس ازاقرار نیز مطابق ماده ۱۷۳ قانون مجازات اسلامی

مسقط مجازات است چه رسد به دلیلی که متهم از اساس آن را نفی می کند و یا فرضی که هیچ دلیل اثبات قانونی( اقرار و شهادت) وجود ندارد.

ه) از نظر مبنایی و علت سنجی و بررسی سلسله علل، وقتی که قاضی امری را به ضابطین و کارشناسان ارجاع می دهد و ضابط پس از بررسی اظهار نظر می نماید، این به نوعی شهادت است، که مطابق ماده ۲۰۰ قانون مجازات اسلامی مبتنی بر مشاهده مسستقیم و عینی نیست و مطابق همین ماده، نمی تواند مستند جرم زنا باشد.

و) مطابق ماده ۱۲۱ قانون مجازات اسلامی به صرف وجود شبهه یا تردید، نیازی به تحصیل دلیل جدیدتر و تلاش جهت ایجاد قطع و یقین نیست و به حکم همین ماده جرم ثابت نمی شود.

ز) مطابق ماده ۲۱۸ قانون مجازات اسلامی انکار بعد از اقرار موجب سقوط مجازات قانونی است.

ح) مطابق ماده ۲۲۷ قانون مجازات اسلامی دایرهاحصان به قدری از سوی قانونگذار توسعه داده شده که شاید بتوان گفت اکثریت قریب به اتفاق مردهای متاهل محصن نیستند!

ط) مطابق ماده ۲۳۲ قانون مجازات اسلامی، دلائل قانونی آنقدر خصوصیت دارد که در صورت عدم وجود آنها حد مجازات قانونی ساقط می شود.

ی) تبصره ماده ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی، نسبت دادن جرائم منافی عفت را حتی اگر صحت داشته باشد و به اثبات برسد نیز، خود جرمی مستقل می داند.

2- در ادامه و در دفاع از موکل لازم به توضیح است که شاکی آنطور که قبلا نیز اظهار شده است با موکل خصومت شخصی قبلی داشته اند که منتهی به درگیری فیزیکی و نهایتا صدور حکم به پرداختدیه از جانب موکل به ایشان شده است که همه این خصومت ها در حقیقت نشات گرفته از اختلافات خانوادگی شاکی با همسرش(مشتکی عنها) می باشد که متاسفانه به حیطه کاری مشترک ایشان با موکل سرایت یافته است. نهایتا اینکه این اختلافات خانوادگی، حیثیت و آبروی موکل اینجانب را نیز به بازی گرفته و وی را درگیر اتهامی سنگین که به هیچ وجه به ایشان منتسب نمی باشد، نموده است. شاکی با ارائه فیلم درصدد اثبات اتهام وارده به موکل می باشد که هم از دید صریح قانونی و فقهی، فیلم و عکس و سایر دلایل این چنینی به خودی خود، کافی و وافی و مثبت جرم زنا نمی باشد و هم علاوه بر آن همانطور که قصات محترم استحضار دارند امروزه نرم افزارهای خطرناکی با عنوان "دیپ فیک" فراگیر شده اند که مخصوصا جهت جعل فیلم های ساختگی به کار گرفته می شود. این امر بیش از پیش قابل استناد بودن فیلم را به عنوان دلیل و مدرک هر نوع دعوایی از قابلیت استناد خارج می نماید.

3- با این حال ورود چنین اتهامی از سوی موکل انکار شده و اذعان داشته است که هیچ رابطه ای به جز در حیطه کاری (آن هم در گذشته و نه اکنون) فی ما بین ایشان و متهمه وجود نداشته و ندارد.

در حالیکه این امر کاملا مشهود و واضح است که تا کنون از سوی شاکی و وکیل ایشان هیچ گونه دلیل قانونی و قطعی دال بر وقوع جرم و انتساب آن به موکل ارائه نشده است، علاوه بر این ایشان بر خلاف متن صریح قانون از جمله مواد ۱۲۱ و ۲۴۱ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۰۲ قانون آیین دادرسی کیفری عمل نموده و درصدد سوق دادن قضات محترم و دادرسی جهت تحقیق و تفحص پیرامون وقوع یا عدم وقوع جرم نموده و اصرار در انتساب جرم به موکل اینجانب را دارند.

لذا با عنایت به دلایل قانونی و فقهی مذکور و همچنین دفاعیات استنادی مندرج در این لایحه و انکار قطعی و بی شائبه موکل در قبال جرم انتسابی، از عالیجنابان محترم صدور رای به برائت ایشان و همچنین محکوم نمودن شاکی پرونده بهقذف و اشاعه فحشا مستند به ماده 200 قانون مجازات اسلامی، مورد استدعاست.

با سپاس فراوان و تجدید احترام

۳۱ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۰:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تبادل لوایح تجدید نظر

احتراماً اینجانب ------- تجدیدنظرخوانده دعوای حضانت فرزند مشترک در خصوص پرونده به شماره 9------ و دادنامه صادره به شمار ----- مورخ 31/2/99 از شعبه ...........دادگاه ......دو ....مبنی بر صدور حکم حضانت به نفع اینجانب در دفاع از خود و لایحه ی وکیل تجدیدنظرخواه به استحضار می رساند:

1- در ابتدا خلاصه ی ماوقع به این شرح است که اینجانب با تجدیدنظرخواه به دلایل مختلفی حدود یک سال می باشد که  اختلافات خانوادگی داریم و در حال حاضر از یکدیگر جدا زندگی می کنند و دارای دو فرزند مشترک می باشیم که یکی از آنها از حضانت خارج است و دیگری دختر 3ساله می باشد که طبق قانون تحت حضانت مادر می باشد،تا اینکه در تاریخ 28/12/98 همسرم به بهانه ی ملاقات فرزند ،دخترم را برای گردش به بیرون از خانه می برد و از آن زمان تا به حال دخترم را بر نگردانده و هیچ اطلاعاتی از مکان زندگی و وضعیت جسمی و روحی فرزند خود ندارم.در این خصوص گزارش کلانتری تهیه شده که ضمیمه می باشد.

2-لازم به ذکر است تجدیدنظرخواه دارای شرایط روحی مناسبی جهت نگهداری کودک نمی باشد زیرا بارها اینجانب را مورد ضرب و جرح شدید قرار داده است  و من به خاطر حفظ آبرو و زندگی خود هیچ حرفی نزده و شکایتی نکرده ام و در آخرین دعوایی که داشتیم و همسرم من را مورد ضرب و جرح شدید قرار داد ،از ایشان شکایت نمودم که در این مورد پرونده ای به شماره ---------------- در شعبه ...بازپرسی دادسرای ......... مطرح و درحال رسیدگی می باشد.و با این شرایط روحی و روانی تجدیدنظرخواه ممکن است کودک را هم مورد آزار و اذیت جسمی و روحی و ضرب و جرح قرار دهد.

3-در دفاع از بند اول لایحه ی وکیل تجدیدنظرخواه باید به عرض برسانم همانطور که مستحضرید طبق ماده 1169 قانون مدنی صراحتاً بیان نموده حضانت فرزند تا 7سالگی با مادر می باشد و در این خصوص و تا این سن کودک،هیچ حرفی از اختلاف و قصد متارکه بین والدین بیان نشده است و در خصوص بعد از سن 7سالگی اگر اختلافی وجود داشته باشد،حضانت فرزند با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد.و همچنین لازم به ذکر است با توجه به دفاع وکیل تجدیدنظرخواه که بیان می دارد تا کنون هیچ اختلاف و قصد متارکه ای بین والدین نمی باشد باید به عرض برسانم من و همسرم چندین سال است که باهم اختلاف و مشکلات زیادی داریم و در حال حاضر حدود یک سال است که جدای از هم زندگی می کنیم ،اگر از نظر ایشان این به معنای اختلاف و جدایی نیست پس چه معنای دیگری دارد؟!

4-در دفاع از بند چهارم لایحه ی وکیل تجدیدنظرخواه باید به عرض برسانم طبق ماده ی 1173 قانون مدنی در صورتی حضانت سلب می شود که فرد دارای انحطاط اخلاقی باشد و طبق بند دو همان ماده فرد اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء باشد به عبارتی به کار فساد و فحشاء مشغول باشد و با این صفات مشهور باشد که در اینصورت صلاحیت نگهداری فرزند را ندارد ،اما در خصوص ادعای ایشان باید بیان نمایم همسرم از اینجانب بابت رابطه نامشروعی که هیچ دلیل و اماره ای ندارد و تنها تهمت و افترایی بیش نیست شکایت نموده که پرونده همچنان در مرحله ی دادسرا می باشد و تا کنون هیچ جرمی اثبات نگشته و حتی قرار نهایی دادسرا نیز صادر نگردیده است که قابل استعلام می باشد.بنابراین تنها یک تهمت بی اساس نمی تواند باعث سلب حضانت اینجانب گردد!

5-لازم به ذکر است با توجه به اینکه تا کنون حدود 3ماه است که اینجانب فرزند خود را ندیده ام و با توجه به پیگیری های مکررم ،همسرم اجازه ی ملاقات فرزندم را به من نمی دهد و بیان نمی کند فرزندم در حال حاضر کجا زندگی می کند و من نمیدانم دختر 3ساله ام در چه شرایط روحی و روانی و جسمی قراردارد و مطمئناً دختر 3ساله بیش از هرچیزی ،فقط آغوش گرم و پرمهر و مراقبت های ویژه ی مادرش را می خواهد و معلوم نیست در این مدت چه به حال فرزندم آمده است و ممکن است خسارات روحی و روانی جبران ناپذیری به فرزندم وارد شود لذا طبق ماده 40 و 41 و 42 و 54 قانون حمایت خانواده در صورتی که پدر مانع ملاقات و استرداد طفل تحت حضانت مادر شود قاضی دادگاه می تواند رأساً آن شخص متخلف را تا زمان اجرای حکم بازداشت و یا به جزای نقدی و حداکثر مجازات محکوم نماید.

6-در نهایت با توجه به اینکه کودک در سن 3سالگی طبق قانون تحت حضانت مادر می باشد اما تجدیدنظرخواه جهت اذیت و آزار اینجانب از اجرای قانون ممانعت می نماید و فرزندم را جهت آزار اینجانب وسیله ای قرار داده است تا به اهدافش برسد و هیچ احساس و آگاهی از عواطف مادری و نیازهای فرزند دختر ندارد و تنها دخترم مورد آسیب های جدی روحی قرار می گیرد،لذا از آن عالی مقامان محترم درخواست رد اعتراض تجدیدنظرخواهی و تأیید حکم شایسته ی بدوی مبنی بر محکومیت تجدیدنظرخواه به استرداد فرزند و حکم حضانت اینجانب جهت احقاق حق اینجانب و اتمام این دوران سخت را دارم.

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۲:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه درخواست اعاده دادرسی خلاف بین قانون و شرع

دادستان محترم کل کشور

 با سلام احتراما در خصوص دادنامه های شماره   مورخ     شعبه دادگاه محترم عمومی و مورخ   (شعبه  دادگاه محترم تجدید نظر استان و مورخ (شعبه دیوانعالی کشور به شرح دلایل ذیل الذکر با پذیرش درخواست نقض دادنامه های فوق الذکر صدور دستور رسیدگی مجلد عادلانه براساس ماده ۱۸ قانون اصلاحی قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مورد استدعاست.

باتشکر و سپاس فراوان

نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۰:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه اعاده دادرسی طاری به جهت صدور حکم زاید بر میزان خواسته

ریاست محترم شعبه    دادگاه عمومی تجدید نظر "نام شهرستان محل رسیدگی به پرونده به استناد رای موضوع اعاده دادرسی"

با سلام احتراما نظر به این که مستند پرونده تحت رسیدگی جنابعالی دادنامه شماره صادره از شعبه دادگاه علوم تجدید نظر است که در آن از خواسته مذکور خواهان درمتن دادخواست کلاسة | یالایحة شمارة تجاوز شده است. فلذا با تقدیم لایحه نسبت به دادنامه شماره صادره از ان شعبة دادگاه عمومی تجدیدنظر "نام شهرستان استان محل طرح پرونده معترض عنه" در پرونده کلاسه با جهت تجاوز از خواسته مورد ادعای خواهان در حکم صادره و تقاضای اعاده دادرسی طاری می نماید لذا انجام اقدام قانونی در متوقف ساختن رسیدگی برای تقدیم دادخواست اعاده دادرسی مورد استدعاست.

باتشکر و سپاس فراوان نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۲۰:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه اعاده دادرسی طاری به جهت تحصیل حکم در اثرحیله و تقلب

ریاست محترم شعبه     دادگاه عمومی تجدید نظر "نام شهرستان محل رسیدگی به پرونده به استناد رأی موضوع اعاده دادرسی "

با سلام احتراما به استحضار می رساند نظر به این که مستند پرونده تحت رسیدگی جنابعالی دادنامه شماره صادره از شعبه      دادگاه عمومی تجدید نظر است که تحصیل آن از طریق حیله و تقلب بوده است ران با تقدیم این لایحه نسبت به دادنامه شماره صادره از شعبه دادگاه عمومی تجدیدنظر "نام شهرستان استان محل طرح پرونده معترض عنه" در پرونده کلاسه به جهت تحصیل حکم در اثر حیله وتقلب بکاربرده شده تقاضای اعاده دادرسی طاری می نماید . بنابراین انجام اقدام قانونی در متوقف ساختن رسیدگی برای تغم دادخواست اعاده دادرسی مورد استدعاست.

باتشکر و سپاس فراوان نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۹:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه اعاده دادرسی طاری به جهت دسترسی به اسناد مکتوم دلیل حقانیت خواهان

ریاست محترم شعبه   دادگاه عمومی تجدید نظر "نام شهرستان محل رسیدگی به پرونده به استناد رأی موضوع اعاده دادرسی"

با سلام احتراما به استحضار می رساند نظر به این که مستند پرونده تحت رسیدگی جنابعالی دادنامه شماره صادره از شعبه بارگاه عمومی تجدید نظر است که تحصیل آن به دلیل مکتوم بودن سند شمارة مورخ بدست آمده از ای که بلبل حقانیت اینجانب بوده و در اثر مکتوم ماندن آن دادنامه شماره   دادگاه محترم مذکور علیه اینجانب صادر گردیده است به طوری که اگر سند یاد شده در اختیار بود چنین حتمی صادر نمی شود، با تقدیم این لایحه تقاضای اعاده دادرسی طاری به دلیل بدست آمدن سند مکتوم استنادی می نماید بنابراین انجام اقدام قانونی در متوقف ساختن رسیدگی برای تقدیم دادخواست اعاده دادرسی مورد استدعاست

باتشکر وسپاس فراوان نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۹:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه اعاده دادرسی طاری به جهت صدور حکم با اسناد جعلی

 ریاست محترم شعبه    دادگاه عمومی تجدید نظر "نام شهرستان محل رسیدگی به پرونده به استناد رأی موضوع اعاده دادرسی"

با سلام احتراما به استحضار می رساند نظر به این که مستند پرونده تحت رسیدگی جنابعالی دادنامه شماره صادره از شعبه دادگاه عمومی تجدید نظر است که تحصیل آن به دلیل سند مجعول شماره مورخ بوده و جعلیت آن طی دادنامه شماره   صادره از شعبه   دادگاه محترم "نام شهرستان به اثبات رسیده است. لذا با تقدیم این لایحه تقاضای اعاده دادرسی طاری به دلیل ثبوت جعلیت سند هستند حکم دلیل ادعای خواهان در این پرونده می نماید بنابراین انجام اقدام قانونی در متوقف ساختن رسیدگی برای تقدیم دادخواست اعاده دادرسی مورد استدعاست

باتشکر وسپاس فراوان "نام و نام خانوادگی متقاضی اعاده دادرسی"

۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۹:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه متن لایحه حضانت فرزند، در مزاحمت پدر برای حضانت

بسمه تعالی

ریاست محترم دادسرای عمومی و انقلاب ………….. (مجتمع قضایی)

با سلام،

احتراماً، به استحضار عالی می رساند:

۱- اینجانبه………… فرزند …….. به موجب دادنامه شماره ………… مورخ ……….. به موضوعیت گواهی عدم امکان سازش زوجین صادره توسط آن شعبه محترم از آقای ………. طلاق گرفته ام.

۲- مطابق گواهی یاد شده حضانت فرزند مشترکمان به نام ……… (سن ……… ساله ) درمقابل دریافت ماهیانه مبلغ ناچیزی به اینجانب واگذارشده است .

۳- ولی،متاسفانه شخص مشتکی عنه آقای ………… با دست یازیدن به انواع اعمال غیر قانونی و غیراخلاقی عامداً و عاملاً سعی در ایجاد اشکال و مانع جهت اجرای حکم دادگاه وحضانت فرزند مشترک می نماید.

۴- از آنجایی که، اینجانب زنی بی پناه بوده که تمامی سعی خود را مصروف تربیت ونگهداری تنهافرزندم نموده ام.

۵ –  لذا، به استناد ماده واحده مصوب ۲۲/۴/۱۳۶۵ در خصوص حضانت اطفال، تقاضای رسیدگی و صدورحکم مبنی بر رفع مزاحمت و مجازات شخص مشتکی عنه را دارم.

با تشکر و تجدید احترام

نام و نام خانوادگی (شاکیه)

امضاء

۲۸ فروردين ۰۰ ، ۲۳:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه متن لایحه حضانت برای مادر

بسمه تعالی

ریاست محترم دادگاه خانواده….

با عرض سلام،

احتراما به استحضار می رسانم اینجانب ….فرزند…..به شماره ملی…… در تاریخ ….. از همسر خود به نام آقای …… فرزند ……طلاق گرفته و طبق قانون هم حضانت فرزند دختر به بنده سپرده شده با توجه به این که بعد از ۷ سالگی حضانت با مدر خواهد بود و مستند به اینکه طبق ماده ۴۵ قانون حمایت خانواده مصلحت کودک ملاک اصلی تعیین حضانت است ‌و نظر به این که فرزند دختر بنده در سنی حساس قرار دارد و نیازمند مراقبت های ویژه از لحاظ احساسی و معنوی است. و پدر ایشان هم ساعات زیادی در روز را سر کار سپری می کنند و توان پشتیبانی و نگهداری فرزند دختر برای ایشان دشوار است خواهشمندم در این زمینه با توجه به احکام قانونی و مصلحت فرزند دختر مراتب قانونی جهت ادامه حضانت بنده و سلب حضانت آقای…. را لحاظ بفرمایید.

با تشکر…

نام و نام خانوادگی امضا…

۲۸ فروردين ۰۰ ، ۲۳:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

لایحه دفاعیه مطالبه نفقه زوجه

بسمه تعالی

با عرض سلام

قضات محترم دادگاه …

اینجانب…. همسر …. عطف به دادنامه شماره… صادره از شعبه….. دادگاه عمومی……

اعاده دادرسی خود را به این شرح به عرض می رسانم.

با توجه به این که دادنامه صادره دادگاه بدوی به شماره… بدون توجه به نشوز زوجه بوده و با توجه به این که این امر لحاظ نشده با پیوست حکم اثبات نشوز زوجه خواستار نقض این دادنامه هستم.

 

۲۵ فروردين ۰۰ ، ۲۰:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه دفاعیه نفقه =2

با عرض سلام

احتراما به استحضار می رساند. عطف به پرونده شماره ….در خصوص تجدید نظر خواهی ….. از دادنامه شماره….. صادر از شعبه…. دادگاه عمومی حقوقی…. .به استحضار می رساند:

اینجانب خوانده دعوا در خصوص ادعای زوجه به نام …. برای مطالبه نفقه لازم به دکر است که عرض کنم، بنده تمام هزینه ها و خرجی ایشان را پرداخت کرده ام و در این باره از زندگی مشترکی که ایشان با حقیر داشته می توان متوجه این امر شد. اما دادنامه بدوی و جلسه واخواهی بدون حضور بنده برگزار شده لذا خواهشمندم نسبت به نقض رای دادگاه بدوی اقدام فرمایید.

با تشکر

نام….

۲۵ فروردين ۰۰ ، ۲۰:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه دفاعیه مطالبه نفقه

بسمه تعالی

قضات محترم دادگاه خانواده

با سلام و عرض خسته نباشید.

احتراما به اطلاع می رساند اینجانب ….. همسر خانم ….

خواهان دعوای مطالبه نفقه که دادخواستی با این عنوان تقدیم دادگاه خانواده کرده اند. ازدواج ایشان با بنده در قالب نکاح دائم نبوده و شرطی هم در زمینه تعهد بنده به نفقه ایشان وجود ندارد.

و طبق قانون هم نفقه مختص نکاح دائم است.

با تشکر..

۲۵ فروردين ۰۰ ، ۲۰:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نمونه لایحه دفاعیه مطالبه نفقه به دلیل عدم تمکین/ ناشزه بودن

بسمه تعالی

قصات محترم دادگاه خانواده

با عرض سلام و خسته نباشید.

احتراما به استحضار می رساند که در پی حکم صادره از دادگاه بدوی، دادنامه شماره……. از دادگاه بدوی……

در پی دادخواست خانم …. زوجه مبنی بر مطالبه نفقه دلایل خود را برای رد این ادعا بدین شرح محضرتان ارائه می گردد.

در دادنامه مذکور حکم به پرداخت نفقه زوجه خانم….. شده است، در حالی که ایشان مدت هاست نسبت به همسر خود تمکین نمی کنند و در خانه همسر خود هم‌ حضور ندارند. شرایط حضور ایشان و زندگی مشترک فراهم است با وجود خانه مناسب و اسباب و اثاثیه لازم که مدارک آن پیوست می شود.

لذا طبق قانون، زنی که ناشزه باشد مستحق نفقه نخواهد بود. دلیل بر این ادعا گفته های ضمنی خود ایشان در دادنامه و صورت جلسه و شهادت شهود است که ایشان با قهر منزل را به دلیل دعوایی لفظی ترک کرده و به آنجا بازنگشته اند.

لذا از دادگاه تجدید نظر تقاضای نقض دادنامه بدوی را دارم.

۲۵ فروردين ۰۰ ، ۲۰:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر