وکالت در طلاق موجب انتقال حق طلاق به زن نمیشود، بلکه فقط نمایندگی در اعمال آن می باشد به دیگر سخن در وکالت طلاق فقط حق طلاق به زن تفویض میشود و مرد همچنان خود نیز میتواند از حق طلاق استفاده کرده و زن را طلاق دهد.
وکالت در طلاق موجب انتقال حق طلاق به زن نمیشود، بلکه فقط نمایندگی در اعمال آن می باشد به دیگر سخن در وکالت طلاق فقط حق طلاق به زن تفویض میشود و مرد همچنان خود نیز میتواند از حق طلاق استفاده کرده و زن را طلاق دهد.
وکالت مطلق: اختیار کامل طلاق در هر زمان و بدون نیاز به دلیل وحضورمرد
مشروط: یعنی شرط گذاشتن برای تحقق وکالت در طلاق مانند مشروط کردن اختیار طلاق به ترک انفاق، ازدواج مجدد یا سوءرفتار مرد
توکیلی: زن صرفاً وکیل برای اجرای صیغه طلاق است و درخواست طلاق باید ابتدا توسط مرد انجام شودو
در ضمن عقد یا خارج از عقد: میتوان وکالت در طلاق را در سند نکاحیه یا در سند رسمی مجزا تنظیم نمود.
زن ناشزه در صورتی میتواند پس از چند سال دوری از همسر، درخواست طلاق کند که استمرار امتناع او از تمکین یا شرایط زندگی مشترک موجب ایجاد عسر و حرج شده باشد. از آنجا که مدت زمان مشخصی در قانون تعیین نشده، تشخیص این موضوع به ارزیابی دادگاه بستگی دارد. در واقع شدت استمرار امتناع و پیامدهای آن برای زندگی خانوادگی، ملاک اصلی است.
اگر وکیل رسمی داشته باشند حضور شخصی لازم نیست؛ اما در صورت عدم استفاده از وکیل، حضور زوجین برای پاسخگویی به سوالات الزامی است.
با ارائه مدارک قانونی و مستند مانند حکم کیفری، گزارش پزشکی قانونی، استشهادیه شهود یا شواهد کتبی که نشان دهنده عسر و حرج باشد.
اثبات عدم پرداخت نفقه برای طلاق، یک دعوای حقوقی محسوب میشود و به همین دلیل، قواعد عام ادله اثبات دعوی در قانون آیین دادرسی مدنی در آن مورد استفاده قرار میگیرد. زن میتواند با استفاده از روشهای مقرر شده، ترک انفاق را ثابت کند. در ادامه این روشهای اثباتی در طلاق به علت عدم پرداخت نفقه را به تفصیل بررسی میکنیم:
1-اقرار: اقرار مرد به ترک انفاق، قویترین دلیل اثباتی محسوب میشود؛ زیرا مطابق ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی، هرکس به امری اقرار کند، آن امر بر ضرر او نافذ است. اگر شوهر در جلسه رسیدگی یا در لوایح دفاعی خود اذعان کند که نفقهای پرداخت نکرده، این اقرار برای دادگاه کافی خواهد بود و نیازی به دلیل دیگر وجود ندارد.
2-شهادت شهود یا بینه: شهادت افرادی که به صورت مستقیم از ترک انفاق آگاه هستند، میتواند مستند قاضی برای احراز موضوع باشد. بر اساس قانون آیین دادرسی مدنی، شهادت باید با شرایط مقرر مانند عدالت شاهدان ارائه شود. به عنوان مثال، اقوام نزدیک یا همسایگانی که در جریان زندگی زوجین قرار دارند، میتوانند شهادت دهند که مرد نفقهای پرداخت نکرده است.
3-قسم: در صورتی که دلایل قطعی برای اثبات طلاق به علت عدم پرداخت نفقه وجود نداشته باشد، زن میتواند از دادگاه تقاضا کند که شوهر را برای سوگند فرا خواند. ماده ۲۷۱ قانون آیین دادرسی مدنی بیان میکند که قسم، دلیل شرعی محسوب میشود. البته اگر مرد در برابر سوگند ترک انفاق را انکار کند، قسم او به عنوان دلیل پذیرفته میشود و دعوا به نفع او خاتمه خواهد یافت.
4-علم قاضی: یکی دیگر از روشهای مهم در اثبات ترک انفاق، علم قاضی است. طبق مواد مشابه در حقوق مدنی، قاضی میتواند بر اساس امارات قضایی و اوضاع و احوال پرونده به علم و یقین برسد. مثلاً عدم ارائه اسناد و مدارک پرداخت یا اظهارات متناقض مرد، موجب حصول علم قاضی نسبت به ترک انفاق میشود.
5-ارائه اسناد و رسیدهای پرداختی: زن میتواند در اثبات طلاق به علت عدم پرداخت نفقه به مدارک بانکی و مالی استناد کند. استعلام از حسابهای بانکی مرد یا ارائه رسیدهای پرداخت هزینههای زندگی توسط زن، نشان میدهد که نفقه توسط شوهر تأمین نشده است. این اسناد با توجه به رسمیت و قابلیت استناد در کنار سایر دلایل برای اثبات ترک انفاق ارزش ویژهای دارند.
در صورتی که مرد به طور مستمر یا مکرر از پرداخت نفقه خودداری کند و این موضوع در دادگاه به اثبات برسد، زن حق دارد درخواست طلاق مطرح کرده و خواستار جدایی باشد. قانونگذار این امر را یکی از مصادیق عسر و حرج میداند و دادگاه پس از بررسی دلایل و در صورت احراز تخلف مرد، میتواند حکم طلاق را صادر کند.
خیر، پرداخت بخشی از نفقه به تنهایی مانع تحقق جرم نیست، مگر اینکه عدم استطاعت در پرداخت مابقی اثبات شود.
خیر، طبق ماده 1206 قانون مدنی، نفقه گذشته فرزند قابل مطالبه نیست و فقط نفقه آینده قابل مطالبه است.
بله، اگر متهم بتواند عدم استطاعت مالی خود را اثبات کند، رکن مادی جرم محقق نمیشود.
مطابق ماده 53 قانون حمایت خانواده، حبس تعزیری درجه 6 (6 ماه تا 2 سال).
خیر، برای طرح شکایت کیفری ترک انفاق، ابتدا باید میزان نفقه در دادگاه خانواده تعیین شده باشد.
1-ثبت دادخواست: زن باید ابتدا دادخواست طلاق خود را از طریق یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ثبت کند. در دادخواست، دلایل درخواست طلاق (کراهت، عسر و حرج و مصادیق آن) باید به روشنی بیان شود.
2-ثبتنام در سامانه ثنا: برای دریافت ابلاغیههای قضایی به صورت الکترونیکی، ثبتنام در سامانه ثنا (ثبت نام الکترونیکی قضایی) الزامی است.
3-ارجاع به مشاوره: پروندههای طلاق ابتدا به مراکز مشاوره خانواده ارجاع داده میشوند. شرکت در جلسات مشاوره اجباری است و هدف آن تلاش برای صلح و سازش است.
4-دریافت گواهی عدم امکان سازش: اگر تلاشهای مرکز مشاوره برای ایجاد سازش بینتیجه بماند، گواهی عدم امکان سازش صادر میشود.
5-تقدیم مستندات بذل مهریه (در طلاق خلع): چنانچه طلاق از نوع خلع باشد، زن باید مدارک مربوط به بذل مهریه یا مال مورد توافق را به دادگاه تقدیم کند.
6-ارائه مدارک شناسایی: شناسنامه، کارت ملی و سند ازدواج یا رونوشت آن باید ضمیمه پرونده شود.
7-ارجاع به شعبه دادگاه خانواده: پس از طی مراحل اولیه، پرونده برای رسیدگی به یکی از شعب دادگاه خانواده ارسال میشود.
8-ابلاغ وقت رسیدگی: زمان و شعبه رسیدگی از طریق سامانه ثنا به طرفین اطلاع داده میشود.
9-جلسه رسیدگی در دادگاه: در جلسه دادگاه، قاضی به اظهارات طرفین و وکلای آنها گوش داده و دلایل و مدارک را بررسی میکند.
10-صدور رأی: پس از بررسی کامل، دادگاه رای خود را مبنی بر پذیرش یا رد درخواست طلاق صادر میکند. این رای میتواند گواهی عدم امکان سازش (در صورت موافقت با طلاق) یا حکم طلاق باشد.
11-ثبت طلاق در دفترخانه: پس از قطعی شدن رای، طرفین باید ظرف مدت معین به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه کرده و صیغه طلاق جاری و ثبت شود.
اثبات کراهت زوجه در دادگاه به نوع کراهت و دلیل آن بستگی دارد:
1-اثبات کراهت در طلاق خلع: زمانی که کراهت، صرفاً جنبه عاطفی دارد و زن خواهان طلاق خلع است، نفسِ اعلام کراهت از سوی زن و اقدام او برای بذل (بخشیدن) قسمتی یا تمام مهریه یا مال دیگر به شوهر، به نوعی نشاندهنده جدیت او در این کراهت است. در این حالت، دادگاه معمولاً وارد جزئیات دلایل این بیعلاقگی نمیشود، بلکه بر توافق طرفین (هرچند تحت تأثیر بذل مال از سوی زن) یا احراز کراهت زن و تمایل او به پرداخت فدیه تمرکز میکند.
2-اثبات کراهت ناشی از عسر و حرج: اگر کراهت زن ریشه در رفتارها و شرایط سوء ایجاد شده توسط مرد (عسر و حرج) داشته باشد، زن باید بتواند آن دلایل و مصادیق عسر و حرج را در دادگاه به اثبات برساند. اینجاست که نقش ادله اثبات دعوا پررنگ میشود:
=شهادت شهود: افرادی که از نزدیک شاهد رفتارهای نامناسب شوهر، ضرب و شتم، اعتیاد او و یا سایر موارد عسر و حرج بودهاند، میتوانند در دادگاه شهادت دهند.
=گزارش پزشکی قانونی: در موارد ضرب و جرح، ارائه گواهی از پزشکی قانونی که میزان و نوع صدمات را مشخص کند، بسیار کمککننده است. همچنین در مورد بیماریهای خاص یا عقیم بودن، نظر پزشکی قانونی معتبر خواهد بود.
=احکام قضایی پیشین: اگر قبلاً شکایاتی مبنی بر عدم پرداخت نفقه، ضرب و شتم و... مطرح شده و منجر به صدور حکم محکومیت برای شوهر شده باشد، این احکام میتوانند به عنوان مدرک استفاده شوند.
=اسناد و مدارک دیگر: پیامکها، فایلهای صوتی یا تصویری (با رعایت ضوابط قانونی پذیرش آنها در دادگاه)، استشهادیه محلی، گزارش کلانتری و هرگونه مدرکی که بتواند ادعای زن را تقویت کند.
= اقرار زوج: اگر شوهر در دادگاه به رفتار ناشایست خود یا وجود شرایط عسر و حرج اقرار کند، این خود دلیل محکمی است.
=نظر کارشناس یا داور: در برخی موارد، دادگاه پرونده را به داوری ارجاع میدهد و نظر داوران منتخب طرفین یا داور منصوب از سوی دادگاه، در تصمیمگیری قاضی مؤثر خواهد بود.
بنابراین، در حالت دوم، زن باید تمرکز خود را بر اثبات عواملی بگذارد که منجر به کراهت و سختی در زندگی مشترک شدهاند.
کراهت زوجه میتواند ریشههای گوناگونی داشته باشد. گاهی این کراهت صرفاً ناشی از عدم علاقه و سردی عاطفی زن نسبت به شوهر است، بدون آنکه لزوما تخلف یا رفتار ناپسندی از سوی مرد سر زده باشد. در این حالت، اگر زن خواهان طلاق باشد، معمولاً مسیر طلاق خلع و بذل مهریه پیش روی او قرار دارد.
اما در بسیاری از موارد، کراهت زوجه محصول رفتارها و شرایط نامطلوبی است که شوهر بر زندگی مشترک تحمیل کرده و وضعیت "عسر و حرج" را برای زن به وجود آورده است. عسر و حرج به معنای سختی و مشقت غیرقابل تحملی است که ادامه زندگی را برای زن ناممکن میسازد. ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی به این موضوع اشاره دارد و مصادیقی از عسر و حرج که میتواند منجر به کراهت و در نهایت طلاق شود، در قانون و رویه قضایی مشخص شدهاند. برخی از این دلایل و مصادیق عبارتند از:
رفتارهای خشونتآمیز و ضرب و شتم: آزار جسمی و روحی مکرر از سوی شوهر.
اعتیاد مضر شوهر: اعتیادی که به اساس زندگی خانوادگی آسیب بزند و امکان ادامه زندگی مشترک را از بین ببرد.
عدم پرداخت نفقه: خودداری شوهر از پرداخت هزینههای زندگی زن به مدت شش ماه یا بیشتر.
ترک زندگی مشترک: غیبت طولانی مدت شوهر (مثلاً شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه).
محکومیت قطعی شوهر به حبس پنج سال یا بیشتر.
ازدواج مجدد شوهر بدون رضایت همسر اول.
ابتلای شوهر به بیماریهای صعبالعلاج روانی یا جسمی که زندگی مشترک را مختل کند.
عقیم بودن مرد و عدم امکان بچهدار شدن پس از گذشت مدت زمان معقول برای درمان.
سوء رفتار و معاشرتهای نامناسب شوهر که حیثیت و آبروی زن را خدشهدار کند یا شرایط زندگی را برای او غیرقابل تحمل سازد.
فحاشی و توهینهای مکرر که شخصیت زن را تخریب کند.
در تمام این موارد، کراهت ایجاد شده در زن، ناشی از یک عامل بیرونی و رفتار نادرست شوهر است و اثبات این موارد در دادگاه، مسیر طلاق را هموارتر میکند، حتی بدون نیاز به بخشش کامل مهریه.
یکی از مهمترین مفاهیمی که در بحث کراهت زوجه مطرح میشود، "طلاق خلع" است. بر اساس ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی، طلاق خلع زمانی رخ میدهد که زن به دلیل کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به شوهر میبخشد، طلاق میگیرد. این مال میتواند معادل مهریه، کمتر یا حتی بیشتر از آن باشد. در واقع، در این نوع طلاق، کراهت زن از شوهر، انگیزه اصلی جدایی است و زن حاضر است برای رهایی از این زندگی، از بخشی از حقوق مالی خود، مانند مهریه، چشمپوشی کند.
نکته مهم در طلاق خلع این است که این نوع طلاق، "بائن" محسوب میشود. طلاق بائن به این معناست که در دوران عده (مدت زمانی پس از طلاق که زن شرعاً نمیتواند ازدواج مجدد کند)، مرد حق رجوع به همسر خود را ندارد، مگر اینکه زن از مالی که بخشیده (فدیه) منصرف شود و آن را مطالبه کند. در این صورت، طلاق از بائن به رجعی تبدیل میشود و مرد میتواند در زمان عده به زندگی مشترک بازگردد.
بنابراین، کراهت زوجه در طلاق خلع، یک عنصر اساسی است و زن با ابراز این کراهت و پرداخت فدیه، رضایت مرد را برای طلاق جلب میکند یا دادگاه را مجاب به صدور حکم طلاق مینماید.
کراهت زوجه، به زبان ساده، به معنای عدم علاقه و بیزاری شدید زن از همسر خویش است. این احساس ناخوشایند، زمانی که زندگی مشترک را برای زن دشوار و غیرقابل تحمل میکند، میتواند یکی از دلایل درخواست طلاق از سوی او باشد. اما صرف ادعای دوست نداشتن شوهر، برای دادگاه به تنهایی کافی نیست و زن باید بتواند این کراهت و دلایل آن را به شکلی قانونی به اثبات برساند یا از طریق مسیرهای قانونی دیگری برای جدایی اقدام کند.
ملاقات با فرزندان حق هر یک از والدین است و آنها می توانند این حق خود را اعمال نمایند اما در شرایطی این زمان ملاقات با فرزند متفاوت خواهد بود .
خیر ؛ امکان محروم نمودن والدین از ملاقات با کودک امکان پذیر نیست. حتی در صورت شرایط خاص با حضور ناظر از طرف دادگاه میتوان با فرزندان ملاقات داشت.
مطالبه مهریه در صورت فوت شوهر وجود دارد. مهریه بعد مرگ شوهر نیز همچون که از زمان تحقق عقد نکاح بر ذمهی شوهر آغاز شده و پس از فوت نیز از اموال او قابل استیفاء است.