ریاست محترم دادگاه تجدید نظر استان
با سلام و احترام
موضوع:لایحه تجدیدنظرخواهی ازدادنامه شماره……..صادره از شعبه…. دادگاه خانواده شهرستان در مهلت مقرر تقدیم حضور می گردد.
احتراما ،اینجانب( زوج) ……….تجدیدنظر خواه باتوجه به دلایل ذیل تقاضای نقض دادنامه شماره……. با خواسته “اجرت المثل ایام زناشویی” را خواستارم.
به استحضار می رساند :
اولا:با عنایت به رویه موجود در محاکم بدوی، قضات محترم با توجه به ظاهرتبصره ماده ۳۳۶ قانون مدنی و نیز نسخ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق شورای نگهبان توسط قانون حمایت خانواده جدید ۹۲و ابقای یک تبصره از آن، که در هر حالت و هر فرضی زوجه می تواند اجرت المثل ایام زناشویی را از زوج مطالبه کند، اما موضوعی که در قانون مسکوت مانده آن است که آیا زوجه می تواند قبل از طرح دعوای طلاق و در ایام زوجیت ، اجرت المثل را مطالبه کند یا باید در ضمن دعوای طلاق یا بعد از طلاق قابل طرح می باشد؟؟
با توجه به ظاهر ماده ۹۲ قانون حمایت خانواده جدید مصوب۹۲ و نیز ماده۱۶ آیین نامه اجرایی قانون حمایت خانواده جدید که قانون خاص می باشد،، طرح دعوای مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت را منوط به مطرح بودن دعوای طلاق قرار داده است.
حال باعنایت به ماده ۲۹ قانون حمایت خانواده ( دادگاه* ضمن رأی خود* با توجه به شروط ضمن عقد …… و همچنین اجرت المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (۳۳۶) قانون مدنی تعیین …… )و نیز ماده ۱۶ آیین نامه ی اجرایی قانون حمایت خانواده( دادگاه باید ضمن صدور گواهی عدم امکان سازش یا حکم الزام زوج به طلاق، در مورد حقوق زوجه، موضوع ماده ۲۹ قانون، تعیین تکلیف نماید.) مطالبه منوط به طرح دعوای طلاق در دادگاه خانواده می باشد وبعبارتی مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت باید در ضمن رسیدگی به دعوای طلاق یا بعد از صدور گواهی عدم امکان سازش انجام شود که در مانحن فیه در حال حاضر زوجه در عقدخوانده می باشد و تا یومنا هذا دعوای طلاق در دادگاه خانواده مطرح نشده است.
ثانیا: در متن دادنامه صادره این متن ذکر شده (..از سویی مستفاد از واژه دستور در تبصره ماده ۳۳۶ قانون مدنی ، امر نمی باشد و برخالف نظر قاضی مشاور دادگاه خانواده که عقیده بر تحقیق درباره قصد یا عدم قصد تبرع خواهان داشته است) نکته اول: استدلال قاضی محترم دادگاه خانواده مبنی بر اینکه که واژه دستور در تبصره ماده ۳۳۶ قانون مدنی، امر نمی باشد مخدوش بوده، چون واژه دستور معرب واژه عربی امر است.
نکته دوم:باعنایت به ماده ۳۳۶قانونی مدنی که اشعار می دارد( هرگاه کسی برحسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفا برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتا مهیای آن عمل باشد عامل، مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر اینکه معلوم شود که قصد تبرع داشته است.) که ملاک استحقاق اجرت را اثبات دستور دادن ( استیفا کننده ) زوج ونیز شخص(زوجه) عرفا یا عادتا مهیای استحقاق اجرت در نظر داشته ، که در ما نحن فیه خواهان محترم جهت اثبات دستور اینجانب دلیلی ارائه نکرده و نیز طبق عرف زندگی مشترک در جامعه ، زوجه عرفا و نیز عادتا مستحق دریافت اجرت نیست و در این حالت زوجه باید عدم قصد تبرع خود را ثابت کند.