به روز بودن دانشجویان حقوق و پاسخگویی به سوالات هموطنانم.

۱۲۱ مطلب در آذر ۱۳۹۹ ثبت شده است

ربا با توسل به معامله صوری : هر آن چیزی که باید بدانید!

ربا با توسل به معامله صوری : ربا چیست؟  ربا به عنوان یکی از گناهان کبیره همواره مورد نکوهش دین اسلام بوده، و برای آن علاوه بر عقوبت اخروی در احکام فقهی و قوانین کیفری ایران، مجازات تعیین شده است. سود، بهره، ربا، نزول و کلماتی از این قبیل، همگی به یک معنا هستند.

شرط اساسی برای ربوی بودن یک معامله این است که یک طرف تنها در سود معامله شریک باشد؛ اما در صورت ورود ضرر، در زیان شریک نباشد.

از منظر قوانین حقوقی، قرارداد ربا تحت هر عنوانی که منعقد شده باشد، باطل است و اگر طرفین به تعهدات این قرارداد عمل نکنند، به دلیل «نامشروع بودن جهت معامله» به موجب ماده 190 قانون مدنی، نمی توان الزام به انجام تعهد را از دادگاه خواست.

رباخواران در اکثریت موارد، برای اینکه عمل ایشان مشمول مجازات نگردد و کارشان وجهه و ظاهر قانونی داشته باشد در قالب عقد و قرارداد صوری اقدام به دریافت ربا می نمایند. اما باید بدانید که این معامله محکوم به بطلان است و پول اضافه ای که در این خرید و فروش صوری رد و بدل می‌شود، حرام و” اکل مال به باطل” است .

ربا با توسل به معامله صوری  : تعریف ربا

ربا به معنای معامله دو کالای هم جنس به مقدار اضافه برای یک طرف یا قرض دادن به شرط باز پس گیری مبلغی اضافه از اصل پول، یا در نظر گرفتن سود ظالمانه در معامله یا تجارت است.

اقسام ربا کدام است؟

  • هر نوع سود بر روی پول صرف نظر از درصد آن.
  • عدم برابر بودن دو کالای مورد معامله.
  • تحصیل مال یا دریافت هر مقداری بیشتر از وام دریافت شده، از ناحیه ربا دهنده با تبانی و توسل متقلبانه تحت هر عقد صوری از ناحیه متقاعدین.
  • سود با درصد بیش از حد که بر روی پول اخذ شود.

ربا با توسل به عقد صوری:

این جرم یکی از مصادیق خاص کلاهبرداری است. در رباخواری با توسل به عقد صوری، عنصر اصلی و سازنده جرم کلاهبرداری، سوء استفاده از یک وسیله قانونی، به قصد فراراز یک ممنوعیت شرعی و قانونی برای رباخواری است. لذا وجه مشترک کلاهبرداری عام و رباخواری از طریق توسل به عقد صوری متکی بودن هر دو بر حیله و تقلب است. در اینجا تقلب به معنی کتمان و مخفی کردن یک واقعبت نامشروع است .

حسب ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامی ایران ر با جرم است و برای آن مجازات در نظر گرفته شده است: “هر نوع توافق بین دو یا چند نفر تحت هر قراردادی از قبیل بیع ،قرض،صلح و امثال آن …..یا زاید بر مبلغ پرداختی دریافت نماید ربا محسوب و جرم شناخته می شود .مرتکبین اعم از ربا دهنده، ر با گیرنده و واسطهٔ بین آنها علاوه بر ردِ اضافه به صاحب مال به شش ماه تا سه سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق و نیز معادل مورد ر با به عنوان جزای نقدی محکوم می‌گردند”

از طرفی آیه شریفه” احل الله البیع و حرم الربا” واحادیث و اخبار وارده این اعمال را منع کرده و باطل اعلام نموده است.

دلایل اثباتی ربوی بودن معامله :

1- هیچکدام از موکلین در زمینه خرید و فروش آهن آلات نه فعالیت داشته و نه اصلا تیرآهنی وجود داشته است . احدی از موکلین بنگاه معاملات ملکی داشته اند و شغل آقای …( که پول را از مشتکی عنه دریافت نموده) چاپ و تبلیغات تراکت است و هیچکدام نه تیرآهنی برای فروش داشته اند و نه از قیمت آن و نه از تبعات امضای قراردادی با وجه التزام سنگین 100 درصد ماهانه و 10 درصد روزانه اطلاع داشته اند.

برعکس، مشتکی عنه که مدیر یک موسسه حقوقی است و درصنف آهن آلات نیز فعالیت دارد اکثرقراردادهای صوری خود را برای فرار از مجازات ربوی بودن در قالب معامله آهن آلات منعقد می نماید چون هم از قیمت، هم از کم وکیف و مشخصات اهن اطلاع دارد.

2- رقم معامله صوری،30 میلیون تومان تعیین شده، دقیقا معادل مبلغی که وام داده شده و سود ماهانه از آن دریافت می شده است.

3-  در قرارداد صوری وجه التزامی سنگین جهت عدم تحویل کالا ، روزانه 3 میلیون تومان ،(روزانه %10 درصد و ماهانه 300% درصد ثمن معامله) تنها برای فروشندگان تعیین شده است!!!!

 

جالب این است که حسب قرارداد، با وجود اینکه خریدارصوری، در زمان تنظیم آن، تنها 3 میلیون از ثمن را پرداخت کرده و 27 میلیون بدهکار می باشد هیچگونه وجه التزام یا خسارت تاخیر تادیه ایی برای تخلف وی در عدم تادیه ثمن ،معین نشده است!!! اما برای کالایی با همان ارزش ،وجه التزام ماهانه به ارزش 300%  ثمن، برای فروشندگان تعیین می گردد!!!!

 در حالیکه عرف معاملات به این صورت است که ضمانت اجراهای تخلف از انجام و اجرای تعهدات همواره برای دو طرف معامله تعیین می گردد. 

به راستی کدام انسان عاقلی ،در شرایط عادی و برای یک معامله خرید و فروش، تن به پذیرش چنین خسارت گزافی می دهد مگر اینکه مضطر و ناچار باشد .آقای… به دلیل مشکلات مالی بوجود آمده ناچارا برای دریافت قرض از مشتکی عنه،شرایط چنین قرارداد ناعادلانه ایی را می پذیرند .

اگر قرارداد واقعی بود، هیچ انسان عاقل و بالغی، حاضر نبود چنین قراردادی را که تمام شرایط آن یک طرفه به سود خریدار تنظیم شده، امضا نماید از جمله این شرایط ، تعیین ضمانت اجرای گزاف و ناعادلانه تنها به سود خریدار،اسقاط تمام خیارات و عدم امکان انصراف از قرارداد یا ابطال آن به بهانه موجهه یا غیر موجهه(بند 3 قرارداد)،پرداخت وجه التزام گزاف در صورت عدم اجرای تعهد توسط فروشندگان حتی با وجود عذر موجه ،پذیرش داوری شخصی ناشناس از دوستان خریدار و قطعی و لازم الاجرا بودن رای ایشان و….بلکه در شرایط عادی و معامله واقعی فروشنده به سراغ خریداری دیگر می رفت .

4- حسب آگهی های ارائه شده ، که مشتکی عنه ، در فضای مجازی و در سایتهای تبلیغاتی درج نموده است صراحتا اقرار نموده که تامین سرمایه می نماید و این تبلیغات و آگهی بهترین دلیل برای اثبات مدعای شکات می باشد.

5- پرداخت سود معین ماهانه به حساب مشتکی عنه توسط آقای… احدی از شکات.

6- شهادت شهودی که اطلاع کامل از قضیه دارند و در مرجع قضایی حاضر شده و شهادت داده اند.

 

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۷:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نکات مهم در معامله فضولی

وضعیت معامله قبل از اجازه و رد مالک:
معامله فضولی قبل از اینکه از طرف مالک، تنفیذ(تایید) یا رد شود، باطل نبوده بلکه غیرنافذ است. یعنی صحیح و معتبر نیست و مالک می تواند آن را تایید یا رد نماید.
ماده ۲۴۷ قانون مدنی می‌گوید:
«معامله به مال غیر، جز به عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت، نافذ نیست؛ ولو این که صاحب مال باطناً راضی باشد اما اگر مالک یا قائم‌مقام او پس از وقوع معامله آن را اجازه کرد، در این صورت معامله، صحیح و نافذ می‌شود.»

نکات مهم:
• این معامله نسبت به طرف اصیل معتبر و الزام آور است و او باید به اجرای عقد پایبند باشد.
• اگر مالک در اجازه یا رد معامله تعلل نماید و این تاخیر موجب تضرر طرف اصیل گردد، وی می تواند معامله را فسخ نماید.(ماده 252 قانون مدنی)
• در معامله‌ فضولی اگر مالک پیش از تعیین تکلیف معامله و اجازه(تایید) یا رد آن فوت نماید، حق اجازه یا رد، به وارث به ارث می رسد.(ماده 253 قانون مدنی)
اقسام معامله فضولی با توجه به اراده معامل فضول :
• گاهی معامله کننده فضول به نام و به حساب مالک معامله می‌کند یعنی اعلام می نماید که معامله برای مالک است؛ در این صورت او در حکم وکیلی است که از حدود اختیارات خویش خارج شده و بدون داشتن اختیار معامله نموده است. در این خصوص ماده ۶۷۴ قانون مدنی تعیین تکلیف نموده است:
«موکل باید تمام تعهداتی را که وکیل در حدود وکالت خود کرده است، انجام دهد. در مورد آن چه که وکیل خارج از حدود وکالت انجام داده است، موکل هیچ گونه تعهدی نخواهد داشت؛ مگر این که اعمال فضولی وکیل را صراحتاً یا ضمناً اجازه کند.»
• گاهی معامله کننده فضول به نام و حساب خویش معامله می کند.
بر اساس ماده ۳۰۴ قانون مدنی:
«اگر کسی چیزی را مِن غیر حق دریافت کرده است، خود را محق می‌دانسته اما در واقع محق نبوده و آن چیز را فروخته باشد، معامله، فضولی و تابع احکام مربوط به آن خواهد بود.»

اثر رد یا اجازه معامله:
اگر مالک، معامله فضولی را تنفیذ و اجازه نماید، معامله کامل شده و آثار حقوقی خود را از ابتدای انعقاد عقد خواهد داشت.( ماده 258 قانون مدنی)
این اجازه می تواند لفظی یا عملی باشد مثلا با تسلیم و تحویل کالای مورد معامله به اصیل توسط مالک.
اجازه یا رد باید یا بیان شود و یا با عملی محرز گردد. اگر مالک از وقوع معامله مطلع شود و سکوت نماید، این امر اجازه محسوب نمی شود. آن چنان که در حقوق و فقه نیز این اصل مورد پذیرش است که:
” به ساکت نظری منتسب نیست”.
درصورتی که مالک، معامله فضولی را تایید ننموده و رد کند، معامله برای همیشه از بین می‌رود و هیچ گونه اثر حقوقی نخواهد داشت. به نحوی که گویا از ابتدا معامله ای واقع نشده است.
رد معامله هم می تواند با لفظ یا با عملی باشد که حکایت از عدم رضایت مالک دارد. به طور مثال مالک مال مورد معامله را به شخص دیگری بفروشد که رد ضمنی یا عملی معامله اول(معامله فضول با اصیل) محسوب می گردد.
شرایط اجازه یا رد:
• اجازه مالک در صورتی موثر است و معامله را کامل می‌کند که مسبوق به رد نباشد؛به این معنی که در ابتدا مالک معامله را رد نکرده باشد و بعد پشیمان شده و آن را اجازه نماید زیرا در صورت رد، معامله باطل شده و اجازه بعدی نمی‌تواند به معامله باطل شده اعتبار بخشد.
رد مالک نبز هنگامی عقد را باطل می‌کند که مبسوق به اجازه او نباشد.
• مالک در زمان صدور اجازه یا رد باید اهلیت (اهلیت لازم در معاملات) را داشته باشد. به این معنی که عاقل، بالغ، قاصد و مختار باشد.

ماده ۶۶۳ قانون مدنی:
وکیل نمی تواند عملی را که از حدود وکالت او خارج است انجام دهد.
ماده ۶۶۷ قانون مدنی:
وکیل باید در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موکل را مراعات نماید و از آنچه که موکل بالصراحه به او اختیار داده یا بر حسب‌ قرائن و عرف و عادت داخل اختیار او است تجاوز نکند.
ماده 674 قانون مدنی:
موکل باید تمام تعهداتی را که وکیل در حدود وکالت خود کرده است انجام دهد. درمورد آنچه که در خارج از حدود وکالت انجام داده ‌شده است موکل هیچگونه تعهد نخواهد داشت مگر اینکه اعمال فضولی وکیل را صرحتا یا ضمنا اجازه کند.

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۷:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

پرداخت دیه در تصادفات رانندگی : هر آنچیزی که باید بدانید!

پرداخت دیه در تصادفات رانندگی : پرداخت دیه یا خسارت بدنی ناشی از رانندگی، به دلیل افزایش آمار تصادفات، حجم زیادی از پرونده های دادسراها و دادگاه های کیفری را تشکیل می دهد. مساله مهم در چنین پرونده هایی تشخیص مقصر و سپس نحوه جبران و پرداخت خسارت بدنی و دیه آسیب دیدگان می باشد. مخصوصا در مواردی که راننده خاطی فرار نموده یا فاقد گواهینامه باشد، این سوال مطرح است که خسارت زیان دیده چگونه و توسط چه کسی باید جبران شود؟                                                                 پرداخت دیه در تصادفات رانندگی ، مستند قانونی :

ماده یک قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسؤولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث مقرر می دارد:
”  کلیه دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی و ریلی اعم از این‌ که اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند مکلفند وسائل نقلیه مذکور را در قبال خسارت بدنی و مالی که در اثر حوادث وسایل نقلیه مزبور و یا یدک و تریلر متصل به آنها و یا محمولات آنها به اشخاص ثالث وارد می‌شود حداقل به مقدار مندرج در ماده 4 این قانون نزد یکی ازشرکتهای بیمه که مجوز فعالیت در این رشته را از بیمه مرکزی ایران داشته باشد، بیمه نمایند.
به موجب تبصره یک ماده یک قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث:
” دارنده همان مالک یا متصرف وسیله نقلیه است و هرکدام از ایشان که بیمه ‌نامه موضوع این ماده را تحصیل نماید تکلیف از دیگری ساقط می‌شود”.

بنابراین دارنده کسی است که از وسیله نقلیه استفاده می نماید و مکلف است بیمه ‌نامه وسیله را به همراه داشته باشد.

در ماده ۱۹ قانون فوق تصریح شده است که دارنده مسئول جبران زیان‌هایی است که بر اثر حادثه از وسیله نقلیه به اشخاص دیگر وارد می‌شود.
در تبصره دو ماده یک قانون اصلاح قانون بیمه اجباری آمده است:
” مسئولیت دارنده وسیله نقلیه مانع از مسئولیت شخصی که حادثه منتسب به فعل یا ترک فعل او می باشد، نیست”.
موارد پرداخت خسارت توسط شرکتهای بیمه گر :
در صورت وقوع تصادف و ایجاد خسارت بدنی یا مالی برای اشخاص ثالث در صورتی که وسیله نقلیه مسبب حادثه، دارای بیمه نامه معتبر و منطبق با موضوع این قانون باشد، جبران کلیه خسارت های واردشده در حدود مقررات به عهده بیمه گر است.

 

در دعوای مطالبه خسارت، زیان دیده وکیل یا قائم مقام قانونی وی باید دعوا را علیه بیمه گر و مسبب حادثه مطرح نماید. مسئولیت های کیفری راننده مسبب حادثه پا برجا بوده و حسب مورد به جزای نقدی یا حبس یا محرومیت از رانندگی برای مدت معین و سایر مجازاتهای مربوطه، طبق قانون محکوم می گردد.

پرداخت دیه در تصادفات رانندگی : دریافت خسارت از شرکتهای بیمه:

با توجه به اجباری شدن بیمه اشخاص ثالث برای خودروها، در صورت وقوع تصادف و ورود خسارت، شرکتهای بیمه گر مسئول پرداخت خسارت می باشند.
ماده ۱۶ قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه آمده است:
«در حوادث رانندگی منجر به صدمات بدنی غیر از فوت، بیمه‌گر وسیله نقلیه مسبب حادثه یا صندوق تامین خسارت‌های بدنی، حسب مورد موظفند پس از دریافت گزارش کارشناس راهنمایی و رانندگی یا پلیس راه و در صورت لزوم گزارش سایر مقامات انتظامی و پزشکی قانونی، بلافاصله حداقل 50% از دیه تقریبی را به اشخاص ثالث زیان‌دیده پرداخت کرده و باقی‌ مانده آن را پس از معین شدن میزان قطعی دیه بپردازند».
در حوادث رانندگی که منجر به فوت می گردد، شرکت‌های بیمه می‌توانند در صورت توافق با راننده مسبب حادثه و ورثه متوفی، بدون نیاز به رای از مرجع قضایی، دیه و دیگر خسارت‌های بدنی وارده را پرداخت کنند.

موارد پرداخت خسارت توسط صندوق خسارت بدنی :

در مواردی همچون تمام شدن مدت بیمه نامه یا بیمه نبودن خودرو، بطلان قرارداد بیمه، تعلیق تامین بیمه‌گر، فرار کردن یا شناخته نشدن مسئول حادثه و مواردی از این قبیل، شرکت بیمه گرمسئول پرداخت نیست. بنابراین برای جبران خسارات زیان دیده، صندوق تامین خسارات بدنی تاسیس و این صندوق مسئول پرداخت خسارت در شرایط مقرردر ماده 10 قانون می باشد.
ماده 10 قانون اصلاح قانون بیمه اجباری مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری زمینی در مقابل شخص ثالث جدید می‌گوید:
” به منظور حمایت از زیان ‌دیدگان حوادث رانندگی، خسارت‌های بدنی وارد به اشخاص ثالث که به علت فقد یا انقضای مدت بیمه ‌نامه، بطلان قرارداد بیمه، تعلیق بیمه‌گر، فرار کردن یا شناخته نشدن مسئول حادثه یا ورشکستگی بیمه ‌گر قابل پرداخت نباشد یا به طورکلی خسارت‌های بدنی خارج از شرایط بیمه ‌نامه باشد (به استثنای موارد مصرح در ماده ۷) توسط صندوق مستقلی به نام صندوق تامین خسارت‌های بدنی پرداخت می گردد»
بنابراین حتی اگر راننده مقصر فرارهم کند، باز هم صندوق خسارت را پرداخت می نماید.
در صورتی که راننده بدون داشتن گواهینامه تصادف نماید و به اشخاص ثالث خسارت وارد نماید این خسارت چگونه پرداخت می‌شود؟
راننده ای که گواهینامه نداشته و تصادف کند و مقصر هم باشد، برای جلوگیری از ضرر خسارت دیدگان، شرکت بیمه به موجب قانون مکلف است، خسارت زیان دیده‌های حادثه را یک جا پرداخت نماید و بعد از پرداخت دیه به زیان دیده، کلیه خسارت پرداختی را از راننده مقصر دریافت می نماید. بدهی برای راننده مقصر با حکم دادگاه و طی مراحل قانونی و اداری با دریافت وثیقه معتبر، قسط ‌بندی می‌شود.

مستند قانونی پرداخت دیه در تصادفات رانندگی :

به موجب ماده ۱۵ قانون بیمه شخص ثالث مصوب ۱۳۹۵:
” در موارد ذیل بیمه گر مکلف است بدون هیچ شرطی و اخذ تضمین، خسارت زیان دیده را پرداخت کند و پس از آن می تواند به قائم مقامی زیان دیده از طریق مراجع قانونی برای بازیافت تمام یا بخشی از وجوه پرداخت شده به شخصی که موجب خسارت شده است مراجعه نماید:
الف ) اثبات عمد مسبب در ایجاد حادثه در مراجع قضایی
ب ) رانندگی در حال مستی یا استعمال مواد مخدر یا روان گردان مؤثر در وقوع حادثه که به تأیید نیروی انتظامی یا پزشک قانونی یا دادگاه رسیده باشد.
پ) در صورتی که راننده مسبب، فاقد گواهینامه رانندگی باشد یا گواهینامه او متناسب با نوع وسیله نقلیه نباشد.
ت ) در صورتی که راننده مسبب، وسیله نقلیه را سرقت کرده یا از مسروقه بودن آن، آگاه باشد.
اگر راننده بدون گواهینامه خود نیز خسارت ببیند یا فوت نماید آیا خسارت و دیه وی نیز پرداخت می‌شود؟
در صورتی که راننده بدون گواهینامه مقصر حادثه باشد و خودش نیز آسیب ببیند، به دلیل نداشتن گواهینامه دیه یا خسارتی به او پرداخت نمی‌شود.

نکته:
عدم تمدید گواهینامه رانندگی، به منزله نداشتن گواهینامه نیست و با پرداخت جریمه مربوط به آن، گواهینامه تمدید می گردد. بنابراین رانندگی با گواهینامه تمدید نشده مشمول عدم پرداخت خسارات راننده مقصر نیست.

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۶:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

دعوای تصرف عدوانی حقوقی چیست؟

دعوای کسی است که ملکی را مدت زمانی در تصرف داشته، اما شخصی به صورت غیر قانونی ملک را از تصرف وی خارج نموده است؛ در این حالت متصرف سابق با طرح دعوای تصرف عدوانی از دادگاه، اعاده تصرف خود نسبت به ملک را تقاضا می نماید. مثلا مستاجری مدعی است که موجر قبل از اتمام مدت اجاره، ملک را از تصرف وی خارج نموده است.

تصرف عدوانی از جمله دعاوی است که هم جنبه حقوقی داشته و هم نسبت به آن جرم انگاری شده است. بنابراین می تواند هم به صورت حقوقی و هم شکایت کیفری مطرح شود.

در دعوای تصرف عدوانی حقوقی، لازم نیست که خواهان حتما مالک رسمی باشد، همین که سبق تصرفات را ثابت نماید و سابقا وی در ملک تصرف قانونی داشته و خوانده به صورت غیرقانونی ملک را از تصرف وی خارج نموده باشد کفایت می کند؛ در این مورد حتی ممکن است خوانده، مالک رسمی ملک باشد.
بنابراین در این دعوا مسئله اصلی سبق تصرف است نه مالکیت، به این معنی که سابقه مالکیت چه کسی قدیمی ‌تر است.

 

مسئله اصلی سبق تصرف است نه مالکیت 

دعوا باید در دادگاه محل وقوع ملک، توسط متصرف سابق علیه متصرف فعلی( غاصب) مطرح شود.
این دعوا غیرمالی است.

ارکان دعوای تصرف عدوانی حقوقی:

دعوا باید تمامی ارکان ذیل را باهم داشته باشد تا قانونا قابل رسیدگی باشد.

غیرمنقول بودن مال: این دعوا تنها در مورد اموال غیرمنقول قابل طرح است.
اثبات تصرف سابق خواهان : خواهان باید مدتی عرفی، در مال تصرف داشته باشد که عموم مردم وی را مالک محسوب نمایند و منشا تصرفات مشروع بوده و اموال به صورت قانونی در تصرف وی بوده باشد. بنابراین مثلا اگر مالی غصبی یا مسروقه را حتی مدت زمان طولانی در تصرف داشته، نمی تواند دعوای تصرف علیه متصرف فعلی مطرح نماید.

اثبات عدم سبق تصرفات خوانده: متصرف فعلی باید بدون اجازه و رضایت متصرف سابق، اموال غیرمنقول او را تصرف کرده باشد و اثبات این امر با خواهان است.
عدوانی و غیرقانونی بودن تصرف متصرف فعلی: تصرف خوانده باید بدون رضایت مالک و به صورت غیر قانونی صورت گرفته باشد.

اقسام دعوای تصرف:

تصرف عدوانی: متصرف فعلی به صورت کامل ملک را از تصرف متصرف سابق خارج نموده است و مانع استفاده وی می شود.
مزاحمت از حق: ملک به طور کامل از تصرف متصرف سابق خارج نشده؛ لکن برای استفاده مالک مزاحمت ایجاد شده و امکان انتفاع کامل وجود ندارد.
ممانعت از حق: کسی در ملکی حق انتفاع یا حق ارتفاق مانند راه عبور به ملک خویش را دارد و متصرف به طور کامل بر ملک تسلط پیدا نکرده، اما مانع استفاده شخص از حق انتفاع و ارتفاق وی می شود.
نحوه دفاع در مقابل دعاوی تصرف:
خوانده یا کسی که تصرفات وی مؤخراست، باید ثابت کند که ملک به طریق قانونی و صحیح، به وی منتقل شده است. بنابراین بار اثبات بر عهده کسی است که مالکیت او موخر می باشد.

 

تفاوت دعوای تصرف عدوانی با دعوای خلع ید چیست؟

1- در دعوای خلع ید خواهان باید مالکیت رسمی خود را اثبات کند و درواقع اولین اقدام او، اثبات مالکیت است اما در دعوای تصرف عدوانی اثبات مالکیت از سوی خواهان ضروری نیست و فقط باید ثابت کند که سابقه تصرف او نسبت به متصرف فعلی، مقدم است .

2- در دعاوی تصرف عدوانی رعایت تشریفات دادرسی مانند ابلاغ و رعایت مواعد دادرسی و غیره لازم نیست و رسیدگی خارج از نوبت انجام می گردد؛ اما در خلع ید تشریفات دادرسی باید رعایت شود.

3 – دعوای خلع ید یک دعوای حقوقی است نه کیفری؛ در حالیکه دعوای تصرف عدوانی هم به صورت حقوقی و هم کیفری قابلیت طرح و رسیدگی را دارد.

4- دعوای خلع ید تنها توسط مالک یا نماینده قانونی و قضایی مثل وکیل یا قائم مقام مالک قابل طرح است، لکن در دعوای تصرف عدوانی مالکیت خواهان الزامی نیست و هر ذی نفعی مثل مستاجر یا کارگر و … می تواند رفع تصرف را تقاضا نماید، لذا اثبات صرف سبق تصرفات خواهان در ملک کفایت می نماید.

5- اجرای حکم خلع ید نیازمند این است که رای قطعی شده و اجراییه علیه محکوم علیه صادر شده باشد. در صورتیکه در دعوای تصرف عدوانی حکم تصرف بلافاصله قابل اجراست و نیاز به قطعی شدن ندارد و اعتراض و تجدیدنظر از آن مانع اجرای حکم نخواهد شد.

6- هزینه دادرسی در دعوای خلع ید مالی است و بر مبنای ارزش منطقه ای معملات املاک محاسبه می شود درحالیکه دعوای تصرف غیرمالی است.

نکات کاربردی دعوای تصرف:

  • در این دعاوی لازم نیست خواهان مالک رسمی باشد فقط باید تصرفات سابق خود را برای دادگاه ثابت نماید.
  • اگر خواهان سند مالکیت داشته باشد نیازی به اثبات تصرف سابق خویش ندارد و تصرفات سابق وی استصحاب می شود.
  • طرح همزمان دعوای مالکیت و تصرف عدوانی نسبت به یک ملک ممنوع است و در این مورد فقط به دعوای مالکیت رسیدگی می شود.
  • دعوای تصرف تنها نسبت به اموال غیر منقول قابل طرح است. و نسبت به اموال منقول باید دعوای اثبات مالکیت و .. مطرح شود.
  • اگر شروع تصرفات متصرف فعلی با رضایت و اذن متصرف سابق باشد، عدم رفع تصرف و ادامه تصرفات مجوز طرح دعوای تصرف عدوانی نیست و در این خصوص باید دعوای تخلیه ید مطرح شود.
  • حداقل زمان تصرف سابق به عقیده بعضی از محاکم یک سال است و عده ای دیگر تشخیص آن را برمبنای عرف، به عهده قاضی، قرار می دهند وتصرف یکساله را لازم نمی دانند.
  • طرح دعوای تصرف نسبت به اموال مشاع حسب مواد ۵۸۱ و ۵۸۲ قانون مدنی، صحیح است و هیچ یک از شرکا بدون اجازه و اذن سایر شرکاء حق دخل و تصرف در مال مشترک را ندارند، بنابراین اگر یکی شرکا قسمتی از ملک مشاع یا تمام آن را تصرف نماید مثلا مالکی از حیاط مشاع استفاده اختصای نماید، مشمول تصرف عدوانی است.

تفاوت دعوای رفع تصرف عدوانی با تخلیه ید:

در تصرف عدوانی، ملک بدون رضایت، اجازه و اذن متصرف سابق به صورت غیر قانونی تصرف شده است؛ در حالیکه در تخلیه ید، ملک به صورت قانونی با اذن و اجازه مالک و یا متصرف سابق در اختیار متصرف فعلی قرار گرفته است.

دعوای تصرف عدوانی کیفری:

این دعاوی به معنی خارج کردن مال غیر منقول بدون رضایت یا اجازه مالک، توسط غیر با علم به موضوع و از روی عمد می باشد. جرم علیه اموال غیرمنقول و مالکیت متعلق به دیگری واقع می شود. حسب ماده 690 قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات، در صورت وجود عناصر سه گانه جرم، مرتکب به مجازات یک ماه تا یکسال حبس محکوم می شود و دادگاه موظف است حسب مورد رفع تصرف عدوانی یا رفع مزاحمت یا ممانعت از حق یا اعاده وضع به حال سابق نماید.

نکته:
در دعوای تصرف عدوانی کیفری، شاکی حتما باید مالک رسمی بوده یا کسی باشد که ملک به موجب حکم قطعی به وی منتقل شده است یا نماینده قانونی و قضایی یا قائم مقام وی؛ طرح شکایت توسط غیر مالک محکوم به رد است.

رسیدگی به این جرایم نیز خارج از نوبت به عمل می‌آید و مقام قضایی با تنظیم صورتمجلس، دستورمتوقف شدن عملیات متجاوز را تا صدور حکم قطعی صادر می نماید.

درمورد اموال غیر منقول مشاع نیز این جرم قابل تحقق است ، زیرا مالکیت به تمام شرکا تعلق دارد و تصرف در مال حتی از طرف یکی از شرکاء بدون اجازه سایر مالکین، تصرف در مال غیراست. وقتی شریک مال مشاع، با سوء نیت مال را تصرف می نماید موجب اخلال در نظم عمومی جامعه و ایراد ضرر به شریک دیگر و حقوق او شده است؛ بنابراین عنصر معنوی و جنبه عمومی جرم هم محقق شده است .

مواد قانونی مرتبط با این دعوا:
ماده ۱۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی
دعوای تصرف عدوانی عبارت است از ادعای متصرف سابق مبنی براینکه دیگری بدون رضایت او مال غیرمنقول را، از تصرف وی خارج کرده و اعاده تصرف خود را نسبت به آن مال درخواست می نماید.
ماده ۱۵۹ قانون آیین دادرسی مدنی
دعوای ممانعت از حق عبارت است از تقاضای کسی که رفع ممانعت از حق ارتفاق یا انتفاع خود را در ملک دیگری بخواهد.
ماده ۱۶۰ قانون آیین دادرسی مدنی
دعوای مزاحمت عبارت است از دعوای که به موجب آن متصرف مال غیرمنقول درخواست جلوگیری از مزاحمت کسی را می‌کند که نسبت به متصرفات او مزاحم است؛ بدون اینکه مال را از تصرف متصرف خارج کرده باشد.
ماده ۱۶۱ قانون آیین دادرسی مدنی
در دعاوی تصرف عدوانی، ممانعت از حق و مزاحمت، خواهان باید ثابت کند که موضوع دعوا حسب مورد، قبل از خارج شدن ملک از تصرف وی و یا قبل از ممانعت و یا مزاحمت، در تصرف و یا مورد استفاده او بوده و بدون رضایت او و یا به غیر وسیله قانونی، از تصرف وی خارج شده است.

همچنین مواد 163 تا 176 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 690 قانون مجازات اسلامی( تعزیرات) ماده‌ی ۳۵ ق.م که تصرف به عنوان مالکیت را دلیل مالکیت می داند و ماده ۳۱ ق.م در این خصوص قابل استناد می باشد.

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۶:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تکمیل سفته و نکاتی که باید درباره آن بدانید

روش صحیح تکمیل سفته

تکمیل سفته برای ضمانت کار یا سفته بدون تاریخ و سفته معمولی، باید به طور صحیح و مشخص انجام بپذیرد، تا موجبات سوءاستفاده از سفته‌ای که بابت ضمانت کار داده شده یا سفته بدون تاریخ، فراهم نشود. الزاماتی که برای تکمیل سفته باید رعایت شوند، به شرح زیر است:

  • نوشتن تاریخ بر روی سفته (تاریخ صدور و تاریخ پرداخت وجه یا ذکر عندالمطالبه بودن آن در محل تاریخ)
  • امضا کردن سفته و در صورت لزوم مهر زدن
  •  علاوه بر مبلغی که روی سفته درج شده و باید پرداخت شود، این مبلغ در محل مخصوصی که در کادر بالای سفته است، به عدد و حروف نیز نوشته شود.
  • مشخصات گیرنده وجه سفته

 

حواله کرد در سفته

الزامی نیست که نام شخص خاصی در قسمت گیرنده وجه نوشته شود، بلکه مانند چک می‌توان آن را در وجه حامل یا به حواله کرد شخص دیگری صادر کرد. اگر عبارت حواله کرد خط زده شود، دیگر نمی‌توان سفته را به شخص دیگری انتقال داد و اگر مجبور به انتقال شویم باید آن را ظهرنویسی کنیم؛ به این معنی که پشت سفته بنویسیم این سفته به فلانی منتقل شد و سپس امضا کنیم.

  • نام و نام خانوادگی صادرکننده سفته و نوشتن آدرس کامل او در کادر پایین سفته
  • نوشتن کد ملی صادرکننده سفته در کادر پایین سفته

به طور کلی قانونگذار برای چک، ضمانت اجرای بیشتر و قوی‌تری قائل شده و اگر طلبکاری بابت طلب خود چک دریافت کند، مسلما تسهیلات قانونی بیشتری در اختیار خواهد داشت. شایان ذکر است به دلیل سوءاستفاده برخی افراد در تعیین قیمت‌های کاذب برای فروش سفته، بهتر است برای تهیه آن به شعبه‌های بانک ملی مراجعه کرده تا آن را با مبلغ مشخص شده دولتی خریداری کنید.

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۲:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

اگر صادر کننده چک فوت کند، تکلیف چیست؟

تعریف چک

براساس قانون، چک نوشته‌ای است که صادر کننده، به وسیله‎ ی‎ آن کل یا قسمتی از وجهی را که در نزد بانک(محال علیه) دارد به دیگری واگذار می‌کند.‏ بر همین اساس چک را سندی تجاری می‎دانیم که قانون‌گذار به منظور سرعت بخشیدن به فعالیت‎های تجاری، برای دارنده آن مزایایی را در نظر گرفته است.

پشت نویسی چک

طبق قانون، گاهی ممکن است چک در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد صادر و یا با امضا پشت آن به دیگری منتقل شود که به این کار در اصطلاح حقوقی ظهرنویسی گفته می‎شود. هنگامی که صادر کننده، در متن چک عبارت «به حواله‌کرد»  را خط می‎زند، امکان  پشت‌نویسی را از کسی که چک در وجه او صادر شده می‎گیرد. دریافت کننده هم با پذیرش چک موافقت خود را اعلام می‌کند.‏ با خط خوردن عبارت «به حواله کرد» به نظر می‌رسد که شخصیت دارنده چک برای صادر کننده چک مهم بوده و از این راه، نخواسته است وجه چک مزبور، توسط شخص دیگری دریافت شود، بنابراین  در صورتی‎که این گونه چک‌ها به دیگری منتقل شود، بانک می‌تواند از پرداخت وجه آن به غیر خودداری کند.

 

فوت صادر کننده چک

اگر صادر کننده چک، فوت کند بانک می‌تواند قبل از انحصار وراثت و قبل از تعیین ورثه و بررسی اموال متوفی وجه چک را به دارنده پرداخت کند، چرا که این  تصمیم در زمان حیات وی گرفته شده است.‏ این اقدام حتی در زمانی ‎که چک مدت ‎دار است  و تاریخ سر رسید آن بعد از فوت صادر کننده است، صورت می‎گیرد. بنا به ماده ۲۳۱ قانون امور حسبی بدهی‌های مدت‌ دار (موجل) متوفی بعد از فوت او به ‎روز می‌شود، بنابراین در این حالت نیز،  چون چک در زمان حیات متوفی صادر شده است، با مرگ او بدهی مدت دار او به‎  روز می‌شود و بانک باید قبل از تاریخ سر رسید، وجه چک را به دارنده چک پرداخت کند. از سوی  دیگر به موجب ماده ۳۱۱ قانون تجارت، پرداخت چک نباید وعده داشته باشد و بانک‌ها باید در صورت داشتن موجودی در حساب متوفی، وجه چک را پرداخت کنند.

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۲:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

ارث فرد مجرد به چه کسی می‌رسد؟

تقسیم ارث فرد مجرد

در مورد تقسیم ارث فردی که مجرد است می‌توان گفت که اگر از او مالی پابرجا باشد و از وراث طبقه اول پدر و مادر او در قید حیات باشند ارث وی به سه قسمت تقسیم و یک قسمت را مادر و مابقی سهم پدر خواهد شد و دیگر به خواهر و برادرها ارثی نخواهد رسید. اما اگر پدر و مادر در زمان حیات فرزند پسر در قید حیات نباشند اموال او به نسبت برادرها دو برابر خواهرها بین آن‌ها تقسیم می‌شود و در صورت فوت خواهر و برادر اموال به خواهر زاده‌ها و برادر زاده‌ها به همان نسبت برادرزاده‌ها دو برابر خواهر زاده‌ها خواهد رسید.  در تقسیم اموال افراد مجرد چه پسر و چه دختر به علت نبود همسر و فرزندان اموال به خانواده به نسبت قرابت آن‌ها خواهد رسید و در صورت نبود همه‌ی افراد یک طبقه ارث به طبقه بعد منتقل خواهد شد و این تقسیم در مورد ارث دختر و پسر مجرد فرقی نخواهد داشت. اگر فرد مجردی فوت کند و وراث او فقط پدر یا مادر وی باشد همه اموال به وی خواهد رسید و دیگران ارثی از وی نخواهند برد. قانون بیان می‌دارد که حقوق و مزایایی که فرد متوفی مجرد داشته در صورت حیات پدر و مادر به آن‌ها خواهد رسید.

 

تقسیم ارث افراد مجرد

تفاوتی که بین تقسیم ارث، افراد مجرد و متاهل وجود دارد نبود فرزندان و همسر است که فرزندان در طبقه اول وراث قرار دارند و نبود آن‌ها اولویت تقسیم ارث را به پدر و مادر متوفی خواهد داد و در صورت نبود پدر و مادر ارث بین خواهر و برادرها و پدر بزرگ و مادر بزرگ وی که در طبقه دوم تقسیم بندی هستند به نسبت تقسیم می‌شود.

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۲:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تکلیف مهریه پس از فوت زن یا شوهر

چگونگی ارث بردن زن و شوهر از یکدیگر

بنا به ماده ۹۴۰ قانون مدنی هر یک از زن و شوهر پس از فوت دیگری از همدیگر ارث می‌برند و مهریه زن پس از فوت قابل بررسی است. توارث بین زن و شوهر هنگامی برقرار می‌شود که رابطه زوجیت آنان دائمی باشد و در ازدواج موقت رابطه توارث برقرار نمی شود. اگر شوهر در زمان فوت دارای فرزند یا نوه باشد سهم زن یک هشتم و اگر فرزند یا نوه نداشته باشد، سهم زن یک چهارم از اموال شوهر است. در صورت فوت زن، اگر زن ورثه ای جز شوهر نداشته باشد، تمام اموال به او خواهد رسید اما اگر شوهر غیر از زن ورثه دیگری نداشته باشد، در صورت نبودن هیچ وارث دیگری زن فقط یک چهارم از اموال به جا مانده از شوهر را به ارث خواهد برد و بقیه اموال در حکم اموال بلا‌وارث است.

 

مهریه پس از فوت زن

با فوت زن کلیه حقوق و مطالبات او به ورثه وی می‌رسد، که از جمله حقوق زن مهریه است. اگر در زمان حیات، زن مهریه‌اش را از شوهر نگرفته باشد این حق به ورثه اش می‌رسد. درصورتی که پدر و مادر زن در قید حیات باشند، از مهریه ارث می‌برند. همچنین در زمان محاسبه مهریه سهم شوهر از مبلغ آن کسر و مطابق سهم الارث پدر و مادر به آنها داده خواهد‌شد.

مهریه زن پس از فوت شوهر

مهریه زن بعد از فوت شوهر، جزء بدهی‌های مرد است که در طول مدت حیات وی، پرداخت نشده است. بر اساس قانون مدنی، پس از فوت مرد در صورتی که اموالی از او به جای مانده باشد، باید مهریه زن از اموال او پرداخته شود. بنا به قانون، زمانی که شخصی فوت می‌شود، ابتدا باید دیون و بدهی‌های مالی او پرداخت شود و سپس اگر چیزی باقی ماند، بر اساس قواعد ارث میان ورثه او تقسیم شود. در صورتی که مردی فوت کند در حالی که مهریه همسرش را نپرداخته باشد، زن می‌تواند با ارائه دادخواست به دادگاه خانواده، مهریه اش را مطالبه کند، حتی در صورتی که تقسیم ترکه متوفی انجام شده‌باشد. در صورت تقسیم آنچه که از متوفی باقی مانده، دادخواست مطالبه مهریه باید به طرفیت ورثه متوفی اقامه شود. در مواردی هم که مهریه زن وجه رایج یا پول نقد باشد، تاریخ فوت مبنای محاسبه قرار می‌گیرد و زن بر اساس شاخص سال فوت شوهر مهریه را دریافت می‌کند.

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۲:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

پس گرفتن طلا بعد از طلاق چه شرایطی دارد؟

هدیه طلا به زن

طلا و جواهراتی که مرد به مناسبت‌های مختلف به همسر خود هدیه می‌دهد را می‌توان تحت شمول عقد هبه در قانون مدنی دانست. بنا به ماده ۷۹۵ قانون مدنی هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را به طور رایگان به شخص دیگری می‌بخشد. شخصی که به او هدیه‌ای داده می‌شود، مالک آن مال شناخته شده و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن مال انجام دهد. مثلا، اگر مرد طلاهایی را به همسر خود هدیه داده باشد، زن می‌تواند آن‌ها را بفروشد چرا که مالک آن‌ها است.

پس گرفتن هدیه طلا

بر اساس قانون مدنی، عقد هبه یک عقد جایز است. شخص هر زمان که بخواهد می‌تواند آن را به هم بزند و مال هدیه شده را پس بگیرد یا اصطلاحا از عقد هبه رجوع کند. اما در برخی از شرایط، مرد نمی‌تواند از هبه طلاها رجوع کند و طلاهایی که به همسرش داده را پس بگیرد.

بر اساس ماده ۸۰۳ قانون مدنی، در موارد زیر نمی‌توان از هبه رجوع کرد:

  • در صورتی که مال هدیه داده شده از بین رفته باشد.
  • در صورتی که در مال هدیه داده شده تغییراتی حاصل شود.
  • در صورتی که مال هدیه داده شده از ملکیت گیرنده خارج شده و به دیگری تعلق گرفته باشد.
  • در صورتی که هدیه از نوع معوض بوده و عوض آن دریافت شده باشد دیگر نمی‌توان از عقد هبه رجوع کرد و مال هدیه شده را پس گرفت.

 

استرداد طلا از سوی مرد بر اساس رویه قضایی

طلاهایی که مرد به همسر خود داده است، در واقع نوعی هبه به شمار می‌آید که در مقابل عقد نکاح به زن داده شده است. رجوع از هبه طلا یا همان استرداد طلا از سوی مرد، بر اساس قانون مدنی، مجاز نیست اما دادگاه‌ها آرا متفاوتی صادر کرده‌اند. بر اساس رویه دادگاه‌ها، دعوای استرداد طلا از سوی مرد معمولا به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. بنا به نظر قضات، هبه طلا و جواهر به زن، نوعی هبه معوض است، پس مرد دیگر نمی‌تواند از هبه رجوع کند و طلاها را مسترد کند.

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۲:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

با ازدواج مجدد زن مهریه قطع می‌شود؟

تکلیف مهریه زن با ازدواج مجدد

طبق ماده ۲۹ قانون حمایت از خانواده، چنانچه طلاق از هر نوعی که باشد، به درخواست زن یا درخواست مرد و یا توافق طرفین، دادگاه باید تکلیف مهریه را در دادنامه مشخص کند. چنانچه مرد موظف به پرداخت مهریه یا بخشی از آن است، ازدواج مجدد زن مانع دریافت مهریه نخواهد شد. پس تکلیف مهریه زن در صورت ازدواج مجدد مشخص شده است و هیچ مانعی برای دریافت مهریه وجود نخواهد داشت. چنانچه در طلاق توافقی طبق توافق زوجه، نصف مهریه بخشیده شده باشد، مابقی مهریه باید توسط زوج به صورت کامل یا اقساطی پرداخت شود و پس از طلاق و ایام عده، مهریه بعد از ازدواج مجدد زن قطع نخواهد شد. ثبت طلاق نیز تا زمان پرداخت حقوق مالی زوجه، انجام نمی‌پذیرد. در صورتی‌که زوجه رضایت دهد و یا حکم قطعی مبنی بر عدم توانایی مالی زوج و اقساطی کردن مهریه داده شود، طلاق ثبت خواهد شد. اگر زن به ثبت طلاق بدون گرفتن حقوق خود رضایت دهد، پس از آن می‌تواند طبق قانون و از طریق اجرای احکام دادگستری، نسبت به دریافت مهریه خود اقدام کند.

 

مهریه و شرایط پرداخت آن

در ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی آمده‌است که زن به مجرد عقد، مالک مهریه است و هر نوع تصرفی می‌تواند در آن انجام دهد. طبق ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی، مقدار مهریه سقف مشخصی ندارد و با رضایت طرفین باید تعیین شود. مهریه می‌تواند به صورت نقدی یا طلا و سکه و اموال منقول و غیر منقول مانند: ملک، زمین، آپارتمان و… باشد. نحوه پرداخت مهریه بستگی به سند ازدواج دارد که در آن شیوه پرداخت عندالمطالبه یا عندالاستطاعه مشخص شده باشد.

 

 

۲۸ آذر ۹۹ ، ۱۲:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

استشهادیه توهین و فحاشی چه نوع استشهادیه ای است؟

طبق نوشته هایی که در قبل آورده شد، اگر شخصی توسط فرد دیگری مورد اهانت قرار گرفته و این اهانت باعث خواری و تحقیر گشتن وی گشته است، چنانچه در هنگام وقوع جرم توهین و فحاشی اشخاص و شاهدانی بوده اند که در صحنه بوده اند و این هتک حرمت را با گوش خود شنیده و یا با چشم خود دیده اند؛

و فرد توهین شونده از فرد توهین کننده شکایت کرده و خواستار مجازات وی از مراجع ذی صلاح قضایی باشد، در صورتی که با صلاحدید مرجع قضایی برای اثبات جرم توهین بتواند شهادت و گواهی این اشخاص را مبنی بر انجام عمل قبیح توهین و فحاشی به صورت مکتوب اعلام و اقرار نماید و شاهدان در ذیل اظهارات خود امضا و یا اثر انگشت بزنند؛ به چنین فرم کتبی و نوشتاری که درباره شهادت پیرامون توهین و فحاشی است، استشهادیه توهین و فحاشی می گویند.

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

چند نوع استشهادیه داریم:

همانطور که قبلا نیز گفتیم، استشهادیه فقط برای مواردی که جرمی صورت گرفته مورد استفاده نمی باشد و می تواند هم در دعاوی کیفری و هم در دعاوی حقوقی استفاده شود. در اینجا به بعضی از پر کاربردترین استشهادیه هایی که امروزه به کار گرفته می شود، اشاره ای مختصر خواهیم داشت:

استشهادیه محلی،

اسشتهادیه محل سند ازدواج،

اسشتهادیه اعسار،

استشهادیه درخواست دفترچه بیمه درمانی روستایی،

استشهادیه تحت پوشش نهاد مقدس کمیته امداد،

استشهاد تعویض شناسنامه و اصلاح تاریخ تولد،

استشهادیه توهین و فحاشی،

اینها و چندین نوع دیگر از نمونه استشهادیه هایی هستند که می توان به آنها اشاره کرد.

استشهادیه باید معتبر و واقعی باشد

نکته ی قابل ذکر در تنظیم و تهیه استشهادیه این است که استشهادیه باید معتبر و واقعی باشد. این استشهادیه باید توسط شهود امضا شود. تهیه و تنظیم استشهادیه های دروغین و کذب خود جرم است و از نوع جرائم جعل سند می باشد، این جرم خود مشمول مجازات کیفری می باشد و مجازات های سنگینی را در بر می گیرد.

نکته دیگری که شاهدانی که استشهادیه را پر می کنند و آن را امضا می کنند، این است که باید متن استشهادیه را با دقت کافی مطالعه کنند و از تمام موارد درج شده در آن آگاهی کامل داشته باشند و بیانات و نوشته های آن را آگاهانه امضا کنند. در غیر این صورت شهادت دروغ عواقب و آثار حقوقی به دنبال دارد، مخصوصا اگر در اثر این امضا ضررهای مادی و معنوی به فرد دیگری رسیده باشد.

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تهیه و تنظیم فرم شکواییه ی هتک حرمت

شیوه ی تنظیم و تحریر شکوائیه ی اهانت و فحاشی از لحاظ کلی به شکل زیر می باشد، اما با عنایت به وضعیت های هر شخص و نوع پرونده ممکن است، تغییراتی در آن به وجود بیاید، همچنین قطعا نام شاکی و مشتکی عنه یا محل وقوع جرم نیز متغیر خواهد بود.

شاکی:…………………………..

مشتکی عنه:…………………………..

وکیل یا نماینده قانونی:…………………….. (در صورتی که وکیل دارد، مشخصات وکیل)

موضوع: توهین و فحاشی

دلایل و پیوست ها: 1) اصل کپی شناسنامه 2) اصل کپی کارت ملی 3) شاهدان4) سایر دلائل و مدارک…………..

زمان و نشانی محل وقوع جرم: (زمان و محلی که جرم در آن رخ داده است، ).

توضیحات:

با سلام، احتراما به استحضار می رساند:
اینجانب……….. فرزند………. محل سکونت………… از خانم / آقای………… فرزند……….. ساکن…………… شکایت دارم. به این دلیل که نامبرده با استعمال الفاظ رکیک به اینجانب توهین نموده وبنده را مورد اهانت قرار داده است. برای اثبات ادعای خویش شاهدانی دارم که حاضرند در محضر دادسرای محترم با ادای سوگند و قسامه ی شرعی شهادت دهند، پیرو این مطلب از مقام بزرگوار دادستان درخواست پیگیری و مجازات کیفری متهم را دارم.

همانطور که می بنید این شکواییه به زبان ساده نوشته شده است و مانند دادخواست نیازی به به کارگیری الفاظ و اصطلاحات حقوقی ندارد. شما می توانید در متن این شکواییه الفاظ و جملات رکیک و زشتی را که متهم بیان کرده در متن شکواییه به کار ببرید. افراد بدون داشتن حقوقی می توانند چنین شکواییه را در زمانی که مورد هتک حرمت قرار گرفته اند استفاده کنند.

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

چگونگی تنظیم شکایت نامه یا همان شکواییه

اگر فردی به دیگری هتک حرمت کرده بدین معنا که از کلمات و جملات رکیکی استفاده کرده که موجب بی احترامی، حقارت و یا بی عزتی آن فرد شده، شاکی می تواند علیه شخصی که توهین و فحاشی نموده شکایت کند. شاکی باید با تهیه و تنظیم شکواییه ی هتک حرمت و ارجاع آن به دادسرا شکایت خود را مطرح نموده و در صورتی که بزه متهم و مشتکی عنه پرونده برای قاضی مسجل شده و مجرم شناخته شود، پرونده برای صدور حکم نهایی به دادگاه کیفری ارسال می شود.

برای تنظیم شکواییه شاکی کافی است، فرم شکواییه را که به صورت آماده در دادگاه و مراجع قضایی دیگر موجود می باشد، تهیه کرده و با توجه به نوع جرمی که در مورد او صورت گرفته، فرم را تکمیل کند .

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

فرق استشهادیه با شکواییه:

زمانی که به فرد ی خسارتی یا ضرری بر اثر عمل مجرمانه ی شخص دیگری وارد می شود، قانون این حق را به شخص متضرر می دهد که این جرم را به دادسرا، دادستان و بازپرس اعلام نماید. برای رسیدن به چنین مقصودی فرد باید یک شکایت کیفری طرح کند و ابزار طرح این شکایت شکواییه کیفری است.

وقتی جرمی به صورت نامشهود انجام می شود، لازم است که برای رسیدگی به جرم در آیین دادرسی کیفری فرد بزه دیده یا شاکی اقدام به شکایت کند. در حالیکه در جرائم مشهود اگر ضابطان دادگستری شاهد وقوع جرم بوده باشند، برای رسیدگی به جرم دیگر نیازی نیست تا شاکی شکایت کند.

مثلا اگر در یک نزاع خیابانی در حین درگیری یک نفر به قتل برسد و در این میان یک ضابط دادگستری هم شاهد قتل باشد، لازم نیست تا منتظر شکایت از سوی اولیای دم بمانند و در همان لحظه قاتل دستگیر و برای رسیدگی در آیین داد رسی تحویل مراجع ذی صلاح خواهد شد.

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

ادله و مدارک محکمه پسند دراثبات دعوا در امور کیفری کدام موارد می باشند؟

برای اثبات جرم و گناه از نظر قانونی در امور کیفری و حقوقی چهار مورد وجود دارد که شامل: اقرار، شهادت دادن، قسم خوردن و علم و نطر قاضی می باشد.

اقرار:

طبق ماده ی 160 مجازات قانون اسلامی تعریف وتبیین اقرار عبارت است، از “آگاه ساختن دیگران به انجام دادن جرم توسط خود شخصی که مرتکب جرم شده است.”اقرار یا اعتراف یکی از محکم ترین ادله ی قانونی بوده و در میان دیگر ادله ی اثبات قانونی جرم، به منزله ی سلطان دلایل به حساب می آید. زمانی که متهم اقرار به ارتکاب جرم می کند و به جرم خود معترف می شود، این اقرار قابل اطمینان و دارای درجه ی اعتبار است؛در اینجا دیگر جایی برای ادله ی دیگر نیست، مگر در مواردی که قاضی پرونده تشخیص دهد که با توجه به قرائن و شواهد موجود اقرار متهم برخلاف واقع می باشد. فی المثال متهم خواسته باشد، جرم دیگری را به گردن بگیرد. در این مواقع دادگاه بررسی ضروری را انجام می دهد و دلایل رد اقرار را در رأی بیان می کند.

اقرار می تواند به صورت زبانی یا نوشتاری و یا حتی با اشاره باشد. اقرار به هرشکلی که باشد، باید روشن و خالی از ابهام باشد. در انجام اقرار شرط و تعلیقی وجود ندارد و باید اقرار با قاطعیت باشد. فرد اقرار کننده باید در حین اقرار، عاقل، بالغ و از روی اراده و اختیار این کار را انجام دهد. انجام اقرار در تمامی جرم ها یک بار کافی می باشد.

شهادت:

اگر در اثبات جرم نتوان از اقرار بهره جست بهترین گزینه این است که از شاهد یا شاهدان خواست تا در دادگاه حاضر شده و شهادت بدهند. شهادت اخباری است که فردی به غیر از دو طرف دعوا به حادث شدن جرم به وسیله متهم نزد مقام قضایی ذکر می کند.

به زبان ساده تر شهادت در دعاوی کیفری به این معنی می باشد که اگر فردی به صورت خواسته یا نا خواسته، در مورد موضوع دعوا بین دو طرف چیزی شنیده باشد، یا چیزی دیده باشد، از وی خواسته می شود تا در دادگاه حضور یابد و آن چه را که دیده یا شنیده به طور کامل و دقیق و با صراحت بیان کند. در این صورت حقی از کسی ضایع نمی شود.

فردی که به عنوان شاهد در زمان ادای شهادت در دادگاه حاضر می شود، مطابق با ماده 177 قانون مجازات اسلامی باید داری شرایطی باشد تا از منظر دادگاه شهادت او قابل استناد باشد. فردی که شهادت می دهد، باید: بالغ، عاقل، با ایمان، عادل و حلال زاده باشد.

فردی که شهادت می دهد، نباید در موضوع دی نفع باشد. شاهد نباید با یکی ازطرفین یا هر دوی آنها خصومت داشته باشد. فردی که شهادت می دهد، نباید گدایی کند یا ولگرد باشد.

سوگند و قسم:

سوگند یکی دیگر از ادله اثبات جرم و گناه به حساب می آید. بر پایه ی ماده ی 201 قانون مجازات اسلامی سوگند عبارت است، از گواه دادن خدا بر درستی و صحت سخن ادا کننده ی سوگند. کسی که در دادگاه قسم یاد می کند نیز باید مانند شاهد شرایطی داشته باشد.

کسی که می خواهد در محضر دادگاه سوگند یاد کند باید از نطر عقلی سالم باشد، از نظر سنی به بلوغ رسیده باشد، واز روی اختیار و ارداه ی خود برای قسم حاضر شده باشد، نه از روی جبر و تهدید.بر پایه ی ماده ی 203 قانون مجازات های اسلامی سوگند و قسم باید بر حسب قرار و قانون دادگاه و با الفاظ جلاله ی والله، بالله، تالله یا با شروع نام ایزد منان باشد.

فرقی نمی کند که فردی که قسم یاد می کند به چه زبانی سوگند یاد می کند، کسی که قسم می خورد به هر گویشی که دارد، باید قسمش را با لفظ جلاله آغاز کند. بین یک فرد مسلمان و غیر مسلمان درادای سوگند و قسم خوردن به نام خداوند متعال هیچ فرقی وجود ندارد. قسم خوردن و ادای سوگند باید بر طبق ادعا، صریح در مقصود و به دور از هر ابهامی بوده و از روی یقین و اطمینان گفته شود.

بر طبق قانون مجازات اسلامی سوگند فقط از جانب یکی از طرفین دعوا یا قائم مقام آنها پذیرفته می شود و قابل تاثیر است. سوگند خوردن در بعضی از جرائم به اثبات نمی رسد. نکته ی دیگر درباره ادای سوگند و قسم خوردن این است که اگر ثابت شود، سوگند دروغ بوده و یا ادا کننده سوگند شرایط لازم و کافی برای ادای سوگند را نداشته، سوگند ادا شده فاقد ارزش است و هیچ ترتیب اثری به آن داده نمی شود.

علم قاضی:

علم قاضی آخرین ادله در اثبات جرم کیفری است. اگر بخواهیم علم قاضی را به زبانی ساده و قابل فهم بیان کنیم، علم قاضی عبارت است، از یقینی که قاضی بعد از جمع آوری تمام مستندات در موضوعی به دست می آورد و براساس علم خود جرم را ثابت می کند. علم و آگاهی قاضی قابل استناد به امارات قضایی می باشد.

علم قاضی در عرض ادله ی دیگر نیست، بلکه در طول ادله ی دیگر می باشد و وابسته به بودن علت و مدرکی است که علم و آگاهی و یقین قاضی از آن واقع بشود. برای افزایش علم قاضی می توان از مدارک و مستندات قابل اعتماد دیگری بهره برداری کرد. این مدارک می تواند شامل: تحقیقات محلی، اظهارات افراد آگاه و گزارش های ثبت شده باشد.

در همین راستا مدارک دیگری مثل فیلم، عکس، پیام صوتی، پیامک، چت، اسکرین شات هم می باشند که این مدارک را میتوان به عنوان اماره به دادگاه ارائه نمود، اما همانطور هم که قبلا گفته شد این مدارک قطعی نیستند و برای کمک به علم قاضی می باشند.

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

اقامه ی دعوا چیست؟

کسی که اقامه ی دعوا می کند مدعی نامیده می شود. مدعی برای شکایت و دادخواست نزد دادگاه و دادسرا اقدام می نماید و وظیفه دارد، ادعایی را که اقامه کرده است، با آوردن ادله و شواهد محکمه پسند اثبات کند. مدعی یا شاکی، بر علیه متهم شکایت می کند تا خسارت و ضررهایی که از طرف متهم بر او شده جبران شود، یا اینکه از طرف قانون اعمال قانون شود و به خاطر ضررهایی که به خواهان یا مدعی زده مجازات شود. به چنین عملی در اصطلاح حقوقی اقامه ی دعوا یا همان شکایت کردن می گویند.

بعد از اینکه شاکی یا مدعی اقامه ی دعوا کرد متهم نیز باید به شکایت شاکی در دادگاه پاسخ دهد.

البته این به این معنا نیست که شاکی می تواند با هر دلیل و مدرکی برای اثبات ادعای خود استفاده کند. در قانون دلایل و مدارک و مستنداتی مشخص و تعیین شده اند که تنها این مدارک هستند، مورد قبول دادگاه می باشند و به اصطلاح محکمه پسند هستند. در مقابل متهم نیز می تواند دلایل شاکی را انکار کند و برای رد آنها مدارک دیگری بیاورد و مدارک و دلایل شاکی را بی اثر و یا کم اثر نماید.

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

منظور و مراد از عنصر مادی جرم توهین چیست؟

عنصر مادی توهین همان کلام، نوشته و یا رفتاری است که باعث تحقیر و کوچک شمردن دیگری می شود. حال باید دید عنصر معنوی جرم توهین چه چیزی است؟ عنصر معنوی جرم توهین همان وجود قصد و نیت قبلی برای انجام توهین است و این نکته ضروری است که این توهین از روی عمد و آگاهانه انجام شده است. در مقام اثبات این رکن، کافی ست مشخص گردد، رفتار و کردار انجام دهنده توهین از روی اراده بوده و در خواب یا مستی انجام نگرفته است.

در ادامه ی مقاله ی خود در زمینه ی نمونه استشهادیه توهین و فحاشی توجه شما را به توضیحاتی در خصوص شرایط تحقق توهین جلب می کنیم.

شرایط تحقق توهین

شرایطی وجود دارد که برای اینکه رفتاری توهین آمیز باشد، ضروری است. آن شرایط به شرح زیر می باشند:

اول اینکه مخاطب توهین یا همان توهین شونده باید فرد مشخصی باشد. حال اگر توهینی به یک جمع شده باشد و تعداد افراد توهین شونده بیشتر از یکی باشد، این توهین زمانی جرم محسوب می شود که بتوان آن را به تک تک افراد آن جمع نسبت داد.

دوم اینکه درشرط تحقق توهین حیاط مخاطب شرط است. یعنی اینکه توهین شونده باید زنده بوده و نمرده باشد.در اینجا استثنایی وجود دارد و آن توهینی است که موجب قذف شود، در اینجا دیگر اگر توهین شونده زنده هم نباشد باز جرم توهین آنجا شده و مشمول مجازات می شود.

سوم اینکه زمانی توهین جرم محسوب می شود که صریح و بی پرده گفته شده باشد، یا رفتار با صراحتا توهین باشد. یعنی اینکه نمی توان بر اساس تفسیر و تعبیرها ی یک کلام یا یک نوشته و یا یک رفتار، گوینده یا نویسنده و یا مرتکب رفتار را مجرم دانست و او را مجازات کرد.

اگر سخنی به کنایه گفته شود، موجب تحقق جرم توهین نمی شود

اگر سخنی به کنایه گفته شود، موجب تحقق جرم توهین نمی شود. در صورتی سخن کنایه آمیز شامل جرم توهین می شود که کنایه به صراحت و با شفافیت مقصود گوینده را بیان کند و شنوندگان یا خوانندگان به راحتی و بدون هیچ واسطه متوجه شوند که گوینده یا نویسنده به چه کسی توهین کرده و مخاطب او چه کسی است؟

در اکثر مواقع توهین به شکل گفتاری یا نوشتاری می باشد. گاها دید می شود که توهین کردن از طریق انجام دادن یک فعل، بدون استفاده از الفاظ یا نوشتار محقق می گردد. بعضی از این رفتارهای توهین آمیز که قبلا نیز به آنها اشاره شد مثل آب دهان انداختن بر صورت دیگری یا انجام حرکاتی که در اصطلاح عامیانه ی مردم به آن شکلک می گویند و….نیز مصادیق بارز تحقق جرم توهین و مشمول مجازات و کیفر می شوند.

برای محقق شدن جرم توهین واجب نیست، توهین شونده الزاما احساس ناراحتی داشته باشد و حس حقارت داشته باشد. همین که رفتار یا گفتار و نوشتار اهانت آمیز، شرایطی را که در بالا ذکر شد، دارا باشد، موجب محکومیت فرد توهین کننده را فراهم می آورد.

 

 

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

از چه راه هایی می توان جرم توهین و فحاشی را اثبات نمود؟

برای اینکه ثابت شود، کاری که انجام شده اهانت بوده است، علاوه بر ابزار قانونی مثل هر جرم دیگری، وجود دو وسیله ی دیگر لازم و ضروری است: این دو ابزار شامل عنصرابزار مادی وابزار معنوی جرم اهانت می شوند.

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

آیا توهین فقط کلامی است؟

در پاسخ به پرسش فوق باید گفته شود که خیر توهین می تواند علاوه بر کاربرد الفاظ رکیک و فحاشی شامل یک سری رفتارهایی باشد که توهین محسوب می شود:

توهین می تواند علاوه بر گفتار به وسیله رفتار، نوشتار و حتی با اشاره های دست و چشم نیز اتقاق بیفتد. توهین حتی می تواند در فضای مجازی نیز با ارسال پیامک و یا ایمیل یا یک تلفن توهین آمیز نیز اتفاق بیفتد.

توهین‌آمیز بودن رفتار با در نظر گرفتن عرف آن جامعه سنجیده می‌شود. یعنی اینکه یک رفتار ممکن است، در یک فرهنگ یا جامعه ای توهین تلقی شود و همان رفتار در یک فرهنگ یا جامعه دیگر جرم نبوده و حتا مصداق یک نوع رفتار محبت آمیز و ادای احترام باشد.

بعضی رفتارهایی که توهین محسوب می شود و شامل مجازات های کیفری می گردد، شامل:

پرتاب آب دهان به صورت شخص دیگر، هل دادن کسی به قصد ایجاد حقارت تحقیر و خوار نمودن ایشان، پرتاب چیزی که خطر جانی ندارد، به سمت دیگری برای ایجاد حقارت و خوارنمودن ایشان و اشاره هایی به شکل دستی که در فرهنگ ما و یا در عرف و شرع ما اهانت آمیز قلمداد می شود.

بعضی رفتارها ممکن است، بی ادبانه و به دور از احترام باشد، اما جرم محسوب نمی شود. مثلا برای کسی که احترام او واجب است، بلند نشدن، یا سلام نکردن و دست ندادن این اعمال بی ادبی است، ولی جرم نیست و طبعا مجازات و کیفری نیز نخواهد داشت.

توهین و فحاشی جرمی است که قابل اغماض و گذشت است

طبق ماده ی ۱۰۴ قانون مجازات اسلامی، جرم اهانت و فحاشی به مثابه ی یک جرم قابل بخشش شناخته می شود،اما وقتی می گوییم جرمی قابل چشم پوشی یا گذشت است، منظور چیست؟

زمانی که از نگاه قانون یک جرم قابل گذشت محسوب می شود، به این معنی که آغاز رسیدگی و اجرای مجازات آن جرم، وابسته به شکایت شاکی و نگذشتن او باشد.

پس اگر در هر مرحله شاکی از شکایت خود صرف نظر کند، پیگیری و اجرای مجازات آن حکم متوقف می شود. به زبان ساده تر اگر شخصی به شخص دیگری توهین کرده باشد، اگر شخصی که به او توهین شده در هر مرحله از پرونده از شکایت خود صرف نظر کند یا همان ابتدا اصلا شکایت نکند این جرم قابل گذشت است و قابلیت رسیدگی ندارد.

جرم اهانت و فحشا یک کار مجرمانه ی مطلق است. به این معنی که حتی اگر کسی که به او توهین شده ( به علت روحیه ی بزرگواری یا بالعکس روحیه ی ضعف و پستی) ناراحت نشود و تحت تاثیر قرار نگیرد، باز جرم توهین واقع شده است و می توان از شخصی که توهین کرده شکایت کرد.

توهین و بی احترامی در فضای مجازی

امروزه بسیاری از ارتباطات انسانها از طریق فضای مجازی و شبکه های اجتماعی صورت می گیرد. پیشرفت تکنولوژی و ارتباط انسانها از سراسر دنیا یکی از مواهب و مزایای علم جدید می باشد، البته که هر پدیده ای همراه با مزایایش معایبی نیز دارد. یکی از این مشکلات جرائمی است که در این فضای مجازی اتفاق می افتد. چون موضوع ما درباره جرم توهین است، به دیگر جرائمی که در این فضا رخ می دهد، کاری نداریم.

کافی است که سری به اینستاگرام بزنید وکپشن ها و اظهار نظرهایی که بسیاری نسبت به بعضی از پست ها دارند، بخوانید. شگفت زده خواهید شد وقتی انبوهی از توهین ها و اهانت ها را می بینید که خیلی وقتها فقط از روی تفنن و پر کردن اوقات بیکاری گفته می شود.

توهین جرم است، چه در فضای واقعی و دنیای واقعی روی دهد و چه در فضای مجازی باشد.مجازات افرادی که در فضای مجازی هتک حرمت به شان افراد و نظرات و گفته های آنها می کنند، هیچ تفاوتی با اهانت هایی که اشخاص در فضای واقعی و رو در روی هم دارند، ندارد.لذا بانی قانون براساس ماده ی شماره ی 608 قانون مجازات اسلامی، جهت این طور افراد نیز تا 74 ضربه ی شلاق و یا 50 هزار تا 1میلیون ریال مجازات نقدی در نظر گرفته است.

قابل پیگرد

توهین و فحاشی در فضای مجازی با توجه به اینکه جرم محسوب می شود، قابل پیگرد می باشد، اما مشخص است که شکایت از فردی که در فضای مجازی توهین می کند، به دلیل عدم اطلاع از هویت فرد توهین کننده و یا جعلی بودن نام شان و استفاده از نام های مستعار مشکل تر از دنیای واقعی می باشد.

اما با این همه می توانید اگر در فضای مجازی مورد اهانت قرار گرفته اید از فرد خاطی شکایت کنید و او را به پای میز محاکمه بکشانید. مرجعی که صلاحیت رسیدگی به شکایت شما را دارد، دادسرای محلی است که در آن مورد توهین قرار گرفته اید.

مثلا اگر شما در موطن خود نیستید و در جای دیگری مورد اهانت تلگرامی یا اینستاگرامی قرار گرفته اید و از محل زندگی فرد فحاش هم اطلاع ندارید، لازم نیست، به موطن خود برگردید تا بتوانید از او شکایت کنید. شما می توانید در همان جایی که هستید و پیام های توهین آمیز را دریافت کرده اید، به دادسرای همان جا مراجعه کنید و از فرد خاطی شکایت کنید.

۲۷ آذر ۹۹ ، ۱۱:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر