به روز بودن دانشجویان حقوق و پاسخگویی به سوالات هموطنانم.

۱۲۷ مطلب با موضوع «مطالب حقوق جزا وجرم شناسی :: منابعی درموردعلوم جنایی وکیفرشناسی وآسیب شناسی» ثبت شده است

درخواست انشعاب برق-3

بسمی تعالی

مدیریت محترم اداره برق شهرستان/منطقه -----------

با سلام

احتراما اینجانب------------- فرزند----------ساکن----------دارای کد ملی به شماره ------------هم اکنون به دلیل عدم برخورداری از انشعاب برق عملا با مشکلات فراوانی در محیط کار خود مواجه می باشمو خواهشمند است در صورت امکان هرگونه عنایت خویش را در زمینه واگذاری امتیاز برق صنعتی به اینجانب دریغ نفرمایید که بسیار موجب امتنان است.

                                                                                          با تشکر----------

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۸:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

مزایای ارگاسم برای سلامتی

یکی ازهورمون‌های آزاد شده به هنگام ارگاسم، اکسی توسین نام دارد. برخی از مطالعات نشان می‌دهد که این هورمون می‌تواند از ویژگی‌های محافظتی در برابر سرطان‏ ها، به خصوص پیشگیری از سرطان پروستات در آقایان و بیماری‌های قلبی برخوردار باشند.

همچنین مشخص شده است که اکسی توسین و سایر اندورفین‌هایی که در طی ارگاسم در بدن مرد و زن آزاد می ‏شوند، به عنوان آرامش بخش عمل می‌کنند.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۸:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

انواع ارگاسم

ارگاسم ترکیبی: هنگامی که فرد در یک رابطه جنسی به دفعات ارگاسم با شدت‌های هیجانی متفاوت را تجربه کند.

ارگاسم چندگانه: هنگامی که فرد در یک رابطه جنسی به دفعات ارگاسم با شدت‌های هیجانی یکسان را تجربه کند.

ارگاسم فشار: ارگاسم هایی که از تحریک غیرمستقیم فشار اعمال می‏شوند. نوعی خود تحریکی که در کودکان شایع تر است.

ارگاسم آرامش: ناشی از آرامش عمیق هنگام تحریک جنسی.

ارگاسم تنشی: یک شکل معمول ارگاسم، از تحریک مستقیم اغلب در هنگام تنش بدن و ماهیچه‌ها.

ارگاسم فانتزی: ناشی از تحریک ذهنی به تنهایی.

ارگاسم نقطه جی: ناشی از تحریک فقط یک منطقه شهوانی تحریک پذیر خاص، در طی مقاربت.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۸:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

در هنگام ارگاسم چه تغییراتی اتفاق می افتد؟

از ویژگی ‌های عمومی مرحله ارگاسم در هنگام نزدیکی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

• شروع انقباض‌های غیر ارادی عضلات؛

• به اوج رسیدن فشار خون، ضربان قلب و تعداد تنفس (دم بسیار شدت می‌یابد)؛

• آزاد شدن ناگهانی فشار و تنش جنسی؛

• انقباض ماهیچه‌ های واژن و انقباض منظم و ریتمیک عضلات رحم در زنان؛

• انقباض‌ منظم و ریتمیک ماهیچه ‌های زیرین آلت تناسلی در مردان و خروج مایع منی (انزال)؛

• احتقان و پررنگ‌تر شدن هاله‌ی رنگی دور پستان؛

• همچنین ممکن است در تمام بدن به نوعی لکه‌های سرخ و التهاب دیده شود.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۸:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

چگونگی ارگاسم

ارگاسم در مردان با خروج مایع منی یا انزال همراه است؛ اما خروج مایع جنسی در زنان هنگام ارضا شدن، تردیدآمیز است. بنابراین شناخت ارگاسم در مردان آسان‌تر و در زنان دشوارتر می باشد.

ارگاسم می‌تواند هم از طریق تحریک نواحی جنسی و هم نواحی غیرجنسی ایجاد شود. در زنان حساس‌ترین قسمت که تحریک آن سبب ارگاسم می‌شود، کلیتوریس و سپس واژن (نقطه جی) است. محدوده ای روی دیواره جلویی واژن خانم ها وجود دارد که به آن نقطه جی (G-spot) می گویند. در بعضی زنان تحریک نقطه جی می تواند باعث ارگاسم شود. تحریک غدد اطراف پیشابراه، نوک پستان و حتی تصویرسازی ذهنی و فانتزی هم می توانند سبب ارضا شدن ‌شوند.

افراد از لحاظ میزان تحریک لمسی مورد نیاز برای رسیدن به ارگاسم و برانگیختگی با یکدیگر تفاوت دارند. رسیدن به بهترین و کارآمد ترین روش تحریک، تنها با تجربه و خطا به دست می‌آید، بنابراین تجربه‌ی شخصی فرد در رابطه جنسی و آشنایی فرد با نواحی تحریک‌آمیز بدن خود، بسیار حائز اهمیت است.

ارگاسم زنان برای باروری ضرورتی ندارد، اما برخی معتقدند که فرآیند ارضا شدن در زنان به دلیل ایجاد انقباضات در واژن، سبب انزال مرد و حرکت سریع‌تر اسپرم به سمت لوله‌ های رحمی خواهد شد.

ارگاسم هم از لحاظ روانی و هم از لحاظ جسمی (از طریق آزاد کردن هورمون اکسی‌توسین)، سبب ایجاد عشق و محکم کردن رابطه‌ی زوجین می‌شود.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۸:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

ارگاسم یا ارضا شدن چیست؟

ارگاسم به معنای انقباض ماهیچه ها در زمان رابطه جنسی است که با علائمی همراه خواهد بود. در حقیقت ارگاسم یا ارضا شدن می تواند به معنای دیگری همچون رسیدن به اوج لذت جنسی و مهار تنش های جنسی باشد.

ارضا شدن یا ارگاسم، اوج لذت جنسی در هنگام نزدیکی است که با برخی تغییرات بدنی همراه است. ارضا شدن باعث انقباض موزون عضلات میان دو راهی (محدوده میان ناحیه تناسلی و مقعد) و اعضای تولید مثلی و رفع تنش شهوانی می شود. ارگاسم کوتاه‌ترین مرحله رابطه جنسی بوده و معمولاً چند ثانیه بیشتر به طول نمی‌انجامد.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۸:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تغییر شرایط محیطی

راه دیگر این است که شرایط محیطی را تغییر دهید. برای مثال کامپیوتر خود را به پذیرایی و مکان عمومی منتقل کنید، سعی کنید زیاد در خانه تنها نمانید، مدت بیشتری را با دوستان و اطرافیان و اعضای خانواده در ارتباط باشید، چیدمان مکانی را که در آن به تماشای پورنوگرافی می‌پرداختید عوض کنید، تمام چیزا و وسایلی را که شما را به یاد تماشای فیلم‌های پورن می‌اندازند تغییر دهید.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۷:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

توصیه‌های مهم در در ترک اعتیاد به پورنوگرافی

در مرحله‌ی اول دلیل خود را از ترک این عادت مشخص کنید. چرا می‌خواهید پورنوگرافی را کنار بگذارید؟ ترک آن چه فوایدی برایتان دارد و ترک نکردنش چه مشکلاتی برای زندگیتان به وجود می‌آورد؟ بعد از ترک چه تغییرات مثبتی در زندگی و شخصیتتان به وجود می‌آید؟ سعی کنید انگیزه لازم و کافی برای ترک را در خود به وجود آورید.

زمانی که عادتی را در زندگی خود ترک می‌کنید بهترین کار این است که برای جلوگیری از انجام دوباره آن، چیز دیگری را جایگزین کنید. می‌توانید فعالیت‌های متنوع را امتحان کنید؛ ورزش جدید، مسافرت و یا یادگیری یک مهارت جدید را امتحان کنید.

در طول دوران ترک از هر گونه تحریک مصنوعی مانند صوت، تصویر، فیلم، داستان‌های تحریک‌کننده و... دوری کنید. تمام راه‌های ارتباط با سایت‌های پورن را برای خود ببندید و حدالامکان برای مدتی دسترسی خود را به اینترنت و کامپیوتر قطع کنید.

توجه به سلامت فیزیکی می‌تواند در این مسیر بسیار کمک کننده باشد. به اندازه کافی بخوابید و ورزش و تغذیه سالم را فراموش نکنید. علاوه بر این می‌توانید از روش‌های آرام سازی ذهن مانند مدیتیشن و یوگا برای کاهش تنش ذهنی و تحریک کمک بگیرید. به خود فرصت دهید و عادت‌های خوب را با حوصله و تدریج وارد زندگی خود کنید.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۷:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

راه‌های درمان اعتیاد به پورنوگرافی

برای درمان اعتیاد به پورنوگرافی روش‌های درمانی متنوعی وجود دارد که می‌تواند در ترکیب با هم یا به صورت مجزا به کار برده شود. ترک این اعتیاد رفتاری به تنهایی امکان پذیر نیست و با شکست‌های متعدد برای فرد همراه است به همین دلیل لازم است با همراهی و کمک مشاوره جنسی صورت بگیرد.

1. درمان روانشناختی

روانشناسان بالینی متخصص اعتیاد برنامه‌های درمانی به خصوصی را برای این نوع اعتیاد در نظر گرفته‌اند که به کنترل محرک‌ها، وسوسه‌ها و افکاری که منجر به ایجاد آن‌ها می‌شود می‌پردازد. این برنامه‌های درمانی برای افرادی که انگیزه درمان دارند و یا هنوز در مرحله انکار و پیش از تغییر قرار دارند متفاوت است.

2. درمان دارویی

بعضی از روان‌پزشکان در طول درمان روانشناختی به تجویز داروهایی می‌پردازند که میل جنسی را کاهش دهد. کاهش میل جنسی می‌تواند پیشروی مراحل درمان را برای فرد ساده‌تر کند. برای کسیب اطلاعات بیشتر در زمینه راه‌های کاهش میل جنسی کلیک کنید.

3. گروه خودیاری

گروه‌های خودیاری از افرادی تشکیل شده‌اند که پیش از این به یک مسئله مشترک مبتلا بوده‌اند و در حال حاضر نجات یافته‌اند و می‌خواهند به همدردان خود کمک کنند. گروه دوازده قدمی معتادان جنسی گمنام (SA) گروهی است که افراد مبتلا به اعتیاد پورنوگرافی می‌توانند با شرکت در جلسات آن با کمک راهنما و همگروهی‌های خود به درمان و ترک رفتار اعتیادی‌شان بپردازند.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۷:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

عوارض اعتیاد به تماشای پورن

عوارض و مشکلات اعتیاد به تماشای پورن بیشمار است. عوارضی همچون از دست دادن قوای جنسی، از دست دادن اعتماد به نفس، عدم ارضای جنسی به شریک جنسی و… همچنین یکی از دلایل مهم سرد مزاجی مردان تماشای فیلم های پورن می باشد.

سیر نشدن از فانتزی های جنسی

هر شخصی که به فیلم های پورن اعتیاد پیدا می کند قطعا با بی اخلاقی های جنسی همچون، رابطه جنسی سه نفره، تنوع طلبی جنسی، پدوفیلییا بچه بازی، همجنس گراییو … را آشنا می باشد. تماشای این چنین دسته بندی های فیلم پورن باعث می شود تا فرد در فانتزی های جنسی به هیچ وجه کم نگذارد.

درد های جسمی فراوان

فردی که اعتیاد به تماشای فیلم پورن دارد مجبور است برای ارضای شهوت جنسی خود، خود ارضایی کند.

خود ارضایی کردن علاوه بر آنکه مضرات بی شماری بر ذهن و روح افراد می گذارد عامل بوجود آمدن درد های جسمانی همچون مچ درد، کمر درد، سر درد و گردن درد می شود.

پریشان حالی

تماشای فیلم هاب مستهجن تاثیر بسیار زیادی بر روابط دوستانه و خانوادگی با سایرین دارد. پریشان حالی و بی حوصلگی و عصبانیت دائمی باعث می شود تا کم کم افراد از دور و اطراف چنین فردی پراکنده بشوند.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۷:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

علائم و نشانه های اعتیاد به پورنوگرافی

• تمایل شدید برای دیدن فیلم پورن

• عدم تمرکز و کند شدن عملکر ذهنی به مرور زمان

• اعتیاد به خودارضایی

• تحلیل رفتن قوای جسمی و جنسی

• حالت‌های عصبی و پرخاشگرانه به دلیل سرکوب میل جنسی یا سرخوردگی

• نداشتن کنترل بر روی این رفتار با وجود حس عذاب وجدان

• با وجود تمامی آسیب‌هایی که به فرد وارد شده باز هم به آن ادامه می دهد.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۷:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

اعتیاد به پورنوگرافی

اعتیاد به پورنوگرافی یا اعتیاد به پورن، یک مدل از اعتیاد به رفتارهای اجباری جنسی با استفاده از فیلم‌ها و تصاویر هیجان‌انگیز جنسی است که بر خلاف آثار فیزیکی، ذهنی، اجتماعی و اقتصادی آن می‌تواند همچنان دنبال گردد.

 اعتیاد به پورنوگرافی یا اعتیاد به پورن، یک مدل از اعتیاد به رفتارهای اجباری جنسی با استفاده از فیلم‌ها و تصاویر هیجان‌انگیز جنسی است که بر خلاف آثار فیزیکی، ذهنی، اجتماعی و اقتصادی آن می‌تواند همچنان دنبال گردد. معیارهای تشخیص عمومی پذیرفته‌شده‌ای برای اعتیاد به پورنوگرافی یا تماشای مخاطره‌آمیز پورنوگرافی وجود ندارد اما آزمایش‌های انجام‌شده در مورد علائم پورنوگرافی بر روی انسان، اعتیاد جنسی اینترنتی را به عنوان یکی از مصادیق اعتیادهای رفتاری نشان می‌دهد.

اعتیاد به پورنوگرافی پدیده‌ای است که افکار فرد بیمار را کاملا تحت تسلط قرار می‌دهد و او را وادار به استفاده از تصاویر یا مطالب محرک کرده و با وجود داشتن آگاهی نسبت به عواقب منفی، به مرور زمان بیشتر و شدیدتر می‌شود. جامعه روان‌شناسان آمریکا اعتیاد به پورنوگرافی را به عنوان یک اختلال و ناهنجاری می‌شناسند، با این وجود تحقیقات علمی و تجربیات شخصی افراد بیان‌گر این حقیقت است که وجود منابع بی‌پایان پورنوگرافی در اینترنت، این مشکل غیرقابل انکار را تشدید کرده و باعث تخریب روح و جسم فرد و در نتیجه اجتماع خواهد شد.

۱۵ تیر ۰۰ ، ۱۷:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

رابطه جنسی و احساسات در مردان

مردان برای زنده نگه داشتن احساساتشان نیاز به رابطه ی جنسی دارند. در طی هزاران سال مردان یاد گرفته اند که کار اصلی آن ها محافظت و تأمین مایحتاج خانواده باشد. آنان آموخته اند که این وظایف را به قیمت مسدود و سرکوب کردن احساسات، عواطف و هیجاناتشان انجام دهند. از همان ابتدا رسیدگی به کارها و انجام وظایف محوله به نسبت توجه به احساسات، از اهمیت بیشتری برخوردار بود.

غالباً مردان احساسات و عواطفشان را سرکوب کرده و آن ها را در مسیری به غیر از مسیر اصلی حرکت می دهند؛ یعنی به روش های دیگری این احساسات و هیجانات را بروز می دهند و یا تخلیه می کنند؛ مانند ورزش کردن، انجام بیش از حد کارهای بیرون خانه و...

مردان برای پایان بخشیدن به این بی بندوباری هیجانی و تعارض درونی‌شان، نیاز به برون‌ریزی و تخلیه هیجانی دارند. مرد برای آن که بتواند از خانواده‌اش محافظت کند و مایحتاج زندگی را فراهم نماید، بر خود لازم می بیند که به سختی کار کند و هر درد و مشقتی را در زندگی تحمل نماید. او برای دست‌یابی به این هدف به طور دایم خطر می کند و در نگرانی به سر می برد؛ و برای انجام این امور، سوزش آفتاب و سرمای برف را به جان می خرد. او به تدریج به این شرایط عادت می کند، اما به قیمت از دست دادن احساسات و عواطفش.

در حقیقت، این تفاوت های موجود بین زنان و مردان نشان دهنده تغییرات بنیادینی است که طی یک روند تاریخی بر احساسات و عواطف مردان وارد شده است و به همین دلیل میزان حساسیت زنان ده برابر بیشتر از مردان است. مردان برای فایق آمدن بر دردهایشان، آموخته اند که احساساتشان را خاموش کنند، غافل از این که آنان در کنار از بین بردن احساس درد، توانایی‌شان برای احساس خشنودی، لذت و عشق را نیز از دست داده اند. برای بسیاری مردان به غیر از اصابت کردن چکش به انگشتان و تماشا کردن یک بازی فوتبال، رابطه جنسی تنها راهی است که می تواند احساسات آنان را تحریک کند.

به طور قطع، یکی از روش های افزایش حساسیت برای مردان رابطه ی جنسی است. وقتی که یک مرد از نظر جنسی برانگیخته شود، می تواند عشق پنهان درونی اش را بار دیگر آشکار نماید. مردان می توانند از طریق تجربه رابطه ی جنسی، احساسشان را احیا کنند و به واسطه ی این احساس، روحی جدید در آنان دمیده خواهد شد.

۱۱ تیر ۰۰ ، ۱۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تفاوت رابطه جنسی و احساسات در زنان و مردان

غالباً مردان احساسات و عواطفشان را سرکوب کرده و آن ها را در مسیری به غیر از مسیر اصلی حرکت می دهند؛ یعنی به روش های دیگری این احساسات و هیجانات را بروز می دهند و یا تخلیه می کنند؛ مانند ورزش کردن، انجام بیش از حد کارهای بیرون خانه و...
 
۱۱ تیر ۰۰ ، ۱۱:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

پست مدرنیسم

به طور کلّی در بررسی پست مدرنیسم نمی­ توان به دنبال اصول و چارچوب خاصّی بود. اساساً این مکتب –اگر بتوان نام مکتب بر آن نهاد– یک اندیشه اصول ستیز و چارچوب گریز است. بنا به تعبیر رابرت آودی، پست مدرن به مجموعه پیچیده­ ای از واکنش ­ها مربوط می­ شود که در برابر فلسفه مدرن قرار گرفته است، بدون آن که در اصول عقاید و بنیادهای اندیشگی توافق و اجماعی بین متفکّران این رویکرد موجود باشد.

با توجّه به همین جنبه­ های انتقادی می ­­توان پست مدرنیسم را به مثابه یک مفهوم خوشه ­ای تلقّی کرد که شامل عناصر سلبی و ضدّیّت های زیر است:

ضدّیّت با نظریّة بازتاب در معرفت ­شناسی، و به طور کلّی ضّدّیت با موضع معرفت­ شناختیِ فلسفة جدید (پسامعرفت­ شناسی)؛ نفی سوژه شناساگر و خود مختار، و تأکید بر ادغام سوژه و ابژه؛ نفی امکان بی ­طرفیِ عقل، و تأکید بر تاریخی بودن عقلانیّت و معرفت؛ ضدّیّت با وحدت­ گرایی، مرکزگرایی، اقتدارگرایی و مرجعیّت باوری،و موافقت با انشعاب و تنوّع و تکثّرگرایی؛ ضدّیّت با ذات­ گرایی؛ و تأکید بر هویّت سیّال انسان، و اعتقاد به واحد نبودن و پراکندگی فرد؛ ضدّیت با واقع­گرایی (رئالیسم)؛ مخالفت با ساختارگرایی؛ مخالفت با برهان استعلایی و مواضع استعلایی؛ نفی اندیشه پیشرفت؛ نفی اصول و قواعد عام جهان شمول برای همه زمان­ ها و مکان­ ها، و تأکید بر تعیین­ کنندگی گفتمان­ ها و فرهنگ ­ها در کردارها و اشکال زندگی؛ نفی واژگان نهایی؛ نفی هر گونه وحدت و بساطت و قطعیّت؛ اعتقاد به نسبیّت و نسبیّت­گرایی؛ و نفی روایت­ های کلّی مدرنیته یا فراروایت ­ها. همچنان که پیداست عمده یا همه چالش ­های پست مدرنیسم با مدرنیسم، در واقع بر سر مواضع معرفت­ شناسانه است.

۱۱ تیر ۰۰ ، ۱۱:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

گرایش های فمینیستی

با توجه به گرایشها و نحله های فمینیستی و تفاوتهای بسیار میان آنها به برخی از مهمترین گرایش های فمینیستی اشاره می شود:

1- فمینیسم لیبرال

این گروه از فمینسیت ها با تأثر از فلسفه ی لیبرالیسم، اصل را بر آزادیِ عملکردها، لذت جویی و رضایت خودمحورانه قرار داده اند؛ و نسبت به نقش مادری و همسری – از آن رو که محدود کننده ی تمایلات افراد خانواده است – بدبین هستند؛ و معتقدند که با اصلاح قوانین و ساختار سیاسی و اجتماعیِ جامعه می توان به اهداف برابری طلبانه رسید.

این نظریه معتقد به وجود نابرابریهای ساختاری در جامعه (همچون نهاد خانواده، زبان و فرهنگ...) نیست؛ و در اصلاح وضع موجود تحولات قانونی و سیاسی را در نیل به اهداف فمینیستی کافی می داند. در مقابل این نظر، فمینیست های رادیکال قرار می گیرند. ماری ولستن کرافت، جان استوارت میل، و بتی فریدان از چهره های برجسته ی این گرایش هستند.

2- فمینیسم مارکسیستی

این گروه معتقدند که مالکیت خصوصی در جوامع سبب اسارت زنان شده است و تا زمانی که مالکیت و نظم بورژوازی و خانواده ی بورژوازی وجود دارد، این اسارت تداوم خواهد داشت. سوال اساسی که برای این گروه مطرح است این است که آیا زنان می توانند به گونه ای رضایت بخش در طبقات جامعه قرار گیرند؟ به عقیده ی این گروه برای رهایی زن از این اسارت تاریخی چاره ای جز تغییر شکل نظام اقتصادی وجود ندارد. زنان در کنار مردان برای ایجاد چنین تغییری باید تلاش کنند و مسائل جنسیتی را تا سرنگونیِ نظام سرمایه داری به فراموشی بسپارند. از مهمترین شخصیتهای مارکسیست فمینیست، می توان به رزا لوکزامبورگ اشاره کرد.

3- فمینیسم رادیکال

این گروه معتقدند از میان تمام تبعیض ها و ستم های طبقاتی، قومی، مذهبی و نژادی، بنیادی ترین ساختار ستمگری به جنسیت تعلق دارد، که همان نظام پدرسالاری است. برخلاف دیدگاه لیبرال، ریشه ی فرودستیِ زنانه نه در وضع قوانین، بلکه در تمام حوزه های حیات انسانیِ زنان است، و هیچ حوزه ای از حوزه های زندگی اجتماعی از نگاه مردسالار جدا نیست. در نهایت، این گروه، معتقد شدند که اساساً ریشه ی سایر ستمها و بنیادی ترین شکل ستم، ستم بر زنان است. به عقیده ی آنها موتور حرکت تاریخ، دیالکتیکِ جنسیت و تلاش برای تسلط بر زنان است. رویکرد اساسی این گرایش از بین بردن تمایزات موجود میان موجود مونث و مذکر است. بسیاری از این رادیکالها بر خلاف آرمان دو جنسی – که متضمن ترکیبی از صفات مردان و زنانه است – صفات ارزشمند را صفات زنانه می دانند. این دسته، ازدواج را که موجب خانه دار کردن و بچه زا کردنِ زن و باعث نان آور (عنصر اصلی) شدن مرد می شود تحقیر می کنند.

سیمون دوبوار، و شولامیت فایرستون، از چهره های برجسته ی این گرایش محسوب می شوند.

4- سوسیال فمینیسم

گرایش سوسیال فمینیسم از تلفیق دو دیدگاه مارکسیسم فمینیسم و رادیکال فمینیسم به وجود آمده است. به نظر پیروان این گروه هم نظام جنسیتیِ مردسالارانه و هم نظام سرمایه داری، در ستم علیه زنان نقش اساسی دارند. بنابراین به منظور رهایی جنس مونث علاوه بر اصلاح نظام اقتصادی جامعه و حاکمیت سوسیالیسم، لازم است در ابعاد فرهنگی و روان شناختی نیز به اصلاح وضعیت موجود پرداخت. از مهمترین نظریه پردازان این گروه می توان از هایدی هارتمن نام برد.

5- فمینیسم پست مدرن (جدید)

فمینیسم پست مدرن را می توان به نوعی، نقد گرایشهای فمینیستی دیگر دانست. به عقیده ی این فمینیست های جدید، تمام نحله های فمینیستی – بویژه رادیکالها- تلاش می کنند که تفسیری واحد و جهان شمول از جهان و از نگاه زنان ارائه کنند. اما تلاش در راه ارائه تفسیری واحد از جهان و ارائه دیدگاه خاص فمینیستی، در واقع تداوم فرهنگ مردسالارانه ای است که تلاش می کند حکایت کلی و واحدی در باب واقعیت، حقیقت، معرفت، اخلاق و سیاست ارائه کند.

پست مدرنیسم، که از اساس در تضاد و خصومت با هرگونه کلیت بخشی و مخالف با تئوری پردازیهای عام مدرنیته است و بر نسبیت و وجود تفاوتهای فرهنگی، منطقه ای، جنیستی و...تاکید می کند، چنین کلیت و وحدتی را نه مطلوب می داند و نه ممکن. ممکن. ممکن نیست؛ زیرا تجارب زنان با توجه به طبقه، نژاد و ملیت آنان از یکدیگر متفاوت است. و مطلوب نیست، زیرا امر واحد و کلی، اسطوره ای است که فلسفه و تفکر مدرن و مرسوم به کار می برد تا از طریق آن صداهای دیگر را خاموش کند.

چندگانگی و کثرت در این تفکر فمینیستی امری مطلوب تلقی می شود؛ و عقیده بر آن است که باورهای جهان شمولِ فمینیست های رادیکال، اشکال جدیدی از ستم را می آفریند؛ چرا که در گرایش رادیکال تفاوت شرایط جوامع و فرهنگها مغفول واقع شده است. این گرایش معتقد است، روابطی که بر زنان تحمیل می شود و برخوردهایی که میان دختر و پسر تفاوت ایجاد می کند، موجب بردگی زن در طول تاریخ شده است؛ نه اموری مانند ازدواج و نقش مادری.

قرائتهای پست مدرن از فمینیسم – که به نوعی، نقد فمینیسم است – با واکنش منفی دیگر گرایشها رو به رو شده است؛ و اساساً یکی از علل افول فمینیسم در اواخر قرن بیستم را ظهور فمینیسم پست مدرن دانسته اند.

5- فمینیسم اسلامی

فمینیسم اسلامی بر اساس قرائت پست مدرن از فمینیسم، معتقد است ارائه نسخه ی واحد فمینیستی، بدون در نظر گرفتن شرایط منطقه ای و خصوصیات فرهنگیِ مللِ مختلف، امری ناممکن است. این گرایش می خواهد نسخه ای بومی و متناسب با عقاید دینی، اما در عین حال مبتنی بر بسیاری از مبانی فمینیستی برای این تفکر ارائه و ترویج دهد.

در واقع این گرایش برای جمع میان تفکر اسلامی از سویی، و تفکر فمینیستی از سوی دیگر پیشنهاد شده است. از جمله اهداف این گرایش، از بین بردن جو مخالفت در جوامع اسلامی است؛ با این ادعا که آموزه های فمینیسم قابل تطبیق با اسلام است، و یا این ادعا که اسلام با نگرشهای فمینیستی نیز قابل قرائت و تفسیر است.

ایده ی فمینیسم اسلامی با چالش های نظریِ بسیاری رو به رو است، همان گونه که نظریه پردازان فمینیسم تاکید کرده اند، جنبش فمینیسم در غرب به رغم وجود گرایشهای مختلف عمدتاً محصول لیبرالیسم است؛ و نیز اصل سکولاریسم و تفکیک حوزه ی دستورات دینی از متن جامعه، در نظریه های گوناگون این جنبش تعبیه شده است. حال اگر تئوری فمینیسم اسلامی منجر به قرائتی از اسلام شود که در آن از اصول مسلم اسلامی دست برداشته شود مسلماً چنین گرایشی اسلامی نخواهد بود.

بنابراین به نظر می رسد واژه ی فمینیسم اسلامی – با حفظ مفهوم غربی آن – واژه ی متناقض نما (پارادکسیکال) است. تاکید نظریه پردازان فمینیسم اسلامی بر تفکیک میان دین باوری و دین مداری، تاکید بر تشابه حقوق زن و مرد، و عدم ثبات در شریعت مؤید این مدعاست.

منبع

منبع: فرهنگ واژه ها - عبدالرسول بیات

۱۱ تیر ۰۰ ، ۱۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

سیر تاریخی فمینیسم

اگرچه انتقاد از وضعیت زنان و به چالش کشیدن کلیشه های جنسیتی در طول تاریخ مطرح بوده است؛ ولی آغاز جنبشهای فمینیستی و رواج این واژه – به معنای امروزین آن- به اواخر قرن نوزدهم نسبت داده می شود. در این زمان بود که واژه ی فمینیسم پدید آمد و به سرعت رواج و مقبولیت یافت. مبارزات اولیه فمینیستی در ابتدا بر روی اصلاح وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان متمرکز بود، و عمدتاً ناظر به کسب حق رأی، دسترسی به تحصیل و اشتغال، دست یابیِ زنان به حق حضانت فرزند و ...می شد.

مکتوبات اولیه ای که در دفاع از آزادی زنان منتشر شد عموماً توسط کسانی صورت گرفت که درگیر امور سیاسی بودند؛ مانند نظریه برابری زن و مرد در کتاب «کنیزک کردن زنان» (یا انقیاد زنان) که در 1869 توسط جان استوارت میل نوشته شد؛ و به پارلمان انگلستان پیشنهاد شد.

به وجود آمدن این مبارزات در مغرب زمین امری است که زمینه های آن وجود داشته است: از بعد نظری اصولاً زن انسان درجه دوم محسوب می شد؛ ارسطو زن را مرد ناکام می دانست که حاصل ناتوانی طبیعت در خلق مردان است، و به هیچ روی سزاوار شرکت در امور اجتماعی نیست. به موجود درجه دوم بودن زن از ناحیه عالمان دینی و نهاد دین (کلیسا) نیز دامن زده می شد؛ در کتاب مقدس حوا، عامل اصلیِ گناه اولیه آدم و مسئول خروج وی از بهشت معرفی می شود. وجود بحثهای نظری از قبیل این که آیا زن انسان است؟ آیا زن مخلوق کامل خداست؛ یا نسخه ی ناقص مرد است؟ آیا زن و مرد در پیشگاه خداوند مساویند؟ نشانگر جایگاه زن در سنت مغرب زمین است.

در بعد عملی نیز بسیاری از حقوق فردی و اجتماعی از قبیل حق مالکیت، ارث بردن، حق رأی، و...از زنان سلب شده بود. به گونه ای که حتی تا اواخر دهه ی دوم قرن بیستم، در آمریکا و انگلستان، هنوز زنان را از حق رأی محروم نگه داشته بودند. در چنین فضایی زمزمه های مخالفت بتدریج آغاز شد. این مخالفتها عموماً به طور غیرمستقیم و در آثار ادبی جلوه گر شد. در ابتدا وجهه ی همت این آثار اثبات تواناییها و شایستگیهای زنان بود؛ و سپس به تدریج گرایش به اثبات برابری زنان و مردان، قوت و رواج یافت.

گرچه سازمان یافتن جنبش فمینیسم را به اواخر قرن نوزدهم نسبت می دهند، اما آغازِ واقعیِ جنبش فمینیسم را با انقلاب کبیر فرانسه (1789-1799) هم زمان دانسته اند. بعد از اسقرار حکومت جمهوری و از بین رفتن نظام سلطنت، لایحه ی حقوق بشر در پارلمان فرانسه به تصویب رسید.

از ویژگیهای این قانون در نظر نگرفتن زنان و تضییع حقوق آنان بود. اولیمپ دگونک- که خود در انقلاب کبیر فرانسه نقش داشت- لایحه ای را به مجلس پیشنهاد کرد و در آن از حق کار زنان، حقوق قانونی در خانواده، حق آزادی بیان و نیز داشتن پارلمانی مستقل دفاع کرد. این لایحه به تصویب نرسید و موجب مرگ پیشنهاددهندگان شد. این جریان در داخل فرانسه و در خارج آن ادامه پیدا کرد. از جمله ی دنبال کنندگان این جریان در داخل فرانسه و در خارج آن ادامه پیدا کرد.

از جمله ی دنبال کنندگان این جریان ماری ولستن کرافت را می توان نام برد. وی در کتاب« استیفای حقوق زنان» تفاوتهای ذاتی میان زنان را مورد انکار قرار داد و تفاوتهای موجود را زاییده ی محیط اجتماعی دانست. ایده ی کرافت توسط جان استوارت میل در کتاب «کنیزک کردن زنان» پی گرفته شد، تاکید عمده ی میل بر این نکته بود که زنان شایستگی و لیاقتهای بسیاری دارند که در اثر آموزش می توانند جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند. کتاب کنیزک کردن زنان جهش عمده ای در حرکتهای فمینیستی و به خصوص فمینیسمِ لیبرال ایجاد کرد.

۱۱ تیر ۰۰ ، ۱۰:۲۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

فمینیسم (feminism)

فمینیسم در دو معنای قریب به هم در زبان انگلیسی به کار می رود؛ در معنای نخست فمنیسم عبارت است از: نظریه ای که معتقد است که زنان باید فرصتها و امکانات مساوی با مردان در تمامی جنبه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست پیدا کنند. در زبان فارسی معادلهایی از قبیل «زن گرایی»، «زن باوری»، «زن وری»، «زنانه نگری» و «زن آزادخواهی» برای این استعمال از لفظ فمینیسم ذکر شده است.

معنای دیگری که برای لفظ فمینیسم ذکر شده است این است که این لفظ بر جنبشهای اجتماعی اطلاق می شود که تلاش می کنند تا اعتقاد و باور فوق- که در معنای نخست ذکر شد – را نهادینه کنند. در زبان فارسی معادل این معنا از فمینیست واژه ی «نهضت زنان» و یا «نهضت آزادی زنان » قرار داده می شود.

تنوع آرا و افکار و گرایشهای گوناگون فکری که میان فمینیست ها وجود دارد ما را بر آن می دارد که فمینیسم را یک رویکرد بدانیم؛ نه یک مکتب؛ و همین نکته باعث شده که گروهی از اندیشمندان به جای استفاده از کلمه ی «فمینیسم» از واژه ی «فمینیسم ها» استفاده کنند. اما به هرحال می توان گفت تقریباً تمام نحله های فمینیستی خصوصاً یک وجهِ مشترکِ مبنایی با هم دارند؛ و آن این است که در آبشخور اندیشه ی «اومانیسم» به همدیگر می رسند.

همچنین دو مولفه ی اساسی وجود دارد که همه ی فمینیست ها بر آن اتفاق دارند؛ اول آن که زنان تحت ظلم و تبعیض قرار گرفته اند و این ظلم و تبعیض ریشه در جنسیت آنها دارد (در واقع فمینیسم به مسائلی می پردازد که تحت عنوان زن بودن برای زنان به وجود آمد نه تحت عناوین دیگر، همچون سیاه بودن و یا شرقی بودن و...) و دوم آن که این ظلم و تبعیض اصالت ندارد و باید از بین برود. پس می توان ادعا کرد هر نهضتی و جریان فکری که دارای دو ویژگی فوق است، یک نهضت و جریان فمینیستی است. به عبارتی این جریان در تمام اشکال آن بر مبنای تفکرات اومانیستی «خانواده ی هسته ای» را که بر مدیریت و سرپرستی مرد تاکید دارد مورد حمله قرار می دهند و خواهان برچیدن تمام اختلافات جنسی در فرصتها، حقوق و امکانات و... است.

۱۱ تیر ۰۰ ، ۰۹:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

فمینیسم

تنوع آرا و افکار و گرایشهای گوناگون فکری که میان فمینیست ها وجود دارد ما را بر آن می دارد که فمینیسم را یک رویکرد بدانیم؛ نه یک مکتب؛ و همین نکته باعث شده که گروهی از اندیشمندان به جای استفاده از کلمه ی «فمینیسم» از واژه ی «فمینیسم ها» استفاده کنند.

واژه فمنیسم از ریشه ی feminine (زنانه، زن آسا، مادینه، مونث) است که در اصل از بان فرانسه، و نهایتاً از ریشه ی لاتینی feminaاخذ شده است.

۱۱ تیر ۰۰ ، ۰۹:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

مباحث ویژه فمنیسم

فمنیست‌ها‌ از‌ دهه‌ 1960 به بعد، مباحث متعددی را مورد بحث قرار دادند. در این میان، به‌ نـظر‌ مـی‌رسد برخی از آن مباحث جلوه بیش‌تری نسبت به دیگر مباحث داشته است‌. بحث‌ از‌ جنسیت، مردسالاری، حوزه عمومی و خصوصی، خانواده و دین از جمله مباحثی هستند که تقریبا همه گرایش‌های‌ فمنیستی‌، به ویژه گـرایش افـراطی، در باب آن مطالبی را بیان داشتند.

1. جنسیت‌

جنسیت‌ قوی‌ترین‌ و مهم‌ترین تقسیم‌بندی اجتماعی است. از نظر فمنیست‌ها، جنسیت همانند طبقه اجتماعی، نژاد و یا دین، یک‌ طبقه‌بندی‌ مـهم‌ اجـتماعی است. همچنان‌که سوسیالیست‌ها در آموزه‌شان «سـیاست طـبقاتی» را به کار می‌برند‌، فمنیست‌ها‌ نظریه «سیاست جنسی» را ارائه می‌دهند. به نظر فمنیست‌ها «جنسیت‌گرایی» به عنوان شکلی از ظلم‌ محسوب‌ می‌گردد که مشابه «نژادپرستی» است.

فمنیست‌ها مـعتقدند: اسـاسا باید بین Sex و Gender(جنس و جـنسیت) فـرق گذاشت.

«سکس» یا «جنس‌» فقط‌ مربوط‌ به جنبه‌های زیستی است در صورتی که‌ «جندر‌» یا «جنسیت» چارچوب نقش زنان را از نظر اجتماعی مشخص می‌سازد. در چارچوب‌ اجتماعی‌ است که هر چیزی مربوط‌ بـه‌ زن یـا‌ مرد‌ منهای‌ اعضای جنسی آنان با تغییر و تعدیل‌ محیط‌ اجتماعی و فرهنگی، می‌تواند در زنان تغییرات و تحولات بسیاری ایجاد کند.

برخی‌ از‌ فمنیست‌ها معتقدند: پنج جنسیت متفاوت وجود‌ دارند: مردان، زنان، زنان‌ هـمجنس‌باز‌، مـردان همجنس‌باز و انـسان‌هایی که هم‌ با‌ مرد و هم با زن می‌توانند آمیزش جنسی داشته باشند؛ یعنی Bisexualها!

بنابراین‌، آنچه‌ از قدیم طـبیعی شناخته می‌شد‌ ـ مثلاً‌ ازدواج‌ زن و مرد ـ چون‌ دارای‌ زیربنا و تاریخ اجتماعی اسـت‌، دیـگر‌ «طـبیعی» محسوب نمی‌شود.

فمنیست‌ها علاوه بر پنج جنسیت، سه نوع سکس یا جنس‌ را به‌ رسمیت می‌شناسند: مردان، زنـان ‌ ‌و آنـانی که‌ حال‌ زن یا‌ مرد‌ را‌ ترجیح می‌دهند.

بنابراین‌، به نظر فمنیست‌ها به دلیل آنـ‌که تـفاوت‌های جـنسی زیستی هستند، نمی‌توان آن‌ها را از بین‌ برد‌، در حالی که تقسیم‌بندی‌های جنسیتی، که‌ مسأله‌ای‌ فرهنگی‌ و سیاسی‌ اسـت‌، جلوه‌ای از قدرت‌ مردان‌ است که باید آن را از بین برد.

2. مردسالاری

فمنیست‌ها تحلیل‌های متفاوتی از نـظام مردسالاری‌ ارائه‌ داده‌اند‌:

1. مـردسالاری ریـشه در خانواده و فرایند تربیت‌ جنسیتی‌ دارد‌.
2. مردسالاری‌ ریشه‌ در‌ تعلیم‌وتربیت و امکانات شغلی مردان دارد.
3. مردسالاری ریشه در نظام اقتصادی (کاپیتالیسم) دارد.
4. مردسالاری ریشه در ابراز خشونت و ترس از تجاوز مردان دارد.

اما با همه تحلیل‌های متفاوت‌، آنان معتقدند: فرهنگ مـا با فرهنگ «مردسالاری» عجین شده و در تار و پود آن ریشه دوانده است، حتی در متن کلیه دروس که در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس می‌شود این فرهنگ وجود‌ دارد‌. بنابراین، فمنیست‌ها معتقدند: باید این فرهنگ را از اصل ریشه‌کن کرد تا بـتوان تـغییرات دلخواه را در فرهنگ موجود ایجاد نمود.

آن‌ها در مرحله اثبات و جای‌گزینی علوم فمنیستی‌ می‌گویند‌: «مردان و مردسالاری سه هزار سال فرصت اثبات این معمّاها را داشته‌اند و زنان تازه شروع کرده‌اند.»

برخی از فمنیست‌ها مدعی‌اند: در دوران مـاقبل‌ تـاریخ‌، جامعه اروپا، جامعه‌ای «زن‌سالار»، آرام‌، صلح‌طلب‌ و جامعه‌ای برابر بود؛ یعنی برابری زن و مرد در آن به نهایت درجه رعایت می‌شد. به همین دلیل بود که آنان «خدایان زن» را می‌پرستیدند‌. اما‌ این جامعه صلح‌دوست و آرامـ‌ را‌ مـردسالاران اسب‌سواری که از شرق آمدند، فتح کردند و در نتیجه، عقاید و افکارشان را بر آن جامعه تحمیل نمودند.

3. حوزه عمومی و خصوصی

تقسیم حوزه عمومی و خصوصی یکی از عوامل مهم‌ نابرابری‌ جنسیتی در جامعه است.

خانم جـین بـتکه الشـتین در کتاب مرد عمومی، زن خصوصی ایـن مـسأله را بـه طور مفصّل مورد بحث قرار داده است. به نظر وی، معمولاً قلمرو‌ عمومی‌ زندگی، که‌ در برگیرنده سیاست، کار، هنر و ادبیات است، در انحصار مـردان بـوده، در حـالی که زنان محدود به‌ یک زندگی اساسا خـصوصی شـده‌اند که متمرکز بر خانواده و مسؤولیت‌های خانگی‌ است‌.

اگر‌ سیاست فقط در درون قلمرو عمومی صورت می‌گیرد، پس نقش زنان و مسأله نابرابری جـنسیتی، مـسائلی کـم‌اهمیت (به ‌‌لحاظ‌ سیاسی) یا اساسا فاقد اهمیت هستند. زنان نـیز، که محدود به ایفای نقش‌ خصوصی‌ خانم‌ خانه‌دار و مادر شده‌اند، در واقع از سیاست محرومند.

بنابراین، فمنیست‌ها کوشیدند تا تـقسیم‌بندی «مـرد عـمومی‌» و «زن خصوصی» را درهم شکنند.

4. دین و خانواده: فمنیست‌ها نگاهی بدبینانه به دین‌ و خـانواده دارنـد. به نظر‌ آن‌ها‌، دین ساخته و پرداخته مردان بوده است تا از طریق آن بتوانند زنان را تحت سلطه خـویش قـرار دهـند. خانواده نیز موجب تحقیر و تبعیض زنان است.
خانم مارتا ناسبام معتقد اسـت‌: بـی‌رحمانه‌ترین تـبعیض‌ها نسبت به دختران از محیط خانواده شروع می‌شود.

همچنین سیمون دوبووار می‌گوید: به هیچ زنـی نـباید اجـازه داد تا در خانه بماند و به امر پرورش کودکانش بپردازد. جامعه باید‌ بکلی‌ تغییر کند و به زنـان اجـازه ندهد که فقط وظیفه پرورش فرزندان را بر عهده گیرند.

منابع

فمنیسم و چالش های تاریخی در جریان های فکری انسان شناختی - لادن رهبری و دیگران - پژوهش های انسان شناسی ایران - شماره 1 - بهار و تابستان 1394

فمنیسم - محسن رضوانی - معرفت - شماره 67 - 1382

 

 
 
 
۱۱ تیر ۰۰ ، ۰۹:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر