حقوق کیفری، تفسیر قوانین به دو دسته اصلی تقسیم می شود: تفسیر مضیق و موسع. هر کدام از این روش ها نقش خاصی در کاربرد و اجرای قوانین دارند و تأثیرات متفاوتی بر حقوق و آزادی های فردی خواهند داشت.
مضیق در لغت به معنی محدود و دقت در تفسیر قانون است و اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری روشی است برای تفسیر قانون به طور مستقیم و تنها بر اساس معنای صریح و مشخص، که از گسترش آن به مواردی که در متن قانون به صراحت ذکر نشدهاند، جلوگیری می کند.
این اصل نقش کلیدی در حفاظت از حقوق متهمان و تضمین عدالت در نظام حقوقی ایفا می کند. در ادامه به توضیحات بیشتری درباره تفسیر مضیق در قوانین کیفری پرداخته می شود:
در تفسیر مضیق، قاضی یا مقام قضایی تنها به مواردی که به وضوح در متن قانون ذکر شده است، توجه می کند و از گسترش تفسیر به مواردی که به روشنی در قانون نیامده اند، پرهیز می کند. این روش به خصوص در حقوق کیفری اهمیت دارد، زیرا قوانین کیفری باید به روشنی و بدون ابهام تعریف شده باشند تا افراد به وضوح از جرائم و مجازات ها آگاه باشند و از تفسیرهای موسع یا سلیقه ای در برخورد با جرم جلوگیری شود.
مثال تفسیر مضیق:
برای درک بهتر تفسیر مضیق، می توان به مثالی از کاربرد آن در قوانین کیفری اشاره کرد. در این مثال ، قوانین تنها به معنای صریح و محدود خود تفسیر می شوند و از گسترش آن ها به مواردی که به وضوح در قانون ذکر نشده است، خودداری می شود.
جرم سرقت:
فرض کنید قانون در مورد سرقت چنین میگوید: «سرقت، دزدیدن اموال دیگران به طور غیرمجاز است.»
تفسیر مضیق: اگر شخصی اقدام به «دزدیدن» چیزی از منزل خود کند، این عمل در دامنه تعریف قانون سرقت قرار نمی گیرد چون «اموال دیگران» به صراحت اشاره به اموال متعلق به دیگران دارد و نه اموال خود فرد. بنابراین، طبق تفسیر مضیق، این عمل به عنوان سرقت تلقی نمی شود، زیرا عنصر «اموال دیگران» در آن رعایت نشده است.
ویژگی های تفسیر مضیق
از ویژگی های این تفسیر می توان به موارد زیر اشاره کرد:
محدود بودن:
معنی تفسیر مضیق در حقوق این است که، قوانین کیفری تنها به همان معنا و مفهوم دقیقی که در متن قانون ذکر شده، محدود می شود. به عبارت دیگر، این نوع تفسیر به هیچ وجه به گسترش و تعمیم قوانین به مواردی که به صراحت در قانون بیان نشده، نمی پردازد.
در این روش تنها به معنای و مفهوم صریح قانون توجه می شود و از تفسیر به موارد شک، سکوت یا احتمال ها پرهیز می شود.
پرهیز از قیاس:
اگر قاضی نتواند رکن قانونی جرم را در قانون بیابد، نمی تواند از قیاس استفاده کرده و عملی که به طور مشخص در قانون جرم شناخته نشده را جرم بشناسد. یعنی در تفسیر مضیق، تنها به مواردی که به وضوح در قانون ذکر شده، توجه می شود و هیچ گسترشی به مواردی که قانون به صراحت به آن ها نپرداخته، صورت نمی گیرد.
حفاظت از حقوق متهم:
این روش تفسیر به منظور حفاظت از حقوق متهمان و جلوگیری از تفسیرهای سلیقه ای و غیرمنصفانه به کار می رود. به این ترتیب، تنها به موارد مشخص و واضحی که قانون گذار به آن ها اشاره کرده، توجه می شود و از تفسیرهایی که ممکن است به نقض حقوق افراد بینجامد، پرهیز می شود.
شفافیت قانونی:
با تفسیر مضیق، قوانین به طور واضح و مشخص بیان می شوند و به مردم این امکان را می دهند که بدانند چه چیزی جرم است و چه مجازاتی برای آن وجود دارد.
تفسیر مضیق با محبوس کردن قانون، از سرایت آن به مواردی که در متن قانون به صراحت ذکر نشده اند، خودداری می کند و اجرای آن با دقت و بر اساس اصول حقوقی و ملاحظات حقوق بشری صورت می گیرد تا بین اجرای عدالت و حفاظت از حقوق افراد، توازن برقرار شود.