در صورتی که قاضی با تبدیل مجازات به علت آنکه مرتکب مشمول جهات تخفیف قرار می گیرد موافقت به عمل آورد نحوه خرید حکم شلاق تعزیری و پرداخت قیمت آن به طریق ذیل می باشد. البته لازم به ذکر است که تعرفه قیمت خرید حکم شلاق سالانه تغییر می کند.
در صورتی که قاضی با تبدیل مجازات به علت آنکه مرتکب مشمول جهات تخفیف قرار می گیرد موافقت به عمل آورد نحوه خرید حکم شلاق تعزیری و پرداخت قیمت آن به طریق ذیل می باشد. البته لازم به ذکر است که تعرفه قیمت خرید حکم شلاق سالانه تغییر می کند.
مطابق ماده 219 قانون مجازات دادگاه نمی تواند کیفیت، نوع و میزان حدود شرعی را تغییر یا مجازات را تقلیل دهد یا تبدیل یا ساقط نماید. این مجازات ها تنها از طریق توبه و عفو به کیفیت مقرر در این قانون قابل سقوط تقلیل یا تبدیل است. از نص صریح این ماده برمی آید که امکان خرید، تبدیل و کاهش شلاق حدی به هیچ وجه وجود نداشته و مرتکب بایستی شلاق حدی را تحمل کند.
اما در رابطه با شلاق تعزیری از آنجایی که به موجب ماده 18 قانون مجازات نوع، مقدار، کیفیت اجرا و مقررات مربوط به تخفیف، تعلیق، سقوط و سایر احکام تعزیر به موجب قانون تعیین می شود دادگاه در صدور حکم تعزیری، با رعایت مقررات قانونی، در صورت احراز جهات تخفیف و موافقت قاضی امکان خرید و تبدیل حکم شلاق تعزیری را امکان پذیر دانسته است.
1.مطابق بند پ ماده ی 25 قانون مجازات در صورت محکومیت شخص به شلاق حدی، علاوه بر تحمل مجازات اصلی به عنوان مجازات تبعی نیز به مدت دو سال تمام از حقوق اجتماعی محروم خواهد شد. اما در رابطه با شلاق تعزیری صرفا مراتب محکومیت در پیشینه کیفری محکوم درج می شود و محرومیتی برای او در پی نخواهد داشت.
2.در شلاق تعزیری همانند حبس و جزای نقدی ایام بازداشت قبلی محاسبه می گردد و به ازای هر روز بازداشت، سه ضربه شلاق محاسبه می شود و قاضی اجرای احکام وظیفه دارد موضوع را به زندان پیرو نامه ای اطلاع دهد و رئیس زندان ملزم به آن است که بدین امر توجه کند.
اما در شلاق حدی، مدت زمان ایام بازداشت تاثیری در میزان و تعداد ضربات شلاق نخواهد داشت.
مجازات های حدی آن دسته از مجازات های شرعی هستند که قانون گذار مقدار و نوع آنها را در قانون مشخص کرده است و بر مبنای آن مرتکب جرم حدی را مستوجب مجازات دانسته است.
شلاق حدی یکی از این مجازات حدی است که در کتاب حدود به آن اشاره شده است. شرب خمر، زنا، قذف از جمله جرایمی هستند که قانون گذار مرتکب جرم را به شلاق حدی محکوم نموده است.
اما شلاق تعزیری میزان ثابت و مقطوع نداشته و دارای حداقل و حداکثری می باشد که تعیین میزان آن را قانون گذار به قاضی صادر کننده حکم حسب مورد واگذار نموده است که مطابق با اصول فقهی میزان آن مادون حد است.
مجازات شلاق تعزیری یکی از مصداق های مجازات تعزیری درجه شش و هفت و هشت است که در مورد تعدادی از جرم های تعزیری در نظر گرفته شده است.
تعیین خواسته وبهای آن دادخواست عزل مدیر تصفیه شرکت و تعیین مدیر تصفیه جدید
دلایل و منضمات دادخواست ۱- اساسنامه شرکت ۲- تصمیم مجمع عمومی ۳- اظهارنامه ۴- هر تصمیمی که دادگاه لازم بداند ۵- حکم انحلال دادگاه
ریاست محترم محاکم عمومی و انقلاب دادگستری
با سلام احتراما به استحضار می رساند به تاریخ …………… از سوی شعبه …… دادگاه عمومی حقوقی ……….. حکم انحلال شرکت …………… صادر و ضمن صدور حکم انحلال آقای …………… به عنوان مدیر تصفیه منصوب می گردد و متاسفانه نامبرده از زمان انتخابش به وظایف قانونی خود مبنی بر تصفیه شرکت و … ثبت اعلام انحلال و تحویل کلیه اموال و دفاتر و اوراق و اسناد (۲۱۰ و ۲۱۱) و عدم تکمیل اظهارنامه مالیاتی و … عمل نمی نمایند.
بنابراین با تقدیم این دادخواست تقاضای عزل آقای ……………. به علت عدم انجام و آشنایی با وظایف مدیر تصفیه و تعیین مدیر تصفیه جدید به وسیله دادگاه محترم حسب مواد ۲۱۶ و ۲۰۵ لایحه اصلاحی مورداستدعاست.
امضا – مهر – اثر انگشت
دیون ممتازه درواقع شامل دیون زیر میباشد:
• مطالبات کارگر و حقوق و مزایای کارگر
• بدهیهای مالیاتی
• مطالبات سازمان تامین اجتماعی
• حق بیمه
• مهریه
بستانکاران یا طلبکاران ممتاز اشخاصی هستند که پرداخت دیون آنها نسبت به سایر طلبکاران دارای اولویت و مزیت است.
√ به این معنا که سهم و طلب طلبکاران ممتاز قبل از تقسیم اموال میان بستانکاران عادی، پرداخت میشود.
البته این امتیاز و اولویت زمانی به وجود میآید که مدیون یا بدهکار فوت کند یا ورشکسته شود.
هنگام فوت یا ورشکستگی یک شخص دیون و بدهیهای متوفی یا ورشکسته حال شده و از اموال او باید پرداخت میشود
اما ممکن است تمام ترکه متوفی یا اموال شخص ورشکسته برای پرداخت تمام دیون کافی نباشد. در این شرایط مطابق قانون برخی دیون نسبت به باقی بدهیها دارای امتیاز هستند و به عبارت دیگر در پرداخت بدهیها، دیون ممتازه دارای اولویت هستند.
پس از رسیدگی به یک دعوای کیفری یا دعوای حقوقی حکم دادگاه بدوی صادر خواهد شد. به همین ترتیب رایی که بوسیله شعب دادگاه بدوی صادر شود در اصطلاح " رای بدوی " نامیده می شود.
دادگاه بدوی در اولین مرحله از رسیدگی به یک دعوا، پرونده مورد نظر را بررسی کرده و در نهایت، نسبت به صدور حکم بدوی اقدام می نماید.
شرایط موصیله برای برخورداری از وصیت عبارت است از:
وصیت برای حمل
بر اساس ماده ۸۵۱ قانون مدنی وصیت برای جنین صحیح است ولیکن مالکیت او وابسته به این است که زنده متولد شود؛ به عبارتی، برای جنین یا نوزادی که در شکم مادر است و وجود خارجی دارد میتوان وصیت کرد اما در حالتی که زنده متولد شود.
وجود اهلیت موصیله
این شرط تا حدودی تکمیلکننده شرط قبلی هست یعنی بر طبق ماده ۸۵۰ قانون مدنی، موصیله باید دارای موجودیت باشد یعنی بهعنوان یک احتمال آینده در نظر گرفته نشود تا امکان مالکیت بر مال وصیت شده را داشته باشد. یا به عبارتی وصیت برای کسی که در این دنیا وجود خارجی پیدا نکرده است صحیح نیست؛ مثال اگر فردی وصیت کند فلان باغ یا خانه به فرزندی که در آینده به دنیا میآید برسد، به دلیل اینکه این فرزند در حین وصیت کردن وجود خارجی نداشته نمیتوان برای او مالی وصیت کرد
سقط موصیله
اگر درنتیجه عمل سقطجنین که مطابق قانون جرم تلقی میشود، موصیله سقط شود؛ بر طبق ماده ۸۲۵ قانون مدنی مال وصیت شده به سایر ورثه میرسد.
تعدد موصیله
بر طبق وصیتنامه درصورتیکه وصیتکننده به صلاح چند نفر از وراث خود وصیت کند و در خصوص تعیین دقیق میزان ارثبری صحبتی نکرده باشد؛ با توجه به گفتهی ماده ۸۵۳ قانون مدنی اموال یا مال موردبحث بهصورت مساوی تقسیم میگردد.
جالب است بدانید که وصی قیدشده در وصیتنامه امانتدار اموال و اموری که به وی محول داشته است میگردد؛ یعنی اگر امانت مذکور دچار آسیب شود و یا بهطور کامل نابود گردد تا زمانی مقصر نخواهد بود که یا در جریان مذکور هیچ دخالتی نداشته باشد یعنی مرتکب تقصیر نشود و یا تمام تلاش خود را برای حفظ انجام داده باشد.
متأسفانه و یا خوشبختانه قانونگذار نهتنها در هیچیک از امور مربوط به وصیتنامه اجازه دخالت قانون را صادر نکرده است بلکه هیچ ارگان و یا مرجعی وظیفه نظارت بر امور مربوط به وصی و یا وصیتنامه را ندارد؛ بنابراین وصی باید هر عملی را که موصیبه عهدهی او نهاده است بر طبق وصیتنامه عمل نماید.
موصی میتواند به کسی که بهعنوان وصی انتخاب میشود این اختیار را بدهد که برای پس از فوت خود وصی معین کند تا اموری مثل ادارهی اموال موصی که او وظیفهی اداره آنها را به عهده دارد را، وصی انتخابی انجام دهد.
موصی قادر است تا در وصیتنامه خود ترتیب را مشخص نماید؛ یعنی برای عملی کردن وصیت خود اشخاص موردنظر را دستهبندی نمایند و مأموریت مذکور را با توجه به شرایط به ترتیب انتقال دهد. پس وصی میتواند چند نفر را به نحو ترتیب وصی معین کند مثال بگوید اول آقای الف وصی باشد. اگر الف فوت کرد یا به هر نحو قادر به انجام امور مورد وصایت نبود مثال بیمار شد یا خیانت در انجام وصایت کرد و از سمتش برکنار شد آقای ب وصی باشد و اگر هریک از این اتفاقات برای ب افتاد ج وصی باشد.
گاهی مواردی نظیر مرگ، بیماری و یا امور مختلف مانع عمل به وصیت میگردد؛ در اینجا است که قانون در صورت مرگ یکی از آنها و یا حذف ویژگی که وصی باید آن را برای عمل به وصیت میداشت، تصمیم به تعیین شخص یا اشخاص جایگزین میگیرد تا به همراه دیگران امور وصایت را انجام دهد و جایگزین فرد قبلی شود؛ و اما در حالتی که یک یا چند نفر از وصیها که باید باهم امور را انجام بدهند، به علت غیبت یا بیماری یا ضعف و ناتوانی بهطور موقت نتوانند امور مورد وصایت را انجام دهد، دادگاه یک نفر را تعیین خواهد کرد تا موقتاً به همراه سایرین امور موارد وصیت را انجام دهند و پسازاینکه بیماری یا ناتوانی یا علل دیگر که باعث شده بود، وصی نتواند امر مورد وصایت را انجام دهد برطرف گردد، دوباره او مشغول به انجام امور مورد وصایت میشود.
گاه پیشآمده است که وصیتکننده دو یا چند نفر را برای انجام اموری مشخص مأمور کرده است که بهصورت مشترک امر مذکور را عملی نمایند، پس هیچکدام از آنها نمیتواند امری را بهتنهایی انجام دهند؛ زیرا هدف موصی این بوده است که همهی آنها امور را با مشورت و مذاکره انجام دهند. پس درصورتیکه هریک بهتنهایی عملی را انجام دهد، آن عمل صحیح نیست و تنها در صورتی صحیح میشود که سایرین آن را تأیید کند، همچنین در صورت بروز خسارت مسئول خسارات خواهد بود.
گاهی وصیتکننده وصیت مینماید که هر وصی مأمور آنجا یک عمل جداگانه گردد. در این صورت با توجه به هدف وصیتکننده یعنی اگر هدف وصیتکننده سرعت بخشیدن یا سهولت کار باشد امکان همکاری وجود دارد البته بهشرط اینکه با تقسیم وظایف مانع دخالت دیگری در تصمیمگیریها نشوند. ولی درصورتیکه موصی استقلال در عمل را برای هریک از وصیها شرط کند، آنان نمیتوانند امور وصایت را، بین خود تقسیم کنند؛ یعنی نمیتوانند ادارهی امور بعضی را به یکی و بقیه را به دیگری واگذار کنند بهطوریکه هیچیک حق دخالت در تصمیمگیری در امور واگذارشده به دیگری را نداشته باشد؛ چراکه این امر بهطورکلی برخلاف نظر موصی خواهد بود.
فرض را بر این بگیریم که در وصیتنامه چند نفر وصی تعیینشده است که هرکدام بهصورت جداگانه به عمل درجشده در وصیتنامه عمل میکنند. شایانذکر است که امکان همکاری بین وصیها وجود دارد؛ زیرا نتیجهی آن این است که نهتنها عمل وصیت توسط هریک از وصیها انجامشده است، بلکه هریک از وصیها نیز آن را تأیید کرده است. بهعبارتیدیگر، اینکه وصی در وصیتنامه ذکر میکند هریک از وصیها بهتنهایی اختیار و استقلال انجام امور را دارد، در حقیقت نوعی اجازه و رخصت است و مانع این نیست که وصیها باهم امور را اداره کنند؛ اما بایستی همهی وصیها همنظر باشند در غیر این صورت عمل آنها برخلاف نظر موصی و باطل است.