۱- موافق
۲- مخالف
در فقه امامیه اگر قیاس منصوص العله باشد معتبر است و قیاس مستنبط العله معتبر نیست.
قیاس همان تمثیل منطقی است که از مقایسه دو چیز با یکدیگر، حکمی برای انسان حاصل می شود. در یک تقسیم بندی قیاس در اصول فقه به دو نوع تقسیم شده است: قیاس منصوص العله و قیاس مستنبط العله.
رسیدگی فرجامی عبارت است از: تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات .
در این مرحله باید نام و نشانی محل زندگی متوفی، به علاوه لیستی از اموال و داراییهای وی را در فرمی مخصوص پر کرد و به اداره دارایی تقدیم کرد. لزوم این کار آنجا مشخص میشود که تنها زمانی داراییهای فرد متوفی دارای مشروعیت تقسیم است که هیچ بدهی مالیاتی وجود نداشته باشد.
در این مرحله باید اسامی کلیه ورثه در فرمهای مخصوص نوشته شده و کافیست فرمهای تهیه شده به امضای سه نفر از وراث متوفی برسد و امضای آنها نیز به تایید رئیس دفتر اسناد رسمی برسد.
باید تصویر برابر اصلشده، ضمیمه اصل گواهی فوت قرار داده شود.
مهلت پرداخت سپردن خسارت احتمالی بستگی به نظر قاضی دارد و قانون در این مورد ساکت است و اگر در مدتی که دادگاه تعیین کرده متقاضی دستور موقت خسارت احتمالی را نپردازد دادگاه قرار رد درخواست دستور موقت را صادر میکند.
در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده ۶ این قانون از پرداخت مال الاجاره یا اجرت المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه تنظیم کننده سند اجاره یا اظهارنامه (درمواردی که اجاره نامه عادی بوده یا اجاره نامه رسمی در بین نباشد ) ظرف ۱۰ روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد در این مورد اگر اجاره نامه رسمی باشد موجر می تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید.
هر گاه مستاجر به علت انقضای مدت اجاره یا در مواردی که به تقاضای او حکم فسخ اجاره صادر شده مورد اجاره را تخلیه کند و موجر از تحویل گرفتن آن امتناع کند مستاجر مکلف است به وسیله اظهارنامه از موجر یا نماینده قانونی او تقاضا کند که برای تحویل گرفتن مورد اجاره حاضر شود.
در مواردی که مقرر گردیده است حل اختلاف به یک نفر داور ارجاع شود و طرفین نخواهند و یا نتوانند در انتخاب داور تراضی نمایند و نیز در صورتی که داور یکی از طرفین فوت شود یا استعفاء دهد و طرف نامبرده نخواهد جانشین او را تعیین کند و یا در هر موردی که انتخاب داور به شخص ثالث واگذار شده و آن شخص از تعیین داور امتناع نماید یا تعیین داور از طرف او غیرممکن باشد، هر یک از طرفین می تواند با معرفی داور مورد درخواست خود به وسیله اظهارنامه اقدام نماید.
در مواردی که طرفین معامله یا قرارداد متعهد به معرفی داور شده اند ولی داور یا داوران خود را معرفی نکرده باشند و در موقع بروز اختلاف نخواهند و یا نتوانند در معرفی داور اختصاصی خود اقدام و یا درتعییین داور ثالث تراضی نمایند و تعیین داور به دادگاه یا شخص ثالث محول نشده باشد، یک طرف می تواند داور خود را معین کرده و به وسیله اظهارنامه رسمی به طرف مقابل معرفی و درخواست تعیین داور نماید و یا نسبت به تعیین داور ثالث تراضی کند.
هر کس از سفید مهر یا سفید امضایی که به او سپرده شده یا به هر طریق به دست آورده است، سوء استفاده کند، به یک تا سه سال حبس محکوم خواهد شد.
بدون تاریخ: اگر در برگه چک فقط بخش تاریخ در آن خالی مانده نمیتوان آن را سفید امضاء دانست .
چک در وجه حامل: اگر در برگه چک فقط بخش دریافت کننده چک (ذینفع ) قید نشده باشد نمیتوان آن را سفید امضاء دانست.
۱- تصویر مصدق سند ازدواج ( اختیاری )
۲- تصویر مصدق سند طلاق ( اختیاری )
۳- تصویر مصدق شناسنامه ( اختیاری )
۴- به همراه داشتن کارت ملی جهت احراز هویت و کارت عابر بانک جهت پرداخت هزینه دادرسی الزامی است.
با وجود اینکه در این ماده از پدر و مادر یا در شده است، ولی حق ملاقات با طفل تنها به پدرو مادر اختصاص ندارد و پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های او می توانند خواهان ملاقات با نوه خود باشند.
برای تقاضای ملاقات نوه، پدربزرگ یا مادر بزرگ باید دادخواستی به خواسته ی ملاقات با طفل تنظیم نماید.
در این دعوا باید کسی که حضانت را بر عهده دارد خوانده قرار گیرد. رسیدگی به این دعوا در صلاحیت دادگاه خانواده محل اقامت طفل است.
پدربزرگ و مادربزرگ حق دارند با نوه ی خود دیدار داشته باشند.
بنابراین زمانی که زن و مردی از هم جدا می شوند، حتی اگر کودک با مادر خود زندگی کند، نباید حق ملاقات طفل برای پدربزرگ و مادربزرگ پدری ندیده گرفته شود.
حتی اگر پدر فوت کرده باشد، باز هم برای پدربزرگ و مادربزرگ پدری امکان ملاقات با طفل وجود دارد.
در مورد پدربزرگ مادربزرگ مادری هم به همین ترتیب است. آنها نیز چه در صورت وقوع طلاق و چه در صورت فوت دخترشان، می توانند نوه ی خود را ببینند و با او دیدار داشته باشند.
منظور از اقارب خویشاوندان است، نظیر پدربزرگ، مادربزرگ، خواهر، برادر و … . این افراد نیز حق دارند با کودک ملاقات داشته باشند. چنانچه کسی که حضانت طفل را بر عهده دارد، مانع از ملاقات طفل با خویشان شود، این افراد می توانند از طریق دادگاه تقاضای ملاقات با طفل را مطرح نمایند.
دادگاه به خواسته ی آنان رسیدگی کرده و با در نظر گرفتن مصلحت کودک در خصوص این ملاقات ها و نحوه ی آن تصمیم گیری می کند.
از آنجایی که دادگاه تجدیدنظر به عنوان دادگاه عالی، از همان اختیاراتی برخوردار است که دادگاه نخستین دارا بوده است میتواند کلیه اقداماتی را که برای احراز واقعیت لازم است (مانند تحقیق از شهود، رسیدگی به اصالت اسناد و…) انجام دهد.