یک ملک را میتوان به ۳ طریق اجاره داد.
.راه اول اجاره منزل مسکونی به مدل رهن و اجاره است.
.مدل دوم رهن کامل واحد مسکونی است.
.و مدل آخر اجاره آپارتمان بدون ودیعه.
یک ملک را میتوان به ۳ طریق اجاره داد.
.راه اول اجاره منزل مسکونی به مدل رهن و اجاره است.
.مدل دوم رهن کامل واحد مسکونی است.
.و مدل آخر اجاره آپارتمان بدون ودیعه.
.در صورتی که مستاجر بدون اجازه مالک آن ملک را به فرد دیگری واگذار کرده باشد.
.در صورتی که مستاجر بیش از یک هفته در پرداخت اجاره بها تاخیر داشته باشد.
.در صورتیکه مستاجر بدون دلیل موجه از ورود مالک به خانه جهت انجام اموری مانند تعمیرات، خودداری کند. در این زمینه مستاجر مسئول است که به مالک اجازه ورود به آپارتمان را برای انجام اموری مانند تعمیرات بدهد.
.در صورتیکه مستاجر از خانه برای امور دیگری مانند فعالیتهای نامشروع یا فعالیت تجاری استفاده کند.
.فسخ قرارداد خرید و قرارداد فروش ملک
.اگر تمام یا بخشی از ملک خراب شود و یا در حال خراب شدن باشد، مستاجر میتواند اقدام به فسخ قرارداد اجاره کند به شرطی که دیگر نتواند از آن خانه استفاده کند و یا تعمیر آن به نحوی غیرممکن باشد.
.در صورتی که خانه یا ملک مورد نظر با ویژگیهایی که در قرارداد ذکر شده همخوانی نداشته باشد.
.در صورتیکه امکان فسخ اجاره به صورت توافقی به مستاجر از سوی مالک داده شده باشد.
=در همه قراردادها مانند خرید یا اجاره ملک، یکی از بندهای قرارداد این است که به هر دو طرف اجازه داده میشود که در یک مدت زمان مشخص، با رعایت قوانین و ارائه دلیل موجه بتوانند قرارداد امضا شده توسط دو طرف را فسخ کنند. البته هیچ کدام از افراد تحت هیچ شرایطی نمیتواند قرارداد را به صورت یک طرفه فسخ کند. فقط در صورتی میتوان این کار را کرد که این حق در متن قرارداد ذکر شده باشد.
=فردی که میخواهد اقدام به برهم زدن معامله ملکی کند، آن را به دفتر اسناد رسمی اعلام کند.
=از سوی دیگر فسخ کننده باید با رضایت کامل عمل فسخ را انجام دهد و اگر از این کار رضایت قلبی نداشته باشد، این فسخ اثر حقوقی نخواهد داشت.
=فسخ کننده باید به لحاظ عقلی و سنی در سلامت کامل باشد.
در همه قراردادها مانند خرید یا اجاره ملک، در یکی از بندهای قرارداد پیش بینی شده است که هر کدام از دو طرف اجازه دارند که در یک مدت زمان معین و با در نظر گرفتن قانون معامله ملک، اگر این حق در قرارداد ذکر شده باشد، آن را به صورت یک طرفه فسخ نماید. بنابراین در حالت کلی این موضوع در قرارداد ذکر نمیشود.
این فسخ زمانی اتفاق میافتد که قانون برای جلوگیری از ضرر ناخواسته به یک فرد، دستور فسخ معامله را صادر میکند. برای مثال فردی خانهای را اجاره کرده و پس از مدتی متوجه میشود که سکونت در آن امکان پذیر نیست؛ در این صورت بر اساس قانون معامله ملک، او میتواند که قرارداد اجاره را کنسل کند.
بر اساس قانون معامله ملک، هر دو طرف قرارداد میتوانند در هنگام بستن قرارداد برای هر دو طرف و یا نفر سومی یک حق فسخ درنظر بگیرند. برای مثال بر اساس قانون معامله ملک و قرارداد مورد نظر شخصی ملکی را به دیگری بفروشد و در قرارداد شرط شود که هرکدام از دو طرف یا شخص سوم هرگاه بخواهند ظرف یک ماه آن معامله را کنسل کنند.
فسخ به لحاظ لغوی به معنای نقض، از بین بردن، تباه کردن و شکستن است که به صورت ارادی بر قرارداد ملک اعمال میشود. این اصطلاح حقوقی به معنای پایان دادن به یک قرارداد از سوی یکی از طرفین آن قرارداد یا یک شخص ثالث است.
اساس برهم زدن معامله ملکی میتواند موضوعات متنوعی باشد و بر اساس حقی است که به وسیله طرفین ایجاد میشود. این حق یا برای هر دو طرف و یا برای نفر سومی است که در قرارداد قید میشود.
عوامل زیادی برای کنسل شدن معامله ملکی در زمینه خرید و فروش یا رهن و اجاره وجود دارد که با استفاده از آنها میتوان تا آخرین لحظه قبل از امضای قرارداد از جانب فروشنده یا خریدار و مستاجر آن را لغو کرد. البته با قراردادن شرایطی راحتتر میتوان با خیالی آسودهتر به عقد قرارداد بپردازیم.
شرکت ساخت و توسعه زیر بناهای حمل و نقل کشور اداره کل ساخت و توسعه راههای منطقه شمالغرب عملیات ساخت و نصب زیر گذر بتنی پیش ساخته نظارت :
پیمانکار :
بسمه تعالی
صورتمجلس خاتمه پیمان مورخ …
پیرو نامه شماره …………………. مورخ ……………………………… و به منظور اجرای ماده ۴۸ شرایط عمومی پیمان در تاریخ ……………. جلسه ای با حضور امضا کنندگان زیر جهت خاتمه پیمان عملیات ساخت و نصب زیرگذر بتنی پیش ساخته مورد پیمان شرکت ساختمانی ……………………… موضوع قرارداد شماره ……………………. مورخ …………………….. در محل پروژه تشکیل گردیده و کارهای تمام شده و ناتمام موضوع ماده ۴۸ شرایط عمومی پیمان به شرح زیر تنظیم و ابلاغ می گردد.
ریاست محترم دادگستری …………
با سلام و دعای خیر
احتراماً به استحضار عالی می رساند اینجانب به موجب قرارداد مورخه …………یکباب منزل مسکونی دارای پلاک ثبتی …………واقع در بخش………… شهرستان…………را از آقا/ خانم ………… اجاره نمودم.
نظر به اینکه مستاجر قبلی با انقضاء مدت اجاره حاضر به تخلیه عین مستاجر نگردیده است خوانده نمی تواند عین مستاجره را تسلیم اینجانب نماید. و با ارسال اظهارنامه شماره….. نامبرده عدم توانایی خود را به تسلیم عین مستاجره اعلام نموده است. علیهذا با تقدیم این دادخواست مستنداً به ماده ۴۷۶ قانون مدنی و مواد ۱۹۸ و ۵۱۹ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، صدور حکم بر فسخ قرارداد اجاره مورخ ………… با احتساب کلیه خسارات قانونی مورد استدعاست.
با تشکر (امضا و اثرانگشت)
جناب آقای مهندس …………………
مدیرعامل محترم شرکت …………………………
موضوع: اعلام فسخ قرارداد شماره …………………………
باسلام
بدینوسیله بموجب اختیار حاصله از بند ………… قرارداد فیمابین به شماره ……………… مورخ ……………… مربوط به ……………………، قرارداد موصوف مستند به نقض تعهد اساسی آن شرکت در موارد ذیل اعلام فسخ می گردد:
1-……………………
2-………………
مراتب جهت اطلاع و هماهنگی کامل جهت برچینی کارگاه و تجهیزات موصوف در زمانبندی مناسب و مورد نظر این شرکت و نیز اهتمام به عدم ایجاد تداخل با امور اجرایی دیگر در سایت ارسال می گردد. بر این مبنا، مقتضی است ضمن انجام اقدامات لازم جهت اخذ مفاصاحساب نهایی تامین اجتماعی مربوطه، صورت وضعیت نهایی خود را جهت تسویه حساب به امور مالی این شرکت ارائه نمایید. ضمنا:
1-خسارت/جرایم قراردادی بموجب بندهای قرارداد محاسبه و از مطالبات آن شرکت کسر می گردد.
2-ضمانتنامه انجام تعهدات آن شرکت ضبط و وصول می گردد.
بدیهی است در صورت عدم کفایت مطالبات و تضمین قراردادی جهت پوشش خسارات/جرایم متحمله شرکت بابت نقض تعهدات آن شرکت، حق پیگیری قضایی و انتظامی این شرکت جهت احقاق حقوق قراردادی خود محفوظ خواهد بود.
ریاست محترم دادگستری شهرستان ……………
باسلام
احتراماً به استحضار می رساند
اینجانب با آقا/خانم…………… قراردادی را درخصوص معامله…………… در تاریخ…………… منعقد کرده ایم. نظر به وصف تعهدات قراردادی و انجام شروط مقرر در آن و تنظیم سند رسمی انتقال، آقا/خانم …………… نسبت به پرداخت مبلغ مقرر به میزان…………… ریال اقدامی ننمودهاند فلذا به استناد مستندات تقدیمی رسیدگی به خواسته اینجانب و صدور حکم محکومیت خوانده…………… به پرداخت مبلغ معامله به میزان…………… ریال مستندا به مواد ۱۹۸ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و بند ۴ از ماده ۳۶۲ قانون مدنی به انضمام کلیه خسارات قانونی در حق اینجانب مورد استدعاست. در غیر اینصورت دادخواست فسخ قرارداد به علت تخلف از شروط از محضر دادگاه درخواست می گردد.
امضا و اثر انگشت
مخاطب محترم آقای / خانم
با سلام
مطابق ماده ۱۵۶ قانون آیین دادرسی مدنی، موارد ذیل به صورت رسمی و قانونی به شما ابلاغ میشود:
همانطور که مستحضرید مطابق با قولنامه شماره …. مورخ …. اینجانب یک واحد آپارتمان به پلاک ثبتی …. به مساحت …. بخش …. شهرستان …. به نشانی ….. و به مبلغ …. را از شما خریداری نموده ام. متاسفانه پس از انجام معامله و با تحقیق از اهالی محل و مراجعه به اهل خبره متوجه شدم که آپارتمان را به دو برابر قیمت واقعی به بنده فروخته اید. از آنجایی که این غبن فاحش است و مطابق ماده ۴۱۶ قانون مدنی در صورتی که غبن فاحش باشد، هریک از متعاملین حق فسخ معامله را دارد و به موجب ماده ۴۲۰ قانون مدنی خیار غبن پس از علم به آن باید فوری اعمال گردد، لذا با ابلاغ این اظهارنامه در مهلت مقرر قانونی فسخ معامله به دلیل غبن فاحش اعلام و درخواست می شود ظرف ده روز از رؤیت این اظهارنامه مبلغ پرداختی را به اینجانب مسترد نمایید.
با تشکر و تجدید احترام
نام و نام خانوادگی
امضاء
یکی از شروط مهم در اجاره ما بین مستأجر و مؤجر این است که هرکدام از این طرفین اگر تمایل به برهم زدن معامله پیش از موعد مقرر را داشته باشند، باید حداقل یکی دو ماه پیش از بر هم زدن معامله این موضوع را به طرف دیگر اعلام کنند.
در این صورت میتوانند بدون بروز مشکل و بر اساس یک توافق دو طرفه و با دادن حق و حقوق یکدیگر و به اصطلاح تسویه حساب کردن، قرارداد را فسخ کنند.
به جز این شرایط، مستأجر موظف به قبول فسخ قرارداد و در نهایت تخلیۀ ملک نیست. به عنوان مثال اگر مالک خانه را به شخص دیگری بفروشد، مالک قبلی یا جدید نمیتوانند مستأجر را مجبور به تخلیۀ ملک کنند. مگر اینکه چنین شرطی در زمان عقد قرارداد در قولنامه ذکر شده باشد.
یکی از مهمترین دلایلی که مستأجران قرارداد اجارۀ خود را لغو یا آن را فسخ میکنند این است که ملک مورد اجارهی آنها ایرادات عمدهای دارد که در موقع بازدید از منزل صاحبخانه به آنها هیچ اشارهای نکرده است. در این شرایط چون مستأجر باید برای رفع این ایرادات هزینه کند تا بتواند در ملک مذکور ساکن شود، میتواند اقدام به فسخ معامله کرده و از آن انصراف بدهد.
این در حالی است که اگر مستأجر به ملکی که در آن ساکن است آسیب جدی وارد کند، به طوریکه رفع این آسیب برای مالک امکانپذیر نبوده و او را دچار دردسر جدی کند، مالک میتواند قرارداد فی ما بین را پیش از موعد اتمام آن فسخ کند.
یکی دیگر از دلایلی که مالکان قرارداد اجارهنامۀ ملکی را فسخ میکنند، در شرایطی است که مستأجر در پرداخت اجارهبها تأخیر طولانی مدتی داشته باشد. در این صورت مالک میتواند ضمن اجاره، حکم تخلیه را نیز بگیرد.
برای فسخ قرارداد دو حالت ممکن اتفاق میافتد. در حالت اول طرفین قرارداد در صلح و آرامش تصمیم به فسخ قرارداد بگیرند. در این حالت بدون نیاز مراجعه به دادگاهی و با کمترین مشکل فسخ قرارداد صورت میگیرد.
اما اگر یکی از طرفین قرارداد خواهان فسخ قرارداد باشد موضوع کاملا عوض میشود در این حالت باید دادگاه حکمیت نظر نهایی را در مورد فسخ قرارداد بدهد.
قانون در مواردی برای پیشگیری از ضرری که به طور ناخواسته از قرارداد، متوجه یکی از طرفین معامله است، به طور مستقیم به او حق میدهد که بتواند با فسخ قرارداد، از ضرر ذکر شده ممانعت کند.
مثل اینکه کسی خانهای را اجاره کند و پس از مدتی متوجه شود که زندگی در آن ممکن نیست که در اینجا فرد به استناد مواد ۴۷۸ و ۴۷۹ قانون مدنی حق دارد عقد اجاره را فسخ کند.
ماده ۴۷۸ در این زمینه میگوید هر گاه معلوم شود عین مستأجره در حال اجاره معیوب بوده، مستأجر میتواند اجاره را فسخ کند یا به همان نحوی که بوده است، اجاره را با تمام اجرت قبول کند اما اگر موجر رفع عیب کند، به نحوی که به مستأجر ضرری نرسد، مستأجر حق فسخ ندارد.
همچنین بر اساس ماده ۴۷۹ قانون مدنی عیبی که موجب فسخ اجاره میشود، عیبی است که موجب نقصان منفعت یا صعوبت (سختی) در انتفاع باشد.
فسخ قرارداد موضوعی حقوقی پیچیدهای است. در صورت مطابقت نداشتن ساختمان احداث شده با شرایط و اوصاف مورد طرفین که در قرارداد پیش فروش ساختمان قید شده است، در قانون پیش فروش ساختمان با وجود شرایطی به پیش خریدار حق فسخ قرارداد اعطا شده که این مقررات با مقررات قانون مدنی متفاوت است .
برای نمونه در قانون مدنی، اگر مساحت ساختمان فروخته شده کمتر از مقدار مندرج در قرارداد باشد، خریدار حق فسخ قرارداد را دارد و چنانچه مساحت بیشتر از مقدار مندرج در قرارداد باشد ، گاهی فروشنده حق فسخ دارد (مواد ۳۵۵ ،۳۸۴ و ۳۸۵ قانون مدنی).
اما طبق قانون پیش فروش ساختمان اگر مساحت ملک بر اساس صورت مجلس تفکیکی بیش از ۵ درصد کمتر از مساحت توافق شده (کمتر از ۹۵ درصد توافق شده) باشد، در این صورت قانونگذار به پیش خریدار حق فسخ قرارداد یا درخواست خسارت داده است. همچنین در صورت اضافه شدن مساحت ملک مازاد بر آنچه در قرارداد پیش فروش ساختمان پیشبینی شده است.
چنانچه این مقدار تا ۵ درصد مازاد بر مساحت پیشبینی شده باشد، پیشخریدار حق فسخ قرارداد را ندارد و باید قیمت مقدار اضافی را پرداخت کند، ولی اگر مقدار مازاد بیش از ۵ درصد مساحت یاد شده باشد پیشخریدار حق فسخ دارد.
برای اینکه معاملهای صحت داشته باشد باید مواردی که در قانون مدنی آمده است رعایت شود. بر همین اساس قانونگذار در ماده ۱۹۰ قانون مدنی شرایط کلی صحت معامله را بیان کرده است. این ماده در چهار بند است:
1=قصد طرفین و رضای آنها؛
2=اهلیت طرفین؛
3=موضوع معین که مورد معامله باشد؛
4=مشروعیت جهت معامله.
در موضوع فسخ و خاتمه در قرارداد پیمانکاری توسط پیمانکار، تأخیرات کارفرما در تخصیص بودجه، ارائه مدارک، صدور تاییدات و مصوبات و اجرای تعهدات قراردادی یکی از موارد مهم و کارساز برای ادعای پیمانکاران برای قسخ قرارداد است.
با جمع آوری مدارک و مستندسازی در موارد مختلف ادعاهای متفاوتی مطرح میتوان کرد که در بسیاری موارد منجر به دریافت خسارات مالی و یا شیوه های دیگر جبران مالی و غیرمالی میشود.
به علت اینکه بحث تاخیرهای مجاز و غیرمجاز در قراردادها از اهمیت بالایی برخوردار است، هم پیمانکار و هم کارفرما باید تلاش کنند که برای کلیه موارد مستندات لازم و کافی را فراهم کنند تا در مواقع لزوم بتوانند از خواستههای خود دفاع کنند.
کارفرما وظیفه دارد در صورتی که پیمانکار را مشمول فسخ تشخیص دهد نظر خود را با ذکر مواردی که به استناد آنها پیمانکار را مشمول فسخ میداند به پیمانکار اطلاع دهد.
طبق ماده ۴۷ شرایط عمومی پیمان، پیمانکار مکلف است که در مدت ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ کارفرما در صورتی که دلایلی حاکی از عدم انطباق نظر کارفرما با موارد اعلام شده داشته باشد مراتب را به اطلاع کارفرما برساند و چنانچه دلایل موجه و مقرون به حقیقت باشد قطعاً کارفرما را از فسخ پیمان منصرف خواهد کرد .
در فسخ قرارداد پیمانکاری توسط پیمانکار، اگر کارفرما دلایل پیمانکار را مردود بداند طبق بند الف ماده ۴۶ شرایط عمومی پیمان فسخ پیمان را به پیمانکار ابلاغ میکند و بدون احتیاج به انجام دادن تشریفات قضایی به ترتیب مفاد این ماده عمل مینماید در پیمان، کارفرما برای اینکه درستی اقدام خود را در معرض دادرسی قرار ندهد و تشریفات طولانی دادرسی را طی نکند انجام تشریفات قضایی را برای فسخ پیمان لازم نمیبیند ولی پیمانکار میتواند چنانچه اقدام کارفرما را برای فسخ پیمان ناصواب میداند میتواند برای اثبات نظر خود به مراجع حل اختلاف مراجعه کند.
برای اینکه بتوانید یک فسخ فروش داشته باشید ابتدا باید با اصطلاحات حقوقی و عرفی مبایعنامه آشنا شوید. این اصطلاحات اگر در زمان پیش نویس قرارداد استفاده شده باشند هر کدام ویژگی خاصی به معامله می دهند.
خیار مجلس: منظور از خیار مجلس آن است که خریدار یا فروشنده در جلسهای که قرار است معامله انجام شود، حضور داشته باشند.
خیار غبن: خیار غبن به معنای حق فسخ قرارداد خرید خانه در صورت کلاهبرداری یکی از طرفین است که در این صورت به شخص زیان دیده در اصطلاح «مغبون» گفته میشود.
خیار شرط: خیار شرط به حالتی اشاره دارد که هر دو طرف مهلت قانونی را برای حق فسخ قرارداد خرید خانه در نظر میگیرند؛ در این صورت هر کدام از طرفین میتواند بدون پرداخت هیچ خسارتی به هر دلیلی فسخ قرارداد خرید خانه را انجام دهد.
خیار تدلیس: خیار تدلیس عبارت است از اختیار فسخ قرارداد خرید خانه در حالتی که فروشنده واقعیت را به خریدار نشان ندهد و بخشی از آن را یا کتمان کرده و یا خلاف آن چه که در واقع هست، نشان دهد.
خیار تخلف شرط: منظور از خیار تخلف شرط اختیار بر هم زدن معامله در زمانی است که خریدار یا فروشنده بر روی شرط یا شروطی با هم توافق کنند، اما یکی از آنها به تعهدات خود عمل نکند.
خیار عیب: خیار عیب به معنای وجود عیب در کالای مورد نظر است که در فسخ قرارداد خرید خانه، به وجود عیب و نقصهایی در خانه اشاره دارد که قبلاً دربارهی آن توافقی صورت نگرفته است.
خیار رؤیت: خیار رؤیت اشاره دارد به اختیار فسخ معامله در صورتی که طرفین، معاملهای را با مبلغ معین انجام داده باشند و بعد از معامله متوجه شوند که واقعیت خانه یا مبلغ پرداختی با آنچه بر آن توافق کردهاند، متفاوت است؛ در این صورت هر دو اختیار فسخ قرارداد خرید خانه را خواهند داشت.
خیار شرکت: خیار شرکت به اختیار بر هم زدن معامله در زمانی اشاره دارد که معلوم شود خانه فروخته شده، متعلق به شخص دیگری بوده است؛ در این صورت خریدار میتواند معامله را فسخ نماید.
خیار تأخیر: خیار تأخیر هم همانطور که از نامش پیدا است به وضعیتی دلالت دارد که خریدار دربارۀ پرداخت وجه و یا فروشنده دربارۀ تحویل خانه تأخیر داشته باشند.
منظور از فسخ قرارداد اجاره پیش از موعد زمانی است که مؤجر و مستأجر قرارداد اجاره را با شروط و بازهی زمانی معین امضا کردهاند، اما هنوز قرارداد اجاره به اتمام نرسیده است.
فسخ قرارداد اجاره پیش از موعد از سوی مستأجر در صورتی امکانپذیر است که مؤجر در زمان انعقاد قرارداد تعهدی را داده باشد و به آن عمل نکرده باشد و این تعهد در اجارهنامه نیز به ثبت رسیده باشد.
برای مثال اگر مؤجر در زمان بستن قرارداد تعهد دهد که تا قبل از آغاز زمان اجاره، دربهای خانه را تعمیر کند، در صورتی که به تعهد خود عمل نکند، مستأجر حق فسخ قرارداد اجاره را خواهد داشت.
یکی دیگر از مواردی که مستأجر میتواند فسخ قرارداد اجاره پیش از موعد را انجام دهد، عدم تطابق خانهی اجاره شده با شرایط مندرج در قرارداد است؛ برای مثال ممکن است در قرارداد ذکر شود که خانه دارای سیستم گرمایشی و سرمایشی است؛ در صورتی که مستأجر بعد از بستن قرارداد با رؤیت خانه متوجه شود که تنها سیستم گرمایشی وجود دارد، حق فسخ قرارداد اجاره را دارد.
از دیگر مواردی که مستأجر میتواند پیش از موعد فسخ قرارداد اجاره را انجام دهد، زمانی است که برای خانهی مورد اجاره اتفاقی بیفتد که سکونت در آن سخت یا غیر ممکن باشد که در این حالت بر اساس قانون مستأجر میتواند قرارداد اجاره فسخ کند.
معمولاً مؤجران برای خانه هایی که اجاره میدهند، شرایطی را از قبل در نظر گرفته و آن را به متقاضیان اجاره اعلام میکنند. در صورتی که مستأجر از ابتدا خود را واجد شرایط ذکر شده بداند اما پس از عقد قرارداد معلوم شود که شرایط را ندارد، مؤجر میتواند فسخ قرارداد اجاره پیش از موعد را انجام دهد.
برای مثال اگر مؤجر شرط کند که خانهاش را تنها به افراد متأهل اجاره میدهد و شخصی خود را متأهل نشان دهد اما بعد از بستن قرارداد معلوم شود که مجرد بوده است، مؤجر حق فسخ قرارداد اجاره را خواهد داشت. همچنین در صورتی که بعد از عقد قرارداد اجاره معلوم شود مستأجر صلاحیت اخلاقی ندارد، مؤجر میتواند قرارداد اجاره را بر هم زند.
بر اساس قانون در صورتی که مستأجر در پرداخت اجارهی خانه برای مدت ۳ ماه حق اجارهی خود را پرداخت نکند، مؤجر حق فسخ قرارداد اجاره را خواهد داشت.
موضوع مهم دیگری که در مورد فسخ قرارداد باید بدانید این است که هیچ یک از طرفین یک معاملهی ملکی نمیتواند وقتی حق فسخ یک طرفهی قراردادی را ندارد، بدون رضایت طرف دوم اقدام به این کار بکند. این چه در خصوص کسی که ملکی را میفروشد یا اجاره میدهد و چه در مورد خریدار یا اجارهکننده کاملاً صدق میکند.
اگر خریدار یک ملک بعد از عقد قرارداد و پرداخت پول متوجه شود که آنچه خریده است ایراداتی مانند کم بودن متراژ یا عقبنشینی دارد، میتواند به دلیل غبن در معامله اقدام به فسخ قرارداد کند. اما اگر تمامی پول را به طور کامل پرداخته است و بعد متوجه چنین اشکالی در ملک خریداری شده شود، میتواند این موضوع را به دادگاه برده و بعد از صدور حکم، مابه التفاوت قیمت را با وجود کم بودن متراژ یا اشکال در نقشه طبق نظر کارشناس از فروشنده درخواست کند.
اگر شما صاحب ملکی هستید و آن را بر اساس یک سند قانونی و برای مدت مشخصی به کسی اجاره دادهاید و اکنون بنا به دلایلی میخواهید خانه را تحویل بگیرید، تنها در یک صورت میتوانید این کار را انجام دهید و آن این است که در قراردادی که تنظیم کردهاید باید این حق را برای خودتان در نظر گرفته و مستأجر نیز زیر قرارداد را امضا کرده باشد. در غیر این صورت نمیتوانید قرارداد اجارهی ملک خود را پیش از موعد مقرر و به صورت یک طرفه فسخ کنید.
اما آنچه در بند قبل برای عدم امکان فسخ یک طرفۀ قرارداد اجاره ملک توضیح داده شد، در مورد مستأجر نیز صدق میکند. به این معنی که اگر فردی ملکی را اجاره کند و بابت پول پیش آن مبلغی به مالک امانت بدهد، سپس بعد از مدت کوتاهی پشیمان شده و بخواهد معامله را به هم بزند، قانون این اجازه را نیز به او نخواهد داد. در چنین شرایطی اگر اجباری برای فسخ قرارداد اجاره وجود دارد، مستأجر باید به هر صورتی که میتواند رضایت مالک را جلب کند.
=کسی که میخواهد قرارداد را فسخ کند برای انجام این کار اراده کند.
=طرف مایل به فسخ این کار را با رضایت کامل و بدون اکراه انجام دهد. یعنی اگر فسخ کنندهی قرارداد متوجه اکراه و عدم تمایل فرد، به هر دلیل، برای فسخ قرارداد بشود حتی با وجود فسخ قرارداد، این فسخ اثر قانونی ندارد.
=در نهایت فسخ قرارداد باید توسط کسی انجام شود که اصطلاحاً “اهلیت” این کار را داشته باشد. به این معنی که از نظر سن و سال و عقل به اندازهی کافی قابل اعتماد و موجه باشد.
مهمترین نکتهای که باید در خصوص فسخ قرارداد خرید و فروش ملک بدانید این است که تحت هیچ شرایطی به صورت یک طرفه نمیتوانید معامله را فسخ کنید. این فقط در صورتی امکانپذیر است که این حق برای شما یا طرف مقابلتان در قولنامه ذکر شده باشد. این درست مثل قانون فسخ قولنامه در قراردادهای اجارهی ملک است.
اما مورد دیگری که باید در خصوص فسخ قرارداد خرید و فروش ملک بدانید این است که اگر مصر هستید این کار را انجام دهید باید برای آن دلیل موجهی داشته باشید و توضیح اینکه شما از این معامله فقط پشیمان هستید و دلیل موجه دیگری ندارید، اصلاً پذیرفتنی نبوده و قانون به خاطر آن به شما اجازهی فسخ قرارداد خرید و فروش را نمیدهد.
یکی از قیودی که در قولنامهها، چه برای اجارهی یک ملک و چه فروش و خرید خانه آن ذکر میشود، این است که اگر هر یک از طرفین بنا به دلیلی به جز آنچه در بالا به آنها اشاره شد مایل به فسخ قرارداد باشند، باید به طرف مقابل ضرر و زیان بدهد.
مبلغ این ضرر و زیان مقدار مشخصی نبوده و معمولاً به صورت کاملاً توافقی و البته منصفانه عددی برای آن تعیین میشود که طرف درخواستکننده با پرداخت آن میتواند قرارداد را فسخ کند. البته در اغلب موارد در قولنامهها این موضوع ذکر میشود و برای آن مبلغی تعیین میشود که موجب تضمین معامله باشد.