اگر فردی به هر نوعی اقدام به بردن آبروی فردی دیگر کند، قربانی میتواند با جمع کردن امضا از شاهدان این اتفاق جهت شکایت از ایشان اقدام نماید.
اگر فردی به هر نوعی اقدام به بردن آبروی فردی دیگر کند، قربانی میتواند با جمع کردن امضا از شاهدان این اتفاق جهت شکایت از ایشان اقدام نماید.
همانطور که از اسم آن پیداست، زمانی که فحاشی (به صورت یک طرفه) در فضای باز و ملا عام انجام شود، مورد نیاز خواهد بود.
در این نوع استشهاد، افراد شهادت میدهند که شخص مورد نظر، استطاعت لازم برای پرداخت مهریه را ندارد.
زمانی که نیاز باشد ساکن بودن فردی در خانهی پدر، مادر، اقوام یا خانهی اجارهای تایید شود، از این نوع استشهاد استفاده میکنند.
اگر نزاعی در کار نبوده باشد و صرفا یک نفر اقدام به کتک زدن دیگری کند، فرد مضروب میتواند با تکیه بر استشهاد محلی اقدام به شکایت نماید.
بیشتر برای ثبت اموال (مثل ملک) در بانک و گرفتن وام مورد استفاده قرار میگیرد.
برای مزاحمتهایی که در انظار عموم صورت گرفته باشد مورد استفاده است. امضا کنندگان آن معمولا از ریش سفیدان آن محله هستند.
طبق ماده ۶۷۲ وکیل نمی تواند وکالت موکل را به شخص و یا وکیل دیگری اعطا کند مگر اینکه دلیلی دال بر چنین توکیلی ارائه دهد که مطابق آن موکل به صراحت به وکیل خود حق توکیل به غیر داده باشد. همچنین بر اساس ماده 673 قانون مدنی در صورتی که اولین وکیل اقدام به استخدام وکیلی دیگر نماید و اجازه وکیل در توکیل را از موکل خود نداشته باشد، در صورت بروز هرگونه مشکل یا خسارت، موکل اصلی می تواند برای جبران خسارت از هر دوی آنها شکایت کرده و برای هر دو اعاده دعوی کند تا خسارات وارده بر وی به طور کامل جبران گشته و رضایت دهد.
لازم به ذکر است که حق توکیل برای وکیل امری استثنایی محسوب می شود و لازم است تا خود شخص وکیل اقدام به رسیدگی بر امور تعیین شده نماید. بر همین اساس وکیل وظیفه دارد تا در صورتی که به امور تعیین شده توانایی رسیدگی ندارد در کمال روشنی اقدام به دریافت حق توکیل از موکل خود کند تا به امور محول شده رسیدگی شود.
حق توکیل به غیر انواع مختلفی داشته و تنها شامل وکیل نمی شود، بلکه در موضوعات دیگر نیز به کار گرفته می شود. به عنوان مثال بسیاری در امور قراردادهای ساخت و ساز از حق توکیل به غیر استفاده می کنند. در ادامه به جزئیات بیشتر در این زمینه خواهیم پرداخت.
..حق توکیل به غیر در طلاق: امروزه این نوع از حق توکیل به نام وکالت در طلاق شناخته می شود که مرد به زن حق توکیل به غیر و حق بلاعزل را به او اعطا می کند تا زن در هر زمانی که نیاز ببیند از این حق استفاده کند. در اصل این نوع حق توکیل از مرد به زن است تا زن به جای مرد این کار را انجام دهد. از سوی دیگر، مرد نیز می تواند با به کارگیری یک وکیل و یا شخص دیگری حق توکیل دهد تا او کارهای طلاق را به جای او انجام دهد.
حق توکیل به غیر به خریدار: این حق مربوط به معاملاتی می باشد که در آن فروشنده برای مدت محدودی برای انجام برخی کارها، حق توکیل به غیر را به خریدار واگذار می کند تا با استفاده از آن خریدار بتواند بسیاری از کارها از قبیل فروش، پرداخت مالیات، به نام زدن و بسیاری از کارهای دیگر را انجام دهد. همچنین خریدار با استفاده از این حق می تواند این کارها را به شخص ثالثی سپرده و او را برای انجام آنها به کار گیرد. مشابه چنین موردی در مسائل ساخت و ساز و پیش فروش واحدهای آپارتمانی نیز وجود دارد که بر اساس آن از خریدار چنین حق توکیلی گرفته می شود تا کارهای قانونی آن بدون نیاز به کسب اجازه از خریدار انجام شود.
.حق توکیل به غیر به وکیل: حق توکیل به غیر در پرونده وکالت از سوی موکل صادر می شود و در صورتی که چنین حقی به وکیل اعطا نشود، وکیل نیز بر اساس برخی از اختیارات این حق را خواهد داشت، زیرا وکیل پس از پذیرش پرونده به عنوان یک شخص تام الاختیار می تواند از تمامی موارد حقوقی استفاده کند. به عنوان مثال موکل وکیلی را استخدام می نماید تا فروش املاک خود را به او بسپارد و در این میان هیچ گونه حق توکیل به غیر و یا برداشتن حق عزل را به او نداده است. با این حال وکیل با دامنه اختیارات خود می تواند نسبت به انتخاب یک وکیل دیگر برای انجام این امورات اقدام نماید.
.موکل (وکالتدهنده): موکل به یکی از طرفینِ قرارداد وکالت گفته میشود که برای انجام امور مربوط به خود به دیگری وکالت می دهد.
.وکیل: وکیل کسی است که به نمایندگی از موکل امور مربوط به او را که در قرارداد ذکر شده است، انجام میدهد
.موضوع وکالت: مقصود از موضوع وکالت نیز اموری است که موکل برای انجام آنها به وکیل نمایندگی یا وکالت میدهد.
بر این اساس با توجه به اینکه اثر اصلی قرارداد وکالت اعطای نمایندگی و نیابت است، اقدامات انجام شده از سوی وکیل به منزله اقدامات انجام شده از سوی موکل است. به عبارت دیگر، در این میان وکیل نقش واسطه را ایفا می کند؛ گویی تمامی کارهای انجام شده توسط وکیل را خود موکل انجام داده است. به عنوان مثال، هنگامی که یک نفر برای طرح دعوا در دادگاه به شخص دیگری وکالت میدهد، در این حالت اقداماتی که وکیل در دادگاه انجام می دهد به منزله اقدامات موکل است و تمامی آثار این اقدامات خواه مثبت و خواه منفی، او را تحت تأثیر قرار میدهد.
مطابق با قانون حق توکیل به غیر به معنای آن است که یک شخص حق توکیل دارد و می تواند این حق را به هر شخص دیگری اعطا کند. بر این اساس یک وکیل می تواند در مواردی که تشخیص می دهد، وکالت را به شخص ثالثی که وکیل باشد اعطا کرده و آن وکیل می تواند با این اختیارات در جلسات دادگاه شرکت کرده و از موکل خود دفاع کند. همچنین قابل ذکر است که حق توکیل به غیر قابلیت عزل دارد.
پس از رسیدگی به یک دعوای کیفری یا دعوای حقوقی حکم دادگاه بدوی صادر خواهد شد. به همین ترتیب رایی که بوسیله شعب دادگاه بدوی صادر شود در اصطلاح " رای بدوی " نامیده می شود.
دادگاه بدوی در اولین مرحله از رسیدگی به یک دعوا، پرونده مورد نظر را بررسی کرده و در نهایت، نسبت به صدور حکم بدوی اقدام می نماید.
اگر شاکی، دلایل کافی و مورد قبولی جهت انجام شکایت در دسترس داشته باشد و مهلت قانونی یعنی بازه زمانی ده روزه برای افراد ایرانی و یک ماه برای مقیمان خارجی تمام شده باشد، دادگاه وظیفه رسیدگی به پرونده را به عهده خواهد داشت.
در دعاوی حقوقی، دلایلی پیش بینی شده است که به استناد آنها، امکان به جریان انداختن دوباره پرونده میسر خواهد شد؛ برای مثال اگر حکم دادگاه، مورد تایید خواهان نباشد و یا در مفاد حکم، تضادی دیده شود. علاوه براین، چنانچه حکم دادگاه، مخالف با شرع باشد و یا اینکه پس از صدور حکم دادگاه، اسناد جدیدی بدست آید، امکان اعاده دادرسی حقوقی مطرح خواهد شد .
با استناد به قانون می توان گفت اعاده دادرسی کیفری، به این معنا است که چنانچه یکی از دلایل ذکر شده در قانون موجود باشد، امکان درخواست مجدد رسیدگی به پرونده مختومه مهیا خواهد شد. برای نمونه، اگر در دادگاه، اثبات شود که با توجه به مدارک جعلی یا شهادت دروغ، حکم دادگاه صادر شده است و یا پس از آن، اسناد و مدارک تازه ای بر بی گناهی مجرم گواهی دهد این حکم باطل خواهد شد.
در مورد مختومه شدن پرونده در دادگاه، این سوال وجود دارد که اگر پیامک مختومه شدن پرونده برای شخصی صادر شود و به سبب آن، رسیدگی دادگاه پایان یابد و حکم آن صادر شده باشد، آیا امکان شکایت مجدد وجود دارد ؟
در پاسخ به این پرسش، می توان گفت مطابق با قانون، چنانچه رسیدگی بوسیله دادگاه، مختومه شده و رای قطعی صادر شود، در برخی موارد همچنان می توان مجددا پرونده را به جریان انداخت و نسبت به رای صادره معترض شد.
با این وجود، پیرامون این موضوع که چگونه می توان مجددا پرونده مختومه را به جریان انداخت، می توان به روش هایی همچون: تجدید نظرخواهی، واخواهی و اعاده دادرسی اشاره کرد.
بعد از اینکه حکم منع تعقیب از طرفین دعوا صادر شد، این افراد می توانند طی مدت زمان مشخصی به حکم صادره از جانب دادگاه معترض شوند.
توجه داشته باشید، اگر در مهلت پیش بینی شده درخواست واخواهی صورت نگیرد، حکم صادره لازم الاجرا خواهد بود.
همچنین اگر بعد از قرار منع تعقیب مدارک تازه ای بدست آید، می بایست شکایت مجدد پس از حکم قطعی صورت گیرد. بنابراین حکم سابق به طور موقت لغو خواهد شد تا قاضی مدارک تازه ای را مورد بررسی قرار داده و در صورت تایید حکم پیشین را باطل کرده و رای جدید خود را ابلاغ نماید.
با در نظر داشتن قوانین موجود در صورتیکه طرفین موضوعی تغییری نکرده باشد، امکان شکایت مجدد وجود ندارد. همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا شکایت مجدد پس از رضایت امکان پذیر است؟ می توان گفت در موارد خاصی این موضوع از جانب قانون امکان پذیر خواهد بود.
شما می توانید برای شکایت از تخلفات انتظامی قاضی در دادسرا و دادگاه انتظامی قضات حاضر شده و یک نمونه متن شکواییه علیه وی ثبت نمایید.