باید توضیح داد که افرادی که بعد از سال 1390 اقدام به معامله ی ملکی نموده اند، نیاز به سند تک برگی دارند.
باید توضیح داد که افرادی که بعد از سال 1390 اقدام به معامله ی ملکی نموده اند، نیاز به سند تک برگی دارند.
مراجعه به دفاتر ثبت اسناد
استعلام سند قدیمی
تسویه حساب شهرداری
مراجعه به اداره ی دارایی
انتقال سند در دفتر ثبت اسناد
مراجعه به اداره ثبت محل وقوع ملک
ارائه سند مالکیت قبلی
پرداخت هزینه ها و مدارک
مراجعه به باجه پست
دریافت سند تک برگی جدید
در حال حاضر این اسناد از اعتبار اسناد رسمی برخوردار است ولیکن از ابتدای دهه نود، با توجه به فراخوانی که اداره ثبت اسناد و املاک کشور اعلان نمود از تمامی مالکینی که دارای چنین اسناد هستند، درخواست کرد تا نسبت به تبدیل سند منگوله دار خود با اسناد تک برگی هولوگرام دار، اقدام کنند و تاکنون بخش عمده ای از اسناد منگوله دار با اسناد ثبتی جدید، جایگزین شده است و از الزامات امنیتی بیشتر برخوردار هستند و این خود دلیلی بر ترغیب مالکین به تبدیل اسناد قدیمی خود با اسناد جدید می شود.
توقیف اموال غیرمنقول در صورتی رفع می شود که فرد بدهکار کلیه بدهی های خود و همچنین هزینه های دادرسی را پرداخته باشد و یا اینکه با فرد طلبکار توافق نموده باشد .
اگر با توقیف اموال غیر منقول شخص ثالثی دچار ضرر و زیان شده باشد و به دادگاه معترض شود در این صورت رفع توقیف انجام می شود تا حقوقی از دیگران ضایع نگردد .
در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران اموال منقول و غیر منقول به شرح زیر تعریف شده است :
اموال منقول : اشیائی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد بدون اینکه به خود یا محل آن خرابی وارد آید منقول است . (ماده 19 قانون مدنی)
اموال غیر منقول : مال غیر منقول آنست که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود اعم از اینکه استقرار آن ذاتی باشد یا به واسطه عمل انسان به نحوی که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود . (ماده 12 قانون مدنی)
قانونگذار در ماده 126 قانون آیین دادرسی مدنی در تعریف بازداشت اموال بیان داشته است :
توقیف اموال اعم از منقول و غیر منقول و صورت برداری و ارزیابی و حفظ اموال توقیف شده و توقیف حقوق استخدامی خوانده و اموال منقول وی که نزد شخص ثالث موجود است به ترتیبی است که در قانون اجرای احکام مدنی پیش بینی شده است .
یکی از مهمترین و اصلیترین مواردی که در رابطه با اسناد ضرورت دارد امضا، مهر، اثر انگشت و دیگر موارد تاییدی در انتهای سند است. در فرایند معمول و عادی پس از تدوین و تنظیم مفاد سند، آن را امضا میکنند، ولی اگر افراد این سند را پیش از تنظیم امضا نمایند به آن سند سفید امضا گویند. بنابراین سند سفید موتور برگهای است که امضا، مهر، اثر انگشت، زودتر از نوشتههای سند از جنبه تاریخی درج شده و این امر باعث ارتکاب به جرائم مختلف و فرار از قانون میگردد. زیرا این سند سفید برگههایی هستند که پیش از ثبت اطلاعات بین طرفین خریدار و فروشنده امضا گردیده و سند دارای سه برگه برای خریدار، کارخانه و یک برگه راهور است. با توجه به تعدد معاملات موتور سیکلت در کوتاه مدت و نقص و عدم وجود اطلاعات کافی در این اسناد باید هنگام معامله از زیرکی و دانش کافی برای جلوگیری از کلاهبرداری و نقض قوانین برخوردار بود.
که خوانده بدون اذن و اجازه متصرف و حکم قانون ملک را از تصرف متصرف سابق خارج نماید.
یکی از مهم ترین نکته در دعوی تصرف عدوانی این است که در این دعوی قاضی یا دادگاه کاری با مالکیت خواهان یا خوانده و به عبارتی متصرف یا متجاوز ندارد بلکه هدف دادگاه احراز تصرف خواهان بود و با محرز شدن آن حکم به رفع تصرف متجاوز یا غاصب صادر میشود هرچند وی مالک رسمی ملک باشد
امتیاز مهمی که دادگاه در دعوی تصرف عدوانی به خواهان همان پیروز دعوی میدهد این است که به محض صدور حکم و قبل از قطعیت این حکم قابل اجرا بوده، تصرفات خواهان اعاده و متجاوز از ملک رفع تصرف میشود.
امتیاز دیگر این دعوی این است که غیر مالی بوده و هزینه زیادی نداشته و به صورت خارج از نوبت رسیدگی میشود.
که خوانده ملک را از تصرف خواهان خارج و خودش مسلط بر ملک بشود.
خواهان باید قبل از خوانده در مدت متعارفی متصرف ملک بوده و قانونا بتوان وی را متصرف دانست منظور این است که وی در ملک موضوع دعوی به اقداماتی دست بزند که مشخص کننده تصرفات سابق وی باشد مثلا کشت و زرع کند شخم کاری یا درختکاری کند یا هرکاری که نشان بدهد که خواهان در این ملک متصرف بوده است.
زمانی میتوان دعوای تصرف عدوانی مطرح کرد که سه شرط وجود داشته به عبارتی این سه شرط رکن اصلی دعوای تصرف عدوانی است:
=سبق تصرف خواهان
= لحوق تصرف خوانده
=عدوانی بودن تصرفات خوانده
نکته حائز اهمیت و تفاوت اصلی دعوی تخلیه ید با دعوی خلع ید این است که در دعوی تخلیه ید تصرفات خوانده از ابتدا مشروع و بر حسب اذن و اجازه مالک یا ماذون از طرف مالک بوده و بعد از مدتی چهره مشروعیت تصرف با انقضاء مدت قرار داد یا توافق از بین رفته و از آن تاریخ به بعد غاصبانه تلقی میشود. در بحث تخلیه ید خواهان مالک است خوانده هیچ وقت منکر مالکیت خواهان و مدعی مالکیت برای خود نیست در این دعوی با توجه به اتمام مدت قرارداد یا توافق خواهان خواستار خالی کردن ملک از دادگاه هست.
مثال تخلیه ید
برای مثال وقتی خانه ای را به اجاره میدهیم و مدت این اجاره یک سال هست حال بعد از یک سال که مدت قرار داد تمام میشود. مستاجر همچنین متصرف ملک بوده و ملک را تخلیه نمیکند، در این حالت است که تصرفات وی از ابتدا مشروع بوده و بعد از انقضا مدت اجاره تصرفات وی از حالت مشروعیت خارج و غاصبانه میشود که با وجود چنین حالتی باید موجر دعوی تخلیه ید به طرفیت مستاجر اقامه نماید.
زمانی میتوان دعوی خلع ید را مطرح کرد که اول مالکیت ما بر مالی ثابت باشه مثلا یا سند رسمی داشته باشیم، یا از دادگاه حکم اثبات مالکیت گرفته باشیم.
به همین دلیل است میگویند خلع ید فرع بر مالکیت هست. یعنی ابتدا باید مالک باشیم بعد دعوی خلع ید مطرح کنیم. در دعوای خلع ید بحث و نزاع اصلی بر سر مالکیت است. خواهان میگوید من مالک هستم و خوانده میگوید من مالک هستم. دعوی خلع ید یک دعوی مالی است که به صورت عادی در دادگاه ها رسیدگی میشود.
مدت زمان رسیدگی به دعوای خلع ید
رسیدگی به این دعوی گاها در دادگاه ها از چند ماه تا چند سال طول میکشد.
در دعوی خلع ید تصرفات خوانده از روز اول غاصبانه بوده و بدون هرگونه اذن و قرارداد از سوی مالک، ملک را به تصرف خود در آورده است. به همین دلیل شاکی پرونده که مالک ملک است و سند رسمی یا حکم اثبات مالکیت از دادگاه دارد؛ از دادگاه درخواست میکند که غاصب را از ملک اخراج کند.
.خلع ید به معنای خاص
.تخلیه ید
. دعوی تصرف
وقتی شخصی که مالک نیست، ملکی مانند خانه یا زمین را به تصرف خود در می آورد. در این زمان صاحب ملک علیه تصاحب کننده، شکایتی را مطرح میکند تا قانون ملک او را پس بگیرد. به این پرونده ها، دعوی خلع ید میگوییم.
تصرف مادی (فیزیکی) هر شریک در ملک مشاع به معنی استفاده هر شریک از ملک است. دو مثال ذیل تصرف مادی را نشان میدهد:
.سکونت شریک در ملک مسکونی مشاعی؛
.زراعت شریک در زمین زراعی مشاعی.
تصرف مادی شریک در ملک مشاع نیازمند “اذن همه مالکین” است و هیچ یک از مالکین نمیتواند خودسرانه در ملک تصرف نماید و اگر مالکی در ملک تصرف کند امکان خلع ید او توسط سایر مالکین وجود دارد.
علاوه بر آن میتوان اجرت المثل دوران تصرف شریک متصرف را از وی مطالبه نمود. (خوانندگان غیرحقوقی محترم برای فهم معنای اجرت المثل آن را نوعی اجارهبها در نظر بگیرند.)
نکته کاربردی: بر اساس مطالب پیشین اگر شوهری فوت کند با وجود اینکه خانمش از ملک وی ارث میبرد، اما تصرف در ملک توسط همسر، نیازمند اذن همه ورثه است. پس هر یک از ورثه (مثل فرزندان) میتواند خلع ید مادر را بخواهد؛ جدای از اینکه این کار از نظر اخلاقی قبیح است، اما این اختیار از لحاظ قانونی وجود دارد.
راهکار پیشنهادی برای جلوگیری از اتفاق پیش گفته برای مادر این است که از “صلح عمری” (عمرآ تلفظ شود) استفاده شود. با این کار حق استفاده ملک تا زمانی که شوهر زنده است برایش باقی میماند ولی مالکیت خانه متعلق به همسرش میشود و بعد از فوت هم مالکیت برای همسر باقی میماند.
اداره ملک مشاع بر اساس اجماع (اتفاق نظر) همه مالکین صورت میگیرد. مثلا در خصوص کاشت درخت در یک زمین مشاعی میان همه شرکا (مالکین) باید اتفاق نظر باشد. نمیتوان نظر اکثریت را بر اقلیت تحمیل نمود.
اما در این خصوص استثنایی وجود دارد بدین شرح که در آپارتمان ها چنانچه قرارداد و توافقی میان مالکین در خصوص نحوه اداره قسمتهای مشترک (مثل حیاط) نباشد، اداره قسمتهای مذکور بر اساس نظر اکثریت مالکینی است که “بیش از نصف مساحت تمام قسمتهای اختصاصی ملک” را مالک باشند.
یعنی در آپارتمانها اصل بر این است که نظر اکثریت بر اقلیت تحمیل میشود و این یک استثناء قانونی است.
سهم هر شریک در سود و ضرر ملک مشاع، اصولا بر اساس میزان مالکیت وی است. مگر اینکه طور دیگری میان مالکین توافق شود. مثلا ممکن است توافق شود که یکی از شرکا به علت زحمات بیشتری که متحمل شده است سود بیشتری از سایرین ببرد.
مالکیت مشاعی یا به صورت ارادی ایجاد میشود یا غیر ارادی.
.در حالت ارادی، مثلا دو نفر با یکدیگر خانهای را میخرند؛ فرقی هم ندارد که سهم هر کدام به چه میزان باشد.
.اما در حالت غیر ارادی، افرادی که مالک مشاعی ملکی میشوند هیچ ارادهای در این خصوص نداشتهاند. مثل زمانی که ملکی به چند نفر به ارث رسد.
ملک مشاع ملکی است که بیش از یک مالک داشته باشد؛ به دیگر سخن در املاک مشاع حداقل دو نفر (به بالا) مالک وجود دارد. حال اگر ملکی فقط یک مالک داشته باشد، به آن “ملک مفروز” گویند.
۱. تنظیم دادخواست: مالک باید دادخواستی مبنی بر استـرداد زمیـن را در دفاتر خدمات قضایی ثبت کند.
۲. ارجاع به دادگاه صالح: دادگاه عمومی حقوقی محل وقوع ملک صلاحیت رسیدگی دارد.
۳. تشکیل جلسه رسیدگی: در جلسه دادرسی، مدارک مالکیت و دلایل تصرف غیرقانونی بررسی میشود
۴. صدور رأی: اگر دادگاه تصرف را غیرقانونی بداند، حکم به استرداد زمین صادر خواهد شد.
۵.اجرای حکم: در صورت عدم تمکین متصرف، اجرای احکام دادگستری حکم را اجرا میکند.