پرسش
با سلام قراردادی حدودا 9 ماه قبل تایپ و امضا شده است ولی در متن قرارداد تاریخ حدود8سال قبل نوشته شده است ایا میتوان تاریخ تقریبی تحریر قرارداد را تشخیص داد ممنونم از پاسخگویی شما
پاسخ
کارشناس خط می تواند تاریخ درج امضاء را مشخص کند.
پرسش
با سلام قراردادی حدودا 9 ماه قبل تایپ و امضا شده است ولی در متن قرارداد تاریخ حدود8سال قبل نوشته شده است ایا میتوان تاریخ تقریبی تحریر قرارداد را تشخیص داد ممنونم از پاسخگویی شما
پاسخ
کارشناس خط می تواند تاریخ درج امضاء را مشخص کند.
احتمال بسیار زیاد در طی روند پرونده با این سوال روبرو شوید که باید از چه مقامی تقاضای صدور اجراییه کنیم ؟
پاسخ این سوال در ماده 5 قانون اجرای احکام مدنی مصوب سال 1356 چنین آمده است : «صدور اجرائیه با دادگاه نخستین است» بنابراین کسی که حکم به نفع او صادر شده است باید به دادگاهی مراجعه کند که دادخواست اولیه را به آن دادگاه داده است و حکم نخستین از آن دادگاه صادر شده است.
برای اجرای این آرا، کسی که حکم به سود او صادر شده است باید درخواست صدور اجرائیه کند.
یعنی وقتی رایی صادر شد، خود به خود اجرا نمیشود، بلکه کسی که رأی به سود او صادر شده است باید اجرای آن را تقاضا کند و به دنبال آن اجرائیه صادر میشود.
حکمی که مراحل رسیدگی به دعوی مربوط به آن خاتمه یافته و نوعاً قابل اجراست، «لازمالاجرا» نامیده میشود. این حکم است که باید آن را اجرا کرد.
حکمی که باید اجرا شود یا به قول حقوقدانان «حکم لازمالاجرا» یکی از موارد زیر خواهد بود:
احکامی که از طرف مراجع دادگستری در دعاوی صادر میشود.
احکامی مثل حکم داور که در خارج از دادگستری مستقلاً در حدود مقررات اتخاذ صادر میشود.
احکامی که از طرف مقامات غیر دادگستری صادر میشود؛ ولی اجرای آن به عهده دادگستری واگذار شده است مانند احکام صادره توسط هیئتهای حل اختلاف کارگر و کارفرما.
مراحل رسیدگی به اختلافی که میان دو طرف ایجاد میشود بسیار زیاد است اما فرض را براین بگیرید که بعد از کلی رفت و آمد در آخرین جلسه رسیدگی، رای به نفع شما صادر میشود، اگر فکر میکنید با صدور رای کار تمام میشود.
به هر حال باید این را قبول کرد فردی که حکم علیه او صادر شده است راضی نمیشود با میل و رغبت حکم را اجرا کند.
اجرای حکم در دادگاه که باید حتما اجرا شود یا به قول حقوقدانان «حکم لازم الاجرا» یکی از موارد زیر خواهد بود:
احکامی که از طرف مراجع دادگستری در دعاوی صادر میشود.
احکامی مثل حکم داور که مستقلاً در حدود مقررات و در خارج از دادگستری اتخاذ و صادر میشود.
احکامی که از طرف مقامات غیر دادگستری صادر میشود؛ ولی اجرای آن به عهده دادگستری واگذار شده است مانند احکام صادره توسط هیئتهای حل اختلاف کارگر و کارفرما.
کسی که حکم به سود او صادر شده ، برای اجرای این آرا بایداقدام به درخواست صدور اجراییه کند. یعنی وقتی رایی صادر شد، خود به خود اجرا نمیشود.
پس از آنکه رای توسط دادگاه صادر و قطعی گردید، کسی که رای به نفع او صادر شده است، بعد از گذشت مدت زمانی که رای قطعی میگردد، می بایستی از دادگاه صادر کننده رای بدوی، تقاضای صدور اجراییه نماید.
مطابق با ماده 5 قانون اجرای احکام مصوب سال 1356 صدور اجراییه بر عهده دادگاه نخستین می باشد یعنی دادگاهی که دادخواست اولیه به آن دادگاه داده شده و رای نخستین را صادر نموده است.
با سلام
احتراماً به استحضار می رساند:
اینجانب به موجب سند مالکیت شماره …. مالک شش دانگ یک واحد آپارتمان به مساحت … متر مربع به شماره پلاک ثبتی … بخش … در شهرستان … می باشم. با توجه به این که خوانده بدون اجازه اینجانب پلاک ثبتی ذکر شده را به طور غاصبانه در تصرف خود گرفته اند، بنده با مراجعات بسیار و همچنین ارسال اظهارنامه به شماره … در تاریخ … به خوانده، خواهان رفع تصرف شدم که ایشان هیچ اقدامی در جهت رفع تصرف انجام ندادند و همچنان اصرار بر تصرف غاصبانه خود دارند. اینجانب برای اثبات ادعای خود به معاینه و تحقیق محلی با جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری استناد می نمایم. در ابتدا برای جلوگیری از تضییع و تفریط خواسته و احداث بنا، صدور قرار دستور موقت مبنی بر منع خوانده به انجام تصرفات در ملک مذکور را تقاضا دارم.
فلذا با تقدیم این دادخواست به استناد مواد ۳۰، ۳۱، ۳۰۸ و ۳۱۱ قانون مدنی و مواد ۱۹۸ و ۵۱۹ قانون آیین دادرسی مدنی، رسیدگی و صدور حکم بر خلع ید خوانده را استدعا دارم.
با سلام
احتراماً به استحضار می رساند:
اینجانب شش دانگ یک باب منزل مسکونی/یک واحد آپارتمان را در تاریخ ….. به مبلغ …… و به مساحت …. متر مربع واقع در …. به شماره پلاک ثبتی … بخش … از خوانده خریداری نمودم. با توجه به این که قانون مدنی این اختیار را برای طرفین در نظر گرفته است که تا زمانی که مجلس را ترک نکرده اند می توانند معامله را فسخ کنند، اینجانب قبل از اتمام جلسه خواستار فسخ معامله شدم که متاسفانه خوانده حاضر به قبول فسخ و رد ثمن پرداختی به بنده نشدند. اینجانب علاوه بر مراجعات بسیار اظهارنامه ای نیز به شماره …. تاریخ …. برای خوانده ارسال نمودم که ایشان همچنان حاضر به فسخ قرارداد نمی باشند. لذا با تقدیم این دادخواست به استناد ماده 397 قانون مدنی و مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی، رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته را استدعا دارم.
با سلام
احتراماً به استحضار می رساند:
اینجانب شش دانگ یک باب منزل مسکونی/یک واحد آپارتمان را در تاریخ … به مبلغ …… و به مساحت … متر مربع واقع در …. به شماره پلاک ثبتی … بخش … از خوانده که مالک قانونی می باشند خریداری نمودم. مطابق با قرارداد تنظیم شده فی مابین خوانده متعهد شدند که پس از گذشت … روز با حضور در دفترخانه شماره …. نسبت به تنظیم سند به نام اینجانب اقدام نمایند. بنده در قرارداد تنظیم شده یک بار نیز با تمدید زمان تنظیم سند موافقت نموده ام. متاسفانه خوانده پس از گذشت این مهلت ها به بهانه های مختلف از حضور در دفترخانه و تنظیم سند خودداری می کنند و حاضر به انجام تعهدات خود در قرارداد نیستند. اینجانب علاوه بر مراجعات بسیار اظهارنامه ای نیز به شماره …… تاریخ …. برای ایشان ارسال نمودم که همچنان از انجام تعهد خودداری می نمایند. در ابتدا برای جلوگیری از تضییع و تفریط خواسته و منع از نقل و انتقال و حفظ حقوق بنده صدور قرار تامین خواسته را به استناد ماده 108 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضا دارم. فلذا با تقدیم این دادخواست رسیدگی و صدور حکم به شرح خواسته را به استناد مواد 10، 219، 220، 223 قانون مدنی و بند 3ماده 362 و مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی استدعا دارم.
با سلام
احتراماً به استحضار می رساند:
اینجانب با خوانده به موجب تصویر مصدق عقدنامه شماره …… مورخ …. دفترخانه شماره …. شهرستان ….. عقد ازدواج دایم منعقد نموده ام. حاصل زندگی مشترک در طول مدت …. فرزند دختر/ پسر/بدون فرزند می باشد. خوانده پس از ازدواج علیرغم مخالفت بنده در شرکتی خصوصی به عنوان حسابدار مشغول به کار شدند. ایشان گاهی اوقات تا دیروقت با صلاحدید کارفرما سرکار می مانند که این امر منافی و مخالف با حیثیت خانوادگی و وضعیت اجتماعی و شغلی اینجانب می باشد. لازم به ذکر است که درآمد بنده کفاف زندگی را می دهد. لذا با تقدیم این دادخواست به استناد مواد 1102 و 1117 قانون مدنی رسیدگی و صدور حکم به ممنوعیت ایشان از اشتغال را استدعا دارم.
با سلام
احتراماً به استحضار می رساند:
اینجانب با خوانده به موجب عقدنامه شماره …… مورخ …… دفترخانه شماره ….. شهرستان ….. عقد ازدواج دایم منعقد نموده ایم. ثمره ازدواج در طول مدت ….. فرزند دختر/پسر / بدون فرزند می باشد. خوانده در طی زندگی مشترک مرتکب رفتارهای هراس انگیز و غیرمتعارفی شده و به بهانه های واهی بنده را مورد ضرب و جرح قرار می دهند به گونه ای که در خانه هیچ گونه امنیت جانی ندارم. لذا با توجه به اینکه ادامه ی زندگی مشترک موجب عسر و حرج اینجانب بوده و این موضوع با شهادت شهود، نظریه کارشناس، معاینه ایشان و … قابل اثبات می باشد، با استناد به بند 2 و 4 ماده 1130 قانون مدنی و تبصره ذیل آن صدور حکم گواهی عدم امکان سازش به دلیل عسر و حرج به انضمام کلیه خسارات و هزینه های دادرسی در حق اینجانب را استدعا دارم.
با سلام
احتراماً به استحضار می رساند:
اینجانب در تاریخ … با شماره شناسنامه ……… صادره از ….. متولد شده ام و در شرایط مناسبی از رشد سنی هستم. در حال حاضر به دلیل عدم دسترسی به پدرم امکان ازدواج برایم فراهم نیست. نظر به اینکه آقای … فرزند … متولد … دارای مذهب … و دارای مدرک تحصیلی … و مشغول به کار در … هستند و خواهان ازدواج با اینجانب می باشند، تحقیقات محلی لازم صورت گرفته و به لحاظ شخصیتی و خانوادگی شایستگی کامل ایشان جهت ازدواج با بنده تایید شده است. با توجه به اینکه امکان گرفتن اجازه از پدرم به دلیل …. فراهم نیست و همچنین جد پدری اینجانب نیز در قید حیات نیستند. لذا با توجه به مدارک تقدیمی به استناد به شهادت شهود و ماده 1044 قانون مدنی و از باب الْحاکِمُ وَلیُّ مَنْ لاوَلیَّ لَهُ رسیدگی و صدور حکم مبنی بر اجازه ازدواج را از محضر دادگاه استدعا دارم.
مانند هر قرارداد دیگری اگر طرف قرارداد صلح به محتویات صلحنامه عمل نکند متعهد له و کسی که به نفع او تعهد شده است می تواند الزام و اجبار او به انجام تعهد را درخواست نماید و دادگاه دستور و حکم انجام تعهد را صادر می نماید و اگر باز هم طرف تخلف کند با اجبار دادگاه مواجه خواهد شد.
به صلح کننده مطابق یک رویه فراگیر مصالح گفته می شود هر چند که صالح واژه صحیح تری است.به صلح گیرنده در عرف و لسان حقوقی متصالح گفته می شود.
صلح خود یک عقد مستقل است ولی می تواند در مقام عقود دیگر هم منعقد شود یعنی آثار و خواص عقود دیگر را داشته باشد.مثل اینکه ماهیت عقد صلح باشد ولی خواص و آثار عقد بیع یا اجاره یا ودیعه یا عاریه یا وکالت یا هبه و یا حتی قراردادهای آزاد و بی نام را داشته باشد.نکاح از جمله عقود تشریفاتی است و وصف محرمیت ناشی از نکاح جز با جریان صیغه نکاح منعقد نمی شود و قابل تبدیل به صلح نیست.البته عده قلیلی از فقها (و نه حقوقدانان) معتقد به نکاح معاطاتی و مسامحه در عقد ازدواج هستند.
صلح انواعی دارد که اجمالاً عبارتند از : صلح عمری، صلح رقبی، صلح عین، صلح منافع، صلح حق، صلح معوض و صلح مجانی.منظور از صلح عمری این است که فردی عین ملک یا مال خود را به دیگری صلح نماید و منافع را به اندازه عمر خود یا طرف معامله یا ثالث برای خود نگه دارد.در اثر این عقد به مجرد انعقاد عین ملک متعلق به متصالح و منافع آن تا عمر آن شخص (شخصی که شرط و تعیین می شود) متعلق به خود صالح یا شخص مورد نظر اوست.
صلح یک عقد مسامحی است یعنی با مسامحه و به دور از سختگیری و تشریفات قانونی انجام می شود پس وجود یا عدم وجود عوض در آن تاثیر چندانی ندارد.مطالبق ماده 757 از قانون مدنی صلح بلا عوض نیز صحیح است و مطابق ماده 760 همان قانون صلح در هر حال یک عقد لازم الاجرا و غیر قابل انحلال است مگر با توافق طرفین.مطابق یک باور غلط عقد صلح اگر مجانی باشد لازم الاجرا نیست این نظر کاملا غلط است و طبق دو ماده مورد اشاره عقد صلح در هر حال لازم الاجرا است .هدف قانونگذار از وضع مقررات عقد صلح فصل خصومت و رفع تنازع است پس لازم الاجرا بودن و غیر قابل انحلال بودن که خود موجد دعاوی جدید است با فلسفه عقد صلح تناسب دارد.
اسنادی که در دفترخانه اسنادرسمی منعقد می شوند سند رسمی هستند و ضرورت ندارد که یک صلحنامه برای صحت حتما رسمی باشد.صلحنامه مانند هر قرارداد دیگر می تواند عادی یا رسمی باشد.قرارداد صلح هم مانند سایر قراردادها صحیح و لازم الاجرا است ولی البته باید در نظر داشت که اعتبار قرارداد صلح فقط به طرفین آن سرایت دارد و این قرارداد نیز در صورت عادی بودن نزد ثالث یا مراجع دولتی قابل ارائه نیست.مثلا کسی نمی تواند یا در دست داشتن یک صلحنامه عادی خود را مالک معرفی کند و اقدام به اخذ پروانه ساخت ملک (پروانه ساختمان) از شهرداری بنماید.
هر مالی و هر ملکی و هر حقی و به طور کلی هر چیزی که قابل تقویم و قیمت گذاری باشد و بتوان برای آن ارزشی تصور کرد صرفنظر از اینکه موجود باشد یا نباشد، ملموس و عینی باشد یا نباشد و یا حتی معلوم باشد و یا نباشد می تواند موضوع عقد صلح قرار گیرد.مثلاً موضوع عقد صلح میتواند مال منقول، غیر منقول، مال مثلی، مال قیمی، مال کلی، مال اعتباری و یا حتی حق مانند سرقفلی یا حق فسخ باشد به جز حقوقی که جنبه تکلیف دارند مانند : حق ابوت (حق پدری) یا بنوت (حق فرزندی).