در صورتی که مهریه سکه باشد هزینه دارسی چگونه محاسبه می شود؟
سلام.هزینه دارسی طبق مبلغی است که خواهان مقوم می کند، مگر این که درخواست کارشناسی داده باشد که در این صورت طبق نظر کارشناس است.موفق وموید
در صورتی که مهریه سکه باشد هزینه دارسی چگونه محاسبه می شود؟
سلام.هزینه دارسی طبق مبلغی است که خواهان مقوم می کند، مگر این که درخواست کارشناسی داده باشد که در این صورت طبق نظر کارشناس است.موفق وموید
ما نمیتوانیم جلوی زلزله را بگیریم اما جلوی خسارت و تلفات را میتوانیم. البته عاقبت هیچ ارتباطی، بهطور صددرصد قابلپیشبینی نیست اما براساس مطالعات انجامگرفته، ازدواجهایی که با شکست روبرو شده یا در مرحله آشنایی به هم خوردهاند وجوه مشترک زیادی با یکدیگر داشتهاند که براساس دستهبندی به چند گروه تقسیم میشوند، بنابراین شرط عقل است، افرادی که برای آشنایی و ازدواج جزو این دستهبندیها هستند، محتاطتر عمل کنند.
1. ازدواج کمسن و سالها
با توجه به اینکه در سنین پایین معیارهای انتخاب همسر ثبات کمی دارد و بهدلیل نداشتن استقلال فکری، مالی و ضعف تصمیمگیری، انتخابهای احساسی و شناخت ناکافی از جنس مخالف، این گروه از ازدواجها از پرخطرترین انواع ازدواجها هستند و افرادی که در این رده سنی (خانمهای زیر 20 سال و آقایان زیر 24 سال) تصمیم به ازدواج دارند لازم است آموزشهای لازم را برای ارتباط و شناخت درست ببینند و با مشورت و راهنمایی خانوادهها اقدام کنند.
2. ازدواج صرفا جهت لذت بردن
اگرچه بخشی از ازدواج میتواند تامین غریزه جنسی باشد، اما نیاز جنسی نباید تنها دلیل ازدواج باشد چراکه پس از تامین شدن آن فشار حاصل از شرایط سخت زندگی، مسئولیتپذیری و نداشتن برنامهریزی میتواند باعث شکست در ازدواج شود.
3. ازدواج ظاهربینها
اگرچه انسان در نگاه اول ممکن است مجذوب زیباییهای طرف مقابل شود و توصیه ما مخصوصا به افرادی که ظاهر خیلی برایشان اهمیت دارد به هیچ عنوان، این نیست که نسبت به ظواهر بیاهمیت باشند، اما از آنجایی که ظاهر در گذر زمان عادی میشود و همیشه پایدار نمیماند، نمیتواند تنها معیار برای ازدواج باشد. بنابراین توصیه میشود ملاک انتخاب همسر زیبایی ظاهری کنار سایر خصوصیات فردی و شخصیتی افراد باشد نه تنها دلیل انتخابشان.
4. ازدواج تحمیلی
این ازدواجها از سوی خانواده یا براساس رسم و رسومات به طرفین تحمیل میشود و بعضیاوقات شامل ازدواجهای فامیلی و قبیلهای است که همه چیز در آنها در نظر گرفته میشود، به جز خود آن دو فردی که قرار است با هم تا آخر عمر زیر یک سقف زندگی کنند. همانطور که قابل پیشبینی است، درصد شکست در این نوع ازدواجها زیاد است و چه بسا حتی در صورت پایداری ازدواج، شیوع خیانتهای جنسی و عاطفی همسران نسبت به یکدیگر در این نوع ازدواجها بیشتر باشد.
حق شفعه در علم حقوق ایران و همچنین در فقه به این معنی است که هرگاه اموال غیرمنقول قابل تقسیمی مانند یک ملک بین دو نفر به صورت مشاع مشترک باشد و یکی از دو شریک سهم خود را به شخص سومی بفروشد،در این حالت برای شریک دیگر حق شفعه به وجود میآید به این ترتیب که شریک میتواند مبلغی را که شخص سوم به شریک خود داده را به وی بدهد و سهم و حق وی را تملک کند.
مثال:
شخص(الف) و (ب) در یک زمینی با هم شریکند مهم نیست به چه نسبتی.شخص(الف) سهم خود را در قبال ده میلیون تومان می فروشد به شخص(ج)،شخص(ب) می تواند ده میلیون را به شخص(ج) داده و سهم او را بگیرد.
شرایط ایجاد کننده حق شفعه عبارتند از:
1-مال غیر منقول باشد.
2-مال مشاع باشد.
3-مال قابل افراز(تقسیم) باشد.
4-شرکا 2 نفر باشند.
5-سهم مشترک به وسیله بیع(خرید و فروش)منتقل شود.
6-سهم مشترک به عنوان مبیع(کالا) یا قرار گیرد.
شاید یکی از تجربههای تلخ هر انسانی تصادف باشد خواه آنکه مقصر باشی یا اینکه طرف دیگر تصادف مقصر شناخته شود. اینکه چرا تلخ است عمدتا مربوط می شود به خسارتی که به واسطه این اتفاق باید به طرفین وارده شده و از پس این حادثه خرابی و هزینه نهفته است. البته هستند برخی از رانندگانی که پس از تصادف به محض آنکه با یک دودوتا چهار تای ساده میفهمند مقصرند فرار را بر قرار ترجیح میدهند و از صحنه میگریزند.
اما سوال اینجاست که قانونگذار در ماده 719 کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی در باره این افراد چه میگوید.
قانون اشاره میکند:
هر گاه مصدوم احتیاج به کمک فوری داشته و راننده با وجود امکان رساندن مصدوم به مراکز درمانی و یا استمداد از مأمورین انتظامی از این کار خودداری کند و یا به منظور فرار از تعقیب، محل حادثه را ترک و مصدوم را رها کند حسب مورد به بیش از دو سوم حداکثر مجازات مذکور در مواد (714) و (715) و (716) محکوم خواهد شد و دادگاه نمیتواند در مورد این ماده اعمالکیفیت مخففه کند.
تبصره 1:
راننده در صورتی میتواند برای انجام تکالیف مذکور در این ماده وسیله نقلیه را از صحنه حادثه حرکت دهد که برای کمک رسانیدن به مصدوم توسل به طریق دیگر ممکن نباشد.
تبصره 2:
در همه موارد مذکور هرگاه راننده مصدوم را به نقاطی برای معالجه و استراحت برساند و یا مأمورین مربوطه را از واقعه آگاه کند و یا به هر نحوی موجبات معالجه و استراحت و تخفیف آلام مصدوم را فراهم کند، دادگاه مقررات تخفیف را دربارهی او رعایت خواهد کرد.
و اما مواد قانونی برای مجازات فرد خاطی:
ماده 714
هر گاه بیاحتیاطی یا بیمبالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم مهارت راننده (اعم از وسایط نقلیه زمینی یا آبی یا هوایی) یا متصدی وسیلهٔ موتوری منتهی به قتل غیرعمدی شود مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و نیز به پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیهٔ اولیای دم محکوم میشود.
تبصره:
اظهار نظر کارشناسی در خصوص تشخیص بیاحتیاطی یا بیموالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم مهارت در مورد سوانح مربوط به وسایل نقلیهٔ زمینی، آبی و هوایی حسب مورد اداره راهنمایی و رانندگی، شرکت راهآهن جمهوری اسلامی ایران، سازمان بنادر و کشتیرانی و سازمان هواپیمایی کشوری میباشد.
ماده 715
هر گاه یکی از جهات مذکور در مادهٔ (714) موجب مرض جسمی یا دماغی که غیرقابل علاج باشد و یا از بین رفتن یکی از حواس یا از کار افتادن عضوی از اعضای بدن که یکی از وظایف ضروری زندگی انسان را انجام میدهد یا تغییر شکل دایمی عضو یا صورت شخص یا سقط جنین شود مرتکب به حبس از دو ماه تا یک سال و به پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه مصدوم محکوم میشود.
ماده 716
هر گاه یکی از جهات مذکور در مادهٔ (714) موجب صدمهٔ بدنی شود که باعث نقصان یا ضعف دایم یکی از منافع یا یکی از اعضای بدن شود و یا باعث از بین رفتن قسمتی از عضو مصدوم گردد، بدون آن که عضو از کار بیفتد یا باعث وضع حمل زن قبل از موعد طبیعی شود مرتکب به حبس از دو ماه تا شش ماه و پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه مصدوم محکوم خواهد شد.
در پایان باید گفت، در هنگام وقوع چنین حوادثی چنانچه از نوع جرحی باشند، بایستی بلافاصله با اورژانس و پلیس 110 تماس گرفت و تا آنجا که می شود، از رساندن مصدوم با ماشین شخصی به بیمارستان خودداری کرد و این کار را به مأموران اورژانس سپرد.
در موصوع اظهارنامه می نویسید:
خلع ید و مطالبه اجرت المثل ایام تصرف
در خلاصه اظهارنامه می نویسید:
با سلام،
احتراما، همانطور که مستحضرید:
در غیبت اینجانب مالک، یک قطعه زمین به پلاک مذکور را تصرف نمودهاید، و این تصرف به نحو عدوان انجام شده مراجعات مکرر در جهت خلع ید و تحویل ملک به اینجانب را خواستار و جنابعالی در رفع تصرف اقدامی ننموده اید، مجدداً به جنابعالی طبق این اظهارنامه ابلاغ می کنم که ملک مورد نظر را بعد از رویت اظهار نامه 5 روز مهلت دارید که رفع تصرف کنید در غیر این صورت به محاکم دادگستری مراجعه، علاوه بر خلع ید مطالبه اجرت المثل از تاریخ ………………….. الی ………………. به مدت ………………………… ماه به قرار ماهیانه ……………………….. ریال مطالبه خواهم نمود.
با تشکر
نام و نام خانوادگی
امضاء – تاریخ
در موصوع اظهارنامه می نویسید:
اظهارنامه مطالبه طلب به موجب سند عادی
در خلاصه اظهارنامه می نویسید:
مخاطب محترم
با سلام و دعای خیر، احتراما به تجویز ماده 1۵۶قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مطالب ذیل رسما و قانونا به شما ابلاغ می گردد:
نظر به اینکه اینجانب به موجب رسید عادی مورخ ………………………. مبلغ ……………………… ریال از شما طلبکارم و حضرتعالی تا به حال اقدام به پرداخت دین خود ننموده اید، لذا با ارسال این اظهارنامه به شما ابلاغ می شود ظرف مدت ۴8 ساعت پس از ابلاغ این اظهارنامه نسبت به پرداخت دین خود اقدام نمایید و گرنه اینجانب برای احقاق حق به مراجع قضایی مراجعه خواهم نمود و شما مسئول پرداخت کلیه خسارات وارده خواهید بود.
با احترام
در موصوع اظهارنامه می نویسید:
مطالبه دین
در خلاصه اظهارنامه می نویسید:
مخاطب محترم جناب آقای / سرکار خانم
با سلام
مطابق ماده 156 قانون آیین دادرسی مدنی، موارد ذیل رسماً و قانوناً به شما ابلاغ میشود:
1) با توجه به رسید عادی مورخ …………. مبلغ …………… ریال از شما طلبکار هستم.
2) متأسفانه علی رغم مراجعات مکرر اینجانب برای دریافت طلب جنابعالی تاکنون هیچ گونه اقدامی در این زمینه انجام ندادهاید. حتی بنا به درخواست شما ………… روز برای پرداخت بدهی مهلت دادم که به این تعهد خود نیز عمل نکردید.
3) لذا با توجه به موارد فوق مقتضی است حداکثر ظرف ……………….. روز پس از ابلاغ این اظهارنامه نسبت به پرداخت مبلغ بدهی و خسارات تأخیر تأدیه اقدام نمایید درغیر این صورت کلیه بدهیها، خسارات و هزینههای دادرسی را از تاریخ امتناع از پرداخت از طریق مراجع قضایی مطالبه خواهم کرد.
با تشکر و تجدید احترام
نام و نام خانوادگی
امضاء
براساس دستورالعمل خروج از کشور مشمولان وظیفه عمومی به شماره 429565/43 مورخ 27/10/89 و همچنین براساس ابلاغیه شماره 774/22/23 مورخ 14/10/1389 سازمان وظیفه عمومی در خصوص خروج موقت دانشجویان مشمول وظیفه عمومی از کشور به شرح ذیل اعلام می نماید :
ضوابط کلی :
شرایط مشمولان برای خروج موقت از کشور
مدت زمان خروج از کشور :
دفعات خروج از کشور برای هر نیمسال تحصیلی 2 بار بدون توجه به نوع سفر خواهد بود .
نحوه در خواست مجوز خروج از کشور دانشجویان وتایید آنها :
– ارایه در خواست توسط دانشجو به واحد یا مرکز دانشگاهی یا آموزشکده سما ی محل تحصیل به همراهمستندات خروج
مستندات خروج به شرح ذیل می باشد:
سفرهای غیر علمی : نیاز به مستندات خاصی ندارد و درخواست دانشجو برای صدور گواهی اشتغال به تحصیل وی کفایت می نماید.
– تصویر مستندات خروج سفرهای علمی – نیمه علمی – غیرعلمی و ورزشی برا ی تایید فرم در سازمان مرکزی بایستی ضمیمه فرمها باشد.
تایید فرم ها ی تنظیمی توسط واحد یا مرکز دانشگاهی به شرح زیر انجام خواهد گرفت .
– به منظور رفاه حال دانشجویان در مواردیکه به دلیل بعد مسافت واحد با مرکز دانشگاهی با دبیرخانه منطقه وهمچنین نزدیکی محل سکونت دایم دانشجو با تهران تمایل به تایید فرم در سازمان مرکزی بیشتر باشد فرمهای مربوط به سفرهای زیارتی ( عراق و عربستان)در حوزه معاونت دانشجویی در سازمان مرکزی قابل تائید است.
– تمامی فرمها بایستی با سربرگ واحد / مرکز یا آموزشکده تنظیم و ثبت در دبیرخانه واحد / مرکز …………….. گردد.
نحوه مراجعه به وظیفه عمومی و صدور مجوز خروج از کشور توسط وظیفه عمومی وسایر نکات تکمیلی:
دانشجویان مشمول بایستی به محض مراجعت به کشور شخصا با در داشتن گذر نامه خود را به حوزه وظیفه عمومی صادر کننده مجوز خروج از کشور ( که وثیقه خروج را دریافت نموده است) معرفی تا ضمن اعلام حضور وثیقه پرداختی به آنها مسترد گردد.
چنانچه ظرف مدت 10روز پس از اتمام مهلت خروج خود را به وظیفه عمومی معرفی ننمایند وظیفه عمومی اختیار دارد وثیقه آنان را ضبط نماید. مشمولینی که به موقع وارد کشور شده لیکن برای اعلام مراجعت خود را با تاخیر به وظیفه عمومی معرفی نمایند تا 6 ماه مجازبه خروج از کشور مجدد نخواهند بود.( کنترل این مورد به عهده وظیفه عمومی خواهد بود نه دانشگاه مگر آنکه وظیفه عمومی ممنوعیت خروج فرد را به دانشگاه ابلاغ نماید)
دانشجویانی که به هر دلیل موفق به انجام سفر نشده اند وسفر آنان به تعویق افتاده است می توانند جهت تمدید مهلت خروج و بازگشت به وظیفه عمومی مراجعه نمایند مشروط بر اینکه نوع سفر آنها تغییر یافته باشد که در اینصورت بایستی با ارائه گذرنامه یا فرم تنظیمی قبلی درخواست خروج خود را مجددا به دانشگاه ارایه نمایند ومراحل قبلی طی گردد.
فارغ التحصیلان مشمولی که بیش از سه ماه از تاریخ فراغت از تحصیل آنان سپری نشده است می توانند برای درخواست خروج از کشور با در دست داشتن برگ لغو معافیت به معاونت وظیفه عمومی محل سکونت خود مراجعه نمایند.
در شرح دادخواست می نویسید:با عرض سلام و تحیت احتراما به استحضار عالی میرساند:
با عرض سلام و تحیت احتراما به استحضار عالی می رساند:
1- اینجانب به تاریخ ……………. در خیابان…………………… از محل کار به سمت منزل در حال گذر بودم که ناگهان دو نفر با موتور سیکلت وارد پیاده رو شده و با سرعت زیاد کیف بنده را سرقت کردند.
2- متاسفانه به دلیل اینکه مشتکی عنهم کلاه ایمنی داشتند نتوانستم آن ها را شناسایی کنم، ولی شخصی که در نزدیکی صحنه بود توانست قسمتی از پلاک موتور را بردارد.
3- پس از فرار سارقین، سریعا با پلیس تماس گرفته و گزارش کامل به همراه شماره پلاک ناقص را در اختیار آنها گذاشتم.
4- وسایل سرقت شده که درون کیف بنده بود شامل ………………… می شود.
5- فلذا با عنایت به شرح موضوع با کیفیت فوق و مطالب معنونه و ادله اینجانب شامل: 1- ……………………2- …………………….. و با توجه به اینکه فعل ارتکابی مشتکی عنهم از مصادیق بارز ماده 657 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات های بازدارنده) می باشد، تعقیب و مجازات ایشان به اتهام کیف زنی مورد استدعاست. قبلا از بذل عنایت جنابعالی کمال تشکر را دارد.
6- همچنین با توجه به خسارات وارده به اینجانب که مبلغ…………… ریال است، بدوا تقاضای صدور و اجرای فوری تامین خواسته را دارم.
در بخش خواسته یا موضوع وبهای آن می نویسید:
کیف زنی، جیب بری، کیف قاپی
در بخش دلائل و منظمات داخواست می نویسید:
شهود و…
در شرح دادخواست می نویسید:با عرض سلام و تحیت احتراما به استحضار عالی میرساند:
با عرض سلام و تحیت احتراما به استحضار عالی می رساند:
1-مشتکی عنه …………….. چندین سال است که در خیابان ………………………مغازه …………………. دارد.
2-اینجانب به حسب اعتمادی که در طول این سال ها از ایشان به دست آوردم، برخی از اموال خود را برای فروش به وی سپردم.
3-مشتکی عنه متعهد شدند که اموال مذکور را فروخته و مبلغ آن را به بنده برگردانند.
4-اموال سپرده شده به ایشان شامل………………….. است که در قبال آن رسیدی از مشتکی عنه دریافت کردم.
5-با وجود اینکه …………… ماه است که از سپردن اموالم به ایشان می گذرد ولی متاسفانه ایشان نه تنها مبلغی به بنده نداده اند بلکه حاضر به برگرداندن اموالم نیستند.
6-با وجود تساهل به خاطر رابطه¬ی چندین ساله¬ فیمابین، به مشتکی عنه مهلت دادم که شرایط را به حالت سابق برگرداند و خسارات وارده به اینجانب را جبران کند.
7-متاسفانه ایشان علاوه بر اینکه به تعهدات خود عمل نکردند بلکه اموال بنده را استعمال/تصاحب/تلف/مفقود کرده اند.
8-لازم است یادآوری شود که با وجود مراجعه مکرر و همچنین ارسال اظهارنامه به شماره ……….. تاریخ …………… مشتکی عنه حاضر به انجام تعهدات خود و همچنین جبران خسارت اینجانب نشده است.
9-فلذا با عنایت به شرح موضوع با کیفیت فوق و مطالب معنونه و ادله اینجانب شامل: 1- ……………………2- …………………….. 3- تصویر مصدق اظهارنامه شماره…………………تاریخ ……………… 4- رسید دریافتی از ایشان و با توجه به اینکه فعل ارتکابی مشتکی عنهم از مصادیق بارز ماده 673 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازات های بازدارنده)، می باشد، تعقیب و مجازات ایشان به اتهام خیانت در امانت مورد استدعاست. قبلا از بذل عنایت جنابعالی کمال تشکر را دارد.
10- همچنین با توجه به خسارات وارده به اینجانب که مبلغ…………… ریال است، بدوا تقاضای صدور و اجرای فوری تامین خواسته را دارم.
در بخش خواسته یا موضوع وبهای آن می نویسید:
خیانت در امانت
در بخش دلائل و منظمات داخواست می نویسید:
ذکر دلایل شاکی
در شرح دادخواست می نویسید:با عرض سلام و تحیت احتراما به استحضار عالی میرساند:
با عرض سلام و تحیت احتراما به استحضار عالی میرساند:
1- در تاریخ ………………..، اینجانب ……………….، پس از بازگشت از ………………………. در مسیر خیابان ……………………… حرکت و وارد خیابان ……………. شدم.
2- در ساعت …………………….. در ابتدای خیابان ………………….. یک موتور سوار با کوبیدن دست به بغل ماشین سمت راننده اعلام کرد که ماشین پنچر است. جالب آنکه پس از توقف اینجانب، موتور در فاصلهی صد متری توقف و موجب تردید بنده شد. در هوای بارانی بنده مشغول تعویض لاستیک شدم. ساعت ………………. که به منزل رسیدم متوجه شدم کیف حاوی محتویاتی که عرض میشود نیست.
3- ساعت ………………………. خانمی با شماره ی …………………. تماس گرفته و اظهار داشتند که یک کیف در داخل ماشین شوهر من آقای ……………………. در حالی که مسافر جابه جا می کرده پیدا شده است.
4- ساعت …………………….. اینجانب به در منزل ایشان در خیابان ……………………………. رفته و کیف را دریافت کردم. پس از بررسی مشاهده نمودم که مدارک …………………… شخصی موجود، لکن کلیه ی وسایلی که ارزش مادی داشته به سرقت رفته است.
5- این اموال عبارتند از : 1- ………………………………2- ……………………………….. 3- …………………………………….. 4- ………………………. . لازم به ذکر است فردای آن روز متوجه شدم که لاستیک عقب از سوی سارقین با چاقو پنچر شده که منجر به توقف اجباری اینجانب گردیده است.
فلذا با عنایت به شرح موضوع با کیفیت فوق و مطالب معنونه و ادله اینجانب شامل: 1- ……………………2- …………………….. و همچنین به استناد ماده 657 و 665 قانون مجازات اسلامی ( تعزیرات و مجازات های بازدارنده)، رسیدگی و تعقیب و مجازات متهم از دادگاه محترم مورد استدعا است.
در بخش خواسته یا موضوع وبهای آن می نویسید:
سرقت از ماشین
در بخش دلائل و منظمات داخواست می نویسید:
ذکر دلایل شاکی
در این قسمت در مورد نفقیه کودک که والدینی حق ان را بر عهده دارند باید پرداخت کنند و نباید نادیده گرفته شود ، در رابطه با ارتباط والدین و فرزندان به دلیل اینکه یکی از وظایف والدین نسبت به فرزندان حفظ و نگهداری آنهاست بر اساس ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی حضانت و نگهداری از فرزندان حق و تکلیف والدین معرفی شده و از آنجایی که پدر سرپرست خانواده محسوب می شود، هزینه های نگهداری از فرزندان نیز برعهده وی گذارده شده است.
*همچنین در صورتی که خانواده ای از داشتن پدر محروم باشد یا پدر (سرپرست خانواده) از پرداخت این هزینه ها عاجز باشد این حق از بین نرفته و طبق ماده ۱۹۹۹ قانون مدنی: «پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر بوده و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود». بنابراین نفقه فرزندان به ترتیب ابتدا به عهده پدر، سپس پدر بزرگ پدری، بعد از آن مادر سپس مادربزرگ پدری و در نهایت مادربزرگ و پدربزرگ مادری است.
*نکته دیگری که باید به آن توجه داشت در رابطه با سن فرزندان برای دریافت نفقه است. در شرع مقدس و قانون سن معینی برای نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده است. اما براساس عرف، تا زمانی که اولاد دارای شغل و در آمد مشخص نباشد پدر نسبت به پرداخت نفقه مسئولیت دارد. البته عده ای دیگر معتقدند دختران تا زمان ازدواج و پسران تا سن ۱۸ سالگی و یا تا زمانی که در خانه پدر خود تحصیل می کنند می توانند نفقه دریافت کنند، که در صورت طرح دعوی در دادگاه این موضوع بستگی به نظر قاضی و نوع پرونده دارد.
*با توجه به ماده ذکر شده نفقه فرزندان از مسئولیت های مالی است که قانون برعهده پدر گذاشته است. حال اگر پدری با وجود تمکن مالی از پرداخت نفقه فرزندان خود سر باز زند، فرزندان می توانند از پدر خود در دادگاه طرح دعوی کنند و اگر چنانچه پدر بازهم از پرداخت نفقه خودداری کند دادگاه می تواند وی را مجبور به انجام این کار می کند. چراکه براساس ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی: «هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید دادگاه او را از ۳ ماه و یک روز تا ۵ ماه حبس محکوم می کند».
*از این رو با توجه به این که فرزندان از اشخاص «واجب النفقه» محسوب می شوند، دادگاه می تواند پدرانی که در انجام وظائف حقوقی خود در قبال فرزندان کوتاهی می کنند را محکوم و یا اینکه اموالی که از مستثنیات دین نباشد را توقیف کند.
*البته باید توجه داشت مجازات حبسی که در ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی به آن اشاره شده است بیشتر نقش بازدارندگی دارد تا شخص را وادار کند به تعهدات مالی خود پایبند باشد.
*حال اگر فرزندی از پدر خود در دادگاه شکایت کرد و پدر پذیرفت تا نفقه فرزند را به او بدهد در رابطه با تعیین میزان نفقه دو راه حل وجود دارد یا اینکه پدر و فرزند باهم به توافق می رسند و یا اینکه تعیین میزان نفقه برعهده کارشناس است. کارشناس معمولا با توجه به وضعیت اجتماعی پدر (هرچه قدر وضع اجتماعی پدر بهتر باشد بالتبع میزان نفقه بیشتر خواهد بود) و نیازهای فرزند میزان نفقه را مشخص می کند که پدر موظف به پرداخت آن است.
*در مورد فرزند نامشروع حکم نفقه دادن به چه صورت است : در رابطه با نفقه فرزند باید به آن اشاره کرد این است که پرداخت نفقه از سوی پدر به فرزندی که از راه نامشروع به دنیا آمده نیز ضروری است. بر این اساس اگر چنانچه فرزندی دارای شناسنامه بوده و پدر وی مشخص باشد، پدر موظف است نفقه وی را بدهد.
الف ) زمانی که خواهان اسناد لازم الاجراء ندارد چاره ای جزء اقامه دعوا و اثبات حقانیت خود ندارد پس از صدور حکم دادگاه بدوی چنانچه از احکامی باشد که قابل تجدید نظر بوده تا زمان قطعیت حکم و ابلاغ آن به محکوم علیه و با درخواست محکوم له دادگاه بدوی اجرائیه صادر و جهت اجرای آن پرونده به اجرای احکام ارسال و بساز تشکیل پرونده اجرائیه به محکو م علیه ابلاغ می گردد و ایشان موظف است ظرف مدت 10 روز ترتیب اجرای حکم را فراهم و اگر مدعی فرضا اعسار می باشد و قبلا تقاضای اعسار نکرده باشد با تقدیم دادخواست اعسار و یا تقسیط یابه نحو توافقی با محکوم له اقدام نماید لذا در صورت استنکاف از اجرای حکم محکوم له می تواند با معرفی مال نامبرده درخواست توقیف و اخذ محکوم به از مال توقیف شده با شرایطی که در قانون پیش بینی شده از جمله مزایده در نهایت از حاصل فروش آن محکوم به را وصول نماید و در این رابطه هم ممکن است مال مذکور کفایت محکوبه را ننماید و مطلب دیگر اینکه چنانچه قادر به معرفی مال محکوم علیه نباشد می تواند در خواست اعمال ماده 2 نحوه اجرای محکومیت های مالی را از دادگاه صادرکننده دادنامه نماید.
ب ) فرض بر این هست که طرف دارای اسناد رسمی لازم الاجراء داشته باشد. دو راه برای چنین شخصی وجود دارد فرضا زوجه که دارای سند نکاحیه دارد می خواهد مهریه خود را از زوج بگیرد یک راه حل این است که به جای اقامه دعوا به همان دفتر خانه که سند نکاحیه تنظیم شده است مراجعه نموده و در خواست صدور اجرائیه نماید به تبع آن دفترخانه با توجه به تشریفات مقرر در خصوص اسناد لازم الاجراء اجرائیه صادر و به زوج ابلاغ می نماید.
جریحه دار کردن عفت عمومی عبارت است از هر عملی که از نظر اخلاق حسنه و مذهب رایج تقبیح شود ، عملی که هنجارهای اجتماعی را نادیده گرفته و عموم جامعه به شدت از آن دوری گزینند و با دیدن ، خواندن و حتی شنیدن آن ناراحت شوند با توجه به تاکیدات دین مبین اسلام بر مستور و مخفی ماندن عمل زناشویی و رعایت شئونات ، عفت و حجب و حیا از طرف زن و شوهر ها ، زناشویی در ملاعام موجب جریحه دار شدن عفت عمومی می گردد و مرتکب آن وفق ماده (۶۳۸) قانون مجازات اسلامی به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می گردد.
قذف چیست؟ حکم آن چیست؟ آیا اگر کسی به ما فحش ناموسی بدهد می توانیم از او شکایت کنیم؟ سلام. «قَذف»؛ در لغت به معناى انداختن، گذاشتن و رها کردن آمده است. و در اصطلاح فقهی، عبارت است از اینکه به مرد یا زن، تهمت و نسبت زنا یا لواط زده شود. به طورى که نتوان آن را با بیّنه ثابت نمود..چنانچه در درگیری ها شخصی نسبت زنا به کسی بدهد و یا فحش ناموسی بدهد که مثلا تو فاحشه هستی یا مثلا زن تو و یا مادر فلان است واگر نتواند در دادگاه ثابت کند این مورد موجب حد قذف است که مجازاتش 80 ضربه شلاق خواهد بود.و صرفا شهادت در دادگاه کافی نیست حتما باید 4 مرد عادل شهادت بدهند که مثلا فلان خانم فاحشه است اگر این شهادت داده شود شخصی که گفته مجازات نمی شود ولی اگر نتواند ثابت کند مجازات خواهد شدحدّ شخص قاذف(تهمت زننده) این است که به او هشتاد تازیانه زده میشود. همانطور که در قرآن کریم میخوانیم: «کسانى که زنان عفیفه پاکدامن را به زنا متّهم میکنند، سپس چهار شاهد نمیآورند، به آنان هشتاد تازیانه بزنید، و هرگز شهادتى را از آنان نپذیرید، و اینها هستند که در حقیقت بدکار و نافرماناند».موفق وموید
خواهشمند است بفرمائید که آیا تاثیر شخصیت اجتماعی و نوع شغل در میزان نفقه زوجه موثر است بطور مثال نفقه یک خانم خانه دار با نفقه یک خانم دارای تحصیلات کارشناسی ارشد فرقی دارد یا خیر؟
سلام.وفق ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی ، میزان نفقه با توجه به شأن و شرایط زوجه توسط دادگاه مشخص می شود . موفق وموید
1- تعهدات مربوط به مالک یا مستاجر در اداره ساختمان های مشمول قانون تملک آپارتمان ها یکسان است و استفاده کننده قانونی خواه مالک یا مستاجر در این باره متعهد است.
2- قسمت های مشترک مجتمع های آپارتمانی شامل زمین، تاسیسات مشترک مانند سیستم گرمایش و سرمایش مشترک، چاه، انشعاب برق مشترک، بالابر، فاضلاب، انشعاب آب مشترک ، انبار مشترک، لوله ها و سیم های برق، اسکلت ساختمان، بام، راهرو و راه پله ها، درب و پنجره ها در قسمت های عمومی، رختشوی خانه، حیات، محوطه ساختمان که بخشی از ملک است، حیات خلوت، اتاق سرایدار، نمای ساختمان، انبار عمومی و تلفن مرکزی و به اصطلاح مشاعات ساختمان است. هر آنچه که مطابق صورت جلسه تفکیک آپارتمان ها اختصاص به آپارتمان خاصی ندارد مشترک و مورد استفاده همه مالکان و متصرفان قانونی است. این قسمت ها غیرقابل انتقال است و هر مالکی یا قائم مقام او به نسبت مالکیت خود و مساحت آپارتمانش در آن به صورت مشترک و مشاعی سهیم است.
3- قسمت های اختصاصی هر ساختمان شامل قسمت هایی است که برای آن سند مالکیت جداگانه با تعیین مالک صادر شده یا به صورت عرفی اختصاص به یکی از مالکان دارد. پارکینگ و انباری اگر به صورت رسمی یا عرفی متعلق به یک آپارتمان باشد متعلق به آن و مالکش است و در غیر این صورت باید به صورت مشترک با توافق مالکان دیگر بهره برداری شود.
4- هزینه های مشترک، هزینه هایی است که برای استفاده، حفظ و نگهداری عادی ساختمان و تاسیسات و تجهیزات و هچنین هزینه های اداری و حق الزحمه مدیر یا مدیران ساختمان پرداخت می شود. این هزینه ها شامل مواردی همچون رنگ آمیزی دیوارها و نرده های مشترک و سرایدار در صورت استفاده و دیگر موارد هزینه های مربوط به بخش های مشترک می شود. سهم هر یک از مالکین از مخارج با نسبت مساحت اختصاصی هر آپارتمان به کل بخش های اختصاصی دیگران تعیین و از هر آپارتمان دریافت می شود. هزینه های مشترک هم با تساوی از همگان دریافت می شود. بدیهی است اگر بر مبنای قانون و عرف قسمتی از بخش های عمومی مشترک مورد استقاده اختصاصی کسی یا کسانی است، باید هزینه های آن را استفاده کننده بپردازد. در عین حال امکان قانونی هم برای تنظیم قرارداد بین مالکین برای چگونگی محاسبه سهم هر مالک در هزینه ها وجود دارد. همچنین مالکین می توانند توافق کنند که برخی از آن ها هزینه های بخشی از ساختمان را به صورت انحصاری تقبل کنند.
5- نمای ساختمان بخش مشترک آن و متعلق به همه مالکین هستند. آن بخش از ورودی آپارتمان ها و سردرب آن ها که در ظاهر و زیبایی موثر و پیداست، جزء مشاعات و بخش مشترک محسوب می شود. بنابراین هیچ تغییر و اصلاحی در این موارد نباید بدون موافقت دیگر مالکین انجام شود.
6- در هر ساختمان مشمول قانون تملک آپارتمان ها که مالکین بیش از سه نفر باشند، باید مدیر یا مدیرانی توسط مجمع عمومی مالکین انتخاب شود. اداره و حفظ ساختمان، دریافت و پرداخت هزینه ها، بیمه آتش سوزی ساختمان، تعیین سهم هر آپارتمان در هزینه ها و اعلام آن، خودداری از ارائه خدمات مشترک به بدهکاران، مطالبه طلب از بدهکاران از جمله با طرح دعوی در دادگستری و مراجعه به اداره ثبت.
7-عدم پرداخت هزینه های مشترک از جمله مشکلات مهمی است که مالکین و مدیریت ساختمان با آن مواجه می شود. به طور معمول با ابلاغ نامه یا نصب فهرست بدهی ها در ساختمان از بدهکار خواسته می شود که بدهی خود را بدهد. اما قانون به مدیر این اختیار را داده است که با ارسال اظهارنامه و یا مراجعه به دادگاه این طلب را دریافت کند. در صورت خودداری مالک یا استفاده کننده آپارتمان از پرداخت بدهی، مدیر می تواند دسترسی بدهکار را به خدمات مشترک مانند برخورداری از سرمایش، گرمایش و برق و آب مشترک را ناممکن کند. همچنین در صورت عدم امکان قطع دسترسی بدهکار، مدیر می تواند با مراجعه به دادگاه و رسیدگی خارج از نوبت، درخواست عدم ارائه خدمات مشترک به بدهکار کند. در عین حال نه تنها مدیر می تواند با مراجعه به اداره ثبت اسناد و املاک کشور درخواست صدور اجرائیه و توقیف اموال بدهکار – هم مالک و همم استفاده کننده – را بدهد بلکه امکان دریافت خسارت تاخیر پرداخت بدهی را دارد.
1- وکیل کسی است که به جای موکل (کسی که وکیل را انتخاب می کند و به او وکالت می دهد) کارهایی را که خود موکل اهلیت انجام آنها را دارد را بر عهده می گیرد. اگر وکالت با سند عادی (غیررسمی) و یا سند رسمی (تنظیم شده در دفتر اسناد رسمی) داده شود، برای انجام امور اداری یا انجام معاملات قابل استفاده است. اما با وکالت تنظیمی در دفاتر اسناد رسمی نمی توان از جانب شخص حقیقی یا حقوقی به طور مستقیم به دادسراها و دادگاه ها مراجعه و موضوع وکالت را انجام داد. اما می توان در وکالت رسمی حق انتخاب وکیل دادگستری را هم گنجاند.
2- وکیل دادگستری کسی است که با داشتن پروانه وکالت و عضویت در یکی از کانون های وکلای دادگستری از طرف اشخاص حقیقی یا حقوقی (دولتی یا غیردولتی) دفاع از حقوق موکل و پاسخ به ادعاها و دلایل و ارائه آن ها را در دادسراها و دادگاه ها و ادارات ثبت اسناد و املاک می پذیرد. بنابراین فقط وکیل دادگستری یا نماینده حقوقی سازمان های دولتی یا مدیر شرکت در چارچوب اختیارات قانونی از سوی شرکت یا موسسه مربوطه می توانند در مراجع قضایی، ثبتی و اداری، از طرف موکل یا شرکت یا موسسه یا مرکزی که نمایندگی داده است، حاضر شود.
3- انتخاب وکیل دادگستری آزادانه از سوی هر شهروند یا اشخص حقوقی از میان وکلای دادگستری انجام می شود و رابطه میان وکیل و موکل با تنظیم و امضای وکالتنامه ( به صورت فرم قرارداد چاپی که کانون وکلا در اختیار وکلا قرار می دهد) و تعیین حق الزحمه وکیل آغاز می شود.
4- حق الوکاله وکیل یا بر اساس تعرفه مندرج در آئین نامه تعرفه وکالت تعیین و پرداخت می شود و یا وکیل و موکل میزان مشخص دیگری را تعیین و توافق می کنند. حق الوکاله مورد توافق می تواند در همان فرم چاپی وکالتنامه یا برگه های جداگانه ای نوشته شود و به امضای طرفین برسد؛ محدودیتی برای تعیین حق الوکاله و چگونگی دریافت آن وجود ندارد.
5- پرداخت هزینه های پرونده (به جز علی الحساب مالیات حق الوکاله و سهم صندوق حمایت وکلا) همانند هزینه های دادرسی،کارشناسی، آگهی، تایپ، کپی، تماس تلفنی و اوراق استفاده شده به عهده موکل است که باید با اعلام وکیل پرداخت شود.
6- وکیل از طرف موکل بدون تعهد به دریافت نتیجه و رای به نفع موکل کارهای وی را انجام می دهد و حق الزحمه او ارتباطی با نتیجه دعوی و اقدام وکیل ندارد. به اصطلاح "تعهد وکیل تعهد به وسیله است نه تعهد به نتیجه".
7- به وکلای دادگستری تاکید شده است که پیش از آغاز هر اقدامی و پس از انعقاد قرارداد وکالت و تنظیم وکالتنامه ، درباره گفت و گو با طرف دعوی و امکان حل و فصل اختلاف یا طرح ادعا خارج از مراجع قضایی اقدام و بررسی شود.
8- هر مرحله از دادرسی دارای حق الوکاله مشخص و مربوط به همان مرحله است که بر اساس توافق دو طرف پرداخت می شود.
9- در صورت برکناری وکیل، باید تمام حق الوکاله به وی پرداخت شود مگر طرفین توافق دیگری در این باره داشته باشند.
10- مراتب استعفای وکیل دادگستری به موکل و مرجع قضایی و اداری اعلام می شود اما وکیل در این حالت به نسبت امور که انجام داده است حق الوکاله دریافت می کند.
11- وکیل دادگستری نمی تواند همزمان، وکالت شخصی را که طرف دعوی موکل اوست به عهده بگیرد و باید صلاح و غبطه موکل را رعایت کند.
12- وکلا به طور معمول با موکلین خود در دفتر کار خود دیدار می کنند مگر آن که ناتوانی موکل یا انجام امر دیگری موجب دیدار با موکل در محل دیگری مطابق شان وکیل شود.
13- وکلای دادگستری ایران به موجب قوانین همتراز با قضات دادگستری و هم شان آن ها در انجام وظیفه هستند. بنابراین نباید به آن ها توهین یا بی احترامی شود.
14- در ایران به صورت رسمی وکلا بر اساس تخصص و دانش خود تقسیم نشده اند. اما شماری از آن ها وکالت پرونده های خاصی را متناسب با تسلط و پیشینه خود می پذیرند.
وکالت تعویض پلاک
مورد وکالت : مراجعه به نیروی انتظامی و ادارات راهنمایی و رانندگی و دوائر نقل و انتقلل خودرو در نیروی انتظامی به منظور تعویض و فک پلاک موجود برروی خودرو ............ مدل ................. رنگ ................ به شماره شاسی ................................ و شماره موتور ....................................... و شماره انتظامی ............................ و انجام کلیه تشریفات قانونی از جمله ارائه خودرو و مدارک مربوط به آن جهت بازدید فنی وکارشناسی نیروی انتظامی و پرداخت حقوق و عوارض و هزینه های مربوطه و دادن هر گونه تعهد از سوی موکل در مراجع فوق الذکر نسبت به خودرو مذکور و عند الاقتضا اخذ پلاک فک شده و یا تحویل آن به انبار راهنمایی و رانندگی و اخذ هرگونه رسید و یا گواهی جهت تحویل به موکل با حق امضا ذیل کلیه اوراق و اسناد و مدارک و اداره راهنامیی و رانندگی و دوائر فوق الذکر و با حق تعویض و اخذ شناسنامه مالکیت خودرو فوق الذکر و اخذ هر نوع گواهی و مدارک صادره از طرف دوایر نقل و انتقال خودرو درنیروی انتظامی و دادن رسید و تحویل آن به موکل . همچنین موکل این وکالتنامه به وکیل اجازه و اختار داد تا پلاک جدید را بنام خود یا هر شخص حقیق و یا حقوقی دیگر در خواست و بر روی خودو فوق نصب نماید .
حدود اختیارات :وکیل مرقوم در انجام مورد وکالت با حق توکیل به غیر دارای کلیه اختیارات تامه و لازمه قانونی از جانب موکل می باشد و هرگونه عمل و اقدام و امضاء در زمینه مورد وکالت بمنزله عمل و اقدام و امضا موکل محسوب و نافذ و معتبر و دارای آثار قانونی است .
این سند در دو برگ اوراق نیم برگی بشماره های سری .................. و ........................ تنظیم مبلغ .................. ریال بابت تنظیم سند و بموجب فیش شماره ...................... به بانک ملی ایران شعبه ................. واریز و قبض رسید شماره .................. صادر و تسلیم گردید .
بتاریخ یکهزار و سیصد و هشتاد و شش شمسی محل امضاء