به روز بودن دانشجویان حقوق و پاسخگویی به سوالات هموطنانم.

تفاوت خلع ید با تصرف عدوانی .

خلع ید به لحاظ حقوقی عنوان دعوایی است که مالک یک مال غیر منقول(خانه،مغازه،زمین)بطرفیت متصرف غیر قانونی مال خود اقامه می کند و از دادگاه(امروزه شورای حل اختلاف)می خواهد که به روند تصرف غیر مجاز متصرف پایان بخشیده و ملک وی را از تصرف او خارج کرده و تحویل او بدهند،بعنوان مثال من دارای یک مغازه می باشم و به مسافرت می روم بعد از 2سال مراجعت می کنم و متوجه می شوم یکی از همسایگان مغازه از غیبت من سوء استفاده کرده و به تصرف مغازه پرداخته و در آن مبادرت به فروش لوازم یدکی اتومبیل می نماید،هر چند به او تذکر داده می شود حاضر نمی گردد مغازه را تحویل دهد اینجاست که من باید با در دست داشتن سند مالکیت به شورای حل اختلاف محل وقوع مغازه مراجعه کرده و با تنظیم دادخواست و طرح دعوی خلع ید بطرفیت متصرف که اصطلاحا غاصب تلقی می شود حق خود را مطالبه نمایم ،شرط اصلی جهت طرح دعوی مذکور داشتن مالکیت بلا منازع است یعنی باید سندی داشته باشیم که مالکیت ما را 100درصد ثابت کند مثل دفترچه مالکیت سیم سرب،یا حکم قطعی اثبات مالکیت.اما اگر واقعا مالک باشم اما مدرکی برای اثبات آن نداشته باشم و طرف مقابل هم ادعای مالکیت مرا قبول نداشته باشد اینجا باید ابتدا به دادگاه مراجعه کنم و دعوای اثبات مالکیت مطرح نمایم و با گرفتن حکم قطعی اثبات مالکیت دعوای خلع ید در شورای حل اختلاف مطرح نمایم والا موفق نمی شوم .لازم به ذکر ات دعوای خلع ید با دعوای تصرف عدوانی و تخلیه ید متفاوت است زیرا منشاء دعوای خلع ید غصب است و هیچ قراردادی بین مالک و متصرف وجود ندارد اما در تخلیه قرارداد وجود دارد اما با وصف اینکه مدت اجاره پایان پذیرفته است مستاجر حاضر به تخلیه ملک نیست اینجا باید دعوای تخلیه مطرح کرد که در آن مالکیت عین ملک نیز شرط نیست همین که شما مالک منافع هم باشی کفایت می کند،تصرف عدوانی نیز که به دو صورت کیفری و حقوقی قابل طرح است باز موضوع فرق می کند در دعوای تصرف عدوانی حقوقی فقط اثبات سابقه تصرف کافی است و نیازی به اثبات مالکیت (عین و منافع)نیست همین که سبق تصرف خواهان و لحوق تصرف خوانده و عدوانی بودن تصرف ثابت شود کافی است اما در شکایت تصرف عدوانی کیفری که طبق ماده690 قانون مجازات اسلامی مصوب سال1375 مطرح می شود اختلاف نظر وجود دارد عده ای مالکیت را شرط می دانند اما عده دیگری فقط سبق تصرف را کافی می دانند که رویه قضایی نظر اول یعنی اثبات مالکیت را پذیرفته است. با توجه به ق.آ.د.م رسیدگی به دعوای خلع ید در حیطه اختیارات دادگاه عمومی میباشدو دعوای تصرف عدوانی به انتخاب مدعی می باشد.

در مواردی هم مدعی طبق ماده ۶۹۰ ق.م عمل مینماید که از نظر مهلت و مدت شکایت محدودیت ندارد.

 

وجود اشتراک و افتراق:

 

۱- در دعوای تصرف عدوانی رعایت تشریفات دادرسی لازم نمیباشد در صورتیکه در خلع ید رعایت این تشریفات لازم میباشد.

 

۲-هر دو دعوا قابلیت تجدید نظر را دارند.

 

۳-در خلع ید به موجب ماده ۱ قانون اجرای احکام حتماْ حکم باید قطعی و بعد اجرا گردد در صورتیکه در دعوای تصرف عدوانی چون بلا فاصله قابل اجرا میباشد نیازی به قطعی شدن و صدور اجراییه ندارد و درخواست تجدید نظر مانع اجرا نمیباشد.

 

کسانیکه حق شکایت یا طرح دعوا را دارند :

 

۱- در تصرف عدوانی لازم نیست شاکی مالک باشد بلکه مستاجر . مباشر .خادم . رعیت . کارگر و هر کس به نمایندگی یا به امانت مال غیر را متصرف است میتواند به قائم مقامی مالک طرح دعوی نماید.(ماده ۱۷۰ ق.آ.د.م)

 

۲- در دعوی خلع ید فقط اشخاص ذینفع یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی میتواند طرح دعوی نماید.

 

هزینه دادرسی :

 

۱- دعوی تصرف عدوانی و مزاحمت و ممانعت از حق غیر مالی میباشد.

 

۲- دعوی خلع ید در دعوی اموال غیر منقول مالی تلقی گردیده و از نظر پرداخت هزینه دادرسی بر مبنای ارزش معاملاتی املاک در هر منطقه عمل میشود و اختلاف و یا عدم اختلاف در مالکیت تاثیری ندارد.

 

رسیدگی :

 

۱- در دعوی تصرف عدوانی خارج از نوبت و ملاک حد عرفی و تصمیم قاضی دادگاه میباشد.

 

۲- در دعوی خلع ید وقت تعیین میگردد.

 

اعتبار امر قضاوت شده :

 

۱- دعوای رفع تصرف عدوانی و خلع ید بطور همزمان یا جدا از هم قابل طرح در مراجع صالحه میباشد.

 

۲- اعتبار حکم قاضی در مورد تصرف عدوانی تا موقعی است که قاضی ماهوی حکم نداده است.

 

۳- حکمی که در خصوص دعوی رفع تصرف عدوانی صادر شده اعتبار امر مختوم یا قضاوت شده را ندارد بنابراین خواهان یا خوانده میتواند دادخواست خلع ید تقدیم دادگاه نماید ولی بالعکس حکم قاضی ماهوی اعتبار امر مختوم یا قضاوت شده را دارد و خواهان یا خوانده نمیتواند در خصوص همان موضوعی که قبلا مورد حکم واقع شده دعوی تصرف عدوانی را اقامه نماید.

۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۹:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

مستثنیات دین چیست و طلبکار چه اموالی را نمی‌تواند توقیف کند؟

همیشه محکومٌ‌له یا طلبکار مجبور است با توسل به حکم یا دستور مراجع قضائی یا ثبتی ، اموال بدهکار یا مدیون را معرفی ، توقیف و مزایده گذاشته و نهایتاً طلب خود را از آن وصول نماید، از طرفی هم محکومٌ‌علیه ، طبق شرع مقدس اسلام و قوانین موضوعه حق حیات خود را از دست نمی‌دهد و مصلحت زندگی او هم ایجاب می‌کند که برخی اموالش از توقیف و مزایده مصون بماند، بنابراین اموالی را که جزء ضروریات زندگی مدیون باشد قانونگذار از توقیف معاف دانسته و به عنوان مستثنیات دین شناخته و پذیرفته است .


سوال : چه اموالی جزو مستثنیات دین شناخته می شوند ؟ 

 

پاسخ : بر اساس قانون مستثنیات دین عبارتند از : 

 

الف)مسکن مورد نیاز محکوم‌علیه و افراد تحت تکفل وی با رعایت شوونات آنها که در عرف رایج است . 

 

 ب ) وسیله نقلیه مورد نیاز . 

 

 ج ) اثاثیه مورد نیاز زندگی که برای رفع حوایج ضروری محکوم‌علیه خانواده و افراد تحت تکفل او لازم است . 

 

 د )آذوقه موجود به قدر احتیاج محکوم‌علیه و افراد تحت تکفل وی برای مدتی که عرفآ آذوقه ذخیره می‌شود . 

 

 ه )کتب وابزار علمی و تحقیات برای اهل علمی و تحقیق متناسب با شان آن‌ها . 

 

 ن) وسایل و ابزار کار کسبه و پیشه‌وران و کشاورزان و وسایر اشخاص که وسیله امرارمعاش محکوم‌علیه و افراد تحت تکفل وی می‌باشد.


سوال : آیا ودیعه مسکن ( پول رهن ) جزو مستثنیات دین است؟ 

 

پاسخ : این موضوع اختلافی است ؛ بعضی حقوقدانان معتقدند ودیعه مسکن به لحاظ عدم صراحت قانونی ، جزو مستثنیات دین نمی‌باشد ، اما عده‌ای دیگر عقیده دارند ودیعه مسکنی که مستاجر برای سکونت خود و خانواده اش تهیه و نزد موجر سپرده، از جمله موارد مستثنیات دین بوده و توقیف آن بابت وصول دین مجاز نمی‌باشد . 

البته اگر مسکن مورد اجاره بیش از شئونات عرفی محکوم‌علیه باشد دادگاه دستور توقیف مبلغ مذکور را صادر و مقدار اضافه بر شوونات وی بابت دین او به طلبکار یا محکوم‌له پرداخت می‌شود.


پرسش :آیا تصمیم دادگاه صادر کننده رای در خصوص تشخیص مستثنیات دین بودن مال توقبف شده ، قابل اعتراض است یا خیر ؟ 

 

پاسخ : بله- تصمیم دادگاه صادر کننده حکم لازم‌الاجرا در این خصوص دستور تلقی می‌شود و قطعی و غیر قابل اعتراض است.

پرسش : آیا تلفن منزل یا تلفن همراه جزو مستثنیات دین است ؟

 

پاسخ : در این موارد نیز به تشخیص دادگاه شئونات عرفی و نیاز کاری محکوم‌علیه ملاک است، اگر عرفآ برای کسانی در وضعیت و موقعیت شغلی و اجتماعی محکوم‌علیه تلفن منزل یا تلفن همراه ضروری یا بعنوان وسیله کار باشد ، جزو مستثنیات دین است اما اگر بیش از یک خط تلفن باشد به نظر می‌رسد قابل توقیف و مزایده است .


پرسش : آیا اتومبیل یا وسیله کار و امرار معاش محکوم‌علیه قابل توقیف است؟ 

 

پاسخ : بله - اتومبیل و وسایل کار و معاش مورد نیاز و در شئون شخص بدهکار جزء مستثنیات دین است .

پرسش : در صورت بروز اختلاف نسبت به متناسب بودن اموال و اشیاء موضوع مستثنیات دین با شئونات و نیاز عرفی محکوم‌علیه به این اختلاف در مرحله اجراء به چه طریقی و توسط چه مرجعی رسیدگی می‌شود ؟ 

 

پاسخ : مطابق قانون در این قبیل موارد تشخیص دادگاه صادر کننده حکم لازم‌الاجراء ملاک عمل اجرای احکام خواهد بود ، بعنوان مثال اگر خانه یا آپارتمان محکوم‌علیه توسط اجرای احکام توقیف و محکوم‌علیه ادعا کند خانه وی جزو مستثنیات دین است و به توقیف آن اعتراض نماید، بدیهی است دادگاه صادر کننده حکم لازم‌الاجرا بررسی می‌نماید چنانچه خانه یا آپارتمان بیش از حد نیاز و شئون وی باشد آن را فروخته و به میزانی از پول حاصل از فروش خانه یا آپارتمان که برای تهیه مسکن مطابق با شئون عرفی او لازم است به او می‌پردازد و الباقی آن بابت دین به طلبکار داده می‌شود.

پرسش : آیا ممنوعیت توقیف و فروش مستثنیات دین فقط به حکم قطعی دادگاه است یا شامل آرای مراجع دیگر مثل هیات‌های حل اختلاف کار و کارگر مربوط به اداره کار و امور اجتماعی یا اجراییه‌های ثبتی راجع به چک و یا بدهی‌های موضوع قراردادهای رسمی بین بانک ها و مردم هم می شود؟ 

پاسخ : چون مستثنیات دین مربوط به دین وبدهی است بنابراین فرقی نمی‌کند که آن موضوع حکم دادگاه باشد یا رای هیات حل اختلاف کار و کارگر یا اجراییه ثبتی ادارات اجرای اسناد رسمی ثبت اسناد و املاک کشور و در کلیه این موارد مقررات ممنوعیت توقیف و فروش اموال موضوع مستثنیات دین جاری است .

۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۹:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

باید ها و نباید های مراجعه به دادگاه .

1- سعی نمایید از هر اطاقی به عنوان اطلاعات استفاده نکنید . این کار ممکن است موجب زحمت کارمندان شود و آنگاه با این جمله روبرو شوید:
«اینجا اطلاعات نیست» بنابراین به محل اطلاعات رجوع کنید و اگر چنین جایی وجود نداشت، به دفتر دادگاه مراجعه کنید.
 
2- با کارمندان پرخاش و تندی نکنید. آن‌ها هم از میان شما و همچون شما شهروند این جامعه هستند و دست تقدیر آن‌ها را آنجا نشانده است و البته وظیفه دارند که به شما خدمت کنند. در صورت مواجه شدن با خستگی بیش از حد کارمند، کمی تأمل کنید. سکوت کنید. به اندازه ای که از مشغله های دیگر رهایی یابد و آماده پذیرش شما شود.
 
3- از کارمند فقط در حیطه توانایی‌هایش انتظار انجام کار داشته باشید. توقع از کارمند برای انجام کاری خارج از مسوولیتش ممکن است موجب توقف سیر اداری پرونده شما گردد.
 
4- به اعتبار احترام قاضی در مسند قضاوت بدون اجازه وارد اتاق نشوید. صحبت‌های طرف دیگر دعوا را قطع نکنید و بدون اجازه قاضی صحبت نکنید. وقتی که اجازه صحبت یافتید در محضر قاضی و حتی در جاهای دیگر سعی کنید به طرف دعوا جسارت نکنید. تنها ادعا یا دفاع خود را مطرح کنید.
 
5- سعی نمایید درب اتاق قاضی را نیمه باز نگذارید و از شکاف درب به داخل اتاق نگاه نکنید. در کنار درب اتاق قاضی ازدحام نکنید. این کار موجب می‌شود قاضی تمرکزش را از دست بدهد و برای قضاوت بی‌طرفانه دچار زحمت گردد.
 
6- با علامت و اشاره چشم یا سر منشی دادگاه یا دادسرا را به بیرون فرا نخوانید. این عمل قاضی را به شدت ناراحت می‌کند و حق هم دارد. ما باید با یکدیگر با احترام برخورد کنیم. علامت و اشاره در شأن ارباب رجوع و کارمندان اداری که خدمت گذار مردمند، نمی‌باشد. راه حل این است که در بزنید از قاضی اجازه بگیرید و بفرمایید با منشی او کار دارید. به طور قطع قاضی با احترام به شما اجازه خواهد داد کنار میز منشی بنشینید و یا او صحبت کنید و البته اگر قاضی جلسه ای داشت صبر کنید و پس از اتمام جلسه از او اجازه بگیرید تا وارد شوید.
 
7- هرگز به دنبال شناسایی اقوام و بستگان قاضی نباشید تا از آن طریق حرف خود را به گوش قاضی برسانید. چرا که این کار باعث زحمت شما و بستگان قاضی خواهد شد و‌ آثار سوئی هم دارد.
 
8- به رجز خوانی‌های طرف دیگر دعوا توجه نکنید چون برای مرعوب کردن شما است. اظهارات شما و طرف دیگر را قاضی شنیده و طبق قوانین و مقررات و نه جوسازی دو طرف تصمیم می‌گیرد.
 
9- از مراجعه به قاضی یا کارمند در داخل سالن و سؤال در مورد پرونده‌ خودداری کنید. این عمل باعث سوء تفاهم خواهد شد. هرگاه قاضی یا کارمند به اتاق خود برگشت، به نحوی که بیان شد، با اجازه وارد اتاق شوید.
 
10- بدانید هر اقدام قاضی مبنا و دلیل قانونی دارد و او چنین فرصتی ندارد که آیین قضاوت خود را برای شما بازگو کند. در این مورد می‌توانید با وکیل یا مشاور حقوقی خود مشورت کنید.
 
11- پای صحبت کسانی منشینید که برای شما فلسفه بافی کرده یا از رفتار، برخورد و نحوه کار قاضی با شما صحبت کنند. چرا که این کار باعث می‌شود در ذهن شما یک پیش زمینه منفی نسبت به کار قاضی به وجود بیاید و این اولین گام شکست شماست.
 
12- در نظر داشته باشید که هر چند قاضی بسیار صبور است اما ممکن است قبل از حضور شما صحنه ای یا برخوردی او را ناراحت و عصبانی کرده باشد. اگر با چنین حالتی روبرو شدید مدتی سکوت کنید یا از او بخواهید در فرصتی دیگر به نزد او بروید. قاضی هم یک انسان است و ممکن است بعضی از صحنه‌ها در طول روز او را ناراحت کند.
 
13- مبادا این گونه فکر کنید یا نتیجه بگیرید که رجز خوانی‌های طرف مقابل از نظر قاضی صحت دارد. این نتیجه گیری فقط یک خطای ذهنی است و شما را از دفاع هوشمندانه غافل می‌کند.
 
14- تلفن همراه خود را در اتاق قاضی یا کارمند دفتر خاموش نگه دارید. اگر فراموش کردید این کار را انجام دهید و همراه شما زنگ زد، بهترین کار آن است که آن را خاموش کنید. سعی کنید در حضور قاضی با تلفن همراه خود صحبت نکنید تا احترام مسند قضاوت حفظ شود.
 
15- تا حد امکان سلام یا پیغام کسی را به قاضی نرسانید. چنانچه به قاضی وانمود کنید که با مسوولی ارتباط دارید، به طور قطع در ذهن او بازتاب منفی ایجاد خواهد شد ولو این که شما آن را احساس نکنید.
 
16- رفتن به دادگاه را عیب ندانید. مراجعه به نزد قاضی یا برای گرفتن حق است یا دفاع از خود یا برای شهادت دادن. هر یک از این سه مورد نه تنها ناپسند نیست، بلکه امری قابل ستایش نیز می‌باشد. در واقع در این فرآیند، تنها کسی باید شرمنده باشد که جرمی مرتکب شده باشد.
 
17- ممکن است مراجعه شما برای پاسخ گویی به ادعایی باشد که علیه شما مطرح شده است پر واضح است که قاضی بلافاصله بعد از طرح ادعا بر علیه شما، مؤاخذه‌تان نخواهد کرد، بلکه از طرف مقابل خواهد خواست برای ادعای خود دلیل و مدرک ارائه دهد. سپس آن را با شما مطرح خواهد کرد و پاسخ شما را خواهد شنید.
 
18- چنانچه مراجعه شما برای بیان شهادت و گواهی باشد، قاضی حسب مورد بدون حضور دو طرف اختلاف، اظهارات شما را خواهد شنید و شما نیز می‌توانید بدون واهمه از حضور آن‌ها واقعیت را بیان نمایید. همواره این فرمایش مولای متقیان علی (علیه السلام) را به خاطر داشته باشید که می‌فرمایند: «همیشه حقیقت را بر زبان آورید حتی اگر به زیان خود شما باشد.»
 
19- برای رساندن نامه خود به دست قاضی ضرورتی به مراجعه نزد مقام مافوق او وجود ندارد چرا که آن مقام، کار خارق‌العاده ای انجام نخواهد داد، بلکه از قاضی خواهد خواست طبق مقررات عمل کند.
 
20- به خاطر داشته باشید ادای سوگند ضوابط و مقررات خاصی ندارد. به عبارت دیگر اگر فردی به جان خود و خویشاوندان خود قسم بخورد، قاضی به او بیشتر توجه نخواهد کرد. بدیهی است اگر تحت شرایطی قاضی مورد را شایسته قسم دید، از فرد مورد نظر خواهد خواست سوگند یاد کند.
 
21- در نظر داشته باشید که قاضی برای رسیدگی به پرونده، فقط از دستورات قانون تبعیت می‌کند بنابراین آنچه را که قانون به او اجازه داده انجام می‌دهد. پس طبعاً نمی‌تواند هر آنچه را که از او درخواست می‌شود اجابت کند.
 
22- ممکن است در سالن انتظار به فرد یا افرادی برخورد نمایید که به جای راهنمایی قانونی، وانمود کنند می‌توانند از راه های مختلف، مشکل شما را حل کنند. به آن‌ها اعتماد نکنید چرا که آنان افرادی هستند که تنها به منافع خود می‌اندیشند.
 
23- در سالن انتظار با دیگران در دل نکنید. ممکن است دیگری از اطلاعاتی که از طریق شما به دست می‌آورد خدای ناکرده سوء استفاده نماید.
 
24- ممکن است نتیجه رسیدگی به پرونده بین شما و طرف مقابل، به ضرر شما باشد. بحث و جدل در این مورد بی فایده خواهد بود. ضمن آن که دو طرف دعوا طبق قانون حق دارند به حکم قاضی اعتراض کنند. در این مورد می‌توانید با وکیل یا مشاور حقوقی خود مشورت نمایید.
 
25- چنانچه به حق خود رسیدید، نیازی به تقدیر از قاضی نیست، زیرا احقاق حق وظیفه‌ی یک قاضی است و همین که حق مظلوم را باز پس گیرد، بهترین هدیه برای اوست.
 
26- ممکن است پس از صحبت با قاضی احساس نمایید فرصت بیان تمام حرف‌های خود را پیدا نکرده‌اید. در این صورت، جای نگرانی نیست. می‌توانید مطالب خود را بعداً در نامه ای نوشته، پس از امضاء به قاضی تسلیم کنید. او قطعاً در همان لحظه یا در فرصت مناسبی آن را خواهد خواند و به مطالب مکتوب شما توجه خواهد کرد.
 
27- ممکن است قاضی پرونده را به طور تصادفی در همان محل اقامت شما سکونت داشته باشد یا این که در همان مدرسه یا دانشگاه سابق شما تحصیل می‌کرده است. پر واضح است که در این‌گونه موارد، خطاب کردن او به اسم کوچک در محل کارش پسندیده نخواهد بود. این امر در مورد کارمندان دادسرا یا دادگاه نیز صدق می‌کند. شاید درخواست مراجعه کننده از وی برای رتق و فتق امور قضایی به دلیل سابقه آشنایی قبلی، چندان خوشایند او نباشد.
 
28- حتماً شماره پرونده خود را همراه ببرید و اگر برای اولین بار به دادگاه یا دادسرا می‌روید شماره پرونده خود را بگیرید تا در مراجعات بعدی همراهتان باشد. زیرا بدون ارائه شماره، پیدا کردن پرونده مشکل خواهد بود.
 
29- از تصمیمات قاضی هر چند به ضرر شما باشد، تفسیر منفی نکنید. از این طریق می‌توانید به او کمک کنید تا با آرامش بیشتر و به دور از دغدغه های فکری به اعتراضتان رسیدگی نماید.
 
30- شایسته خواهد بود که تقاضا و درخواست خود را تنها در زمانی که با قاضی جلسه ای دارید، مطرح نمایید و بالعکس در مواقع دیگر درخواست خود را به صورت کتبی به دفتر قاضی تسلیم نمایید.
 
31- چنانچه قصد شکایت از دیگری و تقاضای مجازات او را دارید، بدانید در زمان طرح شکایت باید هزینه دادرسی (پول تمبر) بپردازید و بیش از این هزینه ای به شما تعلق نمی‌گیرد.
 
32- چنانچه سیر رسیدگی به پرونده های شما طولانی شد، در نظر داشته باشید که در بسیاری از موارد، رسیدگی‌های طولانی به علت عدم دریافت پاسخِ نامه‌هایی است که قاضی به مراجع دیگر نوشته است. مثلاً از کارشناس خواسته است در خصوص موضوع نظر دهد، اما کارشناسی و تهیه نظریه، مدتی طول کشیده یا پزشکی قانونی در ضرب و جرح برای اعلام نظریه قطعی زمان دیگری تعیین کرده است. در چنین مواردی، او تا زمان دریافت نظریه نمی‌تواند رأی بدهد.
 
33- به خاطر داشته باشید شهادت بستگانتان به عنوان شاهد و دلیل اثبات ادعا، چندان نمی‌تواند معتبر باشد، مگر در مواردی که قاضی شنیدن اظهارات آن‌ها را لازم بداند. بنابراین از به همراه بردن بستگان خود به مراجع قضایی بدون درخواست قاضی، خودداری نمایید.
 
34- در نظر داشته باشید که مقامات قضایی دادسرا عبارتند از:دادستان، معاون دادستان، بازپرس، دادیار و مقامات قضایی دادگاه هم عبارتند از:رییس دادگاه، دادرس دادگاه، مستشار یا مشاور دادگاه بنابراین اگر عنوان دقیق مقام قضایی را نمی‌دانید او را جناب قاضی خطاب کنید.
 
35- چنانچه خواستید علیه شخصی شکایت کنید می‌بایست دلیل و مدارکی دال بر صحت ادعای شما وجود داشته باشد در غیر این صورت، قاضی نمی‌تواند از حق و ادعایی که دلیل و مدرک ندارد، حمایت کند.
 
36- حضور سر وقت در دادسرا و دادگاه را بسیار مهم بشمارید زیرا اگر مدتی بعد از موعد مقرر مراجعه کنید، ممکن است زمان رسیدگی به پرونده دیگری رسیده باشد و تبعاً قاضی نخواهد توانست نوبت آن پرونده را به پرونده شما اختصاص دهد.
 
37- بدانید این‌گونه نیست که به محض شکایت شما، تعقیب طرف مقابل شروع شود. بلکه باید دلایل و مدارکی داشته باشید که درستی شکایت شما را برای قاضی ثابت کند. چرا که قاضی همه افراد را بی گناه می‌داند مگر آن که با دلایل و مدارک خطای یکی از آن‌ها ثابت شود.
 
۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۹:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نگاهی به طلاق خلع وقتی زوجه برای رهایی از زوجیت، مالی را می‌بخشد .

طلاق خلع، یکی از انواع طلاق‌های توافقی است که در آن، زوجه به دلیل کراهتی که از زوج دارد و با توافق زوج، مالی را به او می‌بخشد تا از قید زوجیت رها شود.

در طلاق رجعی، برای شوهر در مدت عده، حق رجوع وجود دارد؛ یعنی با وجود اینکه با قطع رابطه زوجیت به واسطه اجرای طلاق، مفارقت و جدایی، بین زوجین حاصل می‌شود، در مدت عده برای شوهر حق رجوع به همسرش باقی است و در این صورت همان رابطه زوجیت شرعی بین زن و شوهر اعاده خواهد شد.نوع دیگر طلاق بائن است. در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست و با اجرای صیغه طلاق رابطه زوجیت بین زوجین کاملاً قطع خواهد شد. طلاق بائن خود به چند دلیل حاصل می‌شود که یکی از این دلایل کراهتی است که زن از شوهر دارد یا هر دو از یکدیگر دارند. در صورتی که کراهت طرفینی باشد، طلاق از نوع مبارات است و اگر کراهت یک‌طرفه و از سوی زن نسبت به شوهر باشد، طلاق از نوع خلع است. بنابراین یکی از راه‌های جدایی زوجین، که در مدت عده، زوج حق رجوع به زوجه را ندارد، خلع است.طلاق خلع از اقسام طلاق بائن محسوب می‌شود که ضمن آن، زوجه به دلیل کراهتی که نسبت به زوج خویش دارد، در مقابل مالی که به او می‌دهد، از قید زوجیت رها می‌شود. زوجه می‌تواند تا قبل‌ از طلاق‌ خلع‌ و حتی‌ بعد از طلاق‌ در مدت عده و تا قبل از انقضای‌ آن، به بذل (فدیه) رجوع کند. در این صورت، طلاق خلع، از بائن به رجعی تبدیل شده و زوج می‌تواند در زمان عده به زوجه رجوع کنید. البته طبق نظریه مشهور، جواز رجوع زن مشروط به امکان صحت رجوع مرد است. هرچند زوج می‌تواند پس از طلاق خلع، امکان رجوع به طلاق را بر خود غیرممکن سازد اما زوجه نیز در چنین وضعیتی می‌تواند به فدیه رجوع کند و ایجاد مانع توسط زوج برای اعمال حق خویش، موجب سقوط حق زوجه در این خصوص نخواهد بود.
۳۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

وکیل برای طلاق توافقی .

میخواستم بدونم اگر زوجه وکیل نیاز نداشته باشد الزامی است وکیل گرفتن ؟
و یا اگر الزامی است حتما باید از وکلای دادگاه باشد و یا از خارج از آن هم امکان پذیر است؟


سلام. در طلاق یک طرفه یا طلاق توافقی و جایی که زوج به زوجه وکالت در طلاق
نداده باشد ، در اینجا الزامی به وکیل نیست ولی اگر زوج به زوجه وکالت
رسمی در طلاق داده باشد حتما باید وکیل دادگستری گرفته شود.موفق وموید

۳۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

انواع طلاق.طلاق بر چند قسم است؟

ارنظر حکم تکلیفی طلاق انواع مختلف دارد طلاق واجب ،طلاق سنت،طلاق مکروه .طلاق مولی و مظاهر از اقسام طلاق واجب می باشد .طلاق های حرام عبارتست از طلاق زن حایز ونفسا وطلاق سه طلاق در یک مجلس است طلاق مکرو ه
طلاقی است که امید سازش می رود طلاق سنت طلاقی است که بین طرفین شقاق است وامید سازش نیست وخوف وقوعدر فتنه وجود دارد.

طلاق بر چند قسم است؟
جواب: طلاق بر دو قسم است: «طلاق بائن» و «طلاق رجع

» و طلاق بائن بر پنج قسم است:
الف) طلاق زنى که نُه سالش تمام نشده.
ب) طلاق زن یائسه، یعنى زنى که بیشتر از 50 سال دارد.
ج) طلاق زنى که شوهرش بعد از عقد، با او نزدیکى نکرده باشد.
د) طلاق سوم زنى که او را سه بار طلاق داده اند.

۳۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

طلاق وشرایط پرداخت اجرت المثل به زن .

«هر گاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفاً برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیای آن عمل باشد،عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود،مگر اینکه معلوم شود قصد تبرع داشته است.»(ماده 336 قانون مدنی)
تبصره 6 ماده ‌واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مقرر می دارد: «پس از طلاق در صورت درخواست زوجه مبنی بر مطالبه حق‌الزحمه کارهایی که شرعاً به عهده وی نبوده است،دادگاه بدواً از طریق تصالح نسبت به تأمین خواسته زوجه اقدام می نماید؛و در صورت عدم امکان تصالح چنانچه ضمن عقد یا عقد خارج لازم در خصوص امور مالی شرطی شده باشد،طبق آن عمل می شود،در غیر این‌ صورت هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و نیز تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی نباشد،به ترتیب زیر عمل می شود:
الف- چنانچه زوجه کارهایی را که شرعاً به عهده وی نبوده،به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه ثابت شود،دادگاه اجرت‌المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می نماید ... .»
به عبارتی زوجه با این شرایط می‌تواند اجرت المثل کارهای دوران زناشویی را مطالبه نماید:
1-     درخواست طلاق از ناحیه زوج؛
2-     عدم تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی ؛
3-     عدم امکان سازش؛
4-     وقوع طلاق.
دادگاه باتعیین کارشناس میزان اجرت المثل راتعیین می نمایداجرت المثل قائم به تعهدات شخص بوده لذا به ورثه منتقل نمی شود.

۳۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

ازدواج مجدد.

عقد نکاح دارای جنبه ‏های متفاوت نسبت به عقود دیگر بوده طرفین در هنگام تشکیل آن به اهداف والایی غیر از اهداف منفعت‏طلبانه عقود دیگر نظر دارند. 

از طرفی متعاقدین در هنگام انعقاد عقد نکاح می‏توانند شروطی را که خلاف مقتضای ذات عقد نباشد در آن بگنجانند.

یکی از شرایطی که امروزه در کلیه نکاح‏های رسمی گنجانده شده و در صورت تحقق، به زوجه، حق وکالت در انتخاب نوع طلاق و جاری ساختن صیغه آن را می‏دهد، ازدواج مجدد زوج است.

شایان ذکر است که در اجرای این شرط لازم نیست زوجه حقوق مالی خویش از جمله مهریه ما فی‏القباله را بذل نماید.

البته با رعایت این شرط که ازدواج مجدد زوج ناشی از زوجه مثلاً نشوز او نباشد؛ در غیر اینصورت زوجه نمی‏تواند با استناد به چنین ازدواجی درخواست طلاق نماید.


نکاح: طلاق، شروط ضمن عقد نکاح، مهریه، رجوع، ازدواج مجدد

در شرع مقدّس اسلام و با توجه به نصّ آیه «فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع»

1 مرد می‏تواند چهار همسر دائمی اختیار کند؛ البته ادامه آیه، اجرای عدالت بین زوجات را شرط این کار برای مرد می‏داند، و به مردی که از امکان اجحاف و عدم رعایت عدالت بین همسران خود می‏ترسد، سفارش می‏کند که بیش از یک همسر اختیار نکند و به همان یکی اکتفا کند؛«فإن خفتم ألاّ تعدلوا فواحدة»

از سوی دیگر، با استناد به حدیث نبوی «الطّلاق بید من اخذ بالسّاق» حق طلاق منحصر به زوج است.

در موارد طلاق خلع و مبارات نیز که زن با بذل فدیه به شوهر طلاق می‏گیرد، نقش فدیه، دریافت حق طلاق توسط زوجه‏نیست، بلکه تنها راهی برای جلب موافقت زوج جهت اجرای صیغه طلاق‏است.

درصورت عدم قبول فدیه توسط زوج، زن با بذل تمامی مهریه خویش و حتی بیش از آن نیز نمی‏تواند اقدام به طلاق یکطرفه کند.

اما طبق ماده 8 قانون حمایت خانواده مصوب 1351 در صورت ازدواج مجدد زوج، در شرایطی به زن اجازه درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش از دادگاه داده می‏شد؛ مفاد ماده مذکور با تغییراتی در عقدنامه ‏های نکاحیه ملحوظ گردیده و به صورت شروط دوازده
گانه ضمن عقد نکاح درج شده است که مطابق آن زوجه می‏تواند در صورت تحقق و اثبات یکی از آن شروط از دادگاه درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش کند تا بتواند با وکالت اعطایی از جانب زوج، با انتخاب نوع طلاق و در صورت انتخاب طلاق خلع، با بذل تمام یا قسمتی از مهریه یا نفقه معوقه به زوج، به وکالت از مرد قبول بذل نموده، از طریق یکی از دفترخانه‏ های رسمی طلاق، خود را مطلّقه کند.

۳۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

فرق حکم طلاق با گواهی عدم امکان سازش .

پرسش : در چه مواردی دادگاه اقدام به صدور حکم طلاق یا صدور گواهی عدم امکان سازش می کند؟ 
و آیا بین این دو موضوع از نظر ماهوی و نحوه رسیدگی دادگاه تفاوتی وجود دارد؟
 
پاسخ : در طلاق دادگاه ناگزیر از رسیدگی ماهوی و ورود به موضوع احراز حقانیت خواهان است در حالیکه در موارد صدور گواهی عدم امکان سازش تصمیم دادگاه به منزله تأئید و شناسائی حق خواهان یا خواهانها در مراجعه به دفترخانه و اجرای صیغه طلاق می باشد.
لذا چنانچه زوج یا زوجین متقاضی طلاق بخواهند با اقامه دعوی بر علیه دیگری از دادگاه تقاضای صدور حکم مبنی بر محکومیت طرف مقابل به اجرای طلاق یا تسلیم شدن در قبال اجرای طلاق را بنماید، این مفهوم اقامه دعوی بوده و محتاج به تقدیم دادخواست می‏باشد. 
مثلاً در طلاق درخواستی از ناحیه زوجه به واسطه عدم تحقق شروط ضمن عقد نکاح یا عسر و حرج زوجه، دادگاه بایستی احراز حقانیت ادعا را بنماید، تا بتواند بر مبنای آن حکم به استحقاق زوجه نسبت به حضور در دفترخانه و اجرای صیغه طلاق از طرف زوج (درحق طلاق ناشی از عدم تحقق شروط ضمن عقد نکاح) یا الزام زوج به حضور در دفترخانه و اجرای صیغه طلاق و یا در صورت امتناع زوج، اعزام نماینده حاکم به دفترخانه در جهت اجرای صیغه طلاق از طرف زوج ممتنع، صادر نماید، حال آنکه وقتی خواسته، صرفاً تصدیق امری باشد (نه اقامه دعوی بر علیه دیگری) باید مراجعه به دادگاه صرف درخواست باشد.
مثلاً در طلاق توافقی هیچ یک از زوجین در شرایط و چگونگی بروز طلاق اختلافی ندارند و فقط از دادگاه می‏خواهند که حق آنها را در مراجعه به دفترخانه رسمی طلاق و اجرای صیغه طلاق تأیید نماید.
یا در طلاق به درخواست زوج، دادگاه با صدور گواهی عدم امکان سازش، نسبت به شناسایی حق زوج در مراجعه به دفترخانه و اجرای صیغه طلاق اقدام می‏کند.
حالات فوق نیاز به دعوت از طرفین، تعیین وقت رسیدگی و رسیدگی به اختلاف در جلسه دادگاه ندارد.
در خصوص طلاقهایی که متقاضی آن صرفاً زوج است با تعیین وقت رسیدگی، زوجه جهت شرکت در جلسه دادگاه احضار می‏شود و حضور زوجه صرفاً جهت اعلام این دو مطلب به دادگاه است
الف) آیا با طلاق موافق است یا خیر؟
ب) آیا حق و حقوق خویش از جمله: نفقه ایام عده، اجرت المثل ایام زناشویی را می‏خواهد یا خیر؟ توضیح اینکه موافقت یا مخالفت زوجه تأثیری در تصمیم دادگاه در صدور گواهی عدم امکان سازش نداشته و عدم حضور زوجه در جلسه دادگاه مانع صدور گواهی عدم امکان سازش توسط دادگاه نمی‏باشد.
همچنین در خصوص رویه دادگاههای خانواده در طلاق با توافق طرفین، بدون تعیین وقت رسیدگی قبلی (با توجه به حضور طرفین) دادگاه با اخذ توافقنامه کتبی طرفین در مورد مهریه، نفقه، حضانت فرزندان مشترک، جهیزیه به هر کدام تفهیم می‏نماید ظرف مدت بیست روز داورخود را به دادگاه معرفی نمایند و در اکثریت قریب به اتفاق موارد، زوجین راضی به طلاق، هر یک شخصی را به عنوان داور آماده و حاضر کرده و حتی نظریه داوری نیز پیوست توافقنامه است و دادگاه با صدور گواهی عدم امکان سازش و ابلاغ حضوری آن به طرفین در همان مراجعه اول زوجین، مجوز طلاق را صادر می‏نماید.
بنابر این می توان گفت : در طلاق توافقی و طلاق به درخواست زوج دادگاه اقدام به صدور گواهی عدم امکان سازش و تأئید حق اجرای صیغه طلاق کرده و در طلاق به درخواست زوجه که محتاج ورود به ماهیت دعوی و اثبات و احراز حقانیت خواهان است ، دادگاه حکم طلاق صادر می نماید.
۳۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نحله چیست؟.

نحله به کسر »ن« در معانی، هدیه، آیین، مذهب وعقیده آمده است. بعضی از فقها نحله را همان مهریه می دانند و با استناد به آیه چهارم سومره نساء »واتواالنساء صدفاتهن نحله« مهریه را به بخششی از سوی مرد برایآیا نحله زوجه، هبه محسوب می شود؟هبه به معنای اعم عبارت است ازاینکه شخصی چیزی از مال خود را به صورت مجانی و بدون عوض به غیر تملیک کند وبه معنای اخص قید هایی دارد که شامل هر بخششی نمی شود. قانونگذار مواد ۷۹۵ تا ۸۰۷ قانوننحله به کسر »ن« در معانی، هدیه، آیین، مذهب وعقیده آمده است. بعضی از فقها نحله را همان مهریه می دانند و با استناد به آیه چهارم سومره نساء »واتواالنساء صدفاتهن نحله« مهریه را به بخششی از سوی مرد برای زن می دانند.

۳۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

انواع چک.........-****

1. چک عادی :

چکی است که اشخاص عهده بانک‌ها به حساب جاری خود صادر می‌کنند و دارنده آن تضمینی جز اعتبار صادرکننده آن ندارد.

2. چک تایید شده : 

چکی است که اشخاص عهده بانک‌ها به حساب جاری خود صادر و توسط بانک محال علیه پرداخت وجه آن تایید می‌شود.

3. چک تضمین‌شده : 

چکی است که توسط بانک به عهده همان بانک به درخواست مشتری صادر و پرداخت وجه آن توسط بانک تضمین می‌شود.

4. چک مسافرتی :

چکی است که توسط بانک صادر و وجه آن در هریک از شعب آن بانک توسط نمایندگان و کارگزارن آن پرداخت می‌گردد.                چک=             ماده 310 قانون تجارت :چک نوشته ای است که بموجب آن صادرکننده وجوهی راکه در نزدمحال علیه دارد کلاً یا بعضا مسترد یا به دیگری واگذارمی نماید.

چک برای این به وجود آمد که افراد با خود پول حمل نکنند
چک وسیله ای برای دریافت و پرداخت وجه است نه برای کسب اعتبار در بازار
چک را نمی توان وقتی پولی در حساب نداریم صادر کنیم وباید وقتی چکی را صادر میکنیم به روز باشد و داخل حساب پول داشته باشیم ( اگر پولی بدهکاریم و الان نداریم و میخواهیم دریک وقت دیگر پول را به طلبکارمان بدهیم باید سفته بدهیم)
چک یک نوع دستور پرداخت از طرف صاحب حساب است
چک باید امضا داشته باشد و با مهر و اثر انگشت هیچ اعتباری ندارد
چک را فقط بانک ها میتوانند چاپ کنند ( چک های صندوق های قرض الحسنه چک نیست حواله است )
چک را وقتی صادر کردیم باید پرداخت کنیم و عذر وبهانه وجود ندارد


۳۰ تیر ۹۷ ، ۲۰:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

«چک برگشتی» چه زمانی کیفری است ؟

قانون به صدور چک بلامحل به عنوان یک جرم نگاه کرده است. هر جرمی برای وقوع، نیاز به شرایطی دارد.

قانون اعلام می‌دارد که در صورت وجود هر یک از حالات یا شرایط زیر، صدور چک بلامحل جرم کیفری خواهد بود

 

توجه کنید در موارد زیر چک کیفری محسوب میشود و مجازات دارد

 

1. صادر کننده از بسته بودن حساب خبر داشته باشد

 

اگر فردی از بسته بودن حساب جاری اش خبر داشته باشد و مبادرت به صدور چک از آن حساب نماید برای قانون گذار ثابت میشود که آن فرد قصد مجرمانه داشته و آن فرد را مجازات میکند.

 

2. چک را ناصحیح تنظیم کند

 

اگر فردی برای فرار از پرداخت وجهی چک را ناصحیح تنظیم کند مثلا : امضایش فرق کند یا چک اش قلم خوردگی عمدی داشته باشد برای قانون گذار قصد مجرمانه بودن صاحب حساب برایش محرز میشود و وی را مجازات مینماید

 

3. حین تاریخ مندرج در چک در حساب پول نداشته یا کسری داشته باشد

 

اگر فردی چکی را به روز صادر کند و در روز صدور کل مبلغ یا قسمتی از آن در حساب موجود نباشد قصد مجرمانه برای قانون گذار محرز است و باید مجازات شود

 

 مجازات صدور چک بلا محل

تا مبلغ 1 میلیون تومان : 6 ماه حبس

از 1 میلیون تا 5 میلون تومان : 6 ماه تا یک سال حبس

از 5 میلیون تومان بیشتر : یک سال تا دو سال حبس و ممنوعیت داشتن دسته چک تا دو سال

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

اگر چک به حساب خوابانده شود امکان شکایت کیفری وجود دارد؟

اگر چکی قبل از تاریخی که روی آن نوشته شده است به حساب خوابانده شود دیگر امکان شکایت کیفری ندارد

برای شکایت کیفری بهتر است چک را به روز برگشت زد

یا طی شش ماه بعد از تاریخ چک

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

اگر کسی که چک اش برگشت بخورد را می توان ممنوع الخروج کرد؟

پس از شکایت از فرد و گرفتن حکم جلب توسط دادگاه

می توانید با مراجعه به اداره گذرنامه و ارایه رای دادگاه ایشان را ممنوع الخروج نمایید

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

اگر از فردی چند چک برگشتی داشتیم از شورای حل اختلاف اقدام کنیم یا دادگاه ؟

فرایند طرح دعوی مطالبه وجه چک در شورای حل اختلاف از آغاز تا زمانی که به صدور اجراییه و وصول وجه چک، منتهی می شود به شرح زیر به گونه ای مفید، کوتاه و کارگشا توضیح داده شده است:در مقدمه نوشتار لازم است یادآوری کنم که به موجب ماده ۹ قانون شوراهای حل اختلاف که در تاریخ دهم آبان ماه ۱۳۹۴ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و تا سه سال به طور آزمایشی اجراء می گردد رسیدگی به دعاوی مالی مربوط به اموال منقول از جمله دعوی مطالبه وجه چک تا مبلغ دویست میلیون ریال در صلاحیت شورای حل اختلاف است و دادگاههای عمومی به این دعاوی رسیدگی نخواهند نمود.

البته ذکر این نکته ضرورت دارد که وظیفه اصلی شورای حل اختلاف، صلح و سازش بین اشخاص و ترویج شیوه های غبرقضایی حل اختلاف در بین مردم و جلوگیری از ورود حجم زیاد پرونده به دادگاه هاست.

مراحل و روش طرح دعوی مطالبه وجه چک تا بیست میلیون تومان از طریق شورای حل اختلاف به ترتیب زیر است:

۱- دریافت گواهینامه عدم پرداخت وجه چک از بانک، را فراموش نفرمایید. تا هنگامی که گواهینامه عدم پرداخت وجه چک را از بانک مربوطه دریافت ننموده باشید نمی توانید علیه صادرکننده چک و ظهرنویس ها اقامه دعوی نمایید.

۲- در کدام شورای حل اختلاف، طرح دعوی کنیم؟

دارنده چکی که مبلغ آن دویست میلیون ریال یا کمتر باشد پس از آن که اقدام به برگشت زدن چک و دریافت گواهی عدم پرداخت نمود باید در شورای حل اختلاف محل، به ترتیب زیر، طرح دعوی کند. قابل ذکر است که رعایت ترتیب زیر، جنبه الزامی ندارد:

الف) در شورای حل اختلاف محل اقامتگاه خوانده دعوی اعم از اینکه صادرکننده چک برگشتی باشد یا ظهرنویس یا ضامن.

ب) اگر خوانده (صادرکننده چک برگشتی یا ظهرنویس یا ضامن) در ایران، اقامتگاه نداشته باشد دعوی مطالبه وجه چک تا بیست میلیون تومان را باید در شورای حل اختلاف محلی که خوانده (صادرکننده چک برگشتی یا ظهرنویس یا ضامن) در آنجا سکونت موقت دارد اقامه نماید.

ج) اگر خوانده (صادرکننده چک برگشتی یا ظهرنویس یا ضامن) در ایران، نه اقامتگاه داشته باشد و نه محل سکونت موقت، در شورای حل اختلاف محلی که خوانده (صادرکننده چک برگشتی یا ظهرنویس یا ضامن) در آنجا اموال غیر منقول، داشته باشد باید اقامه دعوی نمود.

د) اگر خوانده (صادرکننده چک برگشتی یا ظهرنویس یا ضامن) در ایران، نه اقامتگاه داشته باشد و نه محل سکونت موقت و نه اموال غیرمنقول، در شورای حل اختلاف محلی که خواهان (دارنده چک برگشتی) در آنجا اقامت دارد باید طرح دعوی نمود.

۳- توجه داشت حواله های صادره از سوی موسسات مالی و اعتباری و صندوق های قرضه الحسنه از شمول قانون چک مستثنا هستند و بعضی از مزایای مهم چک، را دارا نمی باشند از جمله اینکه قابل وصول از طریق اجرای ثبت نیستند و امکان درخواست تامین خواسته روی آنها فراهم نیست و….

 البته این نوع حواله ها یک نوع ادله برای اثبات طلب دارنده آن، به شمار می روند و نشان می دهد که صادر کننده حواله به دارنده حواله، بدهکار است و برای مطالبه وجه این حواله ها نیز باید از طریق شورای حل اختلاف، اقدام کرد.

۴- برای اقدام به وصول چک، از طریق شورای حل اختلاف باید دعوی مطالبه وجه چک تا بیست میلیون تومان را در کاربرگ های (فرم های) دادخواست مخصوص شورای حل اختلاف وارد و به شواری حل اختلاف، تسلیم نمایید. تعدا نسخه های دادخواست به عدد خواندگان به اضافه یک نسخه خواهد بود. به طور مثال، اگر فقط قصد طرح دعوی علیه صادرکننده چک را دارید باید دادخواست مطالبه وجه چک را به تعداد دو نسخه تهیه و به شورای حل اختلاف ارائه نمائید و اگر قصد طرح دعوی علیه صادرکننده و یکی از ظهرنویسان را دارید (یعنی علیه دو نفر) باید دعوی مطالبه وجه چک را در سه نسخه دادخواست، تنظیم و مطرح فرمایید.

۵- هزینه دادرسی طرح دعوی مطالبه وجه چک در شورای حل اختلاف که در قالب تمبر دادرسی، پرداخت می شود برابر ماده ۳ قانون وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب ۱۳۷۳ و اصلاحات آن و برابر بخشنامه چهارم خردادماه ۱۳۹۵ رئیس قوه قضائیه و تعرفه های قضایی سال ۱۳۹۵ تا مبلغ ۲۰ میلیون تومان، دو و نیم درصد می باشد که پیش از دستور ارجاع دادخواست به شعبه، باید پرداخت گردد.

۶- پس از طی مراحل بالا و پرداخت هزینه دادرسی، دادخواست مطالبه وجه چک تا ۲۰ میلیون تومان به رئیس شورای حل اختلاف، ارایه می شود و در صورت کامل بودن دادخواست رئیس شورای حل اختلاف، آن را به یکی از شعب شورای حل اختلاف، ارجاع می دهد.

۷- پس از دریافت دستور رئیس شورای حل اختلاف از سوی شعبه مربوطه، مدیر دفتر آن شعبه، دادخواست دریافتی را به رویت قاضی شعبه، رسانده و دستور قاضی شعبه مبنی بر تعیین وقت ( روز،ماه،سال) و انجام مراحل ابلاغ را اخذ می نماید. وقت رسیدگی شورای حل اختلاف، ممکن است بین یک هفته تا دو ماه از تاریخ دادخواست باشد. این موضوع بسته به نوع و حجم و ساعات کار شورا در مراکز استان یا شهرستان یا شهرها دارد.

۸- ابلاغ دادخواست مطالبه وجه چک، به خوانده یا خواندگان دعوی، می تواند به صورت واقعی و یا قانونی انجام شود. ابلاغ واقعی وقتی صورت می گیرد که نسخه دوم دادخواست، به نشانی که خواهان در دادخواست برای شخص خوانده قید کرده است ارسال و به شخص خوانده ابلاغ می شود و از خوانده، رسید ابلاغ دریافت می گردد اما ابلاغ قانونی، وقتی صورت می گیرد که برگه ابلاغیه در نشانی تعیین شده به یکی از بستگان یا خدمتکاران یا کارمندان خوانده که سن آنها برای تشخیص اهمیت برگه ابلاغ، کافی باشد ابلاغ می گردد یا در صورت مجهول المکان بودن شخص خوانده و یا شناخته نشدن نشانی کنونی، از طریق انتشار آگهی از طریق روزنامه کثیر الانتشار با هزینه خواهان انجام می گردد. (که البته این هزینه بعدا از شخص خوانده، قابل وصول است  به شرطی که خواهان در قسمت خواسته های دادخواست، هزینه دادرسی به انضمام کلیه خسارات قانونی را نیز درخواست نموده باشد)

۹- برابر بند ج ماده ۱۰۸ قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی چون چک، یکی از اوراق تجاری است خواهان در دعوی مطالبه وجه چک، می تواند قبل از تقدیم دادخواست یا حین تقدیم دادخواست و یا قبل از ختم رسیدگی در شورای حل اختلاف، تامین خواسته را درخواست نماید. دقت شود که تامین خواسته در این مورد وقتی قابل قبول برای شورای حل اختلاف است که چک، در موعد مقرر برگشت، خورده و گواهینامه عدم پرداخت از بانک، دریافت شده باشد. از مزایای قانونی تامین خواسته روی چک، می توان به امکان مسدود کردن حساب بانکی خوانده، توقیف خودرو خوانده، توقیف ملک و همچنین توقیف یک چهارم تا یک سوم حقوق کارمندان، پیش از صدور حکم قطعی، اشاره نمود. یعنی می توان فعلا معادل وجه چک را از اموال و دارایی های صادرکننده چک، به صورت موقت، بازداشت کرد تا در صورت صدور حکم قطعی بتوان حداقل همان اموال را وصول نمود.

۱۰- شورای حل اختلاف برای وقت تعیین شده که معمولاً بعد از ظهرها می باشد طرفین را دعوت به رسیدگی می نماید و در وقت رسیدگی، طرفین متناسب با ادله و مستنداتی که دارند به ارائه توضیحات و مستندات و مدارک خود پرداخته و به سوالات احتمالی قاضی شورای حل اختلاف پاسخ می دهند. برابر ماده ۲۵ قانون شورای حل اختلاف، در صورتی که خوانده در جلسه رسیدگی شورای حل اختلاف حاضر شده باشد رای صادره نسبت به او حضوری و در صورت عدم حضور خوانده، رای صادره نسبت به او غیابی خواهد بود و در این صورت محکوم علیه، می تواند برابر ماده ۲۶ قانون شورای حل اختلاف، به رای غیابی صادره اعتراض نماید. پس از پایان جلسه رسیدگی، شورای حل اختلاف در همان جلسه یا برابر ماده ۲۹۵ قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حداکثر تا یک هفته اقدام به صدور رای می نماید که برابر ماده ۲۷ قانون شوراهای حل اختلاف مصوب دهم آبان ماه ۱۳۹۴ این رای تا ۲۰ روز از تاریخ ابلاغ، در دادگاه عمومی حقوقی حوزه قضایی که شورای حل اختلاف در آن قرار دارد قابل تجدیدنظرخواهی می باشد.

۱۱- پس از آنکه رای شورای حل اختلاف به دلیل عدم اعتراض یا رد اعتراض طرف مقابل، قطعی شد نوبت به اجرای آن توسط دایره اجرای احکام مدنی دادگاه می رسد. اگر شما از طریق تامین خواسته یا تودیع خسارات احتمالی قبلاً اقدام به بازداشت اموال طرف مقابل نموده باشید در صورت کامل بودن مبلغ و یا برحسب نیاز، مبلغی که در صندوق دادگستری واریز شده را بنا به درخواست شما در اجرای حکم صادره پس از طی مراحل قانونی، به شما پرداخت خواهند نمود. این درخواست باید به شخص محکوم، ابلاغ گردد و تا مدت ۳۰ روز قابل اعتراض از طرف او می باشد و اگر این مدت هایی که ذکر شد طی شود مبلغ تودیع شده به حساب شما واریز خواهد شد. ذکر این نکته مهم، لازم است که اگر رای شورای حل اختلاف، غیابی صادر شده (یعنی طرف مقابل در جلسه رسیدگی حاضر نشده و لایحه ای هم نداده باشد) شخص خواهان در هنگام درخواست اجرای حکم غیابی باید یک ضامن به دایره اجرای احکام، معرفی کند تا بتواند مفاد اجرائیه دادگاه را به اجرا بگذارد. پس از صدور اجرائیه از طریق دادگاه و ابلاغ اجراییه به شخص محکوم، وی مکلف است برابر ماده ۳۴ قانون اجرای احکام مدنی ظرف ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ اجراییه، مفاد اجرائیه را به اجراء بگذارد یا مال معرفی کند و ظرف مدت مزبور، صورت جامع دارایی خود را تسلیم نماید که در اینجا خوانده می تواند صدور حکم بر اعسار خود را نیز درخواست کند.

۱۲- در مورد چک هایی که از سوی اشخاص حقوقی(شرکت ها) صادر شده و به علت کسر موجودی، به صدور گواهینامه عدم پرداخت از سوی بانک منجر می شوند و به دنبال صدور حکم قطعی بر محکومیت شرکت و نیز در پی صدور اجرائیه، شرکت از پرداخت وجه آنها طفره می رود محکوم له، یعنی شخصی که حکم به نفع او صادر شده است می تواند تقاضای اعلان ورشکستگی آن شرکت را برابر ماده ۴۱۲ و ماده ۴۱۳ قانون تجارت از طریق دادگاه درخواست نماید.

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

اگر چک را کسی دیگر امضا کند چه عواقبی برای صاحب حساب دارد .

اگر فردی که صلاحیت صدور چک از ناحیه صاحب حساب را ندارد اقدام به صدور یک فقره چک نماید (مثلا پسر اقدام به صدور یک فقره چک از دسته چک پدر نماید) و چک به علت کسری موجودی یا عدم انطباق امضا برگشت بخورد

آیا دارنده چک به لحاظ عدم اطلاع از این موضوع میتواند علیه صاحب حساب طرح دعوی نماید ؟

با توجه به انکار صاحب حساب و اثبات عدم انطباق امضای چک آیا میتوان مبلغ چک را از صاحب حساب گرفت؟

 مسولیت چک برعهده چه کسی است؟ 

دارند با چه موضوعی طرح دعوای و علیه چه کسی می تواند مطالبه حق خود را نماید؟

 

مسئولیت حقوقی چک در هر صورت با صاحب حساب چک می باشد.

 ضمناً امکان شکایت و تعقیب کیفری صاحب حساب و امضا کننده چک توسط دارنده وجود دارد

اگر صاحب حساب نیز به هنگام صدور چک مطلع بوده و هماهنگی با امضاء کننده داشته باشد میتوان به عنوان معاونت در جرم تحت تعقیب قرار گیرد

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

چگونه چک را نقد کنیم .

چک به دو صورت نقد میشه از طریق دادگاه و اجراعیات ثبت

اسناد تجاری( چک سفته و برات) در قانون ازش حمایت زیادی شده از جمله سریع نقد شدن و رسیدگی سریع در دادگاه ها به اسناد تجاری که الان اجرا نمیشه

یکی از این حمایت ها توقیف اموال هستش 

همونطور که گفتم چک رو وقتی میکشیم هیچ عزری پذیرفته نیست و باید پاس بشه

بر همین اصل قانون اجازه داده که شما به در دست داشتن چکی که واخواست شده یا همان برگشت شده و مراجعه به اجراعیات ثبت و معرفی مال از صاحب حساب جلوی نقل و انتقال اون رو بگیرید که طرف مثلا خونه یا ماشینشو نفروشه

بعد هم اگر پولتون رو نداد مال توقیف شده رو تو مزایده میفروشن و پول شما رو میدن

این اموال شامل هر چیز ثبتی میتونه باشه از جمله ماشین خونه مغازه زمین

پس وقتی از کسی چک میگیرید حتما تا دم در بدرقش کنید

هم جهت احترام و هم برای اینکه شماره پلاک ماشینشو بردارین و پشت چکش بنویسین

یکی از راه های نقد کردن چک اقدام از طریق اجراعیات ثبت است

وقتی چک رو برگشت زدید متونید برید اجراعیات ثبت و درخواست توقیف ماشینش رو بدید

البته اگر به نام خودش باشه

اجراعیات ثبت حکم توقیف رو به راهنمایی و رانندگی اعلام میکنه و نیروی انتظامی اگه اون ماشین رو تو خیابون ببینه متوقف و به پارکیگ میبره 

خودتونم اگه آدرسشو بلد باشین میتونین مامور ببرین و ماشینشو توقیف کنین

حتی اگر چک هزاز تومن باشه

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

آیا حواله صادره ازسوی مؤسسات مالی واعتباری وصف چک را داشته و قابل انتقال است؟ .

آیا حواله صادره ازسوی مؤسسات مالی واعتباری وصف چک را داشته و قابل انتقال است و دارنده آن با فرض گردش در بازار می‌تواند طرح دعوا نماید؟ (با عنایت به ماده ۷۲۴ قانون مدنی که عقد حواله را تعریف نموده است)

نظریه شماره ۱۲۹۵/۹۳/۷ ـ ۵/۶/۱۳۹۳

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه

حواله های صادره از سوی مؤسسات مالی و اعتباری، وصف چک و آثار آن را ندارد، بلکه سند ذمه ای عادی محسوب و مقررات اسناد تجاری (از جمله ظهرنویسی) شامل آن نمی‌گردد و از امتیازات اسناد تجاری هم برخوردار نیست ولی طرح دعوی به استناد حواله‌های مذکور به عنوان سند عادی فاقد اشکال است. ضمناً در عقد حواله موضوع ماده ۷۲۴ قانون مدنی قطعاً سه طرف محیل، محتال و محال‌علیه باید وجود داشته باشند تا ماهیت حقوقی حواله ایجاد شود. ولی صدور حواله‌های موصوف در ماهیت با عقد حواله متفاوت است. چنانکه گاهی دارنده حواله، خود، صادرکننده آن می‌باشد و از مؤسسه مالی وجه آن را به عهده خود دریافت می‌دارد. ولی در عقد حواله دین از ذمه محال‌علیه منتقل می‌شود.

ماده قانونی مرتبط :

ماده ۷۲۴ قانون مدنی :

حواله عقدی است که بموجب آن طلب شخصی از ذمه مدیون به ذمه شخص ثالثی منتقل می گردد.

مدیون را محیل ، طلبکار را محتال ، شخص ثالث را محال علیه می گویند.

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تفاوت معامله فضولی با انتقال مال غیر .

معامله فضولی این است که شخصی برای دیگری یا با مال دیگری، معامله کند بدون این که نماینده یا مأذون از طرف او باشد معامله فضولی ممکن است تملیکی یا عهدی باشد؛ معامله فضولی تملیکی مانند آن که شخصی مال دیگری را بدون اذن مالک به دیگری بفروشد و معامله فضولی عهدی مانند آنکه شخصی به حساب شخص دیگری متعهد شود که عملی را برای طرف دیگر معامله انجام دهد.کسی که بدون نمایندگی و اذن برای دیگری معامله را تشکیل می‌دهد اصطلاحا فضول و طرف معامله او را اصیل و شخص دیگر را که معامله برای او یا به مال او انجام شده است، غیر می‌گویند.

انتقال مال غیر یعنی معامله ای که شخص بدون اذن و اجازه و با معرفی کردن خود به عنوان اصیل در معامله و صرفا به جهت اضرار به غیر و بردن سود مادی اقدام به معامله میکند که به جهت مشهود بودن عنصر سوء نیت از عناصر جرم کلاهبرداری است .

همانطوریکه مستحضر هستید معامله فضولی(بافت حقوقی)و انتقال مال غیر (بافت کاملا کیفری ) دارد

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

سفته.

سفته یکی از اسناد تجاری است که از نظر کاربرد در بازار بعد از چک قرار گرفته

همانطور که گفتم چک برای کسب اعتبار نبود 

چک بی محل مجازات داشت

چک رو باید به روز صادر کرد

ولی سفته برای مدت صادر میشود یعنی میشه سفته برای مدت طولانی صادر کرد

سفته رو میشه بی محل صادر کرد یعنی وقتی صادر میکنم پول نداریم و بعدا که کار کردیم در موعدی که توی سفته نوشتیم پول رو به طرف بدیم

سفته یکی از روش های کسب اعتبار است یعنی وقتی سفته به کسی داده میشه فرد گیرنده طرف صادر کننده رو میشناسه و اغلب از کسی که نمیشناسیم سفته نمیگیریم چون برای دریافت وجه باید به خود فرد مراجعه کنیم

از لحاظ پاس شدن سفته مثل چک باید از دو روش استفاده کنیم 

یک :دادگاه که بعد از تاریخ روی سفته به دادگاه مراجعه میکنیم و خواهان پرداخت وجه سفته از طرف صادر کننده سفته میشیم

دو : سفته رو واخواست (مثل برگشت شدن چک) داده و بعد از مراجعه به اجراعیات ثبت و معرفی مال، اون رو توقیف میکنیم

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۷:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر