شکایت کیفری را فقط علیه صادر کننده چک میتوان مطرح کرد. در فرآیند شکایت کیفری، کسانی که پشت چک را امضا کرده اند، مسئولیتی ندارند.
بدانید که عقد ضمانت قابل فسخ نیست. یعنی اگر پای ضمانتنامه فردی را امضا کردید دیگر نمیتوانید ضمانتتان را پس بگیرید.
انتشار حکم محکومیت قطعی در جرائم زیر که میزان مال موضوع جرم ارتکابی، یک میلیارد(۱.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال یا بیش از آن باشد، الزامی است و در رسانه_ملی یا یکی ازروزنامه_های کثیرالانتشار منتشر می شود:
-رشوه دادن و گرفتن
-اختلاس
-اعمال نفوذ برخلاف حق و مقررات قانونی در صورت تحصیل مال توسط مجرم یا دیگری
-مداخله وزرا و نمایندگان مجلس و کارمندان دولت در معاملات دولتی و کشوری
-تبانی در معاملات دولتی
-أخذ پورسانت در معاملات خارجی
-تعدیات مأموران دولتی نسبت به دولت
-جرائم گمرکی
-قاچاق کالا و ارز
-جرائم_مالیاتی
-پولشویی
-اخلال در نظام اقتصادی کشور
-تصرف غیرقانونی در اموال عمومی یا دولتی
جنایت در موارد زیر خطای محض محسوب می شود:
الف- در حال خواب و بیهوشی و مانند آنها واقع شود.
ب- به وسیله صغیر و مجنون ارتکاب یابد.
پ- جنایتی که در آن مرتکب نه قصد جنایت بر مجنیٌ علیه را داشته باشد و نه قصد ایراد فعل واقع شده بر او را، مانند آنکه تیری به قصد شکار رها کند و به فردی برخورد نماید.
تبصره- در مورد بندهای(الف) و(پ) هرگاه مرتکب آگاه و متوجه باشد که اقدام او نوعاً موجب جنایت بر دیگری می گردد، جنایت عمدی محسوب می شود.
(ماده ۲۹۲ ق.مجازات اسلامی).
باعنایت به ماده ۵۷قانون کار برایرکارگرانی که در طول ماه به طورنوبتی کار می کنند تا سقف ۱۷۶ساعت کار درچهار هفته متوالی اضافه کاری مفهوم نداشته وچنانچه بیش این ساعت کار ارجاع شود مازاد بر۱۷۶ ساعت کار به عنوان فوف العاده اضافه کاری محسوب وکارفرما مکلف به پرداخت فوق العاده ان می باشد.
یکی از موارد اقدام زن برای طلاق از همسرش، قرار داشتن در "عسر و هرج" است که کتک خوردن زن بوسیله مرد، در صورت اثبات در دادگاه کیفری از مصادیق آن محسوب میشود.
+ضرب و شتم و آزار و اذیت جسمی و روحی همانطور که وکیل آنلاین بارها بیان داشته است جرم بوده و مرتکب قابل مجازات خواهد بود ولو آنکه همسرتان باشد.
+به عبارتی دیگر ضرب و جرح به هر مقدار که باشد جرم بوده و برای آن در قانون مجازات اسلامی، مجازات تعیین شده است، حتی اگر به میزان یک خراش باشد.
+زن و شوهر میتوانند به علت خراش ایجاد شده در روی بدن خود از دیگری شکایت کرده و ایجاد جراحت توسط همسر خود را اثبات کنند.
+جراحت ایجاد شده توسط کارشناس پزشکی قانونی بررسی شده و میزان آن مشخص میشود. دادگاه بر اساس نظر کارشناس پزشکی قانونی رای صادر میکند؛ بنابراین میتوانید اقدام قانونی در این خصوص نموده و از همسرتان در دادسرای عمومی محل وقوع جرم شکایت نمایید.
+از طرف دیگر بواسطه توهینهای صورت گرفته نیز امکان شکایت برای شما وجود خواهد داشت. در این صورت میتوانید به مدارک گفته شده نیز برای اثبات ادعاهای خود استناد نمایید.
+در ادامه و در راستای بیان حقوق بانوان و نیز حمایتهای همه جانبهی قانونگذار از آنان باید بیان داشت ضرب و جرح به حکم قانونگذار از مصادیق عسر و حرج محسوب شده لذا زنان با استفاده از آن میتوانند برای طلاق اقدام کنند. اما ضرب و جرح در این مورد باید در دادسرا کیفری اثبات شود.
+گزارش پزشکی قانونی نشان دهنده ضرب و جرح و میزان آن است همچنین باید مشخص شود این آسیبها توسط چه کسی ایجاد شده است. در نهایت با توجه به رای دادگاه کیفری زن میتواند دادخواست طلاق دهد./میزان
ماده ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات می گوید : هر گاه کسی به وسیله تلفن یا دستگاههای مخابراتی دیگر برای اشخاص ایجاد مزاحمت نماید علاوه بر اجرای مقررات خاص مخابرات, مرتکب به حبس از یک تا شش ماه محکوم خواهد شد .
این مجازات مزاحمت خواهد بود , اگر کسی همراه مزاحمت توهین و تهدید نماید , به هر دو مجازات محکوم خواهد شد. یعنی هم مجازات مزاحمت هم توهین.
ورقه سهم سند قابل معامله ای که نماینده ی تعداد سهامی است که صاحب شرکت سهامی دارد.
تعریف سهم: قسمتی از سرمایه ی شرکت سهامی که مشخص ڪننده میزان مشارکت. تعهدات، ومنافع صاحبان آن در شرکت سهامی است.
سهام هر شرکت ۳ نوع
+سهام با نام
+سهام بی نام
+سهام ممتاز
سهام با نام:
دراین نوع سهم، دارنده سهم معلوم است ودر محل شرکت دفتری وجود دارد که شماره ردیف سهم ونام دارنده در آن ذکر شده.
-هدف از این نوع سهام، شناسایی شرکا توسط شرکت است.
سهام بی نام:
ورقه ای که اسم دارنده آن در ورقه ای و یا در دفاتر شرکت ثبت نشده باشد. ومالکیت آن با در دست داشتن ورقه سهم محرز میشود، از لحاظ سرعت نقل وانتقال سهم و تسهیل در تجارت آن، سهام بی نام "بهتر" از با نام است.
-سهام به صورت سند در وجه حامل بوده و دارنده آن مالک شناخته میشود،مگر اینکه خلاف آن قانوناََ اثبات شود.
مزایا و معایب سهام بانام و بی نام:
*مزیت سهام بی نام در سرعت انتقال و وجود راه گریز از هزینه های قانونی نقل وانتقال قرار دادهای قهری مثل ارث، وامکان وثیقه گذاری آسان است.
*مزیت سهام با نام در هنگام به سرقت رفتن یا مفقود شدن ویا جعل، امکان آن ادعا آسانتر است. همچنین امکان کنترل سهام داران این نوع سهام راحت تر می باشد.
آیا در یک پرونده کیفری بعد از رضایت شاکی و نرفتن متهم به زندان، سو پیشینه برای متهم درست میشود؟
سلام .در صورتی که منع تعقیب صادر شود و پرونده مختومه شود سوءپیشه ایجاد نمی شود . اما به صرف رضایت نمیشود گفت که قطعا سوءپیشینه ای وجود ندارد . بستگی به نوع جرم دارد . در صورتی که از جرایم قابل گذشت باشد با رضایت شاکی پرونده مختومه می شود و سوءپیشینه ای ایجاد نمی شود.موفق وموید
به استناد بند 4 ماده 132 قانون آئین دادرسی کیفری آنچه می تواند از سوی متهم به عنوان وثیقه به مقام قضایی اعلام و معرفی گردد عبارت است از وجه نقد یا ضمانتنامه بانکی یا مال منقول و غیر منقول چنانچه ملاحظه میگردد، مقنن در این ماده هر نوع مال دارای ارزشی را از مصادیق وثیقه دانسته و لذا محدودیت خاصی از این جهت وجود ندارد. بنابراین متهم میتواند وسیله نقلیه خود را به عنوان یک مال منقول به عنوان وثیقه برای آزادی خویش معرفی نماید که در این صورت باید خود مال عیناً توقیف شود البته باید توجه داشت که در مورد اموال غیر منقول مانند زمین و منزل، اخذ وثیقه از طریق بازداشت سند مالکیت محقق میشود. تعیین میزان مبلغ وثیقه بر عهده مرجع قضایی است که قرار وثیقه را صادر مینماید که علی القاعده این مبلغ حسب نوع جرم ارتکابی و شدت و ضعف آن همچنین بر اساس میزان خسارت و شرایط موجود و وضعیت طرفین پرونده تعیین میگردد. متهم باید معادل مبلغ مزبور وجه نقد یا ضمانتنامه بانکی یا مال منقول یا غیرمنقول معرفی نماید.
قراروثیقه
اول باید از ماترک متوفی مهریه همسرش را بپردازند. سپس از بقیه اموال، ارث خود را تقسیم کنند.چون مهریه به عنوان دین بر گردن متوفی است.
حق الناس یا حقوق آدمى سه دسته است:
1 – دستهاى که فقط با دو شاهد مرد ثابت مىشوند که عبارتند از: طلاق، خلع، وکالت، وصیت و نسب و رؤیت هلال.
2 – دستهاى از حقوق که با دو شاهد مرد و یک شاهد مرد و دو شاهد زن و یک شاهد مرد با قسم ثابت مىشوند و عبارتند از: دیون و اموال و عقود معاوضى چون بیع، صلح، اجاره و مساقات و رهن و جرمى که موجب دیه است.
3 – دستهاى از حقوق که با شهادت زن و مرد جداگانه یا به ضمیمه یکدیگر ثابت مىشوند وعبارتند از: ولادت، حیات جنین هنگام ولادت (استهلال) عیوب باطنى زنان.
واخواهی از نظر لغوی حاصل مصدر واخواندن به معنای اعتراض است. این واژه که معادل کلمه اعتراض است توسط فرهنگستان برگزیده شده است.
اعتراض نیز به معنای خرده گرفتن، انگشت بر حرف نهادن و ایراد گرفتن است. واخواهی در اصطلاح به شکایتی اطلاق میشود که محکوم علیه غایب نسبت به حکم غیابی در دادگاه صادر کننده حکم مطرح میکند. واخواهی یک طریق عدولی رسیدگی به شکایت از احکام است زیرا بر اثر آن دعوا برای بررسی مجدد به دادگاه صادر کننده حکم برمیگردد تا در صورت وجود اشتباه آن را فسخ و إلا استوار کند.
مهلت واخواهی:
1- در صورت ابلاغ حکم به صورت واقعی برای افراد مقیم ایران 20 روز از تاریخ ابلاغ حکم و برای افراد مقیم خارج 2 ماه از تاریخ ابلاغ حکم میباشد.
2- اگر ابلاغ به صورت قانونی باشد:
الف) در صورت اطلاع از مفاد حکم برای مقیمان ایران 20 روز و برای افراد مقیم خارج 2 ماه میباشد.
ب) در صورت عدم اطلاع و قبول دادگاه، محکوم علیه میتواند دادخواست واخواهی تقدیم کرده که مانع اجرای حکم میشود.
3- در صورت وجود معاذیر قانونی:
الف)اگر دادگاه عذر را قبول کرد قرار قبولی دادخواست صادر و اجرای حکم متوقف میشود.
ب)اگر دادگاه عذر را قبول نکرد، قرار رد دادخواست را صادر میکند.
4- در صورت حجر، ورشکستگی و… محکومعلیه، از تاریخ ابلاغ به قائم مقام یا نمایندگان محکوم علیه میباشد.
معاذیر قانونی:
1. فرضی که مانع حرکت است با گواهی پزشک و شهادت گواهان.
2. فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد.
3.حوادث قهریه از قبیل سیل، زلزله و حریق.
4.توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد.
اگر در رسیدگی به پروندهای، خوانده یا وکیل و یا نماینده او در هیچیک از جلسات حضور نداشته و لایحهای هم به دادگاه ارسال نکرده باشند و ابلاغ هم واقعی نباشد، حکم صادر شده از طرف دادگاه، صفت غیابی بودن را داراست.
تذکر 1: غیابی بودن مختص حکم است و قرار غیابی نداریم.
تذکر 2: در حکم غیابی حضور و عدم خوانده ملاک است نه خواهان.
تذکر 3:حکم در صورتی غیابی است که جزاً یا کلاً علیه خوانده باشد.
آثار واخواهی:
1- اثر تعلیقی بر اجرای حکم: واخواهی مانند تجدید نظر اثر تعلیقی دارد. بدین معنی که تا انقضاء مهلت واخواهی صدور دستور اجرای حکم ممنوع است و چنانچه در مهلت، واخواهی شده باشد، اجرای حکم تا روشن شدن نتیجه واخواهی متوقف میشود.
2- اثر انتقالی: بدین مفهوم که اختلاف از مقطع قبلی (رسیدگی غیابی) به مقطع واخواهی، با تمامی مسائلی که داشته باشد با لحاظ اعتراضات و دلائل واخواه، منتقل میشود.
قاعده کلی این است که حکمی که حضوری است از تاریخ ابلاغ حکم، 20 روز قابل تجدید نظر خواهی است مگر استثناءات و قاعده در حکم غیابی این است که 20 روز از زمان ابلاغ، قابل واخواهی و در 20 روز دوم قابل تجدید نظر خواهی باشد. پس حکم غیابی، 40 روز برای افراد مقیم ایران، قابلیت اعتراض را دارا میباشد.
شرایط واخواهی:
1. دادخواست به دفتر دادگاه صادر کننده حکم غیابی تقدیم شود.
2. هزنیه دادرسی پرداخت گردد.
3. در مهلت قانونی تقدیم شود.
4. حکم صادر شده غیابی بوده باشد.
حقوق واخواه (خوانده دعوای اصلی)
1- اعتراض به بهای خواسته.
2-اعتراض به اصیل بودن سند.
3- اعتراض به سایر ادله.
4-جلب شخص ثالث.
5-ایراد کردن به دادرسی مثل ایراد عدم صلاحیت دادگاه یا دادرس.
تذکر1: رأیی که پس از رسیدگی واخواهی صادر میشود. فقط نسبت به واخواه و واخوانده موثر است مگر اینکه رأی قابل تفکیک نباشد.
تذکر2: در صورت واخواهی محکوم علیه غایب پس از اجرای حکم و صدور حکم به نفع وی، خواهان بدوی ملزم به جبران خسارت می باشد
بطور کلی بخشیدن (بذل) مهریه به سه صورت انجام می شود: 1 – هبه غیرمعوض 2 – هبه معوض 3 – ابراء.
هبه غیرمعوض بدین معناست که زن بدون هیچ چشمداشت و عوضی مهریه اش را بذل می کند. هبه ی معوض یعنی بخشیدن مهریه در مقابل چیزی ( انجام یا عدم انجام کاری ) باشد. مثلا زوجه در عوض موافقت زوج با طلاق ، تمام یا قسمتی از مهریه خود را می بخشد. اما ابراء آنست که زن ذمه شوهر را نسبت به مهریه ساقط کند. یعنی بگوید چیزی از حق من بعنوان مهریه به گردن تو نیست و بریء الذمه هستی (اسقاط دین) . در مورد هبه ی غیر معوض، زن همیشه می تواند به مابَذَل ( آنچه بخشیده ) رجوع کند. ولی در صورتی که هبه معوض باشد و عوض هم داده شده باشد طبق ماده 803 قانون مدنی هبه، قابل رجوع نیست. اما هرگاه هبه، معوض و در قبال طلاق باشد، در صورتی که زوجه در دوران عده به مهریه رجوع کند، زوج هم می تواند رجوع به زوجیت کند. یعنی طلاق بائن تبدیل به رجعی می شود. از طرف دیگر اگر بخشیدن مهریه در مقابل طلاق باشد و طلاق داده نشود، این امر ابراء محسوب نشده و یک هبه ی قابل رجوع است. حالت آخر ( ابراء) نیز بدلیل آنکه اسقاط دین است، اساساً قابل رجوع نیست. چرا که ابراء یکی از اسباب سقوط تعهد است و طرف مقابل نمی تواند از ابراء خویش رجوع کرده و مطالبه مهریه بکند.
مدت زمان بسیاری از عمر تلفن همراه در ایران نمی گذرد، از همین روی قوانین مربوط به آن نیز عمر چندانی ندارند. این در حالی است که این قوانین پراکندگی خاصی نیز دارا می باشند.
از جمله قوانین مربوط به تلفن همراه در ایران می توان موارد ذیل را نام برد:
جرم استفادههای غیر مجاز از وسایل مخابراتی مقررات مربوط به مزاحمت تلفنیآییننامه ارائه خدمات پیام چندرسانهای مصوب کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی
سرقت تلفن همراه از جمله جرایم شایعی می باشد که متاسفانه هر روز شاهد ارتکاب آن در سطح شهر می باشیم. این جرم در حالی اتفاق می افتد که در بسیاری موارد بی احتیاطی های خودمان این فرصت را به سارقان می دهد. به طور مثال با در دست گرفتن گوشی همراه و راه رفتن در خیابان فرصت سرقت را به سارقان می دهیم، بنابراین لازم است تا با احتیاطات لازم زمینه ارتکاب این دست جرایم را کاهش دهیم
اقدامات قانونی پس از سرقت موبایل
اولین و مهمترین اقدامی که بایستی بعد از به سرقت رفتن موبایل انجام داد اقدام برای سوزاندن یا همان مسدود نمودن سیم کارت مسروقه می باشد.
مطابق قانون در صورت فروش یا سرقت تلفن همراه (سیم کارت) مشترک باید نسبت به انجام مراحل قانونی (بر اساس مقررات مربوط) اقدام کند. در غیراین صورت عواقب ناشی از هرگونه سوء استفاده از این تلفن همراه و خدمات مرتبط به عهده مشترک خواهد بود.
بنابراین با اقدام به مسدود نمودن خط موبایل خود از طریق دفاتر خدمات مشترکین، راه را برای سوء استفاده نمودن احتمالی سارقان خواهیم بست.
مشترکان می بایست در زمان به سرقت رفتن گوشی و یا مفقود شدن آن با مراجعه به کلانتری محل وقع جرم پیگیری موضوع را از مامورین بخواهند.
لازم به ذکر است که افراد می بایست مدارک ذیل را همراه خود داشته باشند:
الف) ارائه مرجوعه قضایی از دادسرا
ب) تهیه فتوکپی از دستور ردیابی مرجع قضایی
ج) اصل و روبرگ فتوکپی از کارت ملی شاکی
د) اصل و روبرگ فتوکپی از فاکتور خرید و سریال پشت جعبه گوشی (مشترکانی که این شماره را ندارند با توجه به اینکه داشتن این شماره برای ردیابی گوشی الزامی است؛ میتوانند با زدن کلید ستاره و سپس مربع و درنهایت عدد (۰۶) و دوباره کلید مربع، از این شماره مطلع شوند).
و) الزامی بودن حضور شاکی
بعد از طی مراحل اداری مربوط مخابرات از طریق شماره سریال ۱۵ رقمی که در گوشی و پکیج آن قرار دارد، به پیگیری و ردیابی گوشی اقدام میکند.
این در حالی است که معمولاً با تغییر شماره سریال گوشیهای به سرقت رفته و یا مفقود شده میتوان از آنها استفاده کرد؛ به طوریکه امکان شناسایی و یا ردیابی آنها از بین میرود اما در گوشیهای نسل تازه که وارد بازار میشوند، امکان تغییر شماره سریال وجود نداشته و یا کار بسیار مشکلی است.
از طرفی دیگر سارقان گوشیهای مسروقه را به فروش می رسانند، بنابراین باید به افراد هشدار داد تا در حین خرید موبایل توجهات کافی داشته باشند تا بعداً دچار مشکل نشوند، چه اینکه سارقان این دست اشیا را معمولاً با قیمت های پایینی به فروش می رسانند، پس ما نباید فریب این موضوع را خورده و اقدام به خرید گوشی ازین دست افراد بنماییم زیرا این کار می تواند برای ما عواقب بدی را به همراه داشته باشد. پس بهتر است سراغ فروشندگان معتبر که دارای پروانه کسب می باشند رفته و نیز گوشی هایی که دارای ضمانت نامه های معتبر می باشد را خریداری کنیم. ضمن اینکه در هنگام پرداخت وجه به فروشنده بایستی از وی فاکتور ممهور دریافت نمای