به دلیل صغر سن، پیری، بیماری، ناتوانی، از کار افتادگی و غیره شخصی را میتوان کفیل دیگری قرارداد.
به دلیل صغر سن، پیری، بیماری، ناتوانی، از کار افتادگی و غیره شخصی را میتوان کفیل دیگری قرارداد.
برگ کفالت همان گواهی کفالت بوده که ثابت کننده این است که شما کفیل فرد دیگری هستید.
کفالت این است که فرد متعهد شود هر زمانی که طلبکار بدهکار را خواست، بدهی را به او پرداخت کند. فردی که اینگونه متعهد شود، به عنوان کفیل شناخته میشود.
کفیلی صحیح است که به هر شکلی، حتی اگر به زبان عربی نباشد یا از طریق اعمال بیان کند که من متعهدم و آمادهام هر زمانی که خواسته شود بدهکاری خود را به طلبکار بپردازم و طلبکار هم این موضوع را قبول کند.
کفیل باید مسئول و عاقل باشد و او را به کفالت مجبور نکنند و باید توانایی تضمین کفالت برای فردی که کفیل او میشود، داشته باشد.
زن شوهردار
محجورین
مامورین دولتی
خدمه
افراد نظامی
اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است که شخص در آنجا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در آنجا باشد اگر محل سکونت شخصی غیر از مرکز مهم امور او باشد مرکز مهم امور او اقامتگاه محسوب میشود اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آنها خواهد بود.
گاهی طرفین معامله با یکدیگر توافق میکنند که برای اجرایی کردن تعهدات معامله و علاوه بر آن برای ابلاغ اوراق مربوط به معامله محلی را بعنوان اقامتگاه (انتخابی) تعیین کنند.
در صورت طرح دعوی در مورد معامله خواهان باید به دادگاه صالح اقامتگاه انتخابی رجوع کند.
مطابق۱۰۰۹ قانون مدنی : اگر اشخاص کبیر که معمولا نزد دیگری کار یا خدمت میکنند در منزل کارفرما یا مخدوم خود سکونت داشته باشند اقامتگاه آنها همان اقامتگاه کارفرما یا مخدوم آنها خواهد بود.
مطابق ماده ۱۰۰۸ قانون مدنی : اقامتگاه افراد نظامی که در ساخلو هستند محل ساخلو آنهاست .
(ساخلو در لغت به معنای پادگان است.)
ماده فوق شامل حال سربازانی است که در پادگان خوابگاه یا منزل دارند و محل سکونت آنها آنجاست. سربازانی که بعد از انجام وظیفه به منزل خود بازمیگردند شامل این ماده نمیشوند.
مطابق ماده ۱۰۰۷ قانون مدنی : اقامتگاه مامورین دولتی محلی است که در آنجا ماموریت ثابت دارند.
بنابراین ماموریت های موقتی مامورین محلی برای تعیین اقامتگاه آنها نیست و فقط محل ثابت آنها در نظر گرفته میشود.تغییر اقامتگاه آنها صرفا زمانی لحاظ میشود که مطابق حکم کارگزینی به محل دیگری بطور دائم منتقل شوند.
۱- اقامتگاه زن قبل از ازدواجش در صورتی که در خانه پدرش سکونت کند همان خانه پدری اوست زیرا که مرکز امور مهم او در آنجا میباشد.
۲- اقامتگاه زن ناشزه همان اقامتگاه همسر او است.
۳- زمانی که زوج محجور باشد اقامتگاه زوجه مرکز امور مهم بشمار میرود حالا چنانچه زوجه محجور باشد اقامتگاه او اقامتگاه ولی یا قیم اوست نه همسرش (زوج)
چنانچه زوج اقامتگاه معلومی نداشته باشد و یا زمانی که زوجه به اذن زوج یا اینکه از دادگاه مجوز بگیرد میتواند اقامتگاه مستقلی از زوج داشته باشد.
مطابق ماده ۱۰۰۵ قانون مدنی اقامتگاه خانم همان اقامتگاه همسر او است زیرا که معمولا خانم همراه همسرش در مکانی مشخص زندگی میکند ومرکز امور مهم او نیز همانجاست.به مثال زیر توجه کنید:
اگر مرد و زنی در شهر تهران ساکن باشند اما فعالیت مرد در شهر قم باشد بنابراین اقامتگاه مرد شهر قم میباشد اما به دلیل اینکه زن با اجازه همسر خود در شهر تهران سکونت دارد پس اقامتگاه زن شهرتهرن است.
در اقامتگاه اجباری بطور استثنایی قانون بر خلاف اصل حاکمیت اراده برای شخص یا اشخاصی مکانی را به عنوان اقامتگاه درنظر میگیرد. این اجبار میتواند به دلیل وابستگی فرد به افراد دیگر یا به دلیل مشاغل و مقام آنها باشد.
مطابق اصل سی و سوم قانون اساسی هرشخصی میتواند برای سکونت یا امورمهم خود اقامتگاهی برگزید.
مطابق این اصل نمیتوان مانع هیچکس برای اقامت در محلی شد ویا اینکه اشخاص را مجبور به اقامت در محلی کرد . افراد در انتخاب محل آزاد هستند و میتوانند هر محلی را برای اقامت خود انتخاب کنند.
مهم اینکه همانطور که در ماده ۱۰۰۲ ق م گفته شد محل امور مهم از محل سکونت متفاوت است و اقامتگاه افراد محل امور مهم آنها محسوب میشود.
هر فردی میتواند اقامتگاهی را به اختیار و اراده خود برگزیند و یا اینکه در قراردادهای منعقد شده خصوصی و اوراق دادرسی مکانی را تحت عنوان اقامتگاه خود معرفی کند اما گاهی اوقات افراد در شرایطی خاص اقامتگاه بر آنها تحمیل میشود و مانند سایرین در انتخب اقامتگاه آزاد نیست.
مطابق قانون اقامتگاه بر سه قسم است:
۱-اقامتگاه اختیاری یا ارادی
۲-اقامتگاه اجباری
۳-اقامتگاه انتخابی یا قراردادی
ماده ۱۰۰۲ قانون مدنی
اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است که شخص در آنجا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در آنجا باشد اگر محل سکونت شخصی غیر از مرکز مهم امور او باشد مرکز مهم امور او اقامتگاه محسوب میشود اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آنها خواهد بود.
وجه اشتراک موصی له و ورثه در این است که هر دوی آنان پس از فوت متوفا از اموال باقیمانده منتفع شده و سهم معین خود را مالک میشوند. اما نبایستی این دو عنوان را یکسان انگاشت.
ورثه افرادی هستند که با متوفا قرابت، اعم از نسبی یا سببی، داشته و مطابق قانون ارث و طبقات ارث تعیین میشوند. هیچکس نمیتواند افرادی خاص را به عنوان ورثه خود در نظر گرفته و سهمالارث آنان را مطابق میل خود تعیین نماید. قانون ارث و نحوه تقسیم ترکه یک قانون آمره است که توافق بر خلاف آن پذیرفته نخواهد شد. این در حالی است که افراد در انتخاب موصی له مختار هستند. هر فردی میتواند تا سقف یک سوم از اموال خود را به موجب وصیت تملیکی به فردی که شرایط موصی له (داشتن وجود و اهلیت) را دارا میباشد تملیک نماید، هر چند این فرد از ورثه به شمار نیاید و هیچ قرابتی با موصی نداشته باشد.
ممکن است برخی از افراد به اشتباه دو عنوان موصی له و وصی را مترادف و یکسان فرض نمایند، در حالی که هر یک از این عناوین مستقل بوده و ماهیتی جداگانه دارد. وصی از ارکان وصیت عهدی است. به موجب وصیت عهدی، موصی انجام کاری خاص را برای زمان پس از مرگ خود به عهده دیگری قرار میدهد که این فرد وصی نام دارد. برای مثال اگر فردی پیش از مرگ خود دیگری را مسئول رسیدگی به امور فرزندان صغیرش قرار دهد، آن فرد وصی نامیده میشود.
در وصیت تملیکی هیچ رکنی تحت عنوان وصی وجود ندارد. در این شکل از وصیت، موصی هیچ کس را عهدهدار انجام کاری خاص نمینماید، بلکه مالی را به دیگری تملیک میکند. فردی که از وصیت تملیکی منتفع شده و مالی را مالک میگردد، موصی له نامیده میشود. وصی، بر خلاف موصی له مالک مالی نمیشود، بلکه انجام کاری خاص بر عهدهاش قرار میگیرد.
موصی، به هنگام تنظیم وصیت میتواند مال مشخصی را به نفع دو یا چند نفر وصیت نماید. در شرایطی که موصی له متعدد باشد، موصی به به صورت مساوی میان آنان تقسیم میگردد، مگر آن که موصی خود ترتیب دیگری جهت تقسیم موصی به معین نموده باشد. برای مثال، اگر موصی یک واحد آپارتمان را به نفع سه نفر از برادرانش وصیت نموده باشد، علیالاصول هر برادر مالک دو دانگ از آپارتمان میشود، مگر آن که موصی ترتیب دیگری برای تقسیم مال تعیین نموده باشد.
وصیت تملیکی از سه رکن تشکیل میشود که عبارتند از: موصی، موصی له و موصی به. شخص وصیتکننده موصی، شخصی که وصیت تملیکی به نفع او تنظیم شده موصی له و مال موضوع وصیت، موصی به نامیده میشود. تحقق تملیک در وصیت تملیکی منوط به قبول موصی به توسط موصی له پس از فوت موصی است.