خیر. پرداخت دیه بر اساس نرخ روز است.
خیر. پرداخت دیه بر اساس نرخ روز است.
براساس ماده ۴۴۹، در قانون مجازات اسلامی، ارش را دیهای میگویند، که مقدار آن در قانون اسلام، تعیین نشده باشد. به عبارتی بر اساس ماده ۱۷ قانون مجازات اسلامی، دیه به دو نوع مقدر و غیرمقدر تقسیم میشود.
دیه مقدر: دیهای است که میزان آن در شرع تعیین شده باشد.
دیه غیرمقدر: دیهای است که میزان آن در شرع مشخص نشده است و به وسیله قاضی دادگاه تعیین میشود.
با توجه به مواردی که در بالا ذکر شد، حال باید ببینیم میزان ارش را چگونه تعیین میکنند؟ دادگاه و مقام قضایی با توجه به موارد زیر میزان ارش را مشخص میکند:
نوع جرایم و تاثیر آن بر فرد آسیبدیده
.میزان خسارت
.نرخ دیه
.گزارش کارشناس
دیه در شرایط مختلف، دارای انواع گوناگونی است. میزان دیه را براساس نوع آسیب وارده به انسان به انواع زیر تقسیم کردهاند:
دیه جان: آسیبی که با قصد و اختیار وارد میشود. اما منجر به فوت فرد نشده است. بنا بر حکم شرع، در چنین شرایطی فرد آسیبدیده حق قصاص دارد، اما میتواند از قصاص چشمپوشی کرده و به جای آن دیه دریافت کند. تصمیمگیری در این مورد کاملاً بر عهده خود فرد آسیبدیده است.
دیه قتل: دیه قتل زمانی مطرح میشود که آسیب وارده منجر به فوت فرد شده باشد. این نوع دیه توسط قوه قضاییه مشخص میشود و معادل دیه کامل انسان است. اگر فردی مرتکب قتل شود، ملزم به پرداخت دیه کامل به خانواده مقتول است.
دیه شبه عمد: فرد مجرم، قصد ارتکاب جرم منجر به آسیب دارد، ولی قصد او ارتکاب خود جنایت نیست. به عنوان مثال برای ادب کردن، فردی را کتک بزنیم ولی در اثر این کتک زدن، فرد جان خود را از دست بدهد.
دیه مقدر: مقدار آن در شرع مشخص است، دیه یک چشم نصف دیه کامل است، دیه یک انگشت، عشر دیه و یا دیه یک بند از انگشت، بسته به دو بندی یا سه بندی بودن انگشت، نصف یا ثلث از عشر دیه کامل است. بنابراین در این خصوص، دادگاه نیازی نمیبیند، که با قرار کارشناسی از صاحبان فن و متخصصین امر که غالبا پزشکی قانونی است، تقاضای ارزیابی مقدار آن را بخواهد و به راحتی تشخیص میدهد، دیه مقدر چند درصد است.
خطای محض: نه قصد جنایت وجود دارد و نه انجام کار منجر به آن خسارت شده است. به عنوان مثال، هنگام بازی افراد، توپ، شیشه پنجره خانهای را بشکند و محکم به سر فرد حاضر در آن خانه خورده و سبب مرگ او شود.
دیه جنین در تصادف را در مقاله مربوط به آن، به طور کامل برای شما توضیح دادهایم.
دیه اعضای بدن: این دیه به این صورت تعیین میشود، که اگر فردی به صورت عمدی یا غیرعمدی به فردی آسیب وارد کند، ملزم به پرداخت دیه آسیب است. مثلا اگر یک عضو که فقط همان یکی از آن وجود دارد، آسیب ببیند، فرد باید دیه کامل و در صورتی که مثلا یک چشم آسیب ببیند، باید نصف دیه را پرداخت کند.
دیه منافع اعضا: دیه منافع اعضا برای زمانی است که، حواس افراد آسیب میبیند. برای مثال؛ ممکن است در نزاعی، گوش فرد آسیب نبیند، اما شنوایی آن از دست برود، در این حالت فرد مجرم، باید دیه منافع را پرداخت کند. دیه منافع اعضا به حواسی مانند بینایی، عقل، بویایی، شنوایی و مواردی از این دست، تعلق میگیرد.
شاید برایتان سوال باشد، که ماههای حرام شامل چه ماههایی هستند؟ ماههای حرام شامل موارد زیر هستند:
=ذی القعده (۹ اردیبهشت تا ۶ خرداد)
=ذی الحجه (۷ خرداد تا ۵ تیر)
=محرم (۶ تیر تا ۳ مرداد)
=رجب (۱ دی تا ۳۰ دی)
دیه در این ماهها، به میزان یک سوم مبلغ کل، افزایش مییابد. برای مثال در سال ۱۴۰۴ مبلغ ۵۳۳ میلیون تومان به دیه کامل در ماههای حرام اضافه خواهد شد.
اگر کسی در ماه عادی صدمه ببیند ولی در ماه حرام فوت شود، میزان دیه عادی بدون افزایش سهم ۱/۳ ماه حرام پرداخت میگردد. ولی اگر هر دوی آسیب و فوت در ماه حرام صورت گیرد، دیه تشدید شده و مطابق نرخ ماه حرام پرداخت خواهد شد.
از نظر مبلغ دیه تفاوتی وجود ندارد و مقدار دیه در تصادفات عمدی و غیرعمدی بر اساس نرخ دیه سال محاسبه میشود. تفاوت اصلی در نحوه پرداخت و مجازات است:
.در تصادف غیرعمدی، بیمه شخص ثالث دیه را پرداخت میکند و معمولاً راننده مجازات کیفری ندارد.
.در تصادف عمدی، بیمه خسارت را پوشش نمیدهد، راننده مقصر شخصاً مسئول پرداخت دیه است و ممکن است مجازاتهایی مانند حبس برای او در نظر گرفته شود.
استدلال آماری به مجموعهای از روشها و فنون اطلاق میشود که در تحلیل دادهها و اطلاعات آماری کاربرد دارند. این نوع استدلال از اصول ریاضی و احتمالات استفاده میکند تا بر اساس دادهها، تصمیمات آماری قابل اعتمادی اتخاذ کند.
استدلال آماری خصوصیاتی دارد که شامل مراحل زیر است:
1=توصیف دادهها: این مرحله شامل جمعآوری و توصیف دادهها بهگونهای است که پژوهشگر بتواند مشخصههای دادهها، میانگینها و روابط بین آنها را تحلیل کند.
2=نمودارکشی: این مرحله شامل ترسیم نمودارها و نمایش دادهها به صورتی گرافیکی است که باعث شده تا الگوها و روابط بین دادهها مشخصتر شود.
3=تعیین فرضیات و تحلیل آماری: فرضیات مربوط به جمعیتی که قرار است بررسی شود، بررسی شده و با استفاده از تکنیکهای آماری مختلف بررسی و تحلیل میشوند.
این نوع استدلال به ما کمک میکند تا به نتایج معتبر و علمیای در نظر بگیریم که بر اساس دادههایی که داریم، به وجود آمدهاند.
استدلال ابداعی بهکارگیری اطلاعات موجود، حتی اگر ناقص باشد، برای تعیین محتملترین نتیجه یا فرض علمی است. این فرایند میتواند در مواردی که اطلاعات کافی برای نتیجهگیری کامل و مطمئن وجود ندارد، به کار رود.
به عنوان مثال، هنگامی که از استدلال ابداعی برای پیشبینی نتایج یک مطالعه استفاده میشود، ممکن است به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی نتوان نتیجه را آزمایش کرد. استدلال ابداعی میتواند به عنوان ابزاری برای حل مسائل و یافتن راهحلهای نوآورانه به کار گرفته شود.
یک روش منطقی و بیطرفانه برای حل مشکلات است که با آزمایش فرضیههای شما در برابر حقایق موجود، مشخص میکند که آیا فرضیه صحیح است یا خیر. اگر فرضیه صحیح باشد، مشکل حل میشود و اگر نه، باید دوباره بررسی و تجزیه و تحلیل کنید. استدلال قیاسی بهویژه برای مشاغلی که نیاز به تفکر تحلیلی و حل مسئله دارند، یک مهارت ارزشمند است.
استدلال استقرایی یک رویکرد از پایین به بالا است، در حالی که استدلال قیاسی از بالا به پایین عمل میکند. در استدلال استقرایی، شما از موارد خاص به کلی میروید و در استدلال قیاسی، از مقدمات کلی به نتیجهگیریهای خاص استنتاج میکنید.
یکی از رایجترین انواع استدلال قیاسی، قیاس نام دارد. قیاس به دو گزاره – یک گزاره اصلی و یک گزاره فرعی – اشاره دارد، که به تشکیل یک نتیجه منطقی منجر میشود. این دو عبارت در واقعیت به این معناست که گزاره در اغلب موارد برای تمام اعضای آن دسته صحیح خواهد بود.
استدلال قیاسی به معنای فرآیند نتیجهگیری بر مبنای مقدماتی است که عموماً بهعنوان صحیح تلقی میشوند. این عمل که به آن «منطق قیاسی» نیز گفته میشود، با استفاده از یک پیشفرض منطقی، به یک نتیجه منطقی میرسد. استدلال قیاسی غالباً بهعنوان “استدلال از بالا به پایین” شناخته میشود، به این معنا که اگر یک چیز را درست بدانیم و چیز دیگری مرتبط با آن فرض باشد، پس حقیقت اصلی باید درباره آن چیز دوم نیز صادق باشد.
به عنوان مثال، فرض کنید صندوق عقب یک خودرو بزرگ است و دوچرخه را نمیتوان در آن قرار داد. بنابراین، ممکن است نتیجه بگیریم که دوچرخه نیز بزرگ است. این نتیجهگیری بر مبنای اطلاعاتی است که از قبل دربارهی ویژگیهای صندوق عقب خودرو داریم. بنابراین، با توجه به مهارتهای استدلال قیاسی، اگر دوچرخه در صندوق عقب بزرگی جا نمیشود، باید خود آن هم بزرگ باشد. تا زمانی که این دو فرض مستند بر پایه اطلاعات دقیق باشند، نتیجهگیری این نوع استدلال غالباً صحیح خواهد بود.
تفسیر به نفع متهم (یا اصل “در تردید به نفع متهم”) یکی از اصول مهم در حقوق کیفری است که بیان می کند که هرگاه در تفسیر قوانین کیفری ابهامی وجود داشته باشد و چندین احتمال یا تفسیر مختلف از قانون ممکن باشد، قاضی موظف است تفسیری را انتخاب کند که به نفع متهم باشد.
تفسیر موسع یکی از روش های تفسیر قانونی است که در مقابل تفسیر مضیق قرار دارد. این نوع تفسیر به معنای گسترش و توسعه معنای مواد قانونی به اندازه ای که امکان دارد، با رعایت اصول انصاف و عدالت قضایی است. در تفسیر موسع، تنها توجه به الفاظ و عبارات قانون کافی نیست و باید به مصالح و اهدافی که قانون گذار مد نظر داشته است نیز مراجعه کرد.
به تصمیم نهایی که در مورد پرونده گرفته می شود و وضعیت پرونده را مشخص می کند، تفسیر غایی گفته می شود.
حقوق کیفری، تفسیر قوانین به دو دسته اصلی تقسیم می شود: تفسیر مضیق و موسع. هر کدام از این روش ها نقش خاصی در کاربرد و اجرای قوانین دارند و تأثیرات متفاوتی بر حقوق و آزادی های فردی خواهند داشت.
مضیق در لغت به معنی محدود و دقت در تفسیر قانون است و اصل تفسیر مضیق قوانین کیفری روشی است برای تفسیر قانون به طور مستقیم و تنها بر اساس معنای صریح و مشخص، که از گسترش آن به مواردی که در متن قانون به صراحت ذکر نشدهاند، جلوگیری می کند.
این اصل نقش کلیدی در حفاظت از حقوق متهمان و تضمین عدالت در نظام حقوقی ایفا می کند. در ادامه به توضیحات بیشتری درباره تفسیر مضیق در قوانین کیفری پرداخته می شود:
در تفسیر مضیق، قاضی یا مقام قضایی تنها به مواردی که به وضوح در متن قانون ذکر شده است، توجه می کند و از گسترش تفسیر به مواردی که به روشنی در قانون نیامده اند، پرهیز می کند. این روش به خصوص در حقوق کیفری اهمیت دارد، زیرا قوانین کیفری باید به روشنی و بدون ابهام تعریف شده باشند تا افراد به وضوح از جرائم و مجازات ها آگاه باشند و از تفسیرهای موسع یا سلیقه ای در برخورد با جرم جلوگیری شود.
مثال تفسیر مضیق:
برای درک بهتر تفسیر مضیق، می توان به مثالی از کاربرد آن در قوانین کیفری اشاره کرد. در این مثال ، قوانین تنها به معنای صریح و محدود خود تفسیر می شوند و از گسترش آن ها به مواردی که به وضوح در قانون ذکر نشده است، خودداری می شود.
جرم سرقت:
فرض کنید قانون در مورد سرقت چنین میگوید: «سرقت، دزدیدن اموال دیگران به طور غیرمجاز است.»
تفسیر مضیق: اگر شخصی اقدام به «دزدیدن» چیزی از منزل خود کند، این عمل در دامنه تعریف قانون سرقت قرار نمی گیرد چون «اموال دیگران» به صراحت اشاره به اموال متعلق به دیگران دارد و نه اموال خود فرد. بنابراین، طبق تفسیر مضیق، این عمل به عنوان سرقت تلقی نمی شود، زیرا عنصر «اموال دیگران» در آن رعایت نشده است.
ویژگی های تفسیر مضیق
از ویژگی های این تفسیر می توان به موارد زیر اشاره کرد:
محدود بودن:
معنی تفسیر مضیق در حقوق این است که، قوانین کیفری تنها به همان معنا و مفهوم دقیقی که در متن قانون ذکر شده، محدود می شود. به عبارت دیگر، این نوع تفسیر به هیچ وجه به گسترش و تعمیم قوانین به مواردی که به صراحت در قانون بیان نشده، نمی پردازد.
در این روش تنها به معنای و مفهوم صریح قانون توجه می شود و از تفسیر به موارد شک، سکوت یا احتمال ها پرهیز می شود.
پرهیز از قیاس:
اگر قاضی نتواند رکن قانونی جرم را در قانون بیابد، نمی تواند از قیاس استفاده کرده و عملی که به طور مشخص در قانون جرم شناخته نشده را جرم بشناسد. یعنی در تفسیر مضیق، تنها به مواردی که به وضوح در قانون ذکر شده، توجه می شود و هیچ گسترشی به مواردی که قانون به صراحت به آن ها نپرداخته، صورت نمی گیرد.
حفاظت از حقوق متهم:
این روش تفسیر به منظور حفاظت از حقوق متهمان و جلوگیری از تفسیرهای سلیقه ای و غیرمنصفانه به کار می رود. به این ترتیب، تنها به موارد مشخص و واضحی که قانون گذار به آن ها اشاره کرده، توجه می شود و از تفسیرهایی که ممکن است به نقض حقوق افراد بینجامد، پرهیز می شود.
شفافیت قانونی:
با تفسیر مضیق، قوانین به طور واضح و مشخص بیان می شوند و به مردم این امکان را می دهند که بدانند چه چیزی جرم است و چه مجازاتی برای آن وجود دارد.
تفسیر مضیق با محبوس کردن قانون، از سرایت آن به مواردی که در متن قانون به صراحت ذکر نشده اند، خودداری می کند و اجرای آن با دقت و بر اساس اصول حقوقی و ملاحظات حقوق بشری صورت می گیرد تا بین اجرای عدالت و حفاظت از حقوق افراد، توازن برقرار شود.
سلام من مادرم وکالت تام به پدرم داده بود و پدرم خونه ای که به اسم مادرم بود رو به اسم خودش زد الان مادرم میتونن خونه رو بفروشه یا شکایت کنه؟
چنانچه در وکالتنامه قید شده باشد ، وکیل می تواند موضوع وکالت را به هر کسی ولو بنام خودش انتقال دهد ، در این صورت شکایت مادر شما بی نتیجه خواهد بود ولی می توانند بابت ثمن و مبلغ مورد وکالت طرح دعوا نمایند . اگر عبارت بالا در وکالتنامه نباشد هم قابل پیگرد کیفری و هم حقوقی است . جهت پاسخگویی دقیق نیاز به بررسی مدارک است .
با سلام.بنده محکوم به پانزده ماه حبس تعزیری شدم که در تجدید نظر هفت ماه و نیم تعلیقی و مابقی تحمل حبس شد.سابقه هم ندارم.برای پابند الکترونیک باید به کجا مراجعه کنم و چطور درخواست بدم؟
درخواست پابند الکترونیک، باید به مراجع قضایی مربوطه ( شعبه صادر کننده حکم بدوی و شعبه اجرای احکام ) مراجعه کنید. مراحل کلی به شرح زیر است: مراجعه به دادگاه صادرکننده حکم: به دادگاهی که حکم شما را صادر کرده مراجعه کنید و درخواست پابند الکترونیک را ارائه دهید. تهیه درخواست کتبی: یک درخواست کتبی تهیه کنید و در آن دلایل خود برای استفاده از پابند الکترونیک را شرح دهید. بهتر است از وکیل کمک بگیرید تا درخواست شما به شکل صحیح تنظیم شود. ارائه مدارک لازم: مدارک مورد نیاز مانند حکم قطعی، گواهی عدم سابقه کیفری و سایر مدارک شناسایی را آماده کنید. بررسی درخواست توسط قاضی: قاضی پرونده درخواست شما را بررسی کرده و در صورت موافقت، دستور استفاده از پابند الکترونیک را صادر میکند.
مخاطب: متهم
مدت: 10 روز
مستند قانونی:
ماده ۸۱ قانون آیین دادرسی کیفری- در جرائم تعزیری درجه شش، هفت و هشت که مجازات آنها قابل تعلیق است، چنانچه شاکی وجود نداشته، گذشت کرده یا خسارت وارده جبران گردیده باشد و یا با موافقت بزهدیده، ترتیب پرداخت آن در مدت مشخصی داده شود و متهم نیز فاقد سابقه محکومیت موثر کیفری باشد، دادستان میتواند پس از اخذ موافقت متهم و درصورت ضرورت با اخذ تامین متناسب، تعقیب وی را از شش ماه تا دو سال معلق کند. در این صورت، دادستان متهم را حسب مورد، مکلف به اجرای برخی از دستورهای زیر میکند:
الف- ارائه خدمات به بزه دیده در جهت رفع یا کاهش آثار زیانبار مادی یا معنوی ناشی از جرم با رضایت بزه دیده
ب- ترک اعتیاد از طریق مراجعه به پزشک، درمانگاه، بیمارستان و یا به هر طریق دیگر، حداکثر ظرف شش ماه
پ- خودداری از اشتغال به کار یا حرفه معین، حداکثر به مدت یک سال
ت- خودداری از رفت و آمد به محل یا مکان معین، حداکثر به مدت یک سال
ث- معرفی خود در زمانهای معین به شخص یا مقامی به تعیین دادستان، حداکثر به مدت یک سال
ج- انجام دادن کار در ایام یا ساعات معین در موسسات عمومی یا عامالمنفعه با تعیین دادستان، حداکثر به مدت یک سال
چ- شرکت در کلاسها یا جلسات آموزشی، فرهنگی و حرفهای در ایام و ساعات معین حداکثر، به مدت یک سال
ح- عدم اقدام به رانندگی با وسایل نقلیه موتوری و تحویل دادن گواهینامه، حداکثر به مدت یک سال
خ- عدم حمل سلاح دارای مجوز یا استفاده از آن، حداکثر به مدت یک سال
د- عدم ارتباط و ملاقات با شرکاء جرم و بزه دیده به تعیین دادستان، برای مدت معین
ذ- ممنوعیت خروج از کشور و تحویل دادن گذرنامه با اعلام مراتب به مراجع مربوط، حداکثر به مدت شش ماه
تبصره ۲- قرار تعلیق تعقیب، ظرف ده روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در دادگاه صالح است.
مخاطب: شاکی و متهم
مدت: کمتر از 5 روز نباشد
مستند قانونی:
ماده ۱۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری- فاصله میان ابلاغ اوراق احضاریه و زمان حضور نزد بازپرس نباید کمتر از پنج روز باشد.
مخاطب: بازپرس
مدت: 180 روز
مستند قانونی:
ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری- تا هنگامی که به متهم دسترسی حاصل نشده، بازپرس میتواند با توجه به اهمیت و ادله وقوع جرم، دستور منع خروج او را از کشور صادر کند. مدت اعتبار این دستور، ششماه و قابل تمدید است. در صورت حضور متهم در بازپرسی و یا صدور قرار موقوفی، ترک و یا منع تعقیب، ممنوعیت خروج منتفی و مراتب بلافاصله به مراجع مربوط اطلاع داده میشود. درصورتی که مدت مندرج در دستور منع خروج منقضی شود این دستور خودبهخود منتفی است و مراجع مربوط نمی توانند مانع از خروج شوند.