هنگامی که شوهر از صدور حکم طلاق غیابی مطلع گردید، قادر است درخواست واخواهی (اعتراض) دهد. واخواهی خارج از نوبت رسیدگی خواهد شد و پرونده طلاق دوباره به جریان میافتد و با بررسی مدارک ارائه گردیده حکم نهایی مجددا از طرف دادگاه صادر میگردد.
هنگامی که شوهر از صدور حکم طلاق غیابی مطلع گردید، قادر است درخواست واخواهی (اعتراض) دهد. واخواهی خارج از نوبت رسیدگی خواهد شد و پرونده طلاق دوباره به جریان میافتد و با بررسی مدارک ارائه گردیده حکم نهایی مجددا از طرف دادگاه صادر میگردد.
در این نوع طلاق مدت عده همچون دیگر انواع آن سه طهر(پاکی) میباشد که در حقوق بعد از جاری شدن طلاق تا بعد از اینکه زن سه مرتبه عادت ماهیانه را تجربه کند و پاک گردد حق ندارد ازدواج کند که معمولا در حکم طلاق نیز شرط میگردد. چنانچه زن باردار باشد تا موقع زایمان میبایست عده نگه دارد. چنانچه زن یائسه باشد و یا باکره باشد عده نخواهد داشت.
جهت درخواست طلاق غیابی میبایست ابتدا بررسی شود که دلیل درخواست طلاق غیابی چیست. این مورد به این خاطر حائز اهمیت است که شما میبایست پیش از اقدام به درخواست طلاق غیابی حتما مدارک موجهی را تهیه کرده باشید.
در نهایت مواردی که باعث طلاق غیابی میباشد را میتوانید از یک وکیل طلاق جویا شوید تا در صورتی که واقعا قصد طلاق دارید با دست پر به دادگاه بروید.
در مرحله بعد میبایست به یک وکیل طلاق توافقی مراجعه کنید و از وی درخواست نوشتن یک دادخواست طلاق توافقی را بدهید.زیرا این دادخواست جهت ارائه به دادگاه اهمیت زیادی دارد و اینکه طلاق غیابی از سوی زن چقدر طول میکشد به تمامی این موارد بستگی خواهد داشت.
پس از تنظیم دادخواست طلاق غیابی میبایست به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی رجوع کنید و پس از ثبت نام درخواست طلاق خود را به ایشان تسلیم کنید و منتظر پیام جهت مراجعه به دادگاه باشید.
• سند رسمی ازدواج
• اصل شناسنامه
• اصل کارت ملی
طلاق غیابی از طرف زن: بر اساس قانون چنانچه شوهر به مدت ۴ سال غایب مفقودالاثر ( هیچ خبری از وی نباشد و فوت یا حیات وی معلوم نباشد) زن حق دارد درخواست طلاق دهد و تقاضای طلاق از سوی زن نماید.
که در این شرایط نیز رای دادگاه به علت عدم حضور خوانده غیابی خواهد بود. به موجب بندهای ۸ و ۱۱ عقدنامه چنانچه شوهر منزل خود را به مدت ۶ ماه یا بیشتر از آن ترک نماید زوجه قادر است درخواست طلاق کند و در این خصوص هم طلاق غیابی صورت میپذیرد.
طلاق غیابی از سوی زوج: زمانی که دادخواست طلاق از طرف مرد (زوج) عنوان میگردد و علیه زن رای طلاق غیابی صادر میشود، ثبت طلاق که از طریق دفتر رسمی طلاق صورت میپذیرد موقعی رخ میدهد که شوهر حقوق مالی زن از جمله مهریه و نفقه و اجرت المثل را پرداخت کند. قاضی در صورت عدم حضور زن مهریه را تقسیط مینماید.
به صورت کلی مدت این نوع طلاق مشخص نمیباشد و با در نظر گرفتن شرایط و حضور یک وکیل طلاق یا نبود وکیل این روند تغییر خواهد کرد و خاتمه روند آن در هر زوجی متفاوت است.
۱) در صورتی که زوجه در زندگی مشترک با عسر و حرج یا سختی غیر متعارف روبهرو گردد، حق دارد از دادگاه درخواست طلاق نماید. مصادیق عسر و حرج زوجه متعدد و گوناگون هستند ؛ اعم از اعتیاد مرد، ترک زندگی مشترک، ضرب و شتم زن یا هر نوع سوء رفتار با زوجه و ابتلا به بیماریهای ناعلاج. در این شرایط، در صورتی که مرد در دادگاه حضور پیدا نکند، قاضی قادر است حکم طلاق غیابی زوجه را صادر کند.
۲) چنانچه شوهر به مدت چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد، زن حق دارد از دادگاه درخواست طلاق نماید و در این شرایط قاضی دادگاه بعد از گذراندن مراحل قانونی ( نشر آگهی )، حکم طلاق غیابی زن را صادر خواهد کرد.
۳) در صورتی که شوهر به مدت شش ماه به همسر خویش نفقه پرداخت نکرده باشد، زوجه میتواند به دادگاه مراجعه نماید و نفقه خود را مطالبه کند. در صورتی که با وجود صدور حکم پرداخت نفقه، باز هم شوهر به همسر خویش نفقه پرداخت نکند و یا توانایی پرداخت نفقه را نداشته باشد، قاضی میتواند به درخواست زوجه حکم طلاق را صادر نماید.
به موجب قانون، قاعدتا اختیار طلاق با مردان میباشد. به همین خاطر است که زن تنها در شرایطی قادر خواهد بود از شوهر خود طلاق بگیرد که دلایل منطقی و موجه به دادگاه ارائه نماید.
طلاق غیابی نیز به همین صورت میباشد؛ یعنی اینکه طلاق از جانب زن تنها در شرایطی میسر خواهد بود که زن قادر باشد دلایل منطقی و قانونی به دادگاه تسلیم کند. با این شرایط ، طلاق غیابی از همسر خارجی نیز امکان پذیر میباشد.
مطابق با قانون آیین دادرسی مدنی، در صورتی که خوانده یا وکیل یا قائم مقام وی در هیچ کدام از جلسات دادگاه حضور پیدا نکرده باشند و به صورت کتبی نیز لایحهای ارسال نکرده باشند و اخطاریه دادگاه، ابلاغ واقعی نشده باشد حکم صادر شده در دادگاه حکم غیابی میباشد.
طلاق غیابی هم از این قاعده مستثنی نمیباشد؛ به این منظور که در صورتی که زوجه در دادگاه درخواست طلاق داده باشد و زوج یا وکیل وی در دادگاه حاضر نباشند و به صورت کتبی از خویش دفاع نکرده باشند و اخطاریه دادگاه ابلاغ واقعی نگردیده باشد حکم طلاقی که علیه شوهر صادر میگردد، حکم طلاق غیابی میباشد که به جهت استعلام از آن میتواند به سامانه استعلام طلاق غیابی با کد ملی مراجعه کند. حکم طلاق غیابی از طرف زوجه، به مدت بیست روز از طرف شوهر قابل واخواهی خواهد بود.
مردی که می خواهد همسرش را طلاق دهد باید تمام حق و حقوق مالی زن را بپردازد.
اگر مرد به مدت شش ماه نفقه زن را نپردازد. می تواند تحت عنوان عسر و حرج درخواست طلاق نماید.
خیر، او می تواند برای انجام امور طلاق تنها به وکیل وکالت دهد.
خیر؛ حق مسکن زن به معنای سوء استفاده نیست و زن نمی تواند شوهرش را مجبور کند تا با خانواده زن در یک خانه زندگی کنند.
اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی و یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن مستقل بگیرد و دادگاه حکم بازگشت به منزل شوهر را نخواهد داد و نفقه هم در این حالت کماکان به زن تعلق می گیرد.
در چنین حالتی اگر دادگاه تشخیص دهد که زندگی با اقوام شوهر در یک خانه متناسب با شان و جایگاه زن نیست و شرایط لازم برای زندگی در خانه ی پدر شوهر وجود ندارد، در این صورت دادگاه مرد را ملزم می کند تا منزل مستقلی را تهیه کند و زن هم می تواند تا زمانی که شوهرش منزل مستقل تهیه نکرده، از تمکین خودداری کند.
پس در نتیجه مرد نمی تواند همسر خود را به اجبار به منزلی مشترک با پدر و مادرش ببرد.
نکته: حتی در این صورت هم زن مستحق دریافت نفقه است زیرا کوتاهی از طرف مرد صورت گرفته است.
همچنین لازم است بدانید که به فرض، اگر شما در زندگی مشترک از شوهرتان بخواهید که خانه را عوض کند و شوهر شما این درخواست شما را رد کند، شما می توانید برای عدم انجام تعهدات و شرایط ضمن عقد نکاح، طرح دعوا کنید.
علاوه بر این عدم رعایت شرایط ضمن عقد که مرد هم آن را با امضا پذیرفته است، این حق را برای شما ایجاد می کند که به صورت یک طرفه اقدام به طلاق نمایید.
همچنین حق مسکن در عقد اختیاری مادام العمر و بلاعزل است. یعنی مرد نمی تواند زمانی که حق مسکن را به همسرش می دهد بعد از گذشت مدتی این حق را از او پس بگیرد و تا آخر عمر، حق مسکن برای همسرش است و اوست که می تواند برای تعیین محل زندگی و نوع خانه تصمیم گیری کند.
بنابراین، این حق محدود به زمان مشخصی نیست و این طور نیست که بگوییم زن فقط یکبار یا دوبار می تواند حق تعیین مسکن داشته باشد. زیرا این حق دائمی است و بارها قابلیت اعمال دارد.
حق مسکن برای شما به عنوان یک زن، به این معنی نیست که شوهرتان باید آن خانه را به نام شما بخرد و یا قرارداد اجاره به نام شما باشد. در واقع حق مسکن تعهدی برای خرید خانه به نام زن نیست بلکه حق تعیین مسکن و محل زندگی است.
حالا ممکن است شوهر، خانه برای همسرش بخرد یا به نام خودش؛ این امر ربطی به حق مسکن ندارد.
حق مسکن مرد را موظف به پذیرش شرایط همسرش، برای خرید خانه می کند ولی مرد موظف نیست آن خانه را حتما به نام همسرش خریداری کند.
مردی که میخواهد ازدواج مجدد نماید، باید دادخواستی به طرفیت همسر اول خود تنظیم و در آن خطاب به دادگاه شرایط و علت تقاضای خود را بیان نماید، لذا دادگاه بعد از بررسی اقدامات ضروری و تحقیقات از زن دوم، در صورت تمکن مالی مرد و دارای شرایط بودن، به شوهر اجازه همسر دوم را می دهد.
منظور از شرایط برای درخواست ازدواج مجدد، شرایط مندرج در ماده 16 قانون حمایت از خانواده اعم از، عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، عدم تمکین زن از شوهر، ابتلاء زن به جنون یا امراض صعبالعلاج، عقیم بودن زوجه، محکومیت زن، ابتلاء زن به هر گونه اعتیاد مضر، ترک زندگی خانوادگی از طرف زن، غایب مفقودالاثر شدن زن می باشد.
شما (زن) می توانید مطابق ماده 56 قانون حمایت از خانواده مصوب 1391 از سر دفتر اسناد رسمی شکایت نمایید، زیرا در ماده مقرر شده، برای ازدواج مجدد باید حکم از دادگاه صادر شده باشد، لذا اگر سردفتری برخلاف این ماده عمل نماید، مرتکب جرم شده استت، لذا به محرومیت درجه چهار موضوع قانون مجازات اسلامی از اشتغال به سردفتری محکوم میشود.
همان طور که گفته شد، ازدواج مجدد بدون اجازه زن، برای او حق طلاق ایجاد می نماید، ولیکن این بدین معنا نمی باشد، که مرد نمی تواند ازدواج مجدد نماید، بلکه فقط نمی تواند ازدواج مجدد خود را به ثبت برساند، لذا عدم ثبت واقعه ازدواج جرم محسوب می شود.
حال اگر ازدواج مجدد بدون اجازه زن چه در نکاح موقت (اگر توافق به ثبت شده باشد یا…) و چه در نکاح دائم انجام شده باشد، تا مادامی که زن اجازه ندهد، مرد قادر به ثبت واقعه نکاح نمی باشد، و مجازات وی طبق ماده ۴۹ قانون حمایت خانواده ۱۳۹۱ به شرح ذیل می باشد.
چنانچه همسر دوم ثبت در دفاتر رسمی به ازدواج دائم، طلاق یا فسخ نکاح اقدام یا پس از رجوع تا یک ماه از ثبت آن خودداری یا در مواردی که ثبت نکاح موقت الزامی است از ثبت آن امتناع کند، ضمن الزام به ثبت واقعه به پرداخت جزای نقدی درجه پنج و یا حبس تعزیری درجه هفت محکوم میشود. این مجازات در مورد مردی که از ثبت انفساخ نکاح و اعلام بطلان نکاح یا طلاق استنکاف کند نیز مقرر است.
جزای نقدی درجه 5 معادل هشتاد میلیون (8000000) ریال تا صد و هشتاد میلیون (180000000) ریال می باشد، و حبس تعزیری درجه 7، شامل حبس از 91 روز تا 6 ماه می باشد.