برخلاف تصور برخی، بخشش مهریه یا اقرار به وصول مهریه هیچ ربطی به دفتر ازدواج و طلاق ندارد. تمام اسناد مرتبط با مهریه در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم می شود.
برخلاف تصور برخی، بخشش مهریه یا اقرار به وصول مهریه هیچ ربطی به دفتر ازدواج و طلاق ندارد. تمام اسناد مرتبط با مهریه در دفترخانه اسناد رسمی تنظیم می شود.
خیر. اقرار به وصول مهریه از سوی خانم و زوجه به هیچ وجه قابل ابطال نیست. زن بعد از بخشیدن مهریه نمی تواند آنرا دوباره مطالبه کند.البته تنها و تنها در یک صورت اقرار به وصول مهریه قابل ابطال است که زن بتواند ثابت کند اقراش بر اثر اجبار و بدون رضایت بوده است.البته این ادعا به سادگی مورد قبول دادگاه قرار نمی گیرد.تقریبا هیچ دادگاهی سند رسمی تنظیم شده در دفترخانه را با ادعای اجبار باطل نمی کند.
خیر، برای بخشش مهریه هیچ نیازی به حضور پدر زن و زوجه نیست.اما از آنجائیکه در مورد بخشش مهریه بسیاری اوقات، اختلافات خانوادگی بعد و قبل وجود دارد.یا اینکه ممکن است مرد همسرش را به اکراه و اجبار وادار به بخشیدن مهریه کند.برای جلوگیری از هرگونه مشکلات بعدی بسیاری از دفاتر اسناد رسمی از زوجین مخصوصا جوان و تازه ازدواج کرده می خواهند که پدرخانم نیز زمان تنظیم سند حضور داشته باشد.این شرط بخشیدن مهریه با اذن پدر یک شرط و اجبار قانونی نیست و کاملا عرفی است.
ریاست محترم شعبه………. دادگاه عمومی حقوقی……………………..
سلام علیکم – با احترام و تجویز حاصله از مدلول یک برگ وکالت نامه ملصق به تمبر مالیاتی بوکالت از ناحیه خوانده دعوی آقای/ خانم………………. در برابر دعوی از سوی خواهان آقای /خانم………………….
بخواسته: اثبات مالکیت / ابطال سند رسمی
بتاریخ رسیدگی ساعت همه موضوع کلاسه… بدینوسیله و در مقام دفاع از موکل، خاطر عالی را به آگاهی میرساند، از نگرش به آنچه در دادخواست خواهان آمده است، بخش نخست خواسته خواهان از روی شیوه نادرست دادخواهی و بخش دوم خوانسته از سوی (بی حقی، بطلان) فقدان محل قانونی برای پذیرش دارد:
بدوا ایرادات شکلی (شیوه نادرست دادخواهی):
بدوأ ایرادات شکلی:
١- خواسته با عنوان اثبات مالکیت اصولا موضوعیت ندارد چه چنین خواسته ای بعنوان جزء اول خواسته با خواسته مطروحه در جزء سوم (الزام به تنظیم سند رسمی) دارای تنافی و قابل جمع نمی باشد.
در این وضعیت دو مالک مفروضی برای یک پلاک به وجود خواهد آمد.
٢- وکیل محترم خواهان دعوی اصلی در جزء دوم خواسته ابطال سند رسمی دو دانگ سهمیه موکله از شش دانگ آپارتمان بعلت غیر موجه بودن انتقال» را خواستار شده اند و این در حالی است که اسناد چه رسمی چه عادی همگی صرفأ «طریقیت داشته و فاقد موضوعیت» هستند بدین معنا که اسناد رسمی بار اثباتی بیشتری نسبت به اسناد عادی دارند لکن این قبیل استاد جزء در برخی موارد مصرح در قانون تجارت، صرفأ طریقیت، داشته و دلیل حاوی رخداد یک واقعه حقوقی هستند و آنچه «موضوعیت» دارد آن واقعه حقوقی است که سند آن را گواهی میکند.
در نتیجه، بر خواهان دعوی اصلی یک فرض و تکلیف بوده قبل از ابطال سند رسمی ابطال عقد بیع مابین خواندگان را جزو خواسته ها احصاء و در فرض از هم گسیختن عقد مزبور، راه را برای ابطال سند رسمی مهیا گردد چه در این وضعیت سند عادی تاب معارضه با سند رسمی را نخواهد داشت.
۳- اصول اسناد خواهان دعوی اصلی مورد مطالبه می باشد، (ماده ۹۶ ق.آ.د.م.)
در ماهیت:
آنچه از قرارداد ابرازی با عنوان عقد بیع قابل ادراک است که این بیع (فاقد ثمن) بعنوان عوض معلوم بوده و در هیچ کجای آن حرفی از توافقی بودن ثمن معامله با نحوه پرداخت یا اصولا هر طریق عقلانی دیگری که بتوان نحوه ثمن را از آن استنتاج نمود
وجود ندارد.
دو فرض در این مورد قابل تأمل است:
۱- اینکه بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم (ماده ۳۳۸ ق.م.)
۲- هبه بودن موضوع
که در مانحن فیه در صورت فرض گزینه نخست، باطل بودن قرارداد متنازع فیه قابل استخراج است حد معلوم وجود ندارد.
در نتیجه و قائل بودن به اصل «صحت»، گزینه دوم قابل قبول خواهد بود که دو دانگ اپارتمان موضوع دعوی موهوبه بوده است که حقیقت و اصل ماجرا نیز به واقع همین مطلب است.
با وصف فوق :
همراهی خواهان دعوی اصلی با موکل جهت فروش آپارتمان، که افراد متقاضی خرید از طریق خواهان در منزل .. دلالت می شده اند همگی قرینه هبه بودن دو دانگ داشته و دارد و با اقدام به پذیرش فروش رقبه، رجوع از هبه رقم خورده است.
چه رجوع از هبه هیچ گونه تشریفات خاص نداشته و به هر فعل یا لفظ دلالت می کند در نتیجه عقد بیع مابین خواندگان به اصلی نیز یکی از افعال رجوع تفسیر شده و به دلیل تعارض با بقای مالکیت متهب (خواهان دعوی اصلی) دلالت بر رجوع می کند.
و در این وضعیت آخرین اراده موکل بعنوان فروشنده ملک به سایر خواندگان، قابل ترجیح بر بقای هبه به خواهان دعوی اصلی خواهد داشت چه فروش مال موهوب خود برترین و رأس الادله بر رجوع از هبه محسوب می گردد چه بیع خود وسیله رجوع است.
دعوی
بنائا به مراتب و معنونه در فوق: هیچ قصدی برای وقوع عقد بیع مابین صحابه دعوی وجود نداشته و قصد اصلی آنها، عقد هبه بوده است،
(العقود تابعه اللقصود) و حتی اگر ارائه انشائی با قصد طرفین در تعارض باشد، قصد درونی ملاک عمل است. (ماده ۱۹۰ ق.م)، و با عنایت به فقدان وجود ثمن معامله و اینکه خواهان دعوی اصلی، هیچ دلیلی غیر از یک برگ استشهادیه خود ساخته (شهادت بر شهادت) از طریق بستگان نسبی و سببی خود که بی ارزش و اعتبار بوده و این افراد جرح، می گردند، ارائه نداده و توانانی اثبات پرداخت یک ریال بابت ثمن معامله را نیز ندارد، عقد مزبور عقد هبه بوده که با فروش رقبه حین بقای موهوبه، رجوع هبه از با رضایت کامل شخص خواهان دعوی اصلی حاصل شده و دعوی خواهان محکوم به بطلان است.
باتشکروتجدیداحترام
به چند روش می شود در یک دادرسی به عنوان خواهان یا خوانده یا ثالث نقش داشته و دفاع نمود.بهترین حالت داشتن یک وکیل خوب و با تجربه است که مدیریت و انجام کلیه مراحل دفاع را به وی بسپارید.در صورتی که به هر دلیل نخواهید یا نتوانید وکیل داشته باشید راه درست بعدی مشاوره مستمر در طول دادرسی با یک وکیل متخصص و با تجربه است.مرحله بعدی می تواند تنظیم یک لایحه دفاعیه خوب تحت نظر یا توسط یک وکیل دادگستری باشد.و در نهایت بدترین کار این است که خودتان بدون داشتن دانش و تجربه حقوقی تصمیم به تنظیم لایحه و مدیریت دعوا و دفاع از خود بگیرید.
ریاست محترم شعبه………………دادگاه عمومی(جزایی)……………………
احتراماً به استحضار می رساند که اینجانب………………………وکیل وکیل متهم آقای………………..فرزند………………..سن………………شغل…………………. دارای/فاقد سوء پیشینه که در پرونده کلاسه……………………متهم به فحاشی-تهدید-تخریب می باشد.با توجه به محتویات پرونده از دادگاه محترم تقاضای صدور حکم برائت متهم موصوف را خواستارم و دلایل اینجانب در رابطه با عدم انجام جرم توسط متهم به شرح ذیل است:
۱-حکایت از این قرار است که شاکی مستاجر موکل اینجانب است و با اینکه مهلت اجاره شاکی تمام شده است از تخلیه ملک موصوف خودداری میکند ، موکل اینجانب بارها به ایشان مراجعه کرده نامبرده از تخلیه ملک موصوف خودداری میکند ،چندی پیش موکل اینجانب به درب خانه خود که همان ملک اجاره ای شاکی می باشد رفته و بعد از جر و بحث با شاکی اتمام حجت نموده است که اگر تخلیه نکند از طریق قانونی او را بیرون خواهد کرد.
۲-شاکی در قبال این حرف موکل اینجانب اظهار می دارد که هر غلطی خواستی انجام بده.موکل اینجانب با عصبانیت به درب خانه خود لگد میزند ، و شیشه خانه خود را می شکند و هیچ ضرری به شاکی وارد نمی کند ،بنابراین موکل اینجانب جرمی مرتکب نشده است که شاکی بخواهد از او شکایت کند.
۳-اظهار مراجعه به قانون جهت تخلیه ملک توسط موکل اینجانب تهدیدی برای شاکی محسوب نمیشود که ایشان این عمل را تهدید فرض کرده و تخریب مالی موکل به شاکی مربوط نیست و تخریب اموال شاکی محسوب نمی شود که شاکی مدعی تخریب و تهدید شده است.
۴-شهود موکل اینجانب در این دادگاه شهادت دادند که موکل اینجانب هیچگونه فحاشی نکرده اند.
۵-اظهارات شهود شاکی از بستگان درجه یک شاکی میباشد ،موجب تردید و شک است که شهود شاکی سخن راست گفته باشند،زیرا خویشاوندی موجب می شود آنچه که به ضرر خویشاوند باشد به زبان آورده نشود.با توجه به مطالب فوق از دادگاه محترم تقاضای صدور حکم برائت متهم موصوف را خواهانم.
جناب آقای / سرکار خانم …
کارشناس محترم بخش …
موضوع : قطع همکاری
با سلام
احتراما نظر به انقضای مدت قرارداد کار شما در تاریخ … بدینوسیله عدم نیاز شرکت به ادامه همکاری با شما از تاریخ … اعلام می شود. مقتضی است جهت تسویه حساب به امور اداری مراجعه نمایید.
با تشکر
نام و نام خانوادگی و امضاء
جناب آقای / سرکار خانم ………
ریاست محترم امور اداری شرکت ……….
موضوع : درخواست همکاری
باسلام
احتراما پیرو آگهی استخدام آن شرکت در … مورخ … جهت همکاری در بخش … در آن شرکت، به پیوست رزومه اینجانب … را جهت استحضار آن مدیریت محترم و اعلام آمادگی اینجانب جهت همکاری تقدیم می دارم.
امیدوارم سوابق شغلی و تحصیلات اینجانب، تسلط کامل به زبان …، داشتن مهارت های ارتباطی بالا، روحیه تیمی، اعتماد به نفس، شوق به یادگیری مداوم و به روز کردن اطلاعات شغلی مورد توجه شما واقع شده و برایم فرصتی را فراهم سازد تا بتوانم با همکاری با آن شرکت، خواسته ها و خدمات مورد نیاز شرکت را برآورده سازم.
ضمن آرزوی توفیق روزافزون برای جنابعالی، پیشاپیش از اینکه وقتتان را برای بررسی رزومه من در اختصاص می دهید تشکر فراوان داشته و آمادگی خود را جهت حضور در آن شرکت برای مصاحبه حضوری اعلام می دارم.
باتشکر
نام و نام خانوادگی و امضاء متقاضی
با سلام،
سلام علیکم
همانطور که مستحضرید اینجانب طی قراردادی با شرکت …………………. به شناسه ملی: ………………… یک دستگاه خودرو پژوپارس مدل 00 را خریداری نموده ام. متاسفانه علیرغم گذشت ……………سال از تحویل خودرو، از تنظیم سند آن به نام اینجانب سرباز می زنید. بنده بارها و بارها از طریق مراجعه حضوری و تلفنی پیگیری های لازم را به عمل آوردم. لیکن هیچ گونه نتیجه موفقیت آمیزی مبنی بر تحویل خودرو به بنده در برنداشت. همچنین بنده سابقاً با ارسال اظهارنامه شماره ………………… در تاریخ …………………. خواستار تحویل خودرو شدم، اما جوابی از شما دریافت ننمودم.
لذا با اختیارات حاصله از بند حل اختلاف قرارداد شماره ……………… مورخ ……………………. درخواست ارجاع امر به داور را دارم. متاسفانه علیرغم پیگیریهای بنده انتخاب داور مرضی الطرفین مقدور نگشته است، بنابراین مستفاد از ماده 460 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، آقا/خانم …………………….به شماره ملی …………………………را به عنوان داور حضور شما معرفی می نمایم. لذا خواهشمند است ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه نظر خود را در مورد داور واحد اعلام فرمائید. بدیهی است چنانچه با انقضای مدت اقدامی به عمل نیاید برابر قسمت اخیر ماده 459 قانون اخیر الذکر اقدام خواهد شد. اظهارنامه تعیین داور
با تقدیم شایسته ترین احترامات اظهارنامه تعیین داور
ماده 459 قانون آیین دادرسی مدنی مقرر کرده است:
درمواردی که طرفین معامله یا قرارداد متعهد به معرفی داور شده ولی داور یا داوران خود را معین نکرده باشند و در موقع بروز اختلاف نخواهند و یا نتوانند در معرفی داور اختصاصی خود اقدام و یا در تعیین داور ثالث تراضی نمایند و تعیین داور به دادگاه یا شخص ثالث نیز محول نشده باشد، یک طرف می تواند داور خود را معین کرده به وسیله اظهارنامه رسمی به طرف مقابل معرفی و درخواست تعیین داور نماید و یا نسبت به تعیین داور ثالث تراضی کند. دراین صورت طرف مقابل مکلف است ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه داور خود را معرفی ویا در تعیین داور ثالث تراضی نماید. هرگاه تا انقضای مدت یادشده اقدام نشود، ذی نفع می تواندحسب مورد برای تعیین داور به دادگاه مراجعه کند.
ماده 32ـ در مورد حکم طلاق اجرای صیغه و ثبت آن حسب مورد منوط به انقضای مهلت فرجام خواهی یا ابلاغ رای فرجامی است.
ماده 31ـ ارائه گواهی پزشک ذی صلاح درمورد وجود جنین یا عدم آن برای ثبت طلاق الزامی است مگر آنکه زوجین بر وجود جنین اتفاق نظر داشته باشند.
ماده 30ـ در مواردی که زوجه در دادگاه ثابت کند به امر زوج یا اذن وی از مال خود برای مخارج متعارف زندگی مشترک که برعهده زوج است هزینه کرده و زوج نتواند قصد تبرع زوجه را اثبات کند می تواند معادل آن را از وی دریافت نماید.
ماده 29ـ دادگاه ضمن رای خود با توجه به شروط ضمن عقد و مندرجات سند ازدواج تکلیف جهیزیه مهریه و نفقه زوجه اطفال و حمل را معین و همچنین اجرت المثل ایام زوجیت طرفین مطابق تبصره ماده (336) قانون مدنی تعیین و در مورد چگونگی حضانت و نگهداری اطفال و نحوه پرداخت هزینه های حضانت و نگهداری تصمیم مقتضی اتخاذ می کند. همچنین دادگاه باید با توجه به وابستگی عاطفی و مصلحت طفل ترتیب زمان و مکان ملاقات وی با پدر و مادر و سایر بستگان را تعیین کند. ثبت طلاق موکول به تادیه حقوق مالی زوجه است. طلاق درصورت رضایت زوجه یا صدور حکم قطعی دایر بر اعسار زوج یا تقسیط محکوم به نیز ثبت می شود. در هرحال هرگاه زن بدون دریافت حقوق مذکور به ثبت طلاق رضایت دهد می تواند پس از ثبت طلاق برای دریافت این حقوق از طریق اجرای احکام دادگستری مطابق مقررات مربوط اقدام کند.
ریاست محترم شعبه 1 دادگاه عمومی حقوقی دادگستری شهرستان...
موضوع : معرفی داور از سوی زوج
سلام علیکم
احتراماً به استحضار عالی می رساند اینجانب مهدی مافی به وکالت از آقای .................. درخصوص پرونده به شماره بایگانی ..................... مطروحه در شعبه محترم لازم به ذکر است که آقای ........... فرزند ........... به شماره ملی .................. متاهل که قبولی داوری نیز به پیوست لایحه تقدیم می گردد را به عنوان داور معرفی می نماید.
باتشکر و تجدید احترام
بسمه تعالی
ریاست محترم شعبه ...... دادگاه .........
موضوع : قبول داوری
با سلام ، احتراماً اینجانب ................. فرزند ................ به شماره ملی ..................... متاهل در خصوص پرونده به شماره بایگانی ................ مراتب قبول داوری زوج آقای .................... را اعلام می نمایم .
نشانی داور زوج : .....................................................................................................................
تلفن همراه داور ...........................
با احترام
امضاء داور زوج
بسمه تعالی
ریاست محترم شعبه ----- دادگاه خانواده
موضوع : معرفی داور از سوی زوجه
با سلام ، احتراماً اینجانب -------- درخصوص پرونده به شماره بایگانی -------- آقای --------- فرزند ------ به شماره ملی ---------------- را به عنوان داور معرفی می نمایم .
تلفن همراه زوجه -----------------------
با احترام
امضاء زوجه
بسمه تعالی
ریاست محترم شعبه ----- دادگاه خانواده
موضوع : قبول داوری
با سلام ، احتراماً اینجانب --------------- فرزند ----------- به شماره ملی ------------------ در خصوص پرونده به شماره بایگانی ......مراتب قبولی داوری زوجه خانم -------------- را اعلام می نمایم .
نشانی داور زوجه : تهران – خیابان ---------- کوچه ----------- پلاک ------- .
تلفن همراه داور --------------- .
با احترام
امضاء داور زوجه
بسمه تعالی
ریاست محترم شعبه ----- دادگاه خانواده
موضوع : قبول داوری
با سلام ، احتراماً اینجانب --------------- فرزند ----------- به شماره ملی ------------------ در خصوص پرونده به شماره بایگانی ........مراتب قبول داوری زوج آقای -------------- را اعلام می نمایم .
نشانی داور زوج : تهران – خیابان ---------- کوچه ----------- پلاک ----- .
تلفن همراه داور ---------------
با احترام
امضاء داور زوج
لایحه معرفی داور از سوی زوج و قبول داوری زوج :
بسمه تعالی
ریاست محترم شعبه ----- دادگاه خانواده
موضوع : معرفی داور از سوی زوج
با سلام ، احتراماً اینجانب -------- درخصوص پرونده به شماره بایگانی -------- آقای --------- فرزند ------ به شماره ملی ---------------- را به عنوان داور معرفی می نمایم .
تلفن همراه زوج ------------------
با احترام
امضاء زوج
مفهوم مخالف، قضیه ای است که حکم آن نفیاً و اثباتاً مخالف منطوق باشد. مثلاً ماده 691 ق.مدنی میگوید: «ضمان دینی که هنوز سبب آن ایجاد نشده است باطل است.» مفهوم مخالف آن این است که ضمان دینی که سبب آن ایجاد شده باطل نیست.
مثال دیگر: مفهوم مخالف ماده 360 ق.مدنی می گوید: «هر چیزی که فروش آن مستقلاً جایز است استثنای آن از مبیع نیز جایز است» این است: چیزی که مستقلا قابل فروش نیست استثنای آن از مبیع جایز نیست از قبیل حق ارتفاق.
مفهوم مخالف بر شش قسم است:
1- مفهوم شرط
2- مفهوم وصف
3- مفهوم غایت
4- مفهوم حصر
5- مفهوم لقب
6- مفهوم عدد
دادگاههای تجدیدنظر از حیث صلاحیت همانند دادگاههای عمومی هستند یعنی به همان دسته از دعاوی رسیدگی میکنند با این تفاوت که یک درجه بالاتر از دادگاههای عمومی قرار دارند.
هیچ دعوایی را مستقیما نمیتوان به دادگاه تجدیدنظر ارجاع کرد مگر اینکه قبلا در مرحله پایینتر یعنی در دادگاه عمومی بهعنوان مرجع رسیدگیکننده ابتدایی یا بدوی مورد رسیدگی قرار گرفته باشد.
چنانچه رایی در دادگاه تجدیدنظر فسخ شود، تصمیمات متفاوتی ممکن است اتخاذ شود که این امر به نوع رای و دلیلی که مبنای فسخ آن قرار گرفته، بستگی دارد.
اصل بر عدم دعوت طرفین دعوی در دادگاه تجدید نظر استان است مگر قضات محترم رسیدگی کننده حضور طرفین را برای ادای توضیح در مورد دلایل ابرازی و مستندات پرونده لازم و ضروری تشخیص دهند . و تقاضای تجدید نظر از احکام دادگاه نخستین نیز صرفاً در مهلت مقرر و برای یک نوبت امکان پذیر است .
رویه عملی بادوقاضی یک رییس ویک مستشار.
اما رسیدگی در دیوان عالی کشور
هر شعبه با دو قاضی (یک رئیس و یک مستشار) تشکیل میشود
از وظایف دیوان عالی مرجع تجدید نظر احکام صادره محاکم نظامی 1 و احکام مهم دادگاههای عمومی و انقلاب میباشد
دیوان عالی کشور رسیدگی ماهیتی نمیکند بلکه عملکرد نظارتی دارد. به عبارت دیگر، تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی بر عهده دیوان عالی کشور (ماده 366 قانون آیین دادرسی مدنی). خلاصه اینکه دیوان یا رای را تأیید میکند (=ابرام) و یا اینکه رأی را نقض می کند و پرونده را به مراجع پایینتر می فرستد.