به بنا و ساختمان در اصطلاحات حقوقی، اعیان اطلاق می گردد که در مقابل عرصه قرار می گیرد. سند اعیانی سندی است که صرفاً برای ساختمان یا اعیان صادر شود.
به بنا و ساختمان در اصطلاحات حقوقی، اعیان اطلاق می گردد که در مقابل عرصه قرار می گیرد. سند اعیانی سندی است که صرفاً برای ساختمان یا اعیان صادر شود.
سند مالکیت در بعضی مواقع از قبل وجود دارد. اما ممکن است این سند کلاً یا به صورت جزئی به دلایل خاصی از بین رود یا مفقود گردد. در چنین مواردی که سابقه ثبتی موجود است، بایستی مالک و یا وکیل قانونی وی به اداره ثبت اسناد و املاک مراجعه کرده و درخواست صدور سند مالکیت المثنی با سمتندات مربوطه از جمله استشهادیه و درخواست و … اقدام نماید.
در مواردی که ملک از سابقه ثبتی برخوردار است، دیگر نیازی نیست خریدار به اداره ثبت مراجعه کرده و مراحل طولانی آن را طی کند. مثلاً شما اقدام به خرید خانه ای از یک فرد خریدار نموده و حال درصدد تنظیم سند مالکیت به نام خودتان هستید. در چنین شرایطی، می توانید به دفتر اسناد رسمی مراجعه کنید و تقاضای صدور سند جدید مالکیت به نام خود دهید و دفاتر اسناد رسمی پس از اخذ مدارک و تنظیم سند نسبت به درخواست سند از طریق اداره ثبت اسناد و املاک منطقه اقدام می نماید.
در ابتدا می خواهیم برخی از انواع سند مالکیت را معرفی کنیم.
۱-سند مالکیت اعیانی:
به بنا و ساختمان در اصطلاحات حقوقی، اعیان اطلاق می گردد که در مقابل عرصه قرار می گیرد. سند اعیانی سندی است که صرفاً برای ساختمان یا اعیان صادر شود.
۲-سند مشاعی:
در این نوع سند، مالکان دو یا چند نفر بوده و هر مالکی دارای مالکیت مشاعی نسبت به جزء به جزء ملک خواهد بود.
۳-سند مالکیت عرصه:
عرصه به هر زمین یا بقعه ای گفته می شود که بنا یا ساختمانی در آن وجود نداشته باشد. از این رو، سند عرصه برای زمین صادر می گردد.
۴-سند مفروزی:
در این نوع سند، مالک تنها یک نفر بوده و دارای مالکیت بدون شریک نسبت به کل مال یا شش دانگ خواهد بود.
۵-سند مالکیت ورثه ای:
در صورت درخواست سند برای یک ملک توسط ورثه به نام خود پس از فوت مورث، به آن سند، سند ورثه ای گفته می شود.
۶-سند مصادره ای یا بنیادی:
سند مالکیتی که دارای سابقه مصادره به وسیله دادگاه انقلاب برای بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و … باشد، سند بنیادی است.
۷-سند المثنی:
در صورت عدم دسترسی مالک به هر دلیلی به اصل سند مالکیت، وی می تواند درخواست صدور سند المثنی را با مراجعه به اداره ثبت دهد. به این سند که صدور آن پس از صدور سند اول انجام می شود، سند المثنی اطلاق می گردد.
۸-سند وقفی یا اوقافی:
به سند مالکیتی که معمولاً عرصه آن به اوقاف تعلق دارد و اعیانی آن متعلق به اشخاصی است که اداره اوقاف در قبال زمین اقدام به دریافت اجاره از صاحبان اعیان می کند، سند اوقافی گفته می شود.
۹-سند معارض:
در صورت تعارض جزئی یا کلی دو سند مالکیت، از لحاظ اصل ملک یا حدود ملک و یا حقوق ارتفاقی و همچنین اگر احراز این تعارض با رأی هیئت نظارت موضوع ماده ۶ قانون ثبت صورت گیرد. آن وقت به سند مالکیتی که ثبت آن نسبت به دیگری مؤخر باشد، سند معارض اطلاق می شود.
۱۰-سند مبایعه نامه یا قولنامه ای:
به قرارداد عادی خرید و فروش طرفین در رابطه با مورد معامله یا ملک، مبایعه نامه گفته می شود.
۱۱-سند شرطی:
سند رسمی که تضمین کننده بیع شرط بوده و بر اساس آن، بایع باید در موعد مقرر به پرداخت ثمن که وجه نقد است، بپردازد و یا در آن شرط دیگری منظور شود، سند شرطی است.
عقد معاوضه و عقد بیع، دو نوع قرارداد خرید و فروش هستند که در آن هر دو طرف به تبادل کالا یا خدمات میپردازند. با این حال، تفاوت اصلی بین این دو در نحوه تبادل میباشد. در عقد بیع، یکی از طرفین کالا یا خدمات را به مبلغ پولی به طرف دیگر میفروشد. به عنوان مثال، فروش یک لپ تاپ به ازای ۱۰ میلیون تومان، یک مثال از عقد بیع است. اما در عقد معاوضه، دو طرف به تبادل دو کالای مختلف با یکدیگر پرداخته و هر یک، کالای خود را دریافت میکنند. به عنوان مثال، فرض کنید شما یک ماشین دارید و مایلید آن را با یک آپارتمان معاوضه کنید. در اینجا، شما و صاحب آپارتمان هر دو طرف عقد معاوضه هستید و هر یک کالای خود را با کالای طرف مقابل تعویض میکنید.
همچنین یکی دیگر از تفاوت های این دو مقوله، مربوط به حق شفعه است. حق شفعه بین دو نفر خریدار و فروشنده فقط در عقد بیع جاری است. یعنی اگر دو شریک که در یک ملک ملکیت مشاعی دارند یکی از آنها سهم خود را به دیگری یعنی شخص ثالث بفروشد، شریک دیگر می تواند حق شفعه خود را اعلام کرده و ثمن معامله شخص ثالث را بپردازد و تمام ششدانگ ملک را مالک شود ولی چنانچه عقد معاوضه بین یکی از دو شریک و شخص ثالث انجام شود شریک دیگر نمی تواند حق شفعه خود را اعلام و اعمال نماید.
عقد بیع دارای سه عنصر اصلی یا ارکان است که عبارتند از:
.موضوع: کالا یا خدماتی که قرار است به فروش برسد.
.قیمت: مبلغ پولی که خریدار باید به فروشنده پرداخت کند.
.طرفین: دو طرف که قرارداد را منعقد میکنند.
به عنوان مثال، فرض کنید شما مایل به خرید یک لپ تاپ هستید و با فروشنده توافق می کنید که لپ تاپ را با قیمت ۱۰ میلیون تومان خریداری کنید. در اینجا، لپ تاپ موضوع بوده، قیمت ۱۰ میلیون تومان مبلغ پولی است که خریدار باید به فروشنده پرداخت کند و شما و فروشنده طرفین قرارداد هستید. بنابراین، با امضای این قرارداد، شما به عنوان خریدار متعهد به پرداخت ۱۰ میلیون تومان به فروشنده هستید و فروشنده هم متعهد به تحویل لپ تاپ به شما است. به طور کلی، عقد بیع یکی از مهمترین قراردادهای حقوقی است که در زندگی روزمره بسیار پرکاربرد است. این قرارداد با تأکید بر تعهدات دو طرف، از روابط تجاری و اقتصادی بسیار پایدار و مؤثر به عنوان ابزار اصلی برای تبادل کالا و خدمات استفاده می شود.
عقد بیع، یکی از انواع قراردادهای معتبر در حقوق مدنی است که در آن، فروشنده به خریدار کالا یا خدماتی را عرضه می کند و خریدار نیز مبلغ معینی را به فروشنده پرداخت می کند. در واقع، عقد بیع یک قرارداد خرید و فروش است که به منظور تبادل کالا یا خدمات، بین دو طرف امضا می شود.
عقد معاوضه دارای سه عنصر اصلی یا رکن است که عبارتند از:
=موضوع: کالا یا خدماتی که قرار است تبادل شود.
=معادل: کالا یا خدماتی که به عنوان معادل تبادل می شود.
=طرفین: دو طرف که قرارداد را منعقد می کنند.
برای مثال، فرض کنید شما قصد تعویض خودروی خود را دارید و فرد دیگری هم به دنبال معاوضه یک خودرو، مسکن یا کالا با خودروی شماست. در این صورت، شما و طرف دیگر، می توانید برای تبادل خودرو و کالای مدنظر، قرارداد عقد معاوضه را به صورت کتبی منعقد کنید. در این قرارداد، باید مشخص شود که شما خودرو را به عنوان مقابل، به فرد دیگر ارائه می دهید و فرد دیگر نیز کالای مشخص شده خود را به عنوان مقابل، به شما تحویل خواهد داد. همچنین، شرایط معاوضه، زمان تحویل و وضعیت خودرو نیز باید در قرارداد مشخص شود. لازم به ذکر است که عقد معاوضه، باید با رعایت قوانین و مقررات حقوقی صورت گیرد و همچنین مشخصات کالاهای تبادل شده و شرایط پرداخت باید به دقت در قرارداد ذکر شود.
عقد معاوضه، یکی از انواع قراردادهای معتبر در حقوق مدنی است که در آن دو طرف، به تبادل دو چیز با یکدیگر می پردازند. به عبارت دیگر، در عقد معاوضه، هر یک از طرفین چیزی را به عنوان مقابل، به طرف دیگر ارائه می دهند و در نهایت تبادل این دو چیز با یکدیگر صورت می گیرد. معمولاً در عقد معاوضه، هر دو طرف به صورت کتبی یا شفاهی توافق می کنند که چه چیزی را به عنوان مقابل، به طرف دیگر ارائه خواهند داد. همچنین، مشخصات کالاهای تبادل شده، شرایط پرداخت، زمان تحویل و سایر جزئیات قرارداد نیز باید در قرارداد مشخص شود.
قانون گذاران برای روند تقسیم ارث نوزاد هم یک سری پیش بینی های خاص انجام داده اند. اگر در حین موت جنینی که قابلیت وراثت موجود باشد، تقسیم ارث به عمل نمی آید. مخصوصا اگر جنین بتواند مانع ارث تمام یا بعضی از وراث دیگر شود. در این شرایط باید صبر کرد تا وضعیت جنین مشخص شود. بر اساس ماده ۸۷۸ قانون مدنی، برای حفظ کردن سهم الارث جنین و ضایع نشدن حق او، دو حالت تعریف می شود: جنین مانع ارث دیگران نشود و جنین مانع ارث دیگران بشود. در صورتی که جنین مانعی برای دریافت ارث توسط دیگر افراد نشود، خویشان باید به اندازه سهم دو پسر برای او نگه دارند و مابقی را میان وراث تقسیم نمایند. اما اگر جنین مانع ارث بردن دیگران شود، ارث تا زمان تولد تقسیم نخواهد شد.
البته که قانون گذاران برای تعلق گرفتن ارث نوزاد، یک سری دستور العمل های خاص را در نظر گرفته است. بر اساس ماده ۸۷۵ قانون مدنی، اگر یک جنین زنده متولد شود و بلافاصله فوت کند، دو حالت رخ می دهد. اگر نتوان ثابت کرد که نوزاد زنده یا مرده متولد شده است، حق ارث وی از بین خواهد رفت. این مسئله در ماده ۸۷۶ قانون مدنی تعریف شده است. اما اگر جنین زنده متولد شود و پس از مدتی فوت کند، ارث به صورت کامل به او تعلق پیدا خواهد کرد.
بر اساس ماده ۸۷۵ قانون مدنی، شرط وراثت، زنده بودن در حین فوت شدن مورث است. بر اساس این قانون، نطفه جنین قبل از فوت مورث باید بوده باشد. جدا از این مسئله، جنین باید به صورت زنده متولد شود. در صورتی که جنین در شکم مادر سقط شود یا اینکه زنده متولد نشود، هیچ ارثی به او تعلق نخواهد گرفت. برای تقسیم ارث میان وراث، باید صبر کرد تا جنین متولد شود.
در تصور عموم مردم، ارث نوزاد تعریف نشده است. خیلی از افراد فکر می کنند جنینی که هنوز به دنیا نیامده و به یک انسان کامل تبدیل نشده است، نباید هیچ ارثی را نیز دریافت کند. البته که قانون در این زمینه دستور های متنوعی داده و تکلیف افراد را به صورت کامل مشخص کرده است. بر اساس اطلاعات مندرج در ماده ۹۵۷ قانون مدنی، در صورتی که جنین زنده متولد شود حقوق مدنی به او تعلق می گیرد. در این شرایط نوزاد صاحب شخصیت بوده و می توان او را به عنوان صاحب حق هم شناسایی کرد. از جمله مهم ترین حقوقی که از نظر قانون به جنین یا نوزاد تعلق می گیرد می توان به حق حیات، حق ارث، حق هدیه، حق شهروندی و غیره اشاره کرد.
قبل از پرداختن به ارث نوزاد در دنیای قانون ایران، بیایید تا به خود ارث و چیستی آن نگاهی بیندازیم. به صورت کلی، در ساده ترین تعریف می توان گفت ارث اموال میت است که پس از فوت شدن در اختیار وراث قرار می گیرد. به روند انتقال مالکیت اموال به وراث، انتقال ارث گفته می شود.
در ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی در رابطه با حقوق زن در استفاده و اعمال شروط ضمن عقد، این طور آمده است: «زن در زمان عقد می تواند هر شرطی را که مخالف مقتضای ذات عقد نباشد، بر مرد اعمال نماید».
در حالت کلی جنون به سه دسته ادواری، آنی و مستمر تقسیم می شود. در این راستا قانونگذار تأکید دارد که تفاوتی میان جنون ادواری و جنون مستمر وجود ندارد. مطابق با ماده ۱۱۲۱ قانون مدنی، جنون هریک از زوجین به شرط استقرار، مانند این که مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ می شود.
به طور کلی در مواردی که به دلیل فوت وکیل، استعفای او، عزل و … عقد وکالت انحلال می یابد، موکل می بایست در خصوص شیوه ادامه دادرسی و پیگیری پرونده تعیین تکلیف نماید. به عبارت دیگر با فوت وکیل، دادگاه به موکل اعلام می کند که یا وکیل جدید را معرفی کن یا خود پیگیری پرونده را به عهده بگیر.
مطابق با ماده ۴۰ قانون آیین دادرسی مدنی اصولاً فوت وکیل نباید منجر به تاخیر در جلسه دادرسی یا تجدید آن شود. لکن قسمت اخیر ماده در مواردی که «ضرورت» داشته باشد، این کار را بلامانع می داند. به عنوان مثال اگر وکیل دادگستری درست شب قبل از جلسه دادرسی فوت کند و موکل نیز از فوت بی باخبر نشود، دادرس باید جلسه را به دلیل ضرورت امر به تاخیر بیندازد یا آن را تجدید کند. بنابراین همانطور که ملاحظه شد فوت وکیل در صورت وجود اثبات جهات ضرورت، ممکن است از عوامل تاخیر یا تجدید جلسه دادرسی شود.
بر اساس تبصره دوم از ماده یازده قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، هر یک از طرفین این اختیار را خواهند داشت تا تقاضای تعدیل کردن تقسیط را به دادگاه تقدیم کنند. بنابراین با توجه به تغییر وضعیت مالی مرد، تقدیم دادخواست مذکور امکان پذیر خواهد بود.
برای ارائه دادخواست تعدیل اقساط توجه به چند نکته حائز اهمیت است که در ادامه به آنها اشاره می کنیم.
1=محکوم برای ارائه دادخواست باید صورت دارایی خود را به دادگاه صالح ارائه دهد.
2=در حال حاضر این امکان وجود دارد که استعلام حساب محکوم علیه را از اجرای احکام دادگاه تقاضا کرد.
3=بر اساس قوانین می توان استعلام املاک محکوم علیه را از اداره ثبت اسناد یا شهرداری درخواست کرد.
.تحقیقات محلی
.استماع شهادت شهود
.درخواست استعلام
.سایر دلایل و منضمات