سازمان مرکزی تعاونی روستایی این مهم را بر عهده دارد.
سازمان مرکزی تعاونی روستایی این مهم را بر عهده دارد.
توجه شود که مقررات مربوط به زمین های موات در قانون مدنی مصوب سال ۱۳۰۷ توسط قانون زمین شهری مصوب سال ۱۳۵۸ نسخ ضمنی شده است و امروزه نمی توان با توسل به شرایط درج شده در قانون مدنی زمین های موات را تملک کرد. بر همین اساس مراتب تملک اراضی موات توسط ماده ۷ قانون زمین شهری مغفول نمانده. و تملک اراضی موات بنا به شرایط جدیدی امکان پذیر است. شرایطی همچون احیای زمین در مدت مناسب، داشتن مدارک مالکیت، نداشتن مسکن مناسب، حد نصاب حداکثر هزار مترمربع از جمله شرایطی است که فرد می تواند زمین موات را تملک کند. که البته این امر با اجازه دولت امکان پذیر است.
زمین موات را می توان تملک کرد اما مالک شدن آنها شامل شرایطی است:
شرط اول اینکه زمین باید موات باشد یعنی هیچ آبادانی در آن وجود نداشته باشد. و به عبارت دیگر کشت و زرع و درختکاری و ساختمان سازی در آنجا نباشد. در غیر اینصورت زمین بایر محسوب می شود و نمی توان آن را تملک کرد.
شرط دوم اینکه مالک خاص نداشته باشد بعضی از زمین ها هستند در یک زمانی من باب مثال باغ بوده اند. اما به دلیل اهمال و کوتاهی صاحبان آن به زمین متروکه تبدیل شده اند. اینجا به دلیل اینکه مالک خاص دارد نمی توان آن را تصرف کرد. و زمین های بایر به حساب می آید پس تنها زمین های موات هستند که قابل تملک هستند. به شرط این که مالک خاص نداشته باشند و هیچ آبادانی در آنجا وجود نداشته باشد. البته همواره زمین موات نیست که دارای مالک نباشد. بعضی از زمین هایی که آباد هستند هم وجود دارند که به دلایلی همچون اعراض مالک ندارند.
تشخیص اینکه زمین موات است یا جزو اراضی موات نیست با کمیسیون ماده ۱۲ قانون زمین شهری می باشد. که این کمیسیون تشخیص می دهد که چه زمینی موات است و چه زمینی موات نیست.
زمین موات با زمین بایر همواره مورد بحث قرار می گیرد. اراضی موات به اراضی گفته می شود که مسبوق به آبادانی نیستند و از همان ابتدا غیرآباد بوده اند. اراضی بایر به اراضی اطلاق می شود که سابقه آبادانی دارند و زمانی که مشاهده می شوند. آثاری از آبادانی در آنها دیده می شود اما به دلایل مختلف مانند نر
برای زمین های موات قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران اسناد مالکیتی برای افراد حقیقی یا حقوقی صادر شده بود اما بعد از انقلاب، تمام اسنادی که برای افراد صادر شده بود تحت شرایطی باطل و بلااثر گشتند و به ملک دولت درآمده است.
سامانه ثبت اسناد و املاک کشور امکان استعلام الکترونیکی ملک را برای پیگیری سند ملک قرار داده است.
چنانچه ورثه میت، عبارت باشند تنها از دو یا چند پسر بدون آنکه همسر یا پدر و مادر، وجود داشته باشند، تمام ارثیه به صورت مساوی بینشان تقسیم می شود.
دختر نیز چنانچه تنها ورثه مرحوم باشد، کل ارث را مالک می شود. با این تفاوت که یک دوم آن را به فرض و مابقی را به رد، به ارث می برد در حالیکه پسر کل ترکه را به قرابت به ارث می برد.
منظور از فرض، آن میزان از سهم الارث می باشد که در قانون میزان آن تعیین شده است. برای مثال سهم همسر که در صورت داشتن فرزند یک هشتم می باشد. اما منظور از قرابت سهم الارثی است که در قانون تعیین نشده بلکه پس از محاسبه فرض ها مابقی آن به آن اشخاص می رسد برای مثال، پسر قرابت بر است و دختر فرض بر.
بنابراین، زمانی که ورثه متوفی (شخص فوت شده) برای مثال شامل پسر و چند دختر و مادر باشند ابتدا سهم فرض بر ها یعنی مادر و دختران که مشخص است را کنار میگذاریم و مابقی را به پسر می دهیم. به اصطلاح پسر ته کاسه خور است.
به همین دلیل در حالت های زیر ما حالتی را که ورثه شامل پسر و سایر وراث طبقه اول باشند ذکر نکرده ایم. زیرا سهم پسر میزانی است که پس از کنار گذاشتن سهم فرض بر ها به وی تعلق می گیرد.
چنانچه مرحوم تنها دارای یک پسر باشد بدون آنکه پدر یا مادر و نیز همسر داشته باشد، کل ارث، به فرزند پسر تعلق می گیرد.
چنانچه پدر و یا مادری از دنیا برود و به غیر از فرزندان خود، در طبقه ی ارث، وارث دیگری نداشته باشد، چنانچه تمام فرزندان پسر و یا تمام دختر باشند، همه ی اموال میان آن ها به شکل مساوی تقسیم می گردد.
گفتنی است طبقات مختلف ارث عبارتند از:
طبقه ی اول: مادر، پدر، فرزندان، نوادگان و همچنین فرزندانشان
طبقه ی دوم: مادربزرگ، پدربزرگ، خواهر، برادر و فرزندانشان
طبقه ی سوم: عمو، عمه، دایی، خاله و فرزندانشان.
البته اگر طبقات اول وجود داشته باشند، طبقات بعدی ارث نخواهند برد. طبق قانون، به این ارث، مقداری مالیات نیز می خورد و وارثان بایستی لیستی از اموال متوفی تهیه نموده و سپس به اداره ی دارایی بروند تا تکلیف مالیات آن ها مشخص گردد. گفتنی است میزان مالیات بر ارث اموال منقول متوفی 2% و غیر منقول 5% است.
شاید تا به حال عبارت قانون برابری ارث دختر و پسر را شنیده باشید و بخواهید اطلاعاتی در مورد آن کسب کنید. اگر تعداد پسران، کمتر از نصف تعداد دخترها باشند مثلاً دو پسر و پنج دختر، وصیت زیاده بر ثلث میشود و میتوان سهم الارث را به صورت مساوی بین آنها تقسیم کرد.
اگر وارث، مازاد بر ثلث را تنفیذ کنند مثل حالت اول سهم پسران و دختران برابر خواهد شد و اگر تنفیذ نکنند، وصیت تا ثلث معتبر خواهد بود. نتیجهای که به دست خواهد آمد این است که سهم دختران تا جایی که ممکن است به سهم پسران نزدیک خواهد شد.
بر مبنای ماده ۹۱۰ قانون مدنی هرگاه میت اولاد داشته باشد، حتی یک نفر، اولادِ اولاد او (نوه) ارث نمیبرند. یعنی اگر متوفی، دختر یا دخترانی داشته باشد نوهها و یا نتیجههای او ارث نخواهند برد.
ماده ۹۱۱ قانون مدنی میگوید: هر گاه میت اولادِ بلاواسطه نداشته باشد، اولادِ اولاد او قائم مقام اولاد بوده و بدین طریق جزو وراث طبقهی اول محسوب شده و با هر یک از ابوین که زنده باشد ارث میبرد. تقسیم ارث بین اولاد بر حسب نسل به عمل میآید. یعنی هر نسل حصهی کسی را میبرد که توسط او به میت میرسد. بنابراین اولاد پسر دو برابر اولاد دختر ارث میبرند.
این ماده همچنین بیان میکند که اگر هیچکدام از فرزندان میت در قید حیات نباشند در این صورت نوهها ارث پدر یا مادر خود را میبرند. به این معنا که اگر دختر متوفی در هنگام فوت والدین خود در قید حیات نباشد اما فرزندانی داشته باشد، آنها سهم الارث مادر خود را بر مبنای قواعد بالا به ارث میبرند.
مدتی است که این سوال به یکی از پرسشهای متداول تبدیل شده و بسیاری از افراد میخواهند بدانند که طبق قانون جدید سهم الارث دختران و پسران از مادر متوفیِ خود چه مقدار خواهد بود. جالب است بدانید که در تقسیم سهم الارث بین پدر و مادر تفاوتی وجود ندارد. یعنی در هر صورت سهم پسران دو برابر سهم دختران است.
در توضیح سهم پسر از تقسیم ارث باید به این نکته توجه داشته باشید که چنانچه فرزندان، همه پسر یا همه دختر باشند، سهمشان مساوی است. بنابراین قانون برابری ارث دختر و پسر تنها در همین مورد امکانپذیر است در غیر این صورت سهم پسر دو برابر سهم دختر است. در واقع بعد از پرداخت دیون و وصایای متوفی چنانچه مالی باقی بماند، پسر دو برابر دختر ارث میبرد.
1) پدر و مادر، اولاد و اولاد اولاد
2) اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها
3) اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها
سهم ارث اشخاص فوق با توجه به مواد قانونی و اصول حقوقی به ترتیب زیر تعیین خواهدشد. لازم به ذکر است سهم الارث اشخاص از قواعد آمره می باشد و قابل تغییر به واسطه توافق افراد نمی باشد.
بله، در صورت موت فرضی متهم قرار موقوفی تعقیب انجام می شود.
مالک می تواند در موعد تخلیه محل اجاره طی ارسال اظهارنامه ای این حق را از مستاجر بخواهد و در صورت عدم تخلیه این اظهارنامه یک امتیازی است برای مالک که می تواند خسارت تاخیر تادیه اجرت المثل ایام تصرف را نیز مطالبه نماید.
دستور تخلیه بر اساس توضیحات بالا که بیان شده صدور این دستور در صلاحیت شورای حل اختلاف محل وقوع ملک می باشد.
در صورتی که مستاجر از تخلیه امتناع نماید مالک می تواند با مراجعه به شورای حل اختلاف درخواست دستور تخلیه نماید تا بر اساس این دستور محل اجاره فورا تخلیه شود.