⚖به روز بودن دانشجویان حقوق و پاسخگویی به سوالات هموطنانم.⚖بابیش از10سال سابقه حقوقی

۴۹۳۰ مطلب با موضوع «مطالب آیین دادرسی مدنی» ثبت شده است

آیا نفس وجود رابطه یکی از همسران با شخص ثالث می تواند از موجبات طلاق باشد؟

طلاق عبارت است از زائل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص. طلاق ویژه نکاح دائم است و انحلال نکاح منقطع یا متعه از طریق بذل یا انقضاء مدت صورت می گیرد. موجبات یا اسباب طلاق چیزهایی هستند که مجوز طلاق به شمار آمده و به استناد به آنها می توان اقدام بهطلاق کرد.

1-برابر ماده 1133 قانون مدنی «مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید». بنابراین اگر مرد بخواهد زن خود را طلاق دهد باید به دادگاه رجوع و دادگاه با ارجاع اختلاف به داوری اقدام به اصلاح بین زوجین خواهد کرد و در صورتی بین زن و شوهر سازش حاصل نشود گواهی عدم امکان سازش به شوهر خواهد داد. دفتر طلاق پس از دریافت گواهی عدم امکان سازش به اجرای صیغه طلاق و ثبت آن اقدام خواهد کرد. 
2-اما موجبات طلاق برای زنان محصورند: خودداری یا عجز شوهر از دادن نفقه(موضوع ماده 1129 قانون مدنی)، عسر و حرج(موضوع ماده 1130 و تبصره الحاقی به ماده 1130 مصوب 29/4/81)، غیبت شوهر بیش از چهار سال(موضوع ماده 1029) سوء معاشرت، ابتلا به امراض مسرى صعب العلاج، اختیار همسر دیگر بدون رضایت زوجه (طبق بند 3 از ماده 11 "قانون حمایت‏خانواده، "هر گاه زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگرى اختیار کند، زن حق خواهد داشت از دادگاه تقاضاى صدور گواهى عدم امکان سازش براى طلاق نماید"). در این میان مفهوم عسر و حرج دایره اختیارات زنان را برای درخواستطلاق گشوده است چه آنکه عسر و حرج بر هر حالتی اطلاق شد که ادامه زندگی را برای زوجه را با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد. با این حال هرگاه زن بخواهد در موارد مذکور در قانون مدنی از شوهر طلاق بگیرد باید به دادگاه رجوع کند و وجود یکی از موجبات طلاق را ثابت نماید.
3-سومین نوع از موجبات طلاق، توافق آنهاست. از این نوع طلاق در فقه و قانون مدنی با عنوان طلاق خلع و مبارات بحث شده است. درطلاق خلع و مبارات زن مالی به شوهر می دهد و از این راه موافقت او را برای طلاق جلب می کند.
4-چهارمین نوع از موجبات طلاق، تقاضای طلاق با عنایت به ماده 11 قانون حمایت‏خانواده‏ می باشد که هم برای مرد و هم برای زن پیش بینی شده است: 1- محکومیت به 5 سال حبس، 2- ابتلا به هرگونه اعتیاد مضرى که به تشخیص دادگاه به اساس زندگى خانواده خللى وارد آورد و ادامه زندگى زناشویى را غیر ممکن سازد، 3- هر گاه زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگرى اختیار کند، هر گاه یکى از زوجین زندگى خانوادگى را ترک کند، تشخیص ترک زندگى خانوادگى با دادگاه است و 4- در صورتى که هر یک از زوجین در اثر ارتکاب جرمى که مغایر حیثیت‏خانوادگى و شؤون طرف دیگر باشد به حکم قطعى در دادگاه محکوم شود. تشخیص اینکه جرمى مغایر حیثیت و شؤون خانوادگى است‏با توجه به وضع و موقع طرفین و عرف و موازین دیگر با دادگاه مى‏باشد.

🔹با عنایت به مباحث فوق باید گفت اثبات خیانت یا توهم به خیانت (در صورت وجود دلایل و امارات)، در صورتی که از مصادیق ایجاد عسر و حرج بوده و ادامه زندگی مشترک را ناممکن سازد می تواند برای مرد و زن از موجبات طلاق باشد. اگر چه مرد هر وقت بخواهد می‌تواند دادخواست طلاق بدهد و ملزم نیست دلیل خاصی را برای تصمیم خود ذکر کند و این قاعده مبتنی بر فقه اسلامی عنوان می شود که اختیار طلاق را به دست مرد داده است. ولی این محدودیت برای مرد وجود دارد که اگر بخواهد زن خود را طلاق بدهد حتما به دادگاه مراجعه کند. در این صورت، دادگاه گواهی عدم سازش صادر خواهد کرد و ثبت طلاق فقط با این گواهی ممکن خواهد بود. این در صورتی است که اگر زن درخواست طلاق کند در صورتی که از طریق طلاق خلع یا توسل به شروط ضمن عقد نکاح و گرفتن وکالت برای طلاق مدد نجوید برای درخواست طلاق می بایست به اثبات ادعای خود بپردازد که خیانت یا توهم به خیانت همسرش موجب عسر و حرج شده یا با توسل به بند ۵ماده ۱۱قانون حمایت‏خانواده‏ اقدام نماید.

🔹خیانت در در زندگی زناشویی به شکل مشخص در قانون موضوعه ما جرم انگاری نشده است. شاید بتوان گفت تنها آثار این خیانت مثل رابطه نامشروع جنسی است که حسب مورد می تواند مشمول مجازات حد یا تعزیر قرار گیرد. از این سو ارسال یک ایمیل که محتوای ابراز علاقه ساده به یکی از همسران دارد نمی تواند جرم باشد. از سوی دیگر ارسال یک فیلم یا برنامه صوتی و ... مستهجن تنها می تواند مشمول جرایم رایانه ای تلقی گردد و نه از باب خیانت.
 

۱۸ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

در دسترس نبودن اصل سند یا امتناع برخی ورثه از انتقال سند

هرگاه بعضی از ورثه با تسلیم رونوشت گواهی حصر وراثت و سایر مدارک ضروری تقاضای صدور سند مالکیت سهمی خود از ماترک مورث را بنمایند و اعلام دارند که سند مالکیت مورث نزد احدی از ورثه یا شخص دیگری است که از ابراز و تسلیم به وراث یا اداره ثبت امتناع می نماید اداره ثبت مکلف است:

🔹به شخص یادشده اخطار نماید که ظرف ده روز از تاریخ رویت اخطار سند را به ثبت محل تحویل دهد در صورت ارائه سند مالکیت بنام ورثه صادر می شود .

🔹 درغیر این صورت مراتب یکبار در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار آگهی می گردد تا دارنده سند آن را به اداره ثبت تحویل دهد و چنانچه ظرف مهلت مقرر در آگهی سند را ارائه ننمود سند مالکیت جدید بنام ورثه با رعایت سایر مقررات صادر و مراتب ابطال سند مالکیت اولیه مورث به دفاتر اسناد رسمی بخشنامه و در آن تصریح می شود که هر موقع سند مورث به دفترخانه ارائه شد آن را اخذ و برای اقدام به اداره ثبت ارسال دارند.

(تبصره 3 ذیل اصلاح تبصره یک ماده 120 آئیننامه قانون ثبت املاک).

۱۸ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نکاتی در باب مشارکت :

١) مشارکت رابطه موجود بین افرادی است که به انجام بیزنسی  با یکدیگر اشتغال داشته جهت کسب منفعت .

٢) مشارکت شخصیت حقوقی مجزایی از خود ندارد.

٣) مشارکت صرفا رابطه ای مابین شرکا می باشد.

٤) شخصی که شریک در مشارکت نبوده اما به دیگران طوری وانمود می کند که شریک در مشارکت می باشد، ممکن است در برابر مسئولیتهای مشارکت مسئول شناخته شود گویی که شریک ان مشارکت بوده است.

٥) توافقنامه مشارکت با رضایت صریح یا ضمنی کلیه شرکا تغییر می یابد.

٦) دادگاه به انحلال مشارکت حکم خواهد داد اگر مشارکت صرفا در حال ضرر دادن باشد.

٧) هر شریک می تواند با دادن اخطار شرکت را منحل نماید مگر اینکه مشارکت برای مدت مشخصی باشد.

٨) مشارکت برای زمان با سرامدن ان موعد مشخص و یا منحل خواهد گردید.

و یا اینکه تمامی شرکا متفقا توافقی مبنی بر خاتمه مشارکت قبل از انقضا مدت داشته باشند.

٩) مشارکت های با مسئولیت محدود(LLPs) مانند مشارکت معمولی نمی باشند.

١٠) مشارکت های با مسئولیت محدود شرکت هایی با شخصیت حقوقی مجزا برای خود می باشند.

١١) شخصیت انها با ثبت در اداره ثبت شرکت ها شکل می گیرد.

١٢) هر LLP حداقل از ٢ شریک تشکیل می گردد.

١٣) انحلال LLP همانند انحلال شرکتها می باشد.


۰۹ مرداد ۹۸ ، ۲۰:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

20 نکته در مورد اموال و مالکیت


1. حق مالی بر دو قسم است: 1. عینی 2. دینی
 
2. حقوق عینی عبارتند از: 1.حق مالکیت 2.حق انتفاع 3.حق ارتفاق 4. حق شفعه 5.حق تحجیر 6.حق عینی تبعی
 
3. مالکیت کاملترین حق عینی می باشد.
 
4. حق انتفاع با مالکیت منفعت متفاوت است.
 
5. حق ارتفاق فقط در اموال غیرمنقول ذاتی جاری است.
 
6. حق شفعه مربوط به مال غیرمنقول می باشد.
 
7. اثر تحجیر حق تحجیر می باشد. حق تحجیر یعنی اولویت در احیا زمین و تحجیر یعنی هر کاری که شروع به احیا محسوب شود.
 
8. حق عینی تبعی، یک حق عینی است که به تبع یک حق دینی ایجاد میشود مانند وثیقه.
 
9. مال غیرمنقول بر 4 قسم میباشد: 1. غیرمنقول ذاتی 2. غیرمنقول به واسطه عمل انسان 3. غیرمنقول حکمی ( اموال منقولی که در کشاورزی به کار میرود ) 4. غیرمنقول تبعی (که در مورد حقوق و یا دعاوی میباشد )
 
10. مال منقول بر دو قسم است: 1. اشیاء منقول 2. حقوق منقول
 
11. حقوق منقول بر دو قسم است: 1. حقوق عینی منقول 2. حقوق دینی منقول
 
12. حق عینی منقول فقط دو مورد دارد: 1. حق انتفاع بر روی مال منقول 2. حق عینی تبعی بر روی مال منقول
 
13. کلیه حقوق دینی منقول است جز: 1. تعهد به انتقال مال غیرمنقول 2. تعهد به تسلیم مال غیرمنقول 3. تعهد به جبران خسارات وارد بر مال غیرمنقول 4. تعهد به دادن اجرت المثل مال غیرمنقول
که این چهار استثنا غیرمنقول می باشند.
 
14. در تعارض تصرف فعلی با مالکیت سابق، مالکیت سابق مقدم است.
 
15. در تعارض تصرف فعلی با وقفیت سابق، وقفیت سابق مقدم است.
 
16. در تعارض تصرف فعلی با مالکیت عمومی سابق، مالکیت عمومی سابق مقدم است.
 
17. در تعارض تصرف فعلی با تصرف سابق، تصرف فعلی مقدم است.
 
18. در تعارض بین ملکیت و وقفیت، اصل بر ملکیت است.
 
19. عقد موجد حق انتفاع از نظر مدت بر 3 قسم است: 1. عمری 2. رقبی 3. حبس مطلق

20. لزوم و جواز عقد موجد حق انتفاع بستگی به مجانی یا معوض بودن آن دارد.


۰۸ مرداد ۹۸ ، ۲۳:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

درخواست طلاق از طرف زن و مهریه

در خصوص دادخواست طلاق با توجه به اینکه درخواست طلاق از سوی زوج یا زوجه باشد قانونگذار قوانین خاصی برای هر یک را در قانون مدنی پیش بینی است که در ذیل توضیح داده می شود برای مثال در صورتی که درخواست طلاق از سوی زوج باشد دلیل موجه جهت دادخواست طلاق باید مطرح گردد زیرا که برخلاف درخواست طلاق از سوی زوج (مرد) که حتی بدون دلیل به راحتی دادخواست طلاق مورد پذیرش قرار می گیرد، متاسفانه شرایط در خصوص زوجه کاملاً متفاوت است و پذیرش درخواست طلاق از سوی زوج شرایط پیچیده تری دارد.

شرایط طلاق برای زوجه

شرایط طلاق برای زوجه هم در قانون و هم در سند عقد ذکر گردیده که البته شرایط مندرج در عقدنامه ازدواج تقریباً همان شرایط مندرج در قانون مدنی می باشد. مگر آنکه شرط دیگر زوجین به آن اضافه نمایند.

برای نمونه ترک زندگی و عدم پرداخت نفقه در مدت زمان مشخص باعث احقاق شرط و دلیل برای طلاق از سوی زوجه است ولیکن مقدمه و شرایطی دارد که قبل از دادخواست اصلی باید به اثبات برسد.

عدم پرداخت نفقه صرفاً باعث داشتن حق طلاق برای زوجه نمی باشد بلکه ابتدا باید دادخواست مطالبه نفقه مطرح گردد و در صورت محکومیت و عدم پرداخت امکان طرح دادخواست طلاق به جهت عسر و حرج فراهم می شود.

 

طبق ماده 1129 قانون مدنی در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجراء حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می نماید: همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.

طبق ماده فوق از جمله دلایل برای عسر و حرج عدم پرداخت نفقه است البته معنی عسر و حرج بسیار گسترده است و مثالهای در ماده 1130 قانون مدنی ذکر گردیده است که طبق در ذیل ذکر می گردد.

1-ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت 6 ماه متوالی و یا 9 ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.

2-اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا مشروبات الکلی که به اساس زندگی خلل وارد آورده و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است.

3-محکومیت قطعی به حبس از 5 سال یا بیشتر.

4-ضرب و شتم با هرگونه سو رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.

5-ابتلا زوج به بیماری های سعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.

 این موارد مصادیقی از دلایل زن بای طلاق به دلیل عسر و حرج است و برای هر شخص متفاوت است.

۰۲ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

قانون مهریه 98 | قانون جدید مهریه

قانون جدید مهریه

منطبق با قوانین صادره پیشین در حال حاضر تغییری در میزان و نحوه پرداخت مهریه ایجاد نگردیده است ولیکن با افزایش قیمت سکه در سال گذشته قانون مهریه 98 که مورد سوال قرار گرفته در تغییر نبوده و بلکه با توجه به افزایش زندانیان مهریه که اکثراً سنین بین 25 تا 35 سال هستند طرح های مورد بحث از سوی نمایندگان بوده که مخالفان و موافقان خاص خود را دارد .

 

در این خصوص می توان به پیشنهاد کاهش مهریه از 110 عدد به میزان کمتر اشاره کرد که در این خصوص برخی با توجه به این که تمام حق و در واقع اهرم فشار زن مهریه است مخالفت خود را بیان و طبق صحبت های ایشان در صورت کاهش و یا تغییری در میزان مهریه باید حقوق دیگری به زن اعطا گردد و در واقع تمامی این موارد در حد سخن بوده و طرحی که بتوان به عنوان لایحه در مجلس مورد بررسی قرار گیرد هنوز طرح و پیشنهاد نگردیده است.

قانون مهریه 98

طبق بخشنامه رییس قوه قضاییه در خصوص تعدیل و تقسیط و رسیدگی به اعسار پرداخت مهریه دستوراتی را داده اند و لی علیرغم تصور عموم زندان و حکم جلب از مهریه حذف نشده و همچنان قابلیت اجرایی دارد ولی از قضات خواسته شده برای موضوع زتدان سخت گیر تر باشند و به زوج با توجه به شرایط مالی وی فرصت پرداخت بدهند و اقساط را به نحوی تعیین کنند که زوج برای تامین مبلغ آن به سختی خارج از حد اراده نیفتد و کمتر در چنین موضوعی شاهد زندانی شدن افراد باشیم .

 

 

 

با توجه به ماده ۲۷۳ قانون مدنی مبنی بر این که "اگر صاحب حق از قبول آن امتناع کند، متعهد به وسیله تصرف دادن آن به حاکم یا قائم مقام او بری میشود و از تاریخ این اقدام مسئول خسارتی که ممکن است به موضوع حق وارد آید نخواهد بود" و نظر به ماده ۲۷۷ قانون مدنی، نظر اکثریت قضات دادگستری کاشان که در خرداد ماه سال ۱۳۸۰ ابراز گردیده، صحیح تشخیص و مورد تأیید است.

 

در این بخش مواد مربوط به مهریه از قانون مدنی استخراج و عرضه گردیده تا هموطنان عزیزمان بتوانند با آگاهی کامل طرح دعوی نمایند:

مواد قانون مدنی در ارتباط با مهریه :

ماده ۱۰۷۸

هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می توان مهر قرار داد .

ماده ۱۰۷۹

مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد .

 ماده ۱۰۸۰

تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است .

▪ ماده ۱۰۸۱

اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تادیه مهر درمدت معین نکاح باطل خواهد بود نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است .

ماده ۱۰۸۲

به مجرد عقد ، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید .

ـ تبصره ( الحاقی ۱۳۷۶/۴/۲۹ ) - چنانچه مهریه وجه رایج باشدمتناسب باتغییرشاخص

( شاخص کل بهای کالاها و خدمات مصرفی مناطق شهری ایران ) تعیینی توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران که به ضمیمه بخشنامه ۱۵۸۴۶/۷۹/۱ مورخ ۲۹/۹/۱۳۷۹ معاون اول محترم رییس قوه قضاییه به مراجع قضایی ابلاغ گردیده است

ماده ۱۰۸۳

برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساطی قرار داد .

ماده ۱۰۸۴

هرگاه مهر عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقدوقبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن عیب وتلف است .

ماده ۱۰۸۵

زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر داردامتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود .

رای وحدت رویه ۶۳۳ - ۱۴/۲/۱۳۷۸ : . . . گرچه طبق ماده ( ۱۰۸۵ ) ق . م . مادام که مهریه زوجه تسلیم نشده ، در صورت حال بودن مهر ، زن می تواند از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود لکن مقررات این ماده صرفا به رابطه حقوقی زوجه و عدم سقوط حق مطالبه نفقه زن مربوط است و ازنقطه نظر جزایی با لحاظ مدلول ماده ( ۶۴۲ ) ق . م . ا . ( تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده ) مصوب ۲/۳/۱۳۷۵مجلس شورای اسلامی * که به موجب آن حکم به مجازات شوهر به علت امتناع از تادیه نفقه زن به تمکین زن منوط شده است و با وصف امتناع زوجه از تمکین ولو به اعتذار استفاده از اختیار حاصله از مقررات ماده ( ۱۰۸۵ ) ق . م . حکم به مجازات شوهر نخواهد شد و در این صورت حکم شعبه دوم دادگاه عمومی تهران مشعر بر برائت شوهر از اتهام ترک انفاق زن که با این نظر مطابقت دارد با اکثریت قریب به اتفاق آرا صحیح و قانونی تشخیص می شود . . . .

ماده ۶۴۲ ق . م . ا . - هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تادیه نفقه سایراشخاص واجب النفقه امتناع نماید دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می نماید .

ماده ۱۰۸۶

اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفای وظایفی که در مقابل شوهر داردقیام نمود دیگر نمی تواند ازحکم ماده قبل استفاده کند ، مع ذلک حقی که برای مطالبه مهر داردساقط نخواهد شد .

ماده ۱۰۸۷

اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است وطرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آنهانزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود .

ماده ۱۰۸۸

در مورد ماده قبل اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد زن مستحق هیچگونه مهری نیست .

 ماده ۱۰۸۹

ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شخص ثالث می تواند مهر را هر قدر بخواهد معین کند .

ماده ۱۰۹۰

اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن نمی تواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید

ماده ۱۰۹۱

برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات ووضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود .

ماده ۱۰۹۲

هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهدبود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلا داده باشد حق دارد مازاد ازنصف را عینا یا مثلا یا قیمتااسترداد کند .

ماده ۱۰۹۳

هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر زن خود راطلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد زن مستحق مهرالمثل خواهد بود .

ماده ۱۰۹۴

برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود .

ماده ۱۰۹۵

در نکاح منقطع عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان است .

ماده ۱۰۹۶

در نکاح منقطع موت زن در اثنای مدت موجب سقوط مهر نمی شود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند .

ماده ۱۰۹۷

در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد بایدنصف مهر را بدهد .

ماده ۱۰۹۸

در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر می تواند آن را استرداد نماید .

ماده ۱۰۹۹

در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است .

ماده ۱۱۰۰

در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشددر صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید .

ماده ۱۱۰۱

هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر درصورتی که موجب فسخ ، عنن باشد که دراین صورت با وجود فسخ نکاح ، زن مستحق نصف است .

۰۲ مرداد ۹۸ ، ۰۰:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

آیا میتوان بعد از مرگ مادر ارث پدر بزرگ را طلب کرد ؟

آیا بعد از فوت مادرم و تنها برادرش ( دایی ام ) میتوانم  نسبت به ارث و زمینی ( پدری ) که پدر بزرگم داشته از فرزندان دایی ام تقاضای ارث نمایم ضمناً دایی ام هم قبل از مادرم فوت شده



مادر شما از پدر بزرگتون ارث برده و شما هم از مادرتون ارث میبرید بدیهیست میتوانید تقاضای سهم مادر خودتون از ما ترک پدر بزرگتون رو داشته باشید.بله می توانید در صورتیکه مادر شما بعد از پدربزرگ شما فوت شده باشد.

۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

آیا ارث مادر از فرزند فوت شده اش بعد از مرگ به فرزندانش می رسد ؟

درصورتی که فرزند زودتر از مادر فوت شده باشد اگر متوفی فرزند داشته باشد مادر ۱/۶و اگر متوفی فرزند نداشته باشد مادر⅓ به فرض و مابقی به قرابت ارث می برد.
بعد از فوت مادر نیز سهم الارث که از فرزند به او رسیده طبق سهم الارث بین وراث تقسیم می گردد.

۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

پاسخ به ۷ سؤال رایج درباره ارث و میراث

۱ -  اولین گام تسهیل روند تقسیم ارث چیست؟

وصیت‌نامه از جمله اولین و مهم‌ترین مواردی است که در روند تقسیم ارث بررسی می‌شود، به همین دلیل تنظیم صحیح و اصولی آن اهمیت دارد. مواد ۲۷۶ تا ۲۹۹ قانون امور حسبی، ناظر بر مسائل مربوط به وصیت‌نامه است. مطابق این مواد، وصیت‌نامه ممکن است در دو حالت عادی و غیرعادی تنظیم شود. گاهی به دلیل بروز شرایط غیرعادی مانند جنگ، امکان تنظیم وصیت‌نامه به شیوه‌های معمول آن وجود ندارد، بنابراین شخص می‌تواند در حضور دو شاهد به صورت شفاهی وصیت خود را بیان کند. اعتبار این وصیت‌نامه یک ماه بعد از برطرف شدن شرایط اضطرار از بین می‌رود و اگر وصیت‌کننده در قید حیات باشد، باید وصیت دیگری تنظیم کند. وصیت‌نامه خودنوشت، رسمی و سری از انواعی هستند که در شرایط عادی به کار گرفته‌می‌شوند. وصیت‌نامه خودنوشت یک سند عادی است که باید به خط وصیت‌کننده نوشته‌شود. در اصالت این وصیت‌نامه می‌توان تردید کرد و شخصی که به نفع او وصیت شده باید اعتبار آن را ثابت کند. به همین دلیل بهتر است وصیت‌نامه به صورت رسمی تنظیم شود تا تردیدی در اعتبار آن وجود نداشته باشد.

۲  - چه نوع وصیتی به چگونگی تقسیم ارث می‌پردازد؟

وقتی حرف از وصیت می‌شود افراد معمولا تصور می‌کنند فقط پای دارایی‌های متوفی وسط است و صرفا قرار است منفعتی به آنان برسد اما وصیت تنها ناظر بر این مورد نیست. در قانون مدنی احکامی وجود دارد که به وصیت‌کننده این امکان را می‌دهد تا انجام امر یا اموری را بعد از مرگ خود به عهده دیگری بگذارد.  مثلا یکی از فرزندانش را ملزم به پرداخت بدهی‌های خود کند. شخصی که این دین به گردنش نهاده شده‌است، فقط تا قبل از مرگ وصیت‌کننده امکان رد آن را دارد و پس از آن به هیچ عنوان این وظیفه از گردنش ساقط نمی‌شود و باید طبق وصیت عمل کند. گونه دیگر وصیت، همان تصوری است که عموم از آن دارند. در این قسم از وصیت که تملیکی گفته‌می‌شود، وصیت‌کننده می‌تواند عین یا منفعتی از مال خود را بعد از فوتش، رایگان به دیگری واگذار کند. البته قانون‌گذار فقط حق وصیت تا یک‌سوم از دارایی‌ها را به وصیت‌کننده داده‌ و برای بیشتر از آن نیاز به اجازه همه وارثان است. در وصیت تملیکی، شخصی که به نفع‌اش وصیت شده‌است، محدودیت‌های وصیت عهدی را ندارد و حتی پس از فوت وصیت‌کننده می‌تواند وصیت را نپذیرد.

۳ - چه کسانی مشمول ارث از متوفی می‌شوند و اموال با چه ترتیبی بین آن‌ها تقسیم می‌شود؟

مطابق ماده ۸۶۱ قانون مدنی، افراد به دلیل رابطه نسبی یا سببی از متوفی ارث می‌برند. اشخاصی که رابطه نسبی با متوفی دارند، سه طبقه‌ هستند که در ماده ۸۶۲ قانون مزبور، پدر، مادر  اولاد و اولاد اولاد؛ اجداد، برادر، خواهر و اولاد آن‌ها؛ اعمام، عمات، اخوال، خالات و اولاد آن‌ها نام برده شده‌اند. با وجود هر یک از طبقات، طبقه بعدی ارث نخواهد برد. هر یک از زوجین نیز که در زمان فوت دیگری زنده باشد به لحاظ وجود رابطه سببی با متوفی، سهم‌الارث خود را خواهد برد. قانون مدنی از ماده ۹۰۶ تا ۹۴۹ سهم‌الارث طبقات مختلف، از جمله زوج و زوجه را مشخص کرده‌است. در خصوص ارث زوجین، وفق ماده ۹۴۰ قانون مدنی، فقط زوجینی که زوجیت‌شان با متوفی دایمی است و ممنوع از ارث نیستند،  ارث می‌برند. اگر متوفی چند همسر دایمی داشته‌باشد حتی اگر آن همسران مخفی باشند، تغییری در میزان سهم‌الارث همسران نمی‌دهد. سهم‌الارث زوجه در صورت عدم وجود فرزند برای متوفی یک‌چهارم و در صورت وجود فرزند یک‌هشتم است. حال چنان چه با تعدد زوجات مواجه باشیم، همین مقدار یعنی یک‌چهارم و یک‌هشتم، میان آن‌ها به طور مساوی تقسیم می‌شود.

۴  - فرایند انحصار وراثت چگونه است و به چه مدارکی نیاز دارد؟

وقتی شخصی فوت می‌کند باید مشخص شود چه کسانی از او ارث می‌برند تا درباره میراث او تعیین تکلیف شود. به این فرایند که از سوی مراجع قانونی و با تشریفات مشخصی انجام می‌شود، انحصار وراثت می‌گویند. صدور گواهی انحصار وراثت، مستلزم ارائه درخواست وراث متوفی یا دیگر اشخاص ذی‌نفع به شورای حل اختلاف آخرین محل اقامت متوفی است. درخواست مذکور، باید دربردارنده مشخصات کاملِ محل سکونت درخواست‌کننده، متوفی، تمامی وراث و نسبت هر یک از آن‌ها با متوفی باشد. گواهی فوت صادر شده توسط ثبت احوال، رونوشت برابر با اصل شناسنامه ورثه، رونوشت برابر با اصل سند ازدواج زوجه دایمی متوفی، استشهادیه دال بر منحصر بودن وراث به اشخاص نامبرده و گواهی تسلیم اظهارنامه مالیات بر ارث نیز از جمله مدارکی است که باید به درخواست انحصار وراثت ضمیمه شود. در مواردی که ارزش اموال متوفی بیشتر از ۱۰ میلیون ریال باشد، شورای حل اختلاف پس از ملاحظه مدارک و با هزینه متقاضی، درخواست وی را یک نوبت در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار یا محلی آگهی می‌کند. اگر پس از گذشت یک ماه از تاریخ نشر آگهی، کسی به آن اعتراض نکند، بدون تشکیل جلسه رسیدگی و دعوت از وراث، گواهی انحصار وراثت صادر می‌شود. اما در صورت اعتراض، پس از تشکیل جلسه‌ای، تصمیمات لازم برای رسیدگی به دعاوی گرفته خواهد شد.

۵  - رایج‌ترین دعاوی حقوقی بر سر ارث شامل چه اختلافاتی است؟

عمده اختلاف‌های وراث جنبه موضوعی دارند و بین خودشان است. این اختلاف‌ها معمولا ارتباطی به قوانین تقسیم ارث و سهم قانونی وراث ندارد. ناآگاهی از قوانین نیز تاثیری در تحقق ارث افراد ندارد و اگر این روال به عهده قانون گذاشته‌شود، هر یک از ورثه سهم‌الارث خود را می‌برد. اختلاف از آن‌جایی شروع می‌شود که ورثه بدون مراجعه به مراجع قانونی مبادرت به تقسیم ماترک و دخل و تصرف در آن می‌کنند. در این شرایط بی‌توجهی به تشریفات قانونی، آثار منفی خود را نشان می‌دهد. ممکن است بعضی از ورثه به دنبال تصاحب اموال متوفی به نفع خودشان باشند و چون دیگر وراث از حقوق قانونی خود بی اطلاع هستند و بی‌توجه به تشریفات قانونی اقدام به تقسیم ارث کرده‌اند، حق‌شان ضایع شود و برای احقاق آن به دردسر بیفتند.

۶  - آیا دولت از ارث سهم دارد؟

سهم‌الارث هر شخص جزو اموال او به شمار می‌آید بنابراین طبق قانون، مالیات به آن تعلق می‌گیرد. هرگاه در نتیجه فوت شخصی، مالی از متوفی به ورثه برسد، ورّاث یا نماینده قانونی آن‌ها باید حداکثر تا شش ماه پس از تاریخ فوت متوفی، به اداره امور مالیاتی محل سکونت متوفی مراجعه کنند و صورت اموال و بدهی‌های وی را در اظهارنامه مالیات بر ارث قید کنند. پس از آن گواهی نامه تسلیم اظهارنامه مالیات بر ارث صادر و به ورثه داده می‌شود. این گواهی نامه یکی از مدارک لازم برای درخواست گواهی حصر وراثت از شورای حل اختلاف است. در این گواهی، اسامی وراث قانونی اعلام و میزان سهم الارث هر یک از آن‌ها مشخص می‌شود. پس از تکمیل اظهارنامه، ماموران مالیات همه اموال منقول و غیرمنقول متوفی را به نرخ روز قیمت‌گذاری می‌کنند. از ارزش همه اموال ابتدا بدهی‌های متوفی که مهریه زن نیز از جمله آن‌هاست پرداخت می‌شود، سپس اگر وصیت‌نامه‌ای وجود نداشته‌باشد، باتوجه به ضوابط قانونی، سهم‌الارث ورثه تعیین و بر اساس میزان هرکدام به آن‌ها مالیات تعلق می‌گیرد. این مالیات در واقع سهم دولت از اموال متوفی است. در خصوص نحوه محاسبه مالیات بر ارث باید به قوانین و مقررات مالیاتی مراجعه شود. مواد ۱۹ و ۲۰ قانون مالیات بر ارث میزان این مالیات را ۹ تا ۷۰ درصد تعیین کرده که در بعضی موارد نیز معاف از مالیات است. این مالیات فقط بر اموالی که سند و سابقه ثبتی دارند تعلق می‌گیرد و مالی که سابقه ثبتی ندارد، مشمول مالیات نیست.

۷ - آیا محروم کردن کسی از ارث، قانونی است؟

طبق شرع ممکن است شرایطی مانع از تحقق ارث شود؛ مانند کسی که به عمد، شخصی را که از او ارث می‌برد، بکشد اما این با باور عمومی که درباره محرومیت از ارث وجود دارد متفاوت است. در نظام حقوقی ایران، محرومیت از ارث فاقد اعتبار قانونی است. طبق ماده ۸۳۷  قانون مدنی، شخص به موجب وصیت نمی‌تواند ورثه خود را از ارث محروم کند و ماده ۸۴۳ نیز به متوفی فقط امکان وصیت در مورد یک‌سوم از مال‌اش را داده‌است. به محض فوت، متوفی دیگر امکان انجام هیچ‌گونه اقدام حقوقی را ندارد و تشخیص وارث بودن یا نبودن افراد به عهده قانون است. قوانین ارث در زمره قواعد آمره هستند و اراده شخص تاثیری در تحقق سهم‌الارث وراث ندارد. البته هرکسی در زمان حیات خود می‌تواند درباره اموالش تصمیم بگیرد و همه یا بخشی از آن را به دیگری منتقل کند اما تقسیم ارث پس از فوت، تابع موازین قانونی مشخصی است که محرومیت از ارث در آن وجاهت قانونی ندارد. مسئله دیگری که ممکن است با محرومیت اشتباه گرفته شود درباره فرزندی است که زودتر از والدین‌اش فوت کند. طبق قانون، وقتی کسی زودتر از والدین خود فوت می‌کند، ورثه‌اش از جد پدری خود ارث نمی‌برند. به زبان ساده شخص مرده از کسی ارث نمی‌برد تا آن مال به بازماندگانش منتقل شود و این با محرومیت از ارث تفاوت دارد.

منبع: روزنامه خراسان

۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

ولی قهری کیست و چه اختیاراتی دارد؟

شاید برای افرادی که اطلاعات دقیقی از واژه‌ها و اصطلاحات حقوقی ندارند، تفاوت میان ولایت و حضانت فرزند مشخص نباشد. حتی ممکن است تاکنون واژه‌ی ولایت را در حوزه‌ی حقوق خانواده نشنیده باشیم؛ با این‌ حال در قانون مدنی ایران دو نهاد ولایت و حضانت از هم متمایز هستند و هر یک آثار و تبعات ویژه‌ی خود را دارند. در واقع حضانت، تکلیف در نگهداری و سرپرستی کودک است اما ولی کسی است که به حکم قانون اختیار دیگری یا دیگران را در قسمتی از امور داشته باشد.

حضانت در حقوق ایران به ‌معنای نگهداری و تربیت طفل است. این وظیفه گاهی جنبه‌ی تکلیف دارد و گاهی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین حقوق والدین از آن یاد می‌شود. حضانت به‌دلیل وظیفه و تکلیف بودن امکان انتقال قراردادی به غیر را ندارد. به‌عبارت دیگر والدین نمی‌توانند وظیفه‌ی نگهداری و تربیت فرزندان را به دیگری بسپارند و به‌همین علت نمی‌توانند برای آن دستمزدی بگیرند. در دوره‌ای که یکی از والدین حضانت فرزندان خود را به‌عهده دارد، مسئولیت اعمال و رفتار فرزندان اگر موجب ضرر به غیر شود با آنهاست.

حضانت در قانون ایران با معیار سنی تقسیم‌بندی شده است. بدین‌ترتیب که مادر درمورد فرزندان دختر و پسر تا ۷ سالگی و پدر پس از آن، حق و تکلیف حضانت دارند. بااین‌حال طبق مقررات جدید، مصلحت طفل در همه‌ی موارد مدنظر قرار می‌گیرد. ممکن است مصلحت طفل ایجاب کند تا بعد از هفت سالگی نیز حضانت برعهده‌ی مادر باشد. با فوت هر یک از والدین، حضانت با طرف دیگر خواهد بود و اگر هر دوی آنها فوت شوند، وظیفه‌ی حضانت بر دوش پدربزرگ پدری طفل است.

ولایت قهری

در ادبیات حقوقی ایران ولایت قهری شامل ولایت قهری خاص و عام می‌شود. ولی قهری خاص، پدر و جد پدری طفل است و هر یک از آنها می‌توانند برای اولاد تحت ولایت خود و برای زمانی که دیگری فوت شده و خود نیز در قید حیات نیست، نماینده‌ای معین کند تا اداره‌ی امور طفل و نگهداری از او را به‌عنوان وصی در اختیار بگیرد، اما هیچ‌یک از پدر یا پدربزرگ پدری نمی‌توانند در صورت زنده بودن دیگری برای طفل وصی تعیین کند. پس به‌عبارتی دیگر، در صورت زنده بودن پدر یا جد پدری، ولایت طفل بر عهده آنهاست، ولی هر کدام از آنها می‌توانند برای بعد از فوت خود به‌ شرط زنده نبودن دیگری، وصی‌ای تعیین کند تا اداره‌ی امور طفل را بر عهده بگیرد. در نتیجه، تا زمان زنده بودن هر کدام از پدر و جد پدری، نوبت به وصی نمی‌رسد.

وصی منصوب از طرف ولی قهری اگر به نگهداری یا اداره امور اقدام نکند یا وظایف خود را انجام ندهد منعزل می‌شود؛ یعنی خود به خود از این سمت برکنار می‌شود.

با تحقق رشد که در حقوق ایران عموما با معیار سن (غالبا ۱۸ سال) احراز می‌شود، طفل از شمول ولایت خارج می‌شود. رشد حالتی است که فرد درباره‌ی معیشت و مسائل اقتصادی تعقل و تفکر منطقی دارد. اگر پس از تحقق رشد، فرد مجنون شود یا مجددا عقل معاش خود را از دست بدهد، دادگاه فردی را به‌عنوان قیم برای اداره‌ی امور مربوط به غیر رشید یا سفیه و مجنون انتخاب می‌کند، اما اگر طفل رشید نشود و عقل معاش پیدا نکند یا در همان حالت عدم رشد مجنون شود و جنون او ادامه پیدا کند، ولایت قهری پدر و پدربزرگ پدری ادامه پیدا می‌کند.

در واقع اداره‌ی امور افراد در شرایط مختلف به‌ شکل زیر است؛

تا ۱۸ سالگی (مگر آن‌که زودتر رشد آنها در دادگاه اثبات شود) = ولی قهری یا وصی منصوب از طرف آنها؛
هرگاه بلافاصله بعد از ۱۸ سال، فرد دچار جنون یا سفه (یعنی عقل معاش خود را از دست بدهد) بشود = ولایت ولی قهری یا وصی ادامه پیدا می‌کند؛
هرگاه بلافاصله بعد از ۱۸ سال، فرد به رشد برسد، ولی مدتی بعد (مثلا در ۲۰ سالگی) دچار جنون یا سفه شود = قیم انتخاب‌ شده از طرف دادگاه.

حدود اختیارات ولی قهری

مطابق قانون مدنی، ولی قهری در کلیه‌ی امور مالی مربوط به طفل، نماینده‌ی قانونی اوست و تمام تصمیمات مالی او را می‌گیرد. در حقوق ایران، صغیر به دو گروه صغیر ممیز و غیرممیز تقسیم می‌شود. صغیر ممیز صغیری است که درکی از امور اطراف خود دارد. این شخص برای امور خود نیازمند اجازه‌ی ولی قهری است و اگر قراردادی ببندد، برای صحت آن قرارداد از لحاظ حقوقی نیازمند تأیید ولی قهری است. مگر اینکه یک قرارداد مالی تماما به سود او باشد که در این حالت نیازی به اجازه‌ی ولی قهری نیست. برای نمونه، اگر شخصی به صغیر مالی را ببخشد، از آنجایی ‌که این موضوع تماما برای صغیر منفعت است، نیازی به اجازه‌ی ولی قهری وجود ندارد.

اما صغیر غیرممیز طفلی است که درکی از امور ندارد و اعمال مالی و غیرمالی او خودبه‌خود باطل است. دراین‌صورت تصمیم ولی قهری جایگزین اعمال صغیر غیرممیز می‌شود. سفیه نیز تنها برای انجام امور مالی خود نیازمند تأیید و تنفیذ ولی قهری خواهد بود. درمورد امور غیرمالی طفلی که تحت ولایت ولی قهری است، نظرات متفاوتی وجود دارد. نکاح و طلاق دو امر مهمی هستند که مورد اختلاف فقها و حقوق‌دانان هستند. ولی با توجه به قانون مدنی، نکاح صغیر در حقوق ایران صحیح نخواهد بود.

اعمال حقوقی ولی قهری بعد از رشد و خروج از ولایت قهری نیز معتبر است، اما در صورت اثبات عدم رعایت مصلحت طفل از سوی ولی قهری، طفل بعد از رسیدن به سن رشد می‌تواند ابطال آن امر را از دادگاه بخواهد. برای مثال، فرض کنید که ولی قهری در ۷ سالگی صغیر یکی از اموال او را می‌فروشد. هرگاه صغیر بعد از رسیدن به سن رشد بتواند ثابت کند که این مال به قیمت بسیار نازلی فروخته شده و انجام این معامله به مصلحت او نبوده، دادگاه می‌تواند حکم ابطال معامله انجام‌شده را بدهد.

هرگاه ولی قهری به‌دلیل عدم رعایت مصلحت طفل، موجب ضرر به او شود، دادگاه می‌تواند او را برکنار و شخصی را به‌عنوان قیم برای طفل تعیین کند. اگر ولی قهری بیمار شود یا به‌علت کهولت سن نتواند به اداره‌ی اموال بپردازد، می‌تواند شخصی را به‌عنوان امین تعیین کند. در غیر‌ این‌ صورت، دادگاه فردی را به‌عنوان امین به ولی قهری اضافه می‌کند تا در کنار او به اداره‌ی امور طفل بپردازد، اما در مواردی که ولی قهری غایب یا در زندان است، به‌طور موقت فرد امینی تعیین می‌شود تا به‌جای ولی قهری امور را اداره کند.

با توجه به مواد مصرح قانون مدنی، در صورت طلاق والدین، مادر صرفا می‌تواند نقش حضانت و نگهداری طفل را به‌عهده داشته باشد و کلیه‌ی امور مالی کودک برعهده‌ی پدر یا جد پدری اوست. باید توجه داشت که قوانینی این‌چنینی ممکن است، حضانت و نگهداری طفل از جانب مادر را با مشکلات متعددی روبه‌رو سازد، چون مادر قادر به افتتاح یک حساب بانکی برای طفل نخواهد بود و در صورت فوت پدر، جد پدری طفل باید به‌عنوان ولی قهری تمام امور مالی او را به ‌عهده بگیرد.

۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

وضعیت فرزندان بعد از فوت پدر

هر ساله تعداد زیادی در کشور جان خود را از دست می دهند که تقریبا نیمی از آنها مرد هستند مردانی که حتما تعداد زیادی از آنان متاهل و صاحب همسر و فرزند بوده‌اند و بعد از مرگ‌شان اهل و عیالشان با مشکل‌های زیادی دست به گریبانند که یکی از آنها نگهداری از بچه‌هاست. این گزارش برای رفع مشکل‌های حقوقی این دسته از افراد نگارش شده است.

تفاوت حضانت با قیمومیت

حضانت در تعبیر عامیانه متعلق به کسی است که بچه را تر و خشک، بزرگ و تربیت می‌کند. در صورت مریضی او را پیش دکتر می برد و به مدرسه می‌رساند. سرپرستی فرزند پس از فوت پدر، با مادر است؛ زیرا نگهداری به‌طورمعمول رابطه‌ای مستقیم با احساسات و تعلق خاطر شخص نسبت به فرزند دارد و در این خصوصیات مادر حرف اول را می‌زند.

اما قیمومیت، مربوط به تصمیم‌گیری راجع به امور مالی بچه‌هاست. همانطور که می‌دانید بچه‌ها تا رسیدن به سن ۱۸ سالگی، صغیر محسوب می‌شوند و هر چه که مربوط به مسایل مالی‌شان است (درآمد- هزینه) بر عهده پدر و در صورت فوت او بر عهده پدربزرگ یا قیم خواهد بود. دراصطلاح به پدر و پدربزرگ، «ولی خاص» گفته می‌شود. پس توجه داشته باشید که اگر پدر طفلی فوت کند با وجود پدربزرگ او دیگر نیازی به قیم نخواهد داشت. ولی اگر پدربزرگ او نیز پیش از آن فوت کرده باشد دادستان موظف است برای طفل قیم نصب کند. برای اینکه بدانید در این شرایط قیمومیت با چه کسی خواهد بود و چگونه این شخص انتخاب می‌شود و باید چه مراحل اداری‌ای را پشت سر بگذارد؟ ما را همراهی کنید.

قیمومیت با کیست؟

قیم کسی است که امور حقوقی فرزند را سر و سامان می‌دهد. به همین دلیل برای انتخاب این شخص قانون وسواس زیادی به خرج داده است. همانطور که گفتیم اگر مادر صلاحیت لازم را داشته باشد اصلی‌ترین گزینه برای قیمومیت است ولی این تمام ماجرا نیست. پس به این نکته حتما توجه داشته باشید که اگر زن ازدواج مجدد کند معمولا اداره سرپرستی، قیمومت را به یکی از اقوام درجه یک پدر یا مادر می‌دهد و اگر هیچ کدام از این‌ها هم نبودند یا صلاحیت نداشتند اداره سرپرستی یک نفر را به عنوان امین انتخاب و همین فرد امین، قیم فرزندان این زن را انتخاب می‌کند.

نکته مهم دیگری که نباید از نظرتان دور بماند این است که قیم هیچ‌گاه نمی‌تواند خودسرانه درباره اموال طفل تصمیم‌گیری کند. قانون در این‌باره نیز سختگیری کرده و قیم را الزام کرده است تا همه کارها را با نظارت اداره سرپرستی انجام دهد. پس این را بدانید که اگر قیم بخواهد اموال طفل را نقل و انتقال دهد حتما باید اجازه اداره سرپرستی را قبلا گرفته باشد.

حضانت با کیست؟

پس از فوت پدر حضانت و سرپرستی کودکان حقی است که قانون به مادر اعطا کرده است. پس اگر شما جزو مادرانی هستید که به تازگی همسر خود را از دست داده‌اید بدانید که هیچ‌کس نمی‌تواند فرزندتان را از شما جدا کند زیرا ماده ۱۱۷۱ قانون مدنی حضانت فرزند را پس از فوت پدر حق شما دانسته و گفته است:

«در صورت فوت یکی از ابوین، حضانت طفل با فردی است که در قید حیات است، هر چند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد».

پس لازم نیست نگران باشید چون که زن بعد از مرگ شوهر برای حضانت نیاز به مجوز خاصی ندارد و این موضوع حتی زمانی که طفل پدربزرگ نیز داشته باشد صادق است. نکته دیگری که توجه به آن می‌تواند بسیاری از مشکلات خانواده‌ها را پیش از وقوع حل و فصل کند این است که حتی اگر مادر ازدواج مجدد کند نیز حضانت از او سلب نخواهد شد و اگر کسی فکر می‌کند که مادر صلاحیت نگهداری فرزند را ندارد باید در دادگاه این موضوع را ثابت کند.

به اداره سرپرستی مراجعه کنید

حتما تا کنون این سوال برایتان پیش آمده است که دریافت مجوز قیمومت چگونه است؟ برای پاسخ به این سوال باید گفت که اگر مادری می‌خواهد اداره اموال فرزندش را بر عهده بگیرد باید با ارائه مدارک فوت پدر طفل و نوشتن تقاضا در یک برگ معمولی به اداره سرپرستی مراجعه کند. این فرد باید در نامه بنویسد که پدر طفل طبق مدارک موجود فوت کرده است و ضمن آن آمادگی خود را برای قیمومت طفل اعلام کند.

در این زمان دادستان پس از بررسی، مادر را به عنوان قیم اعلام می‌کند و بعد از آن است که او می‌تواند در امور مالی فرزند خود جهت مصلحت و منافع طفل دخالت کند. اما حتما باید توجه داشت که دخالت قیم در امور مالی طفل دخالتی بدون حد و حصر نیست و حتما باید بر اساس مصلحت طفل انجام بگیرد و در غیر این‌صورت برای قیم مسئولیت‌های سنگینی به بار خواهد آورد.

روندی که اداره سرپرستی طی می‌کند

اداره سرپرستی پس از دریافت تقاضانامه فرد متقاضی قیمومت، به مرجع انتظامی محل سکونت و اقامت فرزندان، دستور می‌دهد برای حفظ حقوق آن‌ها، از اموال منقول و غیر منقول متوفی صورت‌برداری کنند که مبادا اموال متوفی حیف و میل شود. همچنین مدارکی از جمله گواهی فوت متوفی، کپی شناسنامه صغیر، کپی شناسنامه برای معرفی فرد صالح و شایسته‌ای که آمادگی قیمومت را داشته باشد به اداره سرپرستی تحویل داده می‌شود. در این خصوص معمولاً مادر کودک برای قیمومت اعلام آمادگی می‌کند و مرجع انتظامی پس از تحقیق از اهالی محلی، در مورد صلاحیت و شایستگی وی، نتیجه را به انضمام فتوکپی شناسنامه مادر و سایر مدارک به اداره سرپرستی تقدیم خواهد کرد.

اگر مادر قیمومت را قبول نکند!

اگر مادر حضور نداشته باشد مثلا در خارج از کشور برای تحصیل به سر ببرد یا اینکه حاضر به قبول سرپرستی کودک خود نباشد، در این صورت فردی صالح از بستگان، برای قیمومت معرفی می‌شود و چنانچه هیچ یک از اقوام و بستگان حاضر به قبول قیمومت نباشند یا صلاحیت آن‌ها احراز نشود، اداره سرپرستی رأسا کسی را که شایستگی دارد، انتخاب می‌کند، این فرد حتی ممکن است از کارمندان مورد اعتماد خود اداره سرپرستی باشد و این اداره از یکی از این افراد استفاده کند. پس از مشخص شدن فرد صالح برای قیمومت، اداره سرپرستی، پرونده را برای صدور حکم به دادگاه ارسال می‌کند و چنانچه دادگاه نیز صلاحیت فرد معرفی شده را احراز و او را قادر به اداره امور صغیر بداند پس از صدور حکم، پرونده را به اداره سرپرستی باز می‌گرداند. در این زمان است که قیم نامه صادر و به قیم تحویل می‌دهد تا مطابق وظایفی که در قانون مقرر شده است به اداره امور بپردازد.

چند ماده قانونی

طبق قانون، هیچ یک از والدین حق ندارند در مدتی که حضانت کودکی بر عهده آن‌هاست از نگهداری او امتناع کنند و در صورت امتناع هر یک، حاکم باید به تقاضای دیگری، تقاضای قیم یا یکی از اقربا یا به تقاضای مدعی العموم، نگهداری کودکی را به یکی از ابوین یا غیره که حضانت به عهده اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا موثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هر گاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تامین کند، این را به یاد داشته باشید که دادگاه فقط می‌تواند پدر یا مادری را که قانونا حضانت به او سپرده شده است به انجام وظیفه الزام کند.

برای اطمینان از حفظ حقوق مولی‌علیه، قانون پیش‌بینی کرده است که دادستان می‌تواند اشخاصی را به عنوان ناظر بر عملکرد قیم تعیین کند. ماده ۱۲۴۷ قانون مدنی در این خصوص باید مورد توجه قرار گیرد که می‌گوید: «مدعی‌العموم می‌تواند اعمال نظارت در امور مولی علیه را کلا یا بعضا به اشخاص موثق یا هیئت یا موسسه واگذار کند. شخص یا هیأت یا موسسه‌ای که برای اعمال نظارت تعیین شده است در صورت تقصیر یا خیانت مسئول ضرر و خسارت وارده به مولی علیه خواهند بود.» در پایان لازم است این را هم بدانید که قانون حواسش به حقوق قیم نیز بوده است، تقاضای اجرت برای قیم امکان‌پذیر است و فردی که قیمومت را بر عهده دارد می‌تواند از اموال کودک مبلغی مناسب و متعارفی را با نظر دادستان از اموال کودک برداشت کند.

۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۹:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

انحصار وراثت چیست و چه مراحلی دارد؟

برای تعیین تکلیف میراث هرکس پس از فوت، ابتدا باید ورثه را تعیین کرد. رسیدگی به این امر از سوی مرجع قانونی و با رعایت تشریفات مقرر در قانون را «انحصار وارثت» و رای صادر شده را «تصدیق یا گواهی انحصار وراثت» می نامند.

از کدام مرجع می توان درخواست صدور گواهی انحصار وارثت کرد؟

برای صدور گواهی انحصار وارثت باید به شورای حل اختلاف آخرین محل اقامت دائمی متوفی مراجعه کرد. لیکن باید توجه کرد که رسیدگی به دعاوی درباره اصل و نسب، وصیت، تولیت یا وقف که ممکن است پس از فوت متوفی ایجاد شود کماکان در صلاحیت دادگاه های عمومی است و چنین دعاوی حتی با توافق طرفین قابلیت طرح در شورای حل اختلاف را ندارد.

چه اشخاصی می توانند درخواست صدور گواهی انحصاروارثت کنند؟

معمولا یک یا چند تن از ورثه درخواست صدور گواهی انحصاروارثت می کنند، لیکن هر ذی نفعی از قبیل طلبکار متوفی یا ورثه، کسی که متوفی به نفع او وصیت کرده (موصی له) یا کسی که از سوی متوفی مامور اجرای وصیت شده است (وصی) می توانند درخواست صدور گواهی انحصاروارثت کنند. مخالفت یا همکاری نکردن یک یا چند تن از ورثه به هر دلیلی که باشد مانع رسیدگی و صدور گواهی انحصاروارثت نیست.

چه مدارکی باید همراه درخواست صدور گواهی انحصاروارثت ارائه شود؟

درخواست کتبی انحصاروارثت مشتمل بر نام، مشخصات کامل و اقامتگاه متقاضی، متوفی و همه ورثه و نسبت هر یک از ورثه با متوفی باید به همراه مدارک زیر به شورای حل اختلاف ارائه شود:

? -گواهی فوت متوفی صادر شده از سوی اداره ثبت احوال

2-کپی شناسنامه ورثه

? -کپی عقدنامه همسر دائمی متوفی

?-فرم استشهادیه دال بر منحصر بودن وراث به اشخاص نامبرده شده

?-گواهی تسلیم اظهارنامه مالیات بر ارث به اداره امور اقتصادی و دارایی آخرین محل اقامت متوفی. در این مرحله صرفا مشخصات متوفی و اموال و دارایی های وی در فرم مخصوصی به اداره دارایی اعلام می شود و نیازی به پرداخت مالیات نیست.

- ?رسیدگی به دعاوی درباره احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه، زرتشتی، کلیمی یا مسیحی در هر مورد بر اساس قواعد همان کیش و آیین انجام می شود بنابراین در صورتی که متوفی از اقلیت های مذهبی باشد نظر مرجع مذهبی مربوطه درباره تقسیم ماترک باید همراه درخواست ارائه شود.

زمان لازم برای صدور گواهی انحصار وراثت چقدر است؟

در صورتی که ارزش ماترک متوفی کمتر از ??میلیون ریال باشد، شورای حل اختلاف بدون انتشار آگهی و دعوت از ورثه، در جلسه فوق العاده با توجه به اسناد و مدارک ارائه شده، گواهی انحصاروارثت را صادر می کند. لیکن در صورتی که ماترک، بر اساس گواهی تسلیم اظهارنامه مالیات بر ارث، بیش از ??میلیون ریال ارزش داشته باشد، در فرضی که آخرین سکونتگاه متوفی در شهر بوده باشد به هزینه متقاضی، درخواست وی یک نوبت در روزنامه کثیرالانتشار آگهی می شود و در فرضی که آخرین اقامتگاه متوفی در روستا بوده باشد درخواست متقاضی در روستا اعلام عمومی می شود. پس از گذشت یک ماه از آگهی یا اعلام عمومی در صورت عدم وصول اعتراض، با توجه به اسناد و مدارک ارائه شده گواهی انحصار وارثت صادر می شود. در صورتی که در مهلت یک ماهه از زمان نشر آگهی هر شخص ذی نفعی به درخواست صدور گواهی انحصار وارثت اعتراض کند، به عنوان مثال شخصی ادعا کند که ورثه منحصر به اشخاص ذکر شده در درخواست نبوده و نام یک یا چند تن از ورثه عمداً یا سهواً اعلام نشده است یا شخصی مدعی شود که وصیت نامه ای از متوفی موجود است، شورای حل اختلاف در مواردی که صلاحیت رسیدگی به آن ها را دارد با تشکیل جلسه و دعوت از طرفین به موضوع رسیدگی و حکم مقتضی را صادر می کند و در مواردی که خارج از صلاحیت شورای حل اختلاف است با وصول اعتراض، رسیدگی به موضوع را در شورا تا تعیین تکلیف در دادگاه صالح متوقف می کند.

در مواردی که برخی ورثه از همکاری خودداری می کنند آیا می توان بدون ذکر اسامی آن ها درخواست صدور گواهی انحصاروراثت کرد؟

همان طور که پیشتر گفته شد هر ذی نفعی حتی بدون همکاری ورثه، می تواند درخواست صدور گواهی انحصاروراثت کند، بنابراین ارائه درخواست صدور گواهی انحصاروراثت که در آن نام یک یا چند تن از ورثه ذکر نشده و ورثه متوفی به دروغ منحصر به افراد نامبرده در درخواست اعلام شده، هیچ ضرورتی ندارد. صرف نظر از مسائل شرعی و اخلاقی، قانون گذار چنین عملی را جرم دانسته و برای آن مجازات سنگینی تعیین کرده است. تکمیل فرم استشهادیه خلاف واقع و شهادت دروغ در این مورد نیز جرم است. ماده ? قانون تصدیق انحصازوراثت (مصوب 1309.7.14) مقرر می دارد: «هرگاه معلوم شود که مستدعی تصدیق با علم به عدم وراثت خود تحصیل تصدیق وراثت نموده یا با علم به وجود وارثی غیر از خود، تحصیل تصدیق بر خلاف حقیقت کرده است کلاهبردار محسوب و علاوه بر ادای خسارت به مجازاتی که به موجب قانون برای این جرم مقرّر است، محکوم خواهد شد.»

۰۱ مرداد ۹۸ ، ۱۸:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

یا امکان فسخ قرارداد قبل از تاریخ انقضاء مدت اجاره وجود دارد؟

خیر، زیرا قرارداد اجاره ازجمله عقودی است که طرفین آنرا متعهد و پای بند به ادامه آن تا پایان انقضاء مدت اجاره می نماید. مگر در مواردی مانند عدم امکان بهره برداری از ملک بلحاظ عیبی قابل استفاده نباشد، یا اینکه طرفین توافق دیگری نموده باشند.

۲۸ تیر ۹۸ ، ۱۹:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تعریف هبه و شرایط آن:

✅هبه یکی از عقود معین است که به موجب آن یک نفر مالی را مجانی به دیگری چه از اقوام و بستگان یا بیگانه ای می بخشد و به مالکیت او در می آورد.
واهب برای انجام این عمل حقوقی باید دارای اهلیت بوده و عاقل، بالغ باشد و با قصد و اراده مال را به دیگری ببخشد و از طرفی نمی تواند از مال دیگری ببخشد و خودش باید مالک آن مال باشد.
علاوه بر وجود این شرایط طرف مقابل یعنی کسی که مال به او بخشیده می شود علاوه بر قبول هبه باید مال مورد هبه را به تصرف و قبض درآورد و چنان چه صغیر یا مجنون باشد، ولی یا سرپرست قانونی اش به جای او آن را قبض خواهد کرد. در صورتی که مال مورد هبه از قبل در دست متهب باشد دیگر نیازی نیست که آن را مجددا قبض کند.

۲۸ تیر ۹۸ ، ۱۸:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

اجرائیه_توقیف_حقوق_و_مزایا

🔺وقتی حکمی صادر می‌شود، برای به اجرا درآوردن آن شرایطی لازم است؛ یکی از آن شرایط این است که باید برای حکم، اجراییه صادر و این اجراییه به محکومٌ‌علیه، ابلاغ شود.
🔸طبق ماده ۳۴ قانون اجرای احکام مدنی، همین که اجراییه به محکومٌ‌علیه ابلاغ شد، او موظف است، ظرف مدت ۱۰ روز، مفاد آن را اجرا کند، اما ممکن است او در این مهلت، حکم را اجرا نکند و به هیچ‌یک از وظایف جایگزین دیگر هم، عمل نکند.
🔸در این صورت طبق ماده ۴۹ قانون اجرای احکام مدنی، محکومٌ‌له می‌تواند درخواست کند تا معادل محکومٌ‌به از اموال محکومٌ‌علیه توقیف شود. بر همین اساس، کاملاً طبیعی است که اگر محکومٌ‌علیه، کارمند باشد، حقوق و مزایای او به‌عنوان بخشی از اموالش، قابل توقیف خواهد بود البته باید توجه داشت که تمامی حقوق و مزایای کارمندان، برای اجرای حکم، قابل توقیف نیست.

🔺میزان حقوق و مزایای قابل توقیف

🔸بر اساس ماده ۹۶ قانون اجرای احکام مدنی، اگر محکومٌ‌علیه، کارمند باشد، محکومٌ‌له می‌تواند تقاضا کند که حقوق و مزایای محکومٌ‌علیه، توقیف شود. در همین راستا اگر محکومٌ‌علیه، زن یا فرزند داشته باشد، یک‌چهارم حقوق و مزایای او توقیف می‌شود و در غیر این‌صورت، یک‌سوم حقوق و مزایای او، به نفع محکومٌ‌له، بازداشت خواهد شد. علت این امر هم روشن است، زیرا اگر تمام حقوق و مزایای کارمند، قابل توقیف باشد، زندگی او مختل خواهد شد؛
🔸به‌همین دلیل، قانونگذار صرفاً یک‌سوم حقوق و مزایای کارمند را قابل توقیف دانسته و حتی در فرضی که آن کارمند، زن یا فرزند داشته باشد، این مقدار را به یک‌چهارم، کاهش داده است.

(‌ماده ۹۶ - از حقوق و مزایای کارکنان سازمانها و مؤسسات دولتی یا وابسته به دولت و شرکتهای دولتی و شهرداری‌ها و بانکها و شرکتها و بنگاههای‌خصوصی و نظائر آن در صورتی که داری زن یا فرزند باشند ربع و الا ثلث توقیف می‌شود.
‌تبصره ۱ - توقیف و کسر یک چهارم حقوق بازنشستگی یا وظیفه افراد موضوع این ماده جایز است مشروط بر این که دین مربوط به شخص‌بازنشسته یا وظیفه‌بگیر باشد.
‌تبصره ۲  - حقوق و مزایای نظامیانی که در جنگ هستند توقیف نمی‌شود.)

۲۸ تیر ۹۸ ، ۱۸:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

فرایند انحصار وراثت چگونه است و به چه مدارکی نیاز دارد؟

🔸وقتی شخصی فوت می‌کند باید مشخص شود چه کسانی از او ارث می‌برند تا درباره میراث او تعیین تکلیف شود. به این فرایند که از سوی مراجع قانونی و با تشریفات مشخصی انجام می‌شود، انحصار وراثت می‌گویند.
🔸 صدور گواهی انحصار وراثت، مستلزم ارائه درخواست وراث متوفی یا دیگر اشخاص ذی‌نفع به شورای حل اختلاف آخرین محل اقامت متوفی است.
🔸درخواست مذکور، باید دربردارنده مشخصات کاملِ محل سکونت درخواست‌کننده، متوفی، تمامی وراث و نسبت هر یک از آن‌ها با متوفی باشد.
🔸گواهی فوت صادر شده توسط ثبت احوال، رونوشت برابر با اصل شناسنامه ورثه، رونوشت برابر با اصل سند ازدواج زوجه دایمی متوفی، استشهادیه دال بر منحصر بودن وراث به اشخاص نامبرده و گواهی تسلیم اظهارنامه مالیات بر ارث نیز از جمله مدارکی است که باید به درخواست انحصار وراثت ضمیمه شود.
🔸در مواردی که ارزش اموال متوفی بیشتر از ۱۰ میلیون ریال باشد، شورای حل اختلاف پس از ملاحظه مدارک و با هزینه متقاضی، درخواست وی را یک نوبت در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار یا محلی آگهی می‌کند. اگر پس از گذشت یک ماه از تاریخ نشر آگهی، کسی به آن اعتراض نکند، بدون تشکیل جلسه رسیدگی و دعوت از وراث، گواهی انحصار وراثت صادر می‌شود. اما در صورت اعتراض، پس از تشکیل جلسه‌ای، تصمیمات لازم برای رسیدگی به دعاوی گرفته خواهد شد.

۲۸ تیر ۹۸ ، ۱۸:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

طبق بند ۹ ماده ۱۴ قانون روابط موجر و مستاجر مصوب ۱۳۵۶

موجر می‌تواند حسب مورد صدورحکم فسخ اجاره یا تخلیه را از دادگاه درخواست کند.دادگاه ضمن‌حکم فسخ اجاره، دستور تخلیه مورد اجاره را صادر می‌نماید و این‌حکم علیه مستأجر یا متصرف اجرا و محل، تخلیه خواهد شد: «در صورتی که مستأجر در مهلت مقرر در ماده ۶ این قانون ازپرداخت مال‌الاجاره یا اجرت‌المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطاردفترخانه تنظیم‌کننده سند اجاره یا اظهارنامه (در موردی که‌اجاره‌نامه عادی بوده یا اجاره‌نامه‌ای در بین نباشد) ظرف ده روزقسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد.در این مورد اگر اجاره‌نامه رسمی باشد موجر می‌تواند از دفترخانه یا اجرای ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره‌بها را درخواست نماید.» هر‌گاه پس از صدور اجرائیه، مستأجر اجاره آپارتمان عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می‌کند، ولی موجر می‌تواند به استناد تخلف مستأجر از پرداخت اجاره‌بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستأجر را بنماید.هر‌گاه اجاره‌نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر می‌تواند برای تخلیه عین مستأجره و وصول اجاره‌بها به دادگاه مراجعه کند.


۲۸ تیر ۹۸ ، ۱۸:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تفاوت خیار عیب در قرارداد اجاره با سایر قراردادها

در رابطه با خیار عیب باید گفت که خیار عیب درقرارداد اجاره با خیار عیب درسایر قرارداد ها تفاوت دارد .در قرارداد اجاره وقتی عیبی در عین مستاجره (موضوع قرارداد)  باشد مستاجر می تواند یا قرارداد را فسخ کند یا همان شکلی که عین مستاجره عیب دار است قبول کند و تمام اجاره بها را نیز بپردازد و راه دومی ندارد ولی در سایر قراردادها اگر در مضوع قرارداد عیبی باشد طرف مقابل یا می تواند فسخ کند و قرارداد را به هم بزند یا اینکه قرارداد را نگه می دارد و ارش می گیرد (تفاوت قیمت معیوب و سالم را می گیرد ).

۲۷ تیر ۹۸ ، ۲۲:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

در قراردادهای پیش فروش ملک ، تحت شرایطی ، خریدار حق فسخ دارد؟

 در صورت مطابقت نداشتن ساختمان احداث شده با شرایط و اوصاف مورد طرفین که در قرارداد پیش فروش قید شده است، در قانون پیش فروش ساختمان با وجود شرایطی به پیش خریدار حق فسخ قرارداد اعطا شده که این مقررات با مقررات قانون مدنی متفاوت است .
 برای نمونه در قانون مدنی ، اگر مساحت ساختمان فروخته شده کمتر از مقدار مندرج در قرارداد باشد، خریدار حق فسخ قرارداد را دارد و چنانچه مساحت بیشتر از مقدار مندرج در قرارداد باشد، گاهی فروشنده حق فسخ دارد (مواد 355،384و 385 قانون مدنی).
  اما طبق قانون پیش فروش ساختمان اگر مساحت ملک بر اساس صورت مجلس تفکیکی بیش از 5 درصد کمتر از مساحت توافق شده (کمتر از 95 درصد توافق شده) باشد، در این صورت، قانونگذار به پیش خریدار حق فسخ قرارداد یا درخواست خسارت داده است. همچنین در صورت اضافه شدن مساحت ملک مازاد بر انچه در قرارداد پیش فروش پیش بینی شده است، چنانچه این مقدار تا 5درصد مازاد بر مساحت پیش بینی شده باشد، پیش خریدار حق فسخ قرارداد را ندارد و باید قیمت مقدار اضافی را پرداخت کند، ولی اگر مقدار مازاد بیش از 5 درصد مساحت یاد شده باشد، پیش خریدار حق فسخ دارد.

۲۱ تیر ۹۸ ، ۱۷:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

درخواست تخلیه ملک باید به کدام مرجع تقدیم شود؟

بنابه ماده 2 قانون روابط موجر و مستاجر 76 در صورتی که ملک مسکونی هدف تخلیه ملک مستاجره باشد درخواست تخلیه باید به شورای حل اختلاف ارسال شود و در صورتی که ملک تجاری بوده و دارای سرقفلی و حق کسب و پیشه باشد باید به دادگاه ارسال شود.

۲۱ تیر ۹۸ ، ۱۷:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر