⚖به روز بودن دانشجویان حقوق و پاسخگویی به سوالات هموطنانم.⚖بابیش از10سال سابقه حقوقی

۴۹۳۰ مطلب با موضوع «مطالب آیین دادرسی مدنی» ثبت شده است

شرایط توارث

نسب باعث منتفع شدن از ارث می‌شود و براساس ماده ۸۶۲ قانون مدنی، سه گروه از اشخاص شامل پدر، مادر و فرزندان، اجداد، خواهر و برادر و فرزندان آن‌ها، عمه‌ها و خاله‌ها و فرزندان آن‌ها، کسانی هستند که از ارث منتفع می‌شوند. براساس ماده قانون ۸۸۴، شخصی که از زنا متولد شده، هرگز نسبت به ارث نمی‌تواند ادعایی بکند، ولی اگر از رابطه‌ای، فرزندی به دنیا آمده باشد که با یکی از والدین خود رابطه ثابتی داشته ولی نسبت به دیگری از روی اکراه یا شبهه زنا رابطه‌ای نداشته باشد، این چنین فرزندی فقط می‌تواند از ارث یک والد خود استفاده کند و این چنین رویه‌ای نیز می‌تواند برعکس نیز باشد.

۲۳ بهمن ۹۹ ، ۲۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

تفاوت وجه التزام با ضمانت حسن انجام تعهد

وجه التزام و ضمانت حسن انجام تعهد در برخی از قراردادها وجود دارد و این سوال مطرح می شود که تفاوت وجه التزام با ضمانت حسن انجام تعهد و شباهت این دو اصطلاح حقوقی چیست؟ اطلاع از این تفاوت ها و شباهت ها باعث تنظیم یک قرارداد محکم می گردد. حسن انجام کار و حسن اجرا تعهدات تفاوتی ندارد بلکه تفاوت بین این دو اصطلاح و وجه التزام محل بحث است.

وجه التزام طبق ماده ۲۳۰ قانون مدنی، مبلغ خسارت مقطوع است که بر متعهد شرط می شود تا در صورت عدم یا تاخیر انجام تعهد به متعهد له پرداخت نماید. ضمانت حسن انجام تعهد و یا تضمین حسن انجام تعهد ، وثیقه دینی و شخصی همچون چک و سفته و سهام و یا وثیقه عینی همچون ملک، مال منقول و کسور از دستمزد و صورت وضعیت ها، کسور وجه الضمان، ضمانت نامه بانکی است که شخص متعهد به متعهد له تسلیم می نماید تا در صورت تخلف، متعهد له بتواند خسارات خود را از محل آن ها وصول نماید.

 جهات تفاوت و تشابه این دو نهاد حقوقی مهم در تنظیم قراردادها را بررسی می کنیم :

۱ – ماهیت حقوقی

وجه التزام دارای ماهیت حقوقی شفاف و واضح و مستند قانونی آن ماده ۲۳۰ قانون مدنی و شرط ضمن عقد از نوع شرط فعل است. طبق ماده مذکور وجه التزام یک شرط خسارت مقطوع علیه متعهد است و سبب آن خود قرارداد است.

در خصوص ماهیت حقوقی تضمین حسن انجام تعهد، بحث های تئوری و حقوقی زیادی مطرح شده است و حقوقدانان آن را در قالب های کلی تر حقوقی عقد ضمان و رهن و وثیقه و ودیعه و ماده ۱۰ قانون مدنی و غیره و شرط فعل یا شرط نتیجه توجیه و تبیین نموده اند. شرایط عمومی پیمان در مواد ۳۴ و ۳۵ و آیین نامه تضمین معاملات دولتی مصوب ۲۲/۹/۱۳۹۴ تا حدودی به بیان تعریف و ماهیت و انواع تضامین (تضمین پیش پرداخت، تضمین حسن اجرای کار، تضمین انجام تعهدات و …) پرداخته است.

۲ – اثبات تقصیر متعهد

در وجه التزام، صرف این که متعهد له (طلبکار و کارفرما و …) ادعا نماید که متعهد تخلف نموده، کافی برای مطالبه وجه التزام است مگر این که متعهد (بدهکار و پیمانکار و ..) فورس ماژور را برای رفع مسئولیت خود اثبات نماید اعم از این که تعهد موضوع قرارداد تعهد به وسیله باشد یا به نتیجه. چرا که وجه التزام گذاشتن روی تعهد، در برخی موارد به طور ضمنی و تلویحی، دلالت بر این دارد که تعهد به وسیله را تبدیل به تعهد به نتیجه می کند. مثلاً اگر بر پزشک شرط گردد در صورت تخلف پزشک از ایفای تعهد درمان، مبلغ ایکس ریال خسارت باید به بیمار پرداخت نماید، در این مثال تعهد پزشک تعهد به نتیجه به نظر میرسد. ولی سپردن تضامین حسن انجام تعهد برای تعهدات به وسیله، موجب تعهد به نتیجه شدن تعهد موضوع قرارداد نمی گردد.

اما در تضمین حسن انجام کار جهت وصول خسارات از تضمین، متعهد له باید تقصیر و تخلف متعهد را ادعا و هم اثبات نماید حتی اگر تعهد متعهد، تعهد به نتیجه باشد.

البته تضامین ضمانت نامه بانکی و وجود سپرده نزد متعهد له عملاً توسط وی بدون مراجعه به مراجع قضایی برداشت و ضبط می شود و نوبت به اثبات تقصیر نمی رسد و در مورد معاملات دولتی صرفاً متعهد له باید طبق بند ث ماده ۱۰ آیین نامه تضمین معاملات دولتی، مستندات و دلایل ضبط را به مضمون عنه (پیمانکار) ابلاغ نماید.

ولی وقتی متعهد در مقام استرداد وجوه به ناحق ضبط شده و برداشتی علیه متعهد له طرح دعوا می کند، در این دعوا دیگر متعهد له (خوانده) باید تقصیر متعهد (خواهان) را برای توجیه و درست بودن ضبط تضامین اثبات کند. فلذا خوانده مدعی و خواهان مدعی علیه است. چرا که منطقی نیست طبق ماده ۱۰ آیین نامه تضمین معاملات دولتی، بعد از ضبط تضامین، کارفرما مکلف به ابلاغ مستندات و دلایل ضبط به بدهکار گردد ولی در دادگاه مکلف به اثبات مستندات خود نباشد!! ملاک این قواعد در مورد قراردادهای غیر دولتی مثل قرارداد مشارکت در ساخت و مدیریت پیمان هم قابل اعمال است.

همچنین اگر وصول تضامین از طریق اجرای ثبت باشد، بدواً برای تشکیل پرونده ثبتی، اثبات تقصیر لازم نیست (دلالت ماده ۱۰۴ آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجراء) ولی اگر متعهد دعوای ابطال اجراییه ثبتی و استرداد تضامین در دادگاه مطرح نماید، در این جا بحث اثبات تقصیر و تخلف متعهد توسط متعهد له مطرح می شود.

البته این نظر را هم می توان مطرح نمود که اگر تضامین چک و سفته باشد، در این جا هم متعهد له معاف از اثبات تخلف و تقصیر متعهد است چرا که چک و سفته آن قدر ارزش ندارد که مزیت معافیت از اثبات تخلف متعهد را از متعهد له بگیرد و قواعد عمومی مسئولیت قراردادی را دگرگون سازد مگر این که چک و سفته تضمین در قرارداد بین کارگر و کارفرما صادر شده باشد که با توجه به روح حمایتی قانون کار، در هر صورت وصول تضامین منوط به اثبات تخلف کارگر و کارمند توسط کارفرما است.

فلذا فقط در وثیقه عینی و ملکی و ضمانت نامه بانکی و کسور سپرده که یک ضمانت نامه قوی است، متعهد له باید برای وصول خسارات از محل تضامین و یا برای عدم استرداد وجوه ضبط شده در دعوای متعهد علیه وی به خواسته استرداد تضامین، تقصیر و تخلف متعهد را اثبات نماید هرچند که تعهد به نتیجه باشد.

البته اگر متعهد له از تضامین عدول نماید و بر اساس قواعد عمومی طرح دعوای مطالبه خسارت نماید، طبق همان اصل کلی، متعهد باید فورس ماژور و بی تقصیری خود را جهت خسارت ندادن اثبات نماید.

۳ – اثبات ورود ضرر و میزان ضرر

در وجه التزام، متعهد له از اثبات ورود ضرر و میزان ضرر معاف است ولی در ضمانت حسن اجرای تعهدات، متعهد له باید خسارات وارده به خود را از (محل تضامین) وصول نماید که به معنی اثبات ورود ضرر و میزان ضرر است و خود تضامین بیان گر ورود ضرر و میزان ضرر نیست. نهایتاً مبلغ تضامین ممکن است اماره ی قراردادی بر حداقل میزان ضرر باشد که البته خلاف آن را هم متعهد و بدهکار می تواند اثبات نماید.

۴ – کف و سقف میزان ضرر

وجه التزام موجب تعیین کف و سقف میزان ضرر می شود یعنی نه طلبکار می تواند ضرر بیشتر از وجه التزام را مطالبه نماید و نه بدهکار می تواند ضرر کمتر از وجه التزام را ادعا نماید. ولی تضامین حسن اجرای کار، بیان گر ایجاد سقف و کف میزان ضرر نیست و در هر حال طلبکار می تواند ضرر بیشتر از مبلغ تضامین را اثبات و از محل سایر اموال بدهکار مطالبه و وصول نماید و بدهکار نیز می تواند ادعا نماید که ضرر کمتر از مبلغ تضامین وارد شده است و یا اصلاً هیچ ضرری وارد نشده است و کل تضامین باید مسترد گردد.

۵ – جمع شدن با اصل تعهد

در صورتی که وجه التزام برای تاخیر در ایفای تعهد باشد، قطعاً با اصل ایفای تعهد جمع می شود و می توان هر دو را مطالبه نمود ولی اگر وجه التزام برای عدم ایفای تعهد باشد، در امکان مطالبه وجه التزام و اصل تعهد با هم و جمع آن دو اختلاف نظر در دادگاه ها و حقوقدانان است. در ماده ۳۶ آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجراء، مقرر گشته است که اگر وجه التزام برای عدم انجام تعهد باشد، متعهد له فقط می تواند یکی از آن دو را مطالبه نماید. البته حکم این ماده قابل تسری به دعاوی در دادگاه ها نیست. در هر صورت به طور کلی اگر هیچ قرینه و نشانه ای در قرارداد نباشد، لاجرم باید گفت که طبق اصل برائت ذمه، وجه التزام عدم انجام تعهد قابل جمع با اصل تعهد نیست.

در بسیاری موارد از قرائن قرارداد امکان جمع بین وجه التزام و مطالبه اصل تعهد وجود دارد حتی اگر در قرارداد تصریح نشده باشد. به طور مثال اگر در مبایعه نامه برای عدم تحویل آپارتمان در موعد مقرر یکجا و فیکس مبلغ صد میلیون تومان وجه التزام توافق شده باشد، اگر بگوییم با مطالبه وجه التزام، خریدار دیگر حق مطالبه تحویل مبیع را ندارد، پس تکلیف الزام به تنظیم سند چه می شود!! آیا معقول است که سند به نام خریدار تنظیم گردد ولی در عین حال برای همیشه امکان طرح دعوای تحویل آپارتمان وجود نداشته باشد؟؟!! نباید تفسیر مضحک از قرارداد ارائه داد.

اما در ضمانت حسن انجام تعهد، خسارت عدم انجام تعهد نیز از محل تضامین حسن انجام تعهد قابل وصول است. چرا که تضامین وسیله ای برای وصول خسارات است حال چه خسارات تاخیر و چه خسارات عدم انجام تعهد.

۶ – حق انتخاب بین خسارت عدم انجام تعهد با اصل تعهد

وجه التزامی که برای عدم ایفای تعهد مقرر گشته است، به متعهد له در انتخاب وجه التزام و یا خسارت عدم انجام تعهد حق انتخاب می دهد چرا که در عرض هم هستند و هر کدام می تواند بدل دیگری گردد.

ولی تضامین حسن انجام تعهد به متعهد له حق انتخاب نمی دهد. یعنی اگر حق متعهد له مطالبه اصل تعهد باشد، خسارت قابل مطالبه فی الواقع خسارت تاخیر است و تضامین نیز وسیله ای برای مطالبه خسارت تاخیر است و اگر حق متعهد له، مطالبه خسارت عدم انجام تعهد باشد، تضامین نیز وسیله ای برای مطالبه خسارت عدم انجام تعهد است.

مطالبه اصل تعهد و خسارت تاخیر در ایفای تعهد کاملاً روان و ملموس است. طبق قواعد عمومی قراردادها، اگر تعهد اصلی انجام نشود و امکان اجرا هنوز وجود داشته باشد و قرارداد قابل فسخ هم نباشد، مطالبه خسارت در واقع خسارت تاخیر است نه خسارت عدم انجام تعهد.

مطالبه خسارت عدم انجام تعهد در عین حال که قرارداد باقی هم باشد، فقط در جایی است که دیگر امکان الزام به اصل تعهد وجود نداشته باشد و مدت تعهد قید تعهد باشد همچون تعهد صاحب تالار به اجرای مراسم در روز و ساعت معین.

مطالبه خسارت عدم انجام تعهد در عین حال که امکان اجرای اصل تعهد وجود داشته باشد، فقط دو جا امکان دارد : اول این که در قرارداد وجه التزام عدم انجام تعهد مقرر شده باشد که امکان قراردادی بدل از الزام به ایفای اصل تعهد وجود باشد و دوم این که حق فسخ صریحاً یا ضمناً پیش بینی شده باشد که در این صورت مطالبه خسارت عدم انجام تعهد اصلی باید ضمن دعوای تایید فسخ قرارداد باشد.

از جمله مواردی که به طور ضمنی حق فسخ وجود دارد وقتی است که به صراحت طرفین ذکر نمایند که در صورت عدم انجام تعهد اصلی، متعهد له می تواند خسارت عدم انجام تعهد اصلی را مطالبه نماید که این عبارت دلالت بر اعطای ضمنی حق فسخ قرارداد دارد.

البته مطالبه خسارت عدم انجام تعهد در مورد تعهدات فرعی قرارداد، نیازی به این ندارد که مسبوق به فسخ قرارداد باشد. همین که به صرف این حق تصریح شده باشد و یا خصوصاً وجه التزامی برای آن مقرر شده باشد، کافی است در غیر این صورت باید الزام به ایفای تعهد فرعی را مطالبه نمود.

در غیر این دو حالت مذکور، امکان مطالبه خسارت عدم انجام تعهد بدون فسخ قرارداد، متصور نیست مگر فقط در جایی که دیگر امکان الزام به اصل تعهد وجود نداشته باشد و مدت تعهد قید تعهد باشد همچون تعهد صاحب تالار به اجرای مراسم در روز و ساعت معین.

۷ – جمع شدن با فسخ قرارداد

وجه التزام و تضامین حسن انجام تعهد هر دو در قالب شرط ضمن عقد هستند. طبق ماده ۲۴۶ قانون مدنی، در صورتی که معامله فسخ گردد، شروط ضمن عقد باطل می گردد. حال سوال این جاست که آیا با فسخ عقد، شرط وجه التزام و شرط تضامین حسن انجام تعهد باطل می گردد و در نتیجه برای مطالبه خسارت عدم انجام تعهد باید به قواعد عمومی و سبب خود قرارداد مراجعه نمود؟؟

در مورد وجه التزام تاخیر در ایفای تعهد، در صورت فسخ قرارداد، طبق ماده ۲۴۶ قانون مدنی، وجه التزام خسارات تاخیر تا تاریخ فسخ، پرت و هدر و باطل می شود. به همین خاطر در تنظیم قرارداد باید نوشته شود در صورت فسخ، خسارات تاخیر تا فسخ قابل مطالبه است. ولی اگر وجه التزام برای عدم ایفای تعهد باشد، در مقصود طرفین شرط مستقل از اعتبار قرارداد محسوب گشته و با فسخ قرارداد جمع می شود و مشمول ماده ۲۴۶ قانون مدنی قرار نمی گیرد.

در مورد تضامین حسن اجرای تعهد نیز در هر صورت با فسخ قرارداد قابل جمع است و بعد از فسخ قرارداد نیز به حیات خود ادامه می دهد و متعهد له که قرارداد را فسخ نموده است، می تواند خسارات عدم انجام تعهد را از محل آن وصول نماید. خصوصاً اگر عنوان تضامین، تضمین پیش پرداخت باشد.

۸ – موضوع وجه التزام و موضوع تضامین

وجه التزام اصولاً تعهد به پرداخت مبلغ پول بابت خسارت و در قالب شرط فعل است. در مواردی هم ممکن است که وجه التزام در قالب چک و سفته باشد که خیلی با ظاهر ماده ۲۳۰ قانون مدنی سازگار نیست ولی به هر حال بلامانع است مشروط به این که به وضوح مشخص شود که منظور وجه التزام است والا فرض می شود که چک ضمانت حسن انجام تعهد است نه چک وجه التزام.

اما موضوع ضمانت حسن انجام تعهدات ، ممکن است مال منقول و یا غیر منقول، اسناد تجاری، ضمانت نامه بانکی و سپرده نقدی و … باشد. در مواردی که مال منقول و غیر منقول است به صورت شرط نتیجه در وثیقه و یا رهن طلبکار قرار می گیرد که قابل اسقاط نیست ولی قابل اعراض است و در مورد اسناد تجاری از موارد شرط نتیجه عقد ودیعه است.

گاهی تضمین حسن اجرای تعهدات ظاهراً در قالب عقد بیع تنظیم میشود یعنی بدهکار مال منقول یا غیر منقول خود را با سند رسمی به قصد واقعی تضمین حسن انجام تعهد به طلبکار میفروشد، در این موارد طبق ماده ۱۰۵ آیین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجراء و تبصره ۱ ماده ۳۳ و تبصره ۱ ماده ۳۴ قانون ثبت اسناد و املاک، بیع باطل و ماهیت واقعی معامله، رهنی و وثیقه ای محسوب می شود. البته معلوم نیست اگر سند رسمی نباشد، تکلیف وصول خسارات متعهد له از محل آن مال چگونه است.

۹ – تعهد موضوع وجه التزام و تضامین

اگر وجه التزام برای تخلف متعهد از (تعهدات) خود باشد و ذکر نشود (… هر یک از تعهدات …) مثل این که شرط شود در صورتی که فروشنده از تحویل آپارتمان و تنظیم سند رسمی خودداری نماید، روزانه ۵۰۰ هزار تومان تا ایفای تعهد باید پرداخت نماید، در این موارد طبق اصل برائت ذمه، وجه التزام تقسیم بر تعداد تعهدات می شود نه این که هر تعهد دارای همان مبلغ وجه التزام باشد. فلذا در مثال فوق اگر تحویل صورت گیرد و تنظیم سند انجام نشود، وجه التزام تخلف از تنظیم به موقع سند روزانه ۲۵۰ هزار تومان است.

این مورد را موردی که متعهد یک تعهد خود را به صورت نصفه و نیمه انجام می دهد نباید اشتباه گرفت. چرا که در این صورت وجه التزام به مقدار انجام شده ی تعهد، تجزیه نمی شود. مثلاً اگر پیمانکار باید ۱۰ کیلومتر آسفالت کند و وجه التزام آن ۱۰۰ میلیون تومان باشد و ۵ کیلومتر آسفالت کند، باید همان ۱۰۰ میلیون تومان وجه التزام را بدهد نه ۵۰ میلیون تومان.

اما در ضمانت حسن انجام کار که برای تخلف متعهد از (تعهدات) خود باشد، کل تضامین برای وصول خسارات تخلف از هر یک از تعهدات قابل استفاده است مگر این که تضمین دارای عنوان مشخص باشد مثلاً خسارات نقص و عیب کار را نمی توان از تضمین پیش پرداخت وصول نمود.

۱۰ – قابلیت عدول و انصراف متعهد له

عدول از وجه التزام به معنی انصراف از اصل حق دریافت خسارت است مگر خلاف آن را طلبکار اثبات نماید ولی عدول از تضامین حسن انجام تعهد به معنی عدول و انصراف از اصل حق دریافت خسارت نیست مگر خلاف آن را بدهکار اثبات نماید.

۱۱ – سبب دعوا

دعاوی وجه التزام عموماً به سبب خود قرارداد مطرح می شود ولی ضمانت حسن انجام تعهد به سبب قرارداد و اسناد تضامین است. یعنی وسیله وصول سهل تر خسارات به نحوی خاص تر از قرارداد (از طریق چک و سفته و …) مشخص و منحصر شده است. فلذا تا زمانی که اسناد یا اموال تضمین وجود دارد، طلبکار نمی تواند به سبب خود قرارداد طرح دعوا نماید مگر این که عدول خود را از تضامین اعلام نموده باشد. البته اگر تضمین اگر در قالب شرط نتیجه ی رهن و وثیقه مال باشد، رهن و وثیقه قابل اعراض است ولی شرط نتیجه طبق ماده ۲۴۴ قانون مدنی، قابل اسقاط نیست.

نکته مهم این که چک و سفته بابت ضمانت حسن انجام تعهد را نباید با چک و سفته بابت خود ثمن قرارداد اشتباه کنیم . این دو کاملاً متفاوت است. به این معنی که متعهد له میتواند از چک و سفته تضمین عدول نموده و به سبب خود قرارداد دعوای خسارت مطرح نماید ولی فروشنده نمی تواند از چک یا سفته ثمن عدول نموده و دعوای مطالبه ثمن را به سبب خود قرارداد مطرح نماید چرا که چک و سفته تضمین فی نفسه دین منجز نیست و یک تعهد فرعی و امتیاز و شرطی به نفع متعهد له و قابل اسقاط است ولی چک ثمن فی نفسه دین منجز و یک تعهد اصلی است.

در قراردادهایی که وجه التزام دارد، متعهد له می تواند دعوا را به سبب قواعد عمومی و مطالبه خسارت واقعی با جلب نظریه کارشناسی تا سقف مبلغ وجه التزام اقامه نماید مشروط به این که عدول از امتیاز وجه التزام بدون انصراف از اصل حق دریافت خسارت اعلام گردد.

۱۲ – تبدیل تعهد

طبق ماده ۲۹۳ قانون مدنی، در تبدیل تعهد، تضمینات تعهد سابق به تعهد لاحق تعلق نمی گیرد مگر این که طرفین معامله آن را صراحتاً شرط نموده باشد. فلذا اگر در یک قرارداد فروشنده متعهد به تحویل گندم شده باشد و بابت آن چک ضمانت حسن اجرای تعهد داده باشد و سپس فروشنده و خریدار توافق کنند که به جای گندم، جو تحویل گردد، چک حسن انجام تعهد باید مسترد گردد ولو جو تحویل نگردد.

حال در همین مثال اگر بابت تخلف از تحویل گندم، روزانه صد هزار تومان خسارت تاخیر مقرر شده باشد و سپس فروشنده و خریدار توافق کنند که به جای گندم، جو تحویل گردد و در سررسید مقرر جو تحویل نگردد، بازهم وجه التزام خسارت به تاخیر در تحویل جو هم تعلق می گیرد چرا که بند ۱ ماده ۲۹۲ قانون مدنی، تعهد لاحق را قائم مقام تعهد سابق عنوان نموده و فقط در ماده ۲۹۳ تضمینات تعهد را منحل دانسته است و نتیجتاً حکم وجه التزام همچنان باقی و به تعهد لاحق هم تعلق می گیرد.

۱۳ – تعدیل و تجزیه

با توجه به این که وجه التزام منطبق با خسارت واقعی نیست و گاهی تا چند صد برابر خسارت واقعی است، لذا در صوری که غیر منصفانه و گزاف باشد، امکان تعدیل و یا تجزیه آن است که در این خصوص به مقاله ی وجه التزام گزاف مراجعه نماید. ولی در مورد ضمانت حسن انجام کار چون خسارت از محل آن قابل برداشت یا مطالبه است و در هر حال خسارت واقعی است، لذا بحث تعدیل و تجزیه و منصفانه و غیر منصفانه بودن آن اصلاً مطرح نمی شود.

۱۴ – امانی بودن

در وجه التزام به هیچ عنوان ید متعهد له و مشروط له امانی نیست هرچند که وجه التزام در قالب چک و سفته باشد ولی در تضمین حسن انجام تعهد، نوعی از سپردن و ودیعه وجوه دستمزد و اسناد تجاری ملاحظه می شود. فلذا مطالبه ناروای چک وجه التزام خیانت در امانت نیست ولی مطالبه ناروای چک تضمین حسن اجرای تعهدات ، ممکن است در شرایطی واجد وصف کیفری خیانت در امانت گردد.

۱۵ – خسارت تاخیر تادیه

خسارت تاخیر تادیه خسارت قانونی است که به تاخیر در ایفای تعهدات پولی تعلق می گیرد و میزان آن به میزان تورم اعلامی بانک مرکزی است. حال اگر مبلغ و پولی که در پرداخت آن تاخیر صورت گرفته است، خودش ماهیت خسارت داشته باشد مثل وجه التزام، دیگر نمی توان خسارت تاخیر تادیه از وجه التزام مطالبه کرد مگر در قرارداد به آن تصریح شده باشد. در مورد تضامین اجرای تعهدات که در واقع وسیله ی مطالبه خسارات قراردادی هستند، نیز نمی توان خسارت تاخیر تادیه دریافت نمود. پس این دو نهاد از حیث عدم تعلق خسارت تاخیر تادیه مشابه هم هستند.

۱۶ – توام بودن با مطالبه اصل تعهدات در دادرسی

از فحوای مواد ۵۱۵ تا ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی، بر می آید که دعوای مطالبه خسارت تاخیر در انجام تعهد باید حداقل توام و همزمان با دعوای الزام به ایفای اصل تعهد مطرح گردد و نمی توان به تنهایی در دادخواست مطالبه خسارت تاخیر در تعهد را بدون خواسته ی الزام به ایفای اصل تعهد درخواست نمود. چرا که دعوای مطالبه خسارت قراردادی فرع بر دعوای الزام به ایفای تعهدات قراردادی است.

در هر دو نهاد اعم از مطالبه وجه التزام تاخیر و یا تضامین تاخیر در ایفای تعهد این الزام قانونی وجود دارد و از این جهت مشابه هم هستند. در مورد دعوای خسارات ناشی از عدم انجام تعهد نیز اگر همان گونه که در قبل گفتیم، مستلزم اعطای ضمنی حق فسخ باشد، باید در هر دو نهاد بدواً تایید فسخ قرارداد نیز درخواست گردد و مستقیماً دعوای مطالبه خسارت عدم انجام تعهد وجاهت ماهوی و شکلی ندارد.

 
۲۳ بهمن ۹۹ ، ۱۸:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

ضمانت نامه استرداد کسور وجه الضمان

در کارهای پروژه ای که کارفرما و پیمانکار با یگدیگر همکاری می کنند ، کارفرما از مبلغ ناخالص صورت وضعیت پیمانکار 10 در صد را کسر می کند . کارفرمایان این کار را بر اطمینان از اینکه پروژه به درستی انجام می شود ، صورت می دهند . در این حالت کارفرما بنا به تقاضای پیمانکار باید به او ضمانت نامه بانکی بدهد . به این ضمانت نامه ، ضمانت نامه استرداد کسور وجه الضمان گفته می شود که در صورتی که پیمانکار تعهد خود را به درستی اجرا نکرد ، مبلغ آن می تواند مورد مطالبه قرار بگیرد .

۲۳ بهمن ۹۹ ، ۱۶:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

ضمانت نامه شرکت در مناقصه یا مزایده

گاهی دولت برای فروش یا خرید اموال خود اقدام به برگزاری مناقصه و یا مزایده می کند . در این راستا دستگاه های مربوطه مراتب را از طریق رسانه ها به اطلاع می رسانند تا کسانی که تمایل به شرکت دارند ، در مناقصه یا مزایده ثبت نام کنند . کسانی که برای ارائه پیشنهادات خود در مزایده یا مناقصه ، ثبت نام می کنند باید یک ضمانت نامه بانکی به همراه داشته باشند تا بر اساس آن بر تعهد خود تا پایان مزایده و انعقاد قرارداد پایبند بمانند . به این ضمانت نامه ، ضمانت نامه شرکت در مناقصه یا مزایده می گویند . 

۲۳ بهمن ۹۹ ، ۱۶:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

معنی و مفهوم شرکت نسبی چیست

اقدامات مدیران در اموری که اختیار ندارند، برای شرکت الزام‌آور نیست و اگر بر اثر چنین عملی، زیانی متوجه شرکت شود، مسئول آن خواهند بود اما اگر شرکت بر اثر اقدامات عادی مدیر که عادتاً جزو اختیارات او است، دچار ضرر شود، مسئولیت متوجه مدیر نخواهد بود.
 
شرکت نسبی مانند شرکت تضامنی است؛ با این تفاوت که در شرکت تضامنی، شرکا در مقابل طلبکاران متضامناً مسئول پرداخت قروض شرکت هستند اما به شرح ماده 186 قانون تجارت، «اگر دارایی شرکت نسبی برای تأدیه تمام قروض شرکت کافی نباشد، هر یک از شرکا به نسبت سرمایه‌ای که در شرکت داشته، مسئول تأدیه قروض شرکت است.»
 
همچنین طبق ماده 184 این قانون، «در اسم شرکت نسبی عبارت (شرکت نسبی) و لااقل اسم یک نفر از شرکا باید ذکر شود. در صورتی که اسم شرکت مشتمل بر اسامی تمام شرکا نباشد، بعد از اسم شریک یا شرکایی که ذکر شد، عبارتی از قبیل (شرکا) یا (برادران) ضروری است.»

بنابراین مانند شرکت تضامنی، در اسم شرکت نسبی باید نام شریک یا شرکا قید شده و اسم هر یک که برده نمی‌شود، باید شریک مخفی تحت عنوان شرکا یا برادران ذکر شود. قید عبارت (شرکت نسبی) برای این است که اشخاص خارج، متوجه نسبی بودن مسئولیت شرکا باشند.

هرکس به‌عنوان شریک ضامن در شرکت نسبی موجودی، داخل شود، به‌نسبت سرمایه‌ای که در شرکت می‌گذارد، مسئول قروضی نیز خواهد بود که شرکت قبل از ورود او داشته؛ اعم از اینکه در اسم شرکت تغییری داده شده یا نشده باشد.


شرکت با تنظیم شرکت‌نامه و انعقاد عقد آن و پرداخت تمام سرمایه تشکیل می‌شود. مادام که تمام سرمایه پرداخت نشده است، نمی‌توان شرکت را تشکیل‌شده دانست.

سهم‌الشرکه نیز ممکن است نقدی یا غیرنقدی باشد اما به‌هرحال سهم‌الشرکه نقدی باید در حین شروع شرکت پرداخت و سهم‌الشرکه غیرنقدی که ممکن است جنس یا کارخانه یا امتیاز یا کار شرکا باشد، به تراضی تمام شرکا باید تقویم و تحویل داده شود.

اداره شرکت معمولاً با شرکا خواهد بود همچنین ممکن است مدیر از خارج انتخاب شود و عده آنها ممکن است یک یا چند نفر باشد اما درهرحال «مسئولیت مدیر شرکت در مقابل شرکا همان مسئولیتی است که وکیل در مقابل موکل دارد» و حدود و اختیار مدیر شرکت معمولاً در اساسنامه تصریح می‌شود.

اقدامات مدیران در اموری که اختیار ندارند، برای شرکت الزام‌آور نیست و اگر بر اثر چنین عملی، زیانی متوجه شرکت شود، مسئول آن خواهند بود اما اگر شرکت بر اثر اقدامات عادی مدیر که عادتاً جزو اختیارات او است، دچار ضرر شود، مسئولیت متوجه مدیر نخواهد بود.

در شرکت نسبی، شخصیت شرکا مؤثر است و به‌همین‌دلیل امور اساسی شرکت باید به اتفاق شرکا باشد. هیچ شریکی نمی‌تواند سهم‌الشرکه خود را به دیگری منتقل کند مگر اینکه همه شرکا رضایت دهند و پس از انتقال طبق ماده 188 قانون تجارت، «هرکس به‌عنوان شریک ضامن در شرکت نسبی موجودی، داخل شود، به‌نسبت سرمایه‌ای که در شرکت می‌گذارد، مسئول قروضی نیز خواهد بود که شرکت قبل از ورود او داشته؛ اعم از اینکه در اسم شرکت تغییری داده شده یا نشده باشد.

قرار شرکا برخلاف این ترتیب نسبت به اشخاص ثالث اثر ندارد.» همچنین اگر در اثر ازدیاد سرمایه، شریک جدید وارد شرکت شود، طبق همین قاعده مسئول قروض شرکت خواهد بود. شرکا حق رقابت با شرکت را ندارند و بدون اجازه سایر شرکا هیچ شریکی نمی‌تواند به تجارتی که از نوع تجارت شرکت است، مبادرت کند یا مدیر شرکتی باشد که موضوع آن با نوع تجارت شرکت یکی است.

منبع: مجله اینترنتی قانون
۲۲ بهمن ۹۹ ، ۱۸:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

ضرر در مضاربه بر عهده کیست ؟

طبق قانون، ضرر در قرارداد مضاربه بر عهده مالک می‌باشد.

حتی اگر طرفین شرط کنند که یا عامل یا هر دو نفر خسارت را برعهده بگیرند، شرط باطل است. البته در صورتی که در معامله بیان شود که خسارت وارد شده بر مالک توسط عامل جبران می‌شود و عامل از مال خودش خسارت مالک را پرداخت می‌کند، شرط درست می‌باشد.

جمع‌بندی

همانطور که دیدید، قرارداد مضاربه ای شامل مشارکت دو نفر ضارب و مضارب (عامل) است که طی آن معامله‌ای شامل پرداخت وجه نقد و کار قانونی عقد می‌شود.

در این نوع معامله قوانینی وجود دارد که پایبندی به آن مهم است. اگر قصد انجام چنین کاری را دارید، در ابتدا کاملا با آن آشنا شوید و بعدا با فردی مطمئن و قابل اعتماد وارد معامله شوید.

۲۲ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

ابطال قرارداد مضاربه به چه صورت است؟

ماده 551 قانون مدنی می‌گوید که معامله مضاربه با یکی از شرایط زیر فسخ می‌گردد:

  • اگر یکی از افراد در طرفین معامله فوت کند یا دچار جنون شود، معامله فسخ می‌شود. البته اگر در وصیت طرف به معامله مضاربه اشاره شود، مرگ فرد باعث فسخ نخواهد شد.
  • در صورتی که فرد مالک ورشکسته یا مفلس شود، عامل می‌تواند سود خود را خارج از نوبت و خارج از صف طلبکاران دریافت کند. در واقع عامل جزو طلبکاران محسوب نمی‌شود و در سود مضاربه، شریک است.
  • اگر کل سرمایه یا سود حاصل از آن تلف شود و از بین برود، قرارداد باطل می‌شود.
  • در صورتی که امکان انجام تجارت مدنظر طرفین وجود نداشته باشد، حکم مضاربه چیست ؟ مثلا ممکن است طرفین در نظر داشته باشند گاوداری بزنند بنا به دلایلی امکان آن وجود نداشته باشد. در این حالت معامله فسخ می‌شود.
۲۲ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

سود حاصل از مضاربه به چه صورت است؟

سودی که از این قرارداد به دست می‌آید، شامل منافعی است که از خرید و فروش جنس به دست می‌آید. پس سودی که از این کار به دست می‌آید، باید ناشی از یک تجارت خاص باشد و حتما منفعتی در آن وجود داشته باشد.

در ابتدای معامله باید سهم هر طرف مشخص باشد و همانطور که در بخش‌های قبلی گفته شد، این سهم به صورت یک دوم، یک سوم و یک چهارم باشد. البته ممکن است این مقدار به صورت درصدی هم باشد. مثلا یکی از طرفیت 35% و دیگری 65% از سود را ببرد.

۲۲ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

نکات قرارداد مضاربه از لحاظ شرعی

یعنی اگر کمی بی‌دقتی شود معامله مضاربه سر از ربا در خواهد آورد. این معامله برای افرادی مفید است که دارای سرمایه کافی هستند. اما به دلایلی نمی‌خواهند کار کنند. در این صورت باید با یک نفر معامله کنند و به اصطلاح معروف بازاریان به شکل “کار از یکی و سرمایه از یکی” عمل کنند. اما باید مواظب بود که این قرارداد به ربا آلوده نشود.

۲۲ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

قرارداد مضاربه چیست ؟

در این نوع معامله دو نفر در یک کار شریک می‌شوند؛ یکی مالک و دیگری ضارب؛ پول لازم برای کار توسط یکی تامین می‌شود و کار هم توسط دیگری انجام می‌شود.

افراد باید یک تعهد و قراردادی برای تقسیم سود بین خودشان ببندند و به نسبت پول و کار، سود را تقسیم کنند، در این امر می‌توان از یک وکیل قرارداد کمک گرفت. ماده 546 قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران می‌گوید: “مضاربه عقدی است که در آن یکی از متعاملین سرمایه را تامین می‌کند با شرط اینکه طرف دیگر با آن تجارت کند. دو طرف در سود آن شریک هستند. همچنین صاحب سرمایه مالک و فرد کارکننده ضارب نامیده می‌شود “. یکی دیگر از مواردی که در قانون مطرح شده‌ است، این است که می‌توان در معامله نوع تجارت را مشخص نکرد. در چنین صورتی فرد عامل می‌تواند هر نوع تجارتی را با توجه به عرف و دین انجام دهد. به طور مثال می‌توان قرارداد مضاربه بورس یا قرارداد مضاربه بانکی انجام داد و سود را بین طرفیت تقسیم کرد.

۱۹ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۰۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

جدول مقایسه قوانین موجر و مستأجر ۱۳۵۶ و سال ۱۳۷۶

قانون ۵۶ قانون ۷۶  
۱ این قانون آمره و مربوط به نظم عمومی می باشد و به اراده طرفین اهمیت چندانی نمی دهد. در این قانون به اراده طرفین توجه کرده و به آن احترام گذاشته است  
۲ این قانون تنها در شهرهایی که لیست آنها آگهی شده باشد اجرا می گردد ، این قانون بدون استثناء در تمام شهرها اجرا می گردد.  
۳ این قانون مطلقا به وجود قرارداد اعم از عادی و رسمی توجه نکرده و قانون گذار صرفا به رابطه استیجاری توجه کرده است در این قانون، به نوع قرارداد نیز توجه شده است  
۴ این قانون وابستگی چندانی به قانون مدنی نداشته و احکام خاص خود را بیان نموده است در این قانون، به قانون مدنی توجه شده است  
۵ این قانون به اصل حاکمیت اراده ها توجه چندانی نداشته است این قانون به اصل حاکمیت ارادهها توجه چندانی نداشته است  
۶ در حال حاضر این قانون تنها نسبت به محل های کسب پیشه کاربرد دارد. در این قانون علاوه بر محل های کسب پیشه به محله های مسکونی نیز توجه نموده است  
۷ در مواردی که در این قانون درخواست تخلیه می شود و دادگاه حکم به تخلیه می دهد حکم می تواند قابل تجدیدنظر باشد این قانون دادگاه با احراز شرایط لازم حکم به تخلیه می دهد و این حکم قطعی و لازم الاجرا می باشد  
  در این قانون از حق سرقفلی حرفی به میان نیامده است . فصل دوم این قانون کلا در مورد حق سرقفلی می باشد  
۸ در این قانون انقضا مدت اجاره ازموارد درخواست تخلیه نمی باشد در این قانون انقضای مدت اجاره از موارد درخواست

تخلیه می باشد.

 
۹ طبق این قانون در صورت اتمام مدت اجاره و عدم تخلیه آن مستاجر بایستی اجرت المثل اضافه مدت را بر مبنای اجرت المسمی تعیینی بدهد. با انقضای مدت اجاره و عدم تخلیه، اجرت المثل مدت اضافی بایستی بر مبنای نظر کارشناس پرداخت گردد  
         
۱۵ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

شرایط معسر بودن عبارتست از:

مدعی اعسار نباید تاجر باشد: قانون تجارت، تاجر را شخصی که شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهد تعریف کرده است و طبق ماده ۵۱۲ قانون آیین دادرسی مدنی و ماده ۱۵ قانون اجرای محکومیت‌های مالی مصوب ۹۴ تاجر نمی‌تواند مدعی اعسار باشد بنابراین اگر فردی تاجر، امکان پرداخت هزینه دادرسی با دیون خود را نداشته باشد بایستی برابر مقررات قانون تجارت دادخواست ورشکستگی تقدیم نماید.

مدعی اعسار نباید شخص حقوقی باشد: طبق ماده ۵۰۴ قانون آیین دادرسی مدنی و ماده ۶ قانون محکومیت‌های مالی مصوب ۹۴ که از کلمه «کسی» برای معسر استفاده کرده است، اشخاص حقوقی نمی‌توانند مدعی اعسار باشند و صرفاً فرد حقیقی مشروط بر اینکه تاجر نباشد می‌تواند دادخواست اعسار تقدیم نماید. چنانچه دادخواست اعسار از سوی اشخاص حقوقی یا اشخاصی که تاجر بودن آن‌ها نزد دادگاه مسلم است طرح شود، دادگاه بدون اخطار به خواهان، قرار ردّ دادخواست وی را صادر می‌کند.

۱۵ بهمن ۹۹ ، ۱۲:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

افزایش خواسته در آیین دادرسی مدنی

ماده۹۸- خواهان می‌تواند خواسته خود را که در دادخواست تصریح کرده در تمام مراحل دادرسی کم کند ولی افزودن آن یا تغییر نحوه دعوا یا خواسته یا درخواست در صورتی ممکن است که با دعوای طرح شده مربوط بوده و منشأ واحدی داشته باشد و تا پایان اولین جلسه آن را به دادگاه اعلام کرده باشد.

ماده۱۰۳- اگر دعاوی دیگری که ارتباط کامل با دعوای طرح شده دارند در همان دادگاه مطرح باشد، دادگاه به تمامی آن‌ها یک‌جا رسیدگی می‌نماید و چنانچه در چند شعبه مطرح شده باشد در یکی از شعب با تعیین رئیس شعبه اول یک‌جا رسیدگی خواهد شد.

ماده ۶۱- بهای خواسته از نظر هزینه دادرسی و امکان تجدیدنظر خواهی همان مبلغی است که در دادخواست قید شده است، مگر اینکه قانون ترتیب دیگری معین کرده باشد.

 ماده ۶۲- بهای خواسته به ترتیب زیر تعیین می‌شود:

  1. اگر خواسته پول رایج ایران باشد، بهای آن عبارت است از مبلغ مورد مطالبه و اگر پول خارجی باشد، ارزیابی آن به نرخ رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در تاریخ تقدیم دادخواست بهای خواسته محسوب می‌شود؛
  2. در دعوای چند خواهان که هریک قسمتی از کل را مطالبه می‌نماید بهای خواسته مساوی است با حاصل جمع تمام قسمت‌هایی که مطالبه می‌شود؛
  3. در دعاوی راجع به منافع و حقوقی که باید در مواعد معین استیفا و یا پرداخت شود، بهای خواسته عبارت است از حاصل جمع تمام اقساط و منافعی که خواهان خود را ذی‌حق در مطالبه آن می‌داند. درصورتی که حقّ نامبرده محدود به زمان معین نبوده و یا مادام‌العمر باشد بهای خواسته مساوی است با حاصل جمع منافع ده سال یا آنچه را که ظرف ده سال باید استیفا کند؛
  4. در دعاوی راجع به اموال، بهای خواسته مبلغی است که خواهان در دادخواست معین کرده و خوانده تا اولین جلسه دادرسی به آن ایراد و یا اعتراض نکرده مگر اینکه قانون ترتیب دیگری معین کرده باشد.

 ماده ۶۳- چنانچه نسبت به بهای خواسته بین اصحاب دعوا اختلاف حاصل شود و اختلاف مؤثر در مراحل بعدی رسیدگی باشد، دادگاه قبل از شروع رسیدگی با جلب نظر کارشناس، بهای خواسته را تعیین خواهد کرد.

۱۵ بهمن ۹۹ ، ۱۱:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

شرایط درخواست افزایش خواسته

افزایش خواسته به هر نحوی امکان درخواست ندارد و طبق قانون باید شرایط خاصی را داشته باشد. از جمله این شرایط می توان موارد زیر را عنوان کرد:

۱-افزایش خواسته باید مربوط به خواسته ی اولِ تقاضا شده توسط خواهان باشد. در واقع این با توجه به ماده ی ۱۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی در صورتی امکان دارد که با خواسته ی اول ارتباط کامل داشته باشد. به این معنا که اگر دادگاه خواسته اول را بپذیرد باید ناگزیر قسمت دوم را نیز قبول نماید. به این نحو که اتخاذ تصمیم در هر یک در دیگری مؤثر می باشد. بنابراین در موضوع افزایش خواسته نیز با اثبات خواسته  اول، خواسته افزوده شده نیز امکان اثبات دارد.

۲- باید هر دو خواسته از منشأ واحدی باشند. اگر خواهان در دعوای اجرت المثل یک ملک، مبلغی را تقاضا کرده باشد؛ نمی تواند به عنوان افزایش خواسته، مبلغی را نیز به عنوان خسارت وارده به همان ملک به آن اضافه نماید در حقیقت، منشأ خواسته اول، غصب و منشاء خواسته دوم، اتلاف است. بنابراین اگر منشأ دو خواسته یکسان نباشد، افزایش خواسته مفهوم نمی یابد و از سوی دادگاه پذیرفته نشده و نیاز به دادخواست مجزا دارد.

۳- طبق ماده ۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی افزایش خواسته باید صرفاً تا پایان جلسه ی اول دادرسی صورت گیرد. اگر در این فاصله ی زمانی خواهان درخواست خود مبنی بر افزایش خواسته را مطرح ننماید؛ دیگر نمی تواند تقاضای خود را با عنوان افزایش خواسته به دادگاه ارائه نماید و برای طرح دعوای خود نیازمند دادخواست جدیدی می باشد.

تا پایان جلسه ی اول دادرسی یا در جلسه ی اول دادرسی ظرف زمانی تعریف شده ایست که برای افزایش خواسته در قانون در نظر گرفته شده است. در تعریف این ظرف زمانی باید گفت «جلسه اول دادرسی، اولین جلسه دادگاه را گویند که موجبات قانونی رسیدگی به دعوا در آن فراهم باشد، جلسه مزبور تشکیل شود. مذاکرات طرفین طی آن پایان پذیرد. به عبارت دیگر، برای تشکیل اولین جلسه ی دادرسی، باید موجبات تشکیل جلسه فراهم باشد، جلسه مذکور تشکیل هم بشود و آن جلسه پایان هم بپذیرد یعنی مذاکرات طرفین در آن جلسه خاتمه یابد و الا اگر جلسه مذکور قبل از ختم مذاکرات طرفین تمدید یا تجدید شود، جلسه بعدی ادامه ی جلسه اول محسوب می گردد».

با این تعریف مشخص می شود که زمان افزایش خواسته که همان تا پایان جلسه اول دادرسی است به چه نحو خواهد بود. در واقع جلسه ی اول به این معنا نیست که صرفاً باید اولین جلسه ای باشد که در دادگاه تشکیل می شود؛ بلکه باید موجبات آن فراهم بوده و مذاکرات آن هم خاتمه یابد حتی اگر این جلسه چندین بار تشکیل شود. بنابراین خوانده تا پایان این ظرف زمانی می تواند درخواست افزایش خواسته نماید. به دلیل جنبه استثنایی داشتن این موضوع برای خواهان، باید در جلسه دادرسی یا تا پایان جلسه دادرسی تفسیر مضیق شود یعنی در تعیین مفهوم آن به قدر متیقن اکتفا نمود و در موارد مشکوک نمی توان خواهان را اجازه ی افزایش خواسته داد.

۱۵ بهمن ۹۹ ، ۱۱:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

دعوای خلع ید چیست؟

دعوای خلع ید با دعوای تصرف عدوانی متفاوت است. در دعوای خلع ید شما در پی اثبات مالکیت خود بر مالی هستید. در همین مثال بالا تصور کنید که مدت قرارداد اجاره آقای الف به اتمام رسیده است و آقای ب درصدد بازپس‌گیری ملک خود است. چنانچه در بالا توضیح دادیم الف با طرح دعوای تصرف عدوانی و اثبات سابقه قبلی تصرف خود بر ملک توانسته بود حکم از دادگاه علیه ب بگیرد.

در این مرحله کافی است که ب دعوای خلع ید علیه الف اقامه کند و درواقع برای دادگاه محرز شود که مالکیت ملک موصوف با آقای ب است و الف بر اساس قرارداد اجاره مجاز به استفاده از ملک بوده و حال که مدت قرارداد به اتمام رسیده است باید ملک را تخلیه کرده و آن را به مالک عودت دهد.

همان‌طور که بیان شد دعوای تصرف عدوانی و دعوای خلع ید باهم متفاوت هستند و برای هرکدام باید مدارک خاص خودش را به دادگاه اقامه کنیم.

۱۴ بهمن ۹۹ ، ۲۰:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

اماره ید به چه معناست؟

ماده 35 قانون مدنی مقرر می‌دارد: تصرف به‌عنوان مالکیت، دلیل مالکیت است مگر آنکه خلاف آن اثبات شود.

درواقع مفهومی که از این ماده استنباط می‌شود بدین شرح است که هر مالی که در دست هرکسی است برای او شناخته می‌شود مگر آنکه خلاف آن ثابت گردد. این ماده درواقع بیانگر اماره ید است.

۱۴ بهمن ۹۹ ، ۲۰:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

سهم الارث فرزندان از مادر چگونه است؟

وارث شخصی است که حق دارد سهمی از دارایی متوفی (شخصی که فوت کرده است) را دریافت کند. در حقیقت علت وضع قوانین راجع به ارث، تعیین تکلیف نسبت اموال شخصی است که فوت کرده است. در هر کشور ، بسته به دین و آیین و مذهب و فرهنگ، ممکن است قوانین راجع به ارث متغیر باشد. برخی از کشور ها به مانند ایران، این قوانین را تابع دین شخصی فرد میدانند و برخی از حکومت ها نیز ملاک را قانون محلی که شخص در آن زندگی میکرده و یا قانون محلی که شخص در آن فوت کرده است را ملاک قرار میدهند.

نکته ی قابل توجه آن است که رابطه وراثت، صرفا بعد از مرگ ایجاد میگردد و قبل از مرگ متوفی شخصی وارث نامیده نمی شود. زیرا هویت دقیق افراد دارای حق ارث فقط در صورتی که شخص فوت نماید مشخص می شود. در عمل، برای تشخیص نهایی وراث، در کشور ما فرآیندی قانونی با عنوان انحصاروارثت باید صورت پذیرد که احتمالا به گوشتان خورده است. موضوع انحصار وراثت، بصورت جداگانه و در مطلبی دیگر بررسی خواهد شد.

تاریخچه ارث در ادیان مختلف، به ویژه اسلام

با نظر به ادیان مختلف، این نکته بسیار روشن است که از دیرباز قوانین مختلفی در رابطه با ارث میان تمدن های مختلف رایج بوده است.

دین یهود قوانین خاص خود را در تورات بیان نموده است و دین مسیحیت نیز در انجیل قوانین مختلف ارث را بیان نموده است. در دین مبین اسلام اما علاوه بر اینکه قوانینی در این رابطه در قرآن ذکر شده است، در فقه پویای اسلامی فروض بسیاری از حالات مختلف ارث بیان گشته است. قوانین جاری کشور ما نیز تا حدود زیادی، برگرفته از قوانین اسلامی است.

در زیر، یک نمونه از آیات مبارک قرآن کریم  و یک نمونه از احادیث در رابطه با ارث بیان می شود :

 

  1.  آیه ۱۱ سوره نساء ‌: «یُوصِیکُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ فَإِن کُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَکَ وَ إِن کَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِن کَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ یَکُن لَّهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن کَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آبَآؤُکُمْ وَ أَبناؤُکُمْ لاَتَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعاً فَرِیضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیما حَکِیم»
    حکم خدا در حق فرزندان شما این است که پسر دو برابر دختر ارث برد، پس اگر همه دختر و بیش از دو تن باشند فرض همه دو ثلث [فرض‌ها یعنی سهمیه‌های معیّن ارث، شش نوع است: نصف، رُبع (یک چهارم)، ثُمن (یک هشتم)، سُدس (یک ششم)، ثلث (یک سوم)، ثُلُثان (دو سوم).] ترکه است، و اگر یک دختر باشد نصف، و فرض هر یک از پدر و مادر یک سُدس تَرَکه است در صورتی که میّت را فرزند باشد و اگر فرزند نباشد و وارث منحصر به پدر و مادر بود، در این صورت مادر یک ثلث می‌برد (باقی را پدر)، و اگر میّت را برادرانی باشد در این فرض مادر یک سُدس خواهد برد، پس از آنکه حقّ وصیّت و بدهی که به مال میّت تعلق گرفته جدا شود. شما این را که پدران و فرزندان کدام یک به خیر و صلاح (و به ارث بردن) به شما نزدیکترند نمی‌دانید. (این احکام) فریضه‌ای است که خدا معیّن فرموده، که خدا به هر چیز دانا و آگاه است.
  2. حدیث : رسول خدا صلی الله علیه واله می فرمایند :«من قتل قتیلا فإنه لا یرث وإن لم یکن له وارث غیره، وإن کان ولده أو والده.»، کنز العمال هرکس دیگری را بکشد، ارث نمی برد. اگر چه مقتول وارثی جز قاتل نداشته باشد و اگرچه (مقتول) فرزند او یا پدرش باشد.

ارث در ایران به چه صورت است؟

در قوانین ارث در کشور ما آمده است که وراث به سه طبقه و چندین درجه تقسیم میشوند پیش از اینکه در رابطه با طبقات و درجات ارث بدانیم، باید بدانیم که اگر شخصی از طبقه نزدیکتر وجود داشته باشد، طبقات دیگر وارث محسوب نمی شوند و اگر شخصی از درجه نزدیکتر وجود داشته باشد، درجات دیگر وارث محسوب نمی شوند.

 

طبقه وراث و درجه آنها به شرح زیر است:

طبقه اول :  از جمله اشخاصی هستند که از طریق ولادت رابطه خویشاوندی دارند مثل پدر و پسر،… و از هم ارث می برند ، عبارتند از : درجه اول : پدر و مادر و فرزندان و درجه دوم به بعد:  نوه و نتیجه و نبیره و… طبقه دوم :  در صورتی که شخصی از طبقه اول وجود نداشته باشد، برای شناسایی وراث باید به طبقه دوم رجوع کنیم.
طبقه دوم ارث نیز به دو درجه تقسیم می شوند:
درجه اول: مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها و برادر و خواهر
درجه دوم: فرزندان خواهر و برادر و همچنین و پدر‌ها و مادرهای پدربزرگ‌ ها و مادر بزرگ ها  طبقه سوم :  اعمام (عموها) و عمات ( عمه ها ) و اخوال ( دایی ها ) و خالات (خاله  ها) و اولاد آنها .

در رابطه با ارث همسر نیز لازم به ذکر است که از آنجایی که رابطه همسر با مرحوم یک رابطه نسبی (خونی) نیست و یک رابطه سببی است (به سبب ازدواج)، همسر در این طبقات و درجات جایی ندارد، همسر در قانون ایران و دین اسلام معمولا سهم مشخصی دارد که ابتدا به ساکن از ارث کنار گذاشته شده و سپس مابقی ارث میان دیگر وراث تقسیم میگردد.

در نهایت و با توجه به اینکه آموختن قوانین بسیار گسترده ارث به طور کامل ، مطالعه کتاب ها و گذراندن واحد های دانشگاهی را میطلبد، برای نمونه یکی از حالات ارث یعنی نحوه ارث بری فرزندان از پدر و مادر را که بیشتر در جامعه مشاهده میکنیم را بررسی مینماییم.

طبقه سوم نیز به دو درجه تقسیم می شود :

 

 

  1. عمو و عمه و خاله و دایی پدر و مادر (درجه اول) و فرزندان آن ها (درجه دوم )
  2. عمو و عمه و خاله و دایی درجه (درجه اول) و اولاد انها (درجه دوم )

چگونگی ارث فرزند از مادر و پدر

بسیار رایج و آشناست که پسر دو برابر دختر ارث خواهد برد. اما این تقسیم ارث شرایطی دارد که برای اینکه فرزند از پدر و مادرش ارث ببرد باید وجود داشته باشد.

این شرایط در چند حالت زیر بررسی میگردد:

حالت اول: اگر متوفی پدر و یا مادر در قید حیات نداشته باشد و فقط یک یا چند فرزند داشته باشد، تمام ارث به فرزندان می‌رسد. البته در این موارد در صورتی که همسر وجود داشته باشد، ابتدا سهم وی از اموال به میزان یک هشتم کنار گذاشته می‌شود و سپس بقیه ‌ی اموال بین فرزندان تقسیم می‌گردد. به این صورت که اگر تنها یک یک فرزند وجود داشته باشد، بدون توجه به جنسیت، تمام ارث به وی میرسد. اگر فرزندان متعدد باشند، در صورتی که همه دختر و یا همه پسر باشند، اموال بصورت مساوی تقسیم میشود، اما اگر فرزندان هم دختر و هم پسر باشند، پسران دو برابر دختران ارث خواهند برد.

حالت دوم: در صورت وجود پدر و مادر در کنار فرزندان (یعنی پدر بزرگ و مادر بزرگ فرزندان یا همان پدر و و مادر شخصی که فوت شده است، سهم ایشان، هر کدام یک ششم از اموال است. در صورتی که فرزندان  نیز وجود داشته باشند، فرزندان با قواعد خاصی ارث خواهند برد که شرح آن از حوصله مطلب خارج است.

حالت سوم: تقسیم ارث میان نوه ها در صورتی که فرزندان فوت کرده باشند،  به صورت جایگزینی نسل آن ها انجام می‌شود. به این معنا که اگر نوه پسری باشد، سهم پسر را می‌برد و در صورتی که نوه‌ی دختری باشد، سهم دختر را می برد.

ارث فرزند از نامادری

با توجه به اینکه  علتی که شخص در آن مستحق ارث می باشد قرابت می باشد و قرابت به دو قسمت  نسبی و سببی تقسیم می گردد. در قرابت نسبی  یا باید یکی از دیگری متولد شده باشد مانند مادر و فرزند یا باید منشا واحدی داشته باشند مانند مادر بزرگ و نوه. قرابت سببی صرفا با ازدواج، قرابت ایجاد می گردد و خویشان زن با قوم شوهر هیچ قرابتی ندارند.

یک نوع دیگری از قرابت وجود دارد و آن رضاعی می باشد که ناشی از شیر دادن به طفل با شرایط خاص خود است. در مقوله ارث فرزندان از نامادری هیچ قرابتی بین فرزند و همسر  پدر وجود ندارد که موجب ارث بری فرزندان شوهر زن دوم شوند.

اما همسر دوم در صورتی که خود فرزند داشته باشد  همراه با شوهر دوم زن از اموال او ارث می برند به این صورت که یک چهارم اموال او به شوهر دومش می رسد و بقیه بین فرزندانش تقسیم می شود.

ارث فرزند از مادر  در صورت محروم الارث شدن

شاید در بعضی از فیلم ها و سریال ها دیده باشید که بسیاری از پدر یا مادر ها فرزندانشان را از ارث محروم می کنند و به موجب این عمل، شخص ارث نمی برد اما در عالم حقوق محرومیت از ارث امری کاملا بی معنا می باشد زیرا قواعد ارث دلبخواه شخص صاحب مال نمی باشد که بتواند هر شخصی را داخل در وراث کند یا از آن خارج نماید بلکه در زمان فوت، هر شخصی که بتواند ارث ببرد طبق قانون سهم الارثش تعیین شده و به وی داده می شود.

تنها موردی که مادر می تواند فرزندش را از اموالش محروم کند تا یک سوم از اموالش است آن هم به شکل وصیت به این صورت که در وصیتش مثلا قید نماید که یک سوم اموالش فقط به یک فرزندش برسد اما مادری که نمی خواهد فرزندش ارث ببرد تنها راه حل قانونی صلح عمری کردن اموالش می باشد که با انعقاد عقد صلح عمری با کسی که می خواهد فقط او ارث ببرد در زمان حیاتش مالکیت را به او منتقل می کند اما تا اتمام دوره زندگیش می تواند از آن اموال منفعت ببرد.

تکلیف ارث فرزند مرده از مادر

یکی از شرایط اصلی ارث بردن در کنار مال داشتن شخص فوت شده و نبودن موانع ارث (قتل و کفر لعان و زنا)، زنده بودن وارث هنگام فوت شخص صاحب مال می باشد. حتی اگر فرزند شخص میت باشند نباید قبل از او فوت شده باشند وگرنه فرزندان فرزند مرحوم از مادر مرحوم شده ارث نمی برند.

برای روشن شدن موضوع مثالی در این زمینه کاربردی خواهد بود:

شما فرض کنید که مریم دارای دو فرزند پسر به نام های علی و حسین می باشد  که علی قبل از مرگ مریم تصادف میکند و فوت می شود. چند سال بعد مریم که مادر آن هاست فوت می کند که در این حالت تمام ارث مریم به حسین که در زمان مرگ مادر زنده بوده تعلق دارد نه فرزندان علی. اما زمانی که قبل از فوت مریم هم علی زنده نباشد هم حسین، تنها در این حالت است که فرزندان علی و حسین سهم الارث پدرانشان را می برند.

۱۴ بهمن ۹۹ ، ۱۹:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

صلح‌نامه قطعی ملک چیست؟

صلح قطعی ملک که به معنای انتقال بی‌قید و شرط ملک است. یعنی اگر ملک در رهن بانک باشد، صلح قطعی تا زمان خارج شدن مال از رهن بانک، امکان‌پذیر نیست. پس صلح قطعی به معنای انتقال تمام و کمال مال بدون قید و شرط و بدون وجود محدودیت موقت قانونی است.

۱۱ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

برای عقد صلح‌نامه املاک به کجا مراجعه کنیم؟

برای تنظیم وعقد صلح‌نامه ملکی غیررسمی (صلح عادی) می‌توان به مشاورین املاک یا کارشناسان حقوقی مراجعه کرد. اما برای عقد رسمی صلح‌نامه املاک (صلح‌نامه قطعی ملک)، باید به دفترخانه اسناد رسمی مراجعه نمایید.

۱۱ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر

صلح‌نامه وکالتی چگونه است؟

اگر کسی بخواهد مال یا ملک دیگری را از طرف او صلح نماید، صرف داشتن وکالت‌نامه، نمی‌تواند اقدام به این کار نماید، مگر آنکه صراحتا در آن وکالت‌نامه حق عقد صلح به وی داده شده باشد. این مسئله برای فسخ وکالت‌نامه‌ای صلح‌نامه‌های ملکی هم صدق می‌کند.

۱۱ بهمن ۹۹ ، ۲۲:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
هادی کاویان مهر